چند روزی است که کارم را در دویچه وله شروع کرده ام. محیط آرام و بی تنشی است و قواعد حرفه ای بر آن حکفرماست. احساس خوبی دارم و سعی می کنم خودم را با شرایط آنجا هماهنگ کنم.
گرچه به نظر می رسد دویچه وله رسانه ای محافظه کار و سنتی است اما بخش فارسی تلاش می کند از حداقل انعطاف های موجود برای بهبود وضعیت خود استفاده کند.
در این مورد خواهم نوشت. لینک چند گزارشی که تا امروز برای دویچه وله نوشته ام:
شاید هیچ اعدامی به این صورت تکان دهنده نیست. کسانی اعدام شوند که نه به واسطه اعمال و رفتارشان بلکه تنها برای "عبرت آموزی" دیگران جانشان گرفته شده است.
حکومت ایران از واهمه ادامه اعتراضات و در این برهه زمانی خاص برای ایجاد ترس در میان مردم برای حضور کمرنگ تر در راهپیمایی 22 بهمن دست به قربانی کردن دو نفر زده است.
اقدامی که حتی قابل پیش بینی است در روزهای آینده تکرار گردد. این رفتار در ادامه انتشار تصاویر معترضان و درخواست برای شناسایی آنها قابل بررسی است.
در این اقدامات نکته ای پنهان است. گرچه شاید حکومت با چنین حرکاتی بتواند بر فضای روزهای آینده تاثیرات مقطعی بگذارد اما به واقع وجدان و باور عمومی از یاد نخواهد برد که دو نفر که "پیش از انتخابات" بازدداشت شده بودند به جرم حضور در اعتراضات "پس از انتخابات" به مرگ محکوم شدند.
این قتل درمانی که در سه دهه گذشته به اشکال مختلف نیز از سوی حکومت اعمال شده بود بار دیگر در چهارمین دهه عمر حکومت اسلامی در حال باز تولید و تکرار است.
هر چه از این دست اقدامات افزایش یابد دورنمای تغییر مسالمت آمیز و کم هزینه شرایط تیره تر می گردد. گرچه حکومت به باور خود این افراد را اعدام نمود تا ما عبرت بگیریم اما واقعیت آنست که حکومت نشان داد از گذشته عبرت نگرفته است و شاید در آینده نه چندان دور سرنوشت حاکمان ایران عبرت دیگران گردد.
با یک اسرائیلی همکلاس شده ام. اسمش Eran است و مثل ایران تلفظ می شود. اولین بار که دیدمش از فرهنگ لغت عبری به آلمانی که در دست داشت حدس زدم اهل کدام کشور است.
در اولین دیدار با لبخند از هم پرسیدیم اهل کجایی در حالی که شاید هردو یک جوری می دانستیم. و بعد از پاسخ به این پرسش هر دو خندیدیم اما خنده ای محتاطانه شاید و بیشتر از سر اینکه نشان بدهیم روایت رسمی از رابطه ایران و اسرائیل شامل حال ما نمی شود.
دختر ازبک مسلمانی نیز همکلاس ماست که با حجاب سر کلاس حاضر می شود. با لباس و روسری رنگی زیبا. در اولین معرفی می گوید که متاهل است و یک پسر یکساله دارد. با کمی استرس روی متاهل بودن خود تاکید می کند. باید به تازگی به آلمان آمده باشد.
وقتی استاد از این دختر ازبک می پرسد "پایتخت ایران کجاست" و وی با خونسردی و اعتماد به نفس جواب می دهد اسرائیل قیافه همه دیدنی است. استاد یه وضوح معذب شده و همکلاسی اسرائیلی من با خنده ای همراه با تعجب و کمی استرس شاید با لهجه خاصی فریاد میزند: Nein.
استاد به شوخی به دختر یادآوری می کند که این موضوع خطرناک است و می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند و بهتر است وی سریعتر بیاد بیاورد که پایتخت ایران کجاست و دیگر اسرائیل و ایران را با هم قاطی نکند.
این تنها اتفاق روز اول نیست. استاد از من می پرسد که پایتخت اسرائیل کجاست و من جواب می دهم تل آویو. همکلاسی اسرائیلی با حالتی حاکی از نارضایتی می گوید نه! اورشلیم. و من هم اضافه می کند منظورش همان بیت المقدس است که به باور فلسطینی ها پایتخت کشور فلسطین است؟ بار دیگر استاد دخالت می کند که خوب این هم می تواند درست باشد و بهتر است موضوع را عوض کنیم.
جرس - مهدی محسنی: مهندس بازرگان ، به عنوان اولین نخست وزیر پس از انقلاب 1357 ایران، همواره منادی مشی آزادی خواهانه و اعتدالگرایانه در حیلت سیاسی اش بود. اعتدالی که بسیاری آن روز ها تحمل ننمودند و به مخالفت با وی پرداختند. بازرگان همچنان پس از 15 سال از درگذشتش نماد رواداری و اعتدالجویی است. گرچه آزادی خواهی مهمترین "اتهام" اوست.
مهدی بازرگان در سال۱۲۸۶ در شهر بازرگان آذربایجان غربی به دنیا آمد. بازرگان، سیاستمدار، استاد دانشگاه و پژوهشگر قرآن بود. وی همچنین اولین نخست وزیر ایران بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ (رییس دولت موقت) و نخستین دانشیار دانشگاه تهران بود. مهدی بازرگان، در کنار محمود طالقانی و یدالله سحابی، یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران و همچنین از فعالین در ارتباط با انجمن اسلامی دانشجویان در دانشکده فنی دانشگاه تهران بود.
مهدی بازرگان در سالهای انقلاب مشروطه، در خانوادهای مذهبی متولد شد. پدرش، حاج عباسقلی تبریزی، پس از چندی در تهران مقیم شد و به عنوان یکی از تاجران سرشناس بازار تهران مطرح گردید. مهدی بازرگان پس از تحصیلات مقدماتی، در سال ۱۳۰۶ در میان اولین گروه محصلین ممتاز اعزامی دولت پهلوی قرار گرفت به همراه افرادی چون محمد قریب به کشور فرانسه رفت. او در مدرسه حرفه و فن شهر پاریس در رشتهٔ ترمودینامیک و نساجی تحصیل کرد و پس هفت سال در سال ۱۳۱۳ به ایران بازگشت. مهدی بازرگان اولین نفری است که در تاریخ ایران زیر عنوان بورسیه به تحصیل در کشور دیگری پرداخته است.
همراه با مصدق
وی در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق (رهبر جنبش ملی شدن صنعت نفت) به عنوان رییس هیئت مدیره خلع ید از شرکت نفت انگلیسی به آبادان رفت و به عنوان رییس هیات مدیره موقت شرکت برگزیده شد. اما پس از مدتی به علت برخی کارشکنیها از سوی عوامل مذهبی از این سمت استعفا داد.
جرس - مهدی محسنی: روح الله حسینیان نماینده تندرو مجلس هشتم و از حامیان سرسخت محمود احمدی نژاد که دفاعیات وی از عملکرد سعید امامی در ماجرای قتل های زنجیره ای پاییز 1377 وی را به چهره ای جنجالی تبدیل نمود، در تازه ترین اظهارات خود اتهامات بدون سند و مدرکی را به دولت های گذشته و کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات اخیر وارد نموده است.
حسینیان: والله یک زمانی ما خودمان قاتل بودیم
روح الله حسینیان در زمان وقوع قتل های زنجیره ای مجموعه ای از اظهار نظرها و مصاحبه هایی را انجام داد که در آن ضمن دفاع از سعید امامی اصلاح طلبان را متهم به برنامه ریزی قتل های زنجیره ای نمود. وی همیشه از مدافعان سعید امامی معاون امنیتی و مشاور وزیر اطلاعات و متهم اصلی در جریان قتلهای زنجیرهای بود. پس از انتشار خبر درگذشت سعید امامی بر اثر خوردن داروی نظافت و مرگ وی در بیمارستان، حسینیان مدعی قتل او در بیمارستان توسط هواداران دولت شد.
روحالله حسینیان متولد ۱۳۳۴ در شیراز، روحانی، قاضی و از مقامات اطلاعاتی و سیاسی ایران است. نام مستعار وی در دستگاه اطلاعاتی «خسرو» بودهاست. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در روستای صغاد آباده در ۱۵ سالگی به حوزه علمیه قم و مدرسه ولیعصر و سپس مدرسه حقانی رفت و طی هشت سال از آن فارغ التحصیل شد.
وی از ابتدای دهه ۶۰ وارد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شد و در سال ۱۳۶۲ به سمت قائم مقامی دادستانی انقلاب اسلامی مشهد منصوب شد. جانشینی دادستانی تهران و سیستان و بلوچستان از دیگر پستهای وی بودهاست. دادستان دادگاه ویژه روحانیت تهران، رئیس شعبه ۴ دادگاه ویژه روحانیت، رئیس یکی از دادگاههای عمومی تهران، جانشین نماینده دادگاه انقلاب در وزارت اطلاعات از دیگر پستهای وی در دستگاه قضایی - اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. او در دوران وزارت ریشهری قائم مقام دادستان انقلاب اسلامی در وزارت اطلاعات بود. وی پس از برکناری حجت السلام سید حمید زیارتی (معروف به روحانی) و تغییر هیات امنای مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ریاست این مرکز رسید. وی در این دوره با دستیابی به اسناد و مدارک طبقه بندی شده دوران قبل از انقلاب پیرامون اشخاص به چاپ چندین جلد کتاب پرداخت.
در جریان محاکمه عبدالله نوری (وزیر کشور دولت اول خاتمی و مدیر مسئول روزنامه خرداد) در دادگاه ویژه روحانیت وی از اعضای هیات منصفه دادگاه بود که به توصیه اکید مقامات از حضور در جلسه دادگاه منع شد. او همچنین عضو هیات منصفه دادگاه غلامحسین کرباسچی نیز بود. حسینیان در ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ مشاور سیاسی و امنیتی احمدی نژاد شد.
جرس - مهدی محسنی: در حالی که اخباری مبنی بر توزیع مجلاتی حاوی تصاویر شرکت کنندگان در راهپیمایی عاشورای خونین در تهران منتشر شده است یک مقام انتظامی خبر داد که بیش از 40 نفر از تجمع کنندگان روز عاشورا با همکاری مردم شناسایی و دستگیر شدند. اما برخی منایع مستقل در تهران این اخبار را تایید نکرده و انرا جنگ روانی حکومت پیش از 22 بهمن ماه امسال ارزیابی می کنند.
سایت جرس روز سه شنبه 29 دی ماه خبر داد که در برخی از ایستگاههای متروی تهران تصاویر شرکت کنندگان در راهپیمایی عاشورای تهران توزیع شده است.بر اساس این گزارش توزیع کنندگان از مردم خواسته اند تا چهره معترضین را شناسایی کنند و با شماره تلفن هایی که در این مجلات تصویری قید شده به مقام های امنیتی و نظامی معرفی کنند .
یک شهروند تهرانی که یکی از این مجلات را دریافت کرده به خبرنگار جرس گفت: "من یکی از شرکت کنندگان در مراسم عاشورا و از جمله معترضین به حکومت هستم. من با این شماره ها تماس گرفتم و در پیام گیر آن گفتم که من سردسته آشوبهای اخیر تهران و ایران را می شناسم. این شخص رهبر ایران است و آدرس بیت رهبری را برای آنها گذاشتم." وی افزود: "این تهدید ها بی فایده است. مردم از این کارها نخواهند ترسید بلکه وحشت حکومت را بیش از پیش نشان می دهد. با این کارها اتفاقا در اطلاع رسانی وقایع عاشورای تهران کمک زیادی به جنبش سبز می شود. من به سهم خودم از نیروهای امنیتی و انتظامی در انجام این اقدام تشکر می کنم."
جرس - مهدی محسنی: بر اساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال 2009، ایران از نظر میزان آزادی مطبوعات در میان ۱۷۵ كشور جهان در رده ۱۷۲ قرار گرفته است. این در حالی است که محمد علی رامین ، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی مدعی شده است که "مسئولان از وضعیت مطبوعات ناراضی هستند. حاکمیت از مطبوعات راضی نیست، این وضعیت باید اصلاح شود
در آخرین جدول رده بندی جهانی آزادی مطبوعات كه با توجه به وضعیت آزادی مطبوعات در كشورهای جهان در محدوده زمانی ١٠ شهریور سال ١٣٨٧ تا ١٠ شهریور سال 1388 تنظیم شده ، ایران به ردههای پایین تر جدول سقوط كرده است. در گزارش سال گذشته گزارشگران بدون مرز ایران در میان ۱۷۲ كشور در رده ۱۶۶ قرار داشت. هم اکنون ایران در میان 175 کشور در جایگاه 172 قرار دارد.
توقیف و تحدید مطبوعات مستقل
پس از برگزاری انتخابات روند برخورد با رسانه ، نشریات و روزنامه نگاران منتقد و مستقل شتاب بیشتری گرفت. همچنین در اقدامی کم سابقه دادستان معزول تهران ، سعید مرتضوی با استقرار نماینده در چاپخانه نشریات منتقد پیش از چاپ مطالب آنها را بررسی و نسبت به حذف ، تغییر محتوا و عدم انتشار تصمیم گیری می نمود.
تنها در چهار ماه پس از انتخابات با وجود سانسور شدید و دستگیری ده ها تن از روزنامه نگاران و در برخی موارد به شکل گروهی در دفاتر کارشان ، روزنامه های سراسری کلمه سبز ، اعتماد ملی ، آرمان ، تحلیل روز ، فرهنگ آشتی و سرمایه و اندیشه نو توقیف و لغو امتیاز شدند.
گرچه پیش از این توقیف مطبوعات توسط قوه قضائیه صورت می گرفت اما در این چهار سال و پس از دولت اصلاحات، وزارت ارشاد و هیات نظارت بر مطبوعات نیز به کمک قوه قضائیه آمد تا بار تعطیلی مطبوعات تنها بر دوش قوه قضائیه نباشد.
در همین حال در روندی دیگر وزارت ارشاد با تذکر به مطبوعات در موراد مختلف نسبت به تهدید آنها اقدام می نماید. آذر ماه امسال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به چهار روزنامه سراسری به خاطر آنچه "درج مطالب تفرقه برانگیز" خوانده شده، تذکر کتبی داده است.
استاد ارجمند جناب آقای یوسفی اشکوری در یادداشتی بر آنچه که من در گزارش "شیخ علی تهرانی و رافت رهبری" نقل کرده ام خرده گرفته اند و با طرح دو پرسش اینگونه اشاره می نمایند که: "من نمی دانم که آقای خامنه ای واقعا در حق تهرانی ارفاق رواداشته و به دلیل فامیل بودن رأفت نشان داده یانه، اما اگر چنین هم باشد، کاری خوبی کرده و حداقل از قتل انسانی (هر چند خطاکار و مجرم سیاسی) چشم پوشیده است؛ در این صورت، چه جای سرزنش و ملامت؟! اشکال این نوع برخورد و استدلال این است که نه تنها نفعی به سود کسی ندارد و رأفتی در حق کسی اعمال نمی شود، که چه بسا بر سختگیری ها بیفزاید و بویژه یا بار دیگر آن پیر مرد فرسوده و در انزوا خزیده را به زندان باز گردانند و یا یک عنصر «خودسر»! او را ترور کرده تا از این ملامت برای همیشه رها شوند!"
ایشان در ادامه می افزایند: "البته روشن است که این دوست عزیز قصد آزار ایشان و یا دیگری را نداشته اما در عمل جز این نتیجه ای ندارد و نخواهد داشت. با توجه به این نکات امیدوارم دیگر کسی این حدیث قدیمی و این استدلال شگفت و نخ نما را زنده نکند و بر رنج احتمالی کسی نیفزاید."
در اینجا به نظرم رسید باید نکاتی را ذکر کنم که هم پاسخ به سوالات جناب اشکوری باشد و هم به دیگر کسان که در پی آن گزارش به اشکال مختلف انتقاد و اعتراض خود را بیان داشتند.
اول به ماهیت گزارش نویسی و روزنامه نگاری اشاره می کنم که هر مطلب که نگارش می شود در درون خود جهت گیری هایی را دارد اما در ذات تلاش می شود بی طرفانه و خالی از غرض ورزی -نه لزوما اغراض سیاسی- نگاشته شود. در این گزارش نیز ضمن اشاره به یک واقعه تاریخی و بررسی عملکرد حکومت -و سید علی خامنه ای به عنوان نماد قدرت مطلقه- در قبال وقایع و شرایط مشابه سعی شده است نهایت صدق در روایت لحاظ گردد.
در ثانی حجم عمده این گزارش روایت تاریخی اتفاقاتی است که از پیش از انقلاب تاکنون بر شیخ علی تهرانی گذشته است و نگارنده بدون قضاوت در مورد آنها تنها به نقل مطلب بسنده می کند. قعطن تصمیم در مورد اینکه یک عمر مبارزه "علی آقای تهرانی" به چه صورت گذشته و ارزش گذاری بر رفتار وی با خوانندگان است.
از سوی دیگر آنچه که آقای اشکوری به عنوان ذکر خاطراتی از دوران زندان آقای تهرانی بیان داشته را می توان تایید کننده رفتار توام با مدارا با این روحانی مخالف و به تعبیری آقایان "معاند" دانست. رفتاری که نه در حق حضرت آیت الله العظمی منتظری (ره) از حکومت دیده شد و نه در مورد دیگر روحانیون منتقد و معترض. آنچه بر شخص آقای اشکوری، محسن کدیور، برادران قابل، عبدالله نوری و ده ها روحانی دیگر گذشته گواه این مدعاست.
اما جان کلام در این گزارش نه نقد رافت رهبری و نه شماتت شیخ علی تهرانی که رفتار دوگانه حکومت در قبال مخالفان خود است. مطمئنن اصلاح این رفتار نه در جهت حصر و زندان شیخ علی تهرانی بلکه برخورد همراه با مدارا با منتقدان و مخالفان و حتی کسانی که در پی حکومتی دیگر هستند را دنبال می کند.
اما این استدلال جناب اشکوری که ذکر این داستان نکنیم که نکند حکومت بر سختگیری ها بر آقای تهرانی بیفزاید و یا در جان ایشان طمع کند از جنس استدلال هایی است که دو دهه است ورد زبان حضرت رهبر است!
-در قیاسی البته مع الفارق- وی نیز منتقدان و مخالفان را به سکوت می خواند و از هزینه هایی سخن می گوید که به کشور -بخوانید حکومت ولایی- وارد می گردد و طمعی که ممکن است "دشمن" بنماید و قس علی هذا . . .
باور دارم دانستن "به واقع" حق مردم است و اگر از این دانستن عبرتی حاصل شود و رفتار نا صواب حاکمی عیان گردد و خلق را به فکر وادارد که بپرسند "این بود عدالتی که وعده اش می دادید؟" که مقصود به کف آمده. و اتفاقن پس از این پرسشگری دیگر حکومت به سختی می تواند طمع جان و حال "شیخ" بنماید که خود داستانی دیگر را آغاز می کند و رسوایی بیشتری را در پی خواهد داشت.
جناب استاد! نوک پیکان این گزارش نه شیخ علی تهرانی است و نه شیخ علی تهرانی ها. این گزارش حتی به رهبری و سینه چاکانش نیز بی اعتناست. پرسش واقعی از کسانی است که فکر می کنند در راه تحقق عدالت گام بر می دارند و لشکر حق را جستجو می کنند. کسانی که در اردوگاه یزید در پی حسین بن علی و عدالت علویند . وقت است که پرده ها فرو افتد و عدالت اموی با پرچم سیاه خود پدیدار گردد تا شاید حرّی به سوی مردم باز گردد و مقصود را دریابد.
کم نبودند در این 7 ماه کسانی که اینگونه جایگاه خود یافتند و به جبهه مردم پیوستند. محمد نوری زاد ، او که هم اکنون در زندان بلا گرفتار است نمونه ای روشن از این افراد است. هم او بود که باید یک پرسش ساده راه را آغاز کرد و بدان جا رسید کار که جز در بریدن صدایش راهی برای حکومت نبود. باشد که روزی همه از خواب بیدار شویم و در راهی گام برداریم که به درستی و صلاحمان نزدیکتر باشد.
منبع: جرس
جرس - مهدی محسنی: در ایام انتخابات، میر حسین موسوی حلقه ای از مشاوران مختلف را گرد خود جمع کرده بود که از نظر سابقه سیاسی ، اقتصادی و انقلابی مجموعه ای منحصر به فرد محسوب می شدند. موسوی پیش ازین از مشاورانش به عنوان نقطه قوت عملکردش و به عنوان سالم ترین و بی حاشیه ترین افراد نام برده بود.
در پی تحولات پس از انتخابات و شروع موج گسترده سرکوب، خشونت و بازداشت، اسم تعداد زیادی از مشاورین موسوی نیز در بین اسامی افراد دربند به چشم می خورد.
دستگیری مشاوران ؛ تحدید میر حسین موسوی
از مشاوران و نزدیکان میر حسین موسوی می توان به قربان بهزادیان نژاد، محمد باقریان، سیدعلیرضا حسینی بهشتی، سید محمد رضا حسینی بهشتی، محمد رضا تاجیک ، علیرضا بهشتی شیرازی، حسن عابدی جعفری، محمدرضا واعظ مهدوی، اردشیر امیر ارجمند، علی عرب مازار یزدی، فرشاد مومنی و حمزه غالبی اشاره نمود.
نگاهی به سوابق و عملکرد مشاوران و سابقه خانوادگی آنان می تواند معیار سنجش برخی اتهاماتی باشد که توسط جریانات اقتدارگرای حاکم به موسوی و همراهانش وارد می گردد. همچنین باید به این نکته اشاره نمود که اکثریت این افراد یا در بازداشت به سر می برند و یا چندین بار احضار ، دستگیر و تهدید شده اند تا فعالیت خود را ادامه ندهند.
به نظر می رسد عمده این اقدامات برای آن صورت می گیرد تا در فعالیت های میر حسین موسوی اخلال صورت گیرد.
همچنین با آرام کردن فضا به شکل ظاهری زمینه دستگیری و یا حصر بیش از پیش آقای موسوی فراهم گردد. با این وجود بازداشت افرادی همچون سید علیرضا حسینی بهشتی ، محمد باقریان ، قربان بهزادیان نژاد، علیرضا بهشتی شیرازی و محمدرضا تاجیک که افرادی با سوابق روشن انقلابی محسوب می گردند حتی با نارضایتی بسیاری از جریانات حامی حکومت روبرو شده است.
بسیاری از خانواده های شهدا ، مراجع عظام تقلید و حتی بیت و یاران نزدیک آیت الله خمینی ضمن انتقاد از این شرایط از این افراد و خانواده هایشان حمایت خود را اعلام کردند. به عنوان نمونه پس از آزادی فرزند آیت الله بهشتی ، سید علیرضا حسینی بهشتی در شهریور ماه گذشته، همسر حاج احمد آقای خمینی و سید حسن آقای خمینی نوه امام ، به دیدار آقای بهشتی رفتند و از وی دلجویی نمودند.



