دیروز در دانشگاه موضوع تاسف باری را دیدم و شنیدم.یکی از دوستانم با نشان دادن خانمی که در محوطه ی دانشگاه گشت می زد،اشاره کرد که ایشان دانشجو نیستند و برای یافتن طعمه به اینجا می آیند.منظورش را از طعمه نفهمیدم و خواستم بیشتر توضیح بدهد.با خونسردی تمام گفت:"در یک جمله بخواهم توضیح بدهم اینکه ایشان خانم رئیس است و این دخترهایی که همراهش هستند به نوعی خود جنس".
برق از کله ام پرید.باورش برایم سخت بود.سریعا یک جریان مشابه را به یاد آوردم.دوسال پیش همسر یکی از بازیکنان تیم ملی با مراجعه به یکی ازخوابگاههای دانشگاه اقدام به ضرب شتم چند دختر دانشجو کرد که کار یکی شان به بیمارستان هم کشید.علت را که جویا شدم مشخص شد که یک تیم از دختران دانشجو با کمک خانمی اقدام به ارتباط گرفتن با بازیکنان یکی از تیمهای مطرح اهواز نموده بودند.ظاهرا در قبل این اقدامات مقدار متنابهی پول کسب می کردند.شبیه آن مواردی که به مجاهد خضیراوی نسبت دادند.در این بین همسر این بازیکن از جریان مطلع می شود و در صدد تنبیه این دختران بر می آید و باقی ماجرا.
حالا دوباره تکرار همان موضوع به شکلی علنی ودر عین حال تکان دهنده.یکی از دانشجویان مدعی شد که با "خانم رییس" صحبت کرده و از قیمتها مطلع شده که کمی هم بالا بوده-حتما در مورد طرح تثبیت قیمتها اطلاع نداشته است- همچنین "خانم"مدعی شده اند با بچه های دانشگاه نه.چون قضیه تابلو می شودو نمی خواهند دردانشگاه بپیچد.
دیروز در میان اطرافیان این خانم چند نفری را دیدم که همیشه دوستانم به نیکی از آنها یاد می کردند-البته از آن جهت- و من بر این باوربودم که تا خودم نبینم نباید بپذیرم-که مع الاسف توفیق حاصل نشد-و به تبع فعالیتم در دانشگاه و شناختی که از خانواده برخی از این افراد داشتم همیشه باور کردنش برایم سخت بود که از این قماش آدمها باشند که مشخص شد اشتباه می کردم. متاسفانه اکثر این دخترها، دانشجویان غیر بومی هستند کسانی که از شهرهای دیگر به اهواز آمده اند و به نوعی از قید و بند های خانواده رهایی یافته اند و بعلت کم تجربگی و شرایط نامناسب فرهنگی دچار مشکلاتی از این دست می شوند.
اعتیاد نیز در میان دختران ساکن خوابگاه های دانشجویی بیش از سایرین است.در تحقیقی که چند سال پیش توسط دفتر فرهنگ دانشگاه صورت گرفت-ولیکن از انتشار آن جلوگیری شد و مسولین تصمیم گرفتند بجای بررسی و یافتن راه حل،صورت مساله را پاک کنند و تحقیق را غیرواقعی و مغرضانه بنامند-از مجموع ۲۰۰۰دانشجوی خوابگاه ۴۵۰ نفر به مواد مخدر-بیشتر حشیش- اعتیاد داشته یا بصورت تفریحی مصرف می کردند.
حال در این میان عملکرد دانشگاه در نوع خود بی نظیر بوده است.فکر می کنند با اجباری کردن چادر همه چیز حل شده است.بجای ایجاد فضای با نشات فرهنگی و برنامه های تفریحی به جداکردن اردوهای مختلط روی آورده اند -حتی اردوهای علمی- چون برنامه های فرهنگی و سیاسی بوی توطئه وبی دینی استشمام می کنند که هزینه ی اینگونه فعالیتها را آنچنان بالا برده اند که بی خطر ترین کار فعالیت تجاری-جنسی از نوع فوق الذکر می باشد.ما که خسته شدیم از بس گفتیم و نشنیدند و حتی تنبیه مان هم کردند.تا ببینیم در ازای این نوشته چه حاصل می شود.
» پاورقی:
اینجا بود خواندم که ۵ زندانی در زندان فارس در بند اشرار با تجاوز بیرحمانه به یک نوجوان ۱۷ ساله او را به قتل رساندند.در حالی که جرم این نوجوان تنها سرقت بودو باید در بند جوانان نگهداری می شده.من نمی دانم به کجای این وضعیت دلمان را خوش کنیم!؟
حالا دوباره تکرار همان موضوع به شکلی علنی ودر عین حال تکان دهنده.یکی از دانشجویان مدعی شد که با "خانم رییس" صحبت کرده و از قیمتها مطلع شده که کمی هم بالا بوده-حتما در مورد طرح تثبیت قیمتها اطلاع نداشته است- همچنین "خانم"مدعی شده اند با بچه های دانشگاه نه.چون قضیه تابلو می شودو نمی خواهند دردانشگاه بپیچد.
دیروز در میان اطرافیان این خانم چند نفری را دیدم که همیشه دوستانم به نیکی از آنها یاد می کردند-البته از آن جهت- و من بر این باوربودم که تا خودم نبینم نباید بپذیرم-که مع الاسف توفیق حاصل نشد-و به تبع فعالیتم در دانشگاه و شناختی که از خانواده برخی از این افراد داشتم همیشه باور کردنش برایم سخت بود که از این قماش آدمها باشند که مشخص شد اشتباه می کردم. متاسفانه اکثر این دخترها، دانشجویان غیر بومی هستند کسانی که از شهرهای دیگر به اهواز آمده اند و به نوعی از قید و بند های خانواده رهایی یافته اند و بعلت کم تجربگی و شرایط نامناسب فرهنگی دچار مشکلاتی از این دست می شوند.
اعتیاد نیز در میان دختران ساکن خوابگاه های دانشجویی بیش از سایرین است.در تحقیقی که چند سال پیش توسط دفتر فرهنگ دانشگاه صورت گرفت-ولیکن از انتشار آن جلوگیری شد و مسولین تصمیم گرفتند بجای بررسی و یافتن راه حل،صورت مساله را پاک کنند و تحقیق را غیرواقعی و مغرضانه بنامند-از مجموع ۲۰۰۰دانشجوی خوابگاه ۴۵۰ نفر به مواد مخدر-بیشتر حشیش- اعتیاد داشته یا بصورت تفریحی مصرف می کردند.
حال در این میان عملکرد دانشگاه در نوع خود بی نظیر بوده است.فکر می کنند با اجباری کردن چادر همه چیز حل شده است.بجای ایجاد فضای با نشات فرهنگی و برنامه های تفریحی به جداکردن اردوهای مختلط روی آورده اند -حتی اردوهای علمی- چون برنامه های فرهنگی و سیاسی بوی توطئه وبی دینی استشمام می کنند که هزینه ی اینگونه فعالیتها را آنچنان بالا برده اند که بی خطر ترین کار فعالیت تجاری-جنسی از نوع فوق الذکر می باشد.ما که خسته شدیم از بس گفتیم و نشنیدند و حتی تنبیه مان هم کردند.تا ببینیم در ازای این نوشته چه حاصل می شود.
» پاورقی:
اینجا بود خواندم که ۵ زندانی در زندان فارس در بند اشرار با تجاوز بیرحمانه به یک نوجوان ۱۷ ساله او را به قتل رساندند.در حالی که جرم این نوجوان تنها سرقت بودو باید در بند جوانان نگهداری می شده.من نمی دانم به کجای این وضعیت دلمان را خوش کنیم!؟
برچسب
مطالب مرتبط
- افزایش اعتیاد نوجوانان و بی برنامگی نهادهای مسئول
- برخورد با دانشجویان ادامه دارد؛ دولت در جستجوی راه حل نهایی
- تکمیل پروژه نیمه تمام تصفیه اساتید منتقد
- مرگ دیکتاتوری نزدیک است
- نسلی که با فریاد «مرگ بر دیکتاتور» متولد خواهد شد
- این فیلم یک اعدامی فرداست!
- سکس را دوباره ترجمه کنیم*
- دختر گفت من فروشی هستم
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/21
نظرات
نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:




