بحث در مورد سکس و مسایل جنسی از آن مقولات مغفول مانده ی جامعه ماست.مغفول دو عامل اول نوع روابط اجتماعی حاکم بر جامعه که به شدت متاثر از سنت و مذهب در ایران می باشد تا جایی که بر مباحث علمی نیز تاثیرگذار است.و دوم مرامنامه ی حکومت در مقولاتی که جامعه-و بخصوص طبقه روحانیت- ممکن است نسبت به آن واکنش منفی نشان دهد.در این موارد حکومت سعی می نماید-حتی بر خلاف مصلحت جامعه-از بروز تنشهای اجتماعی با طبقه ی سنتی جلوگیری نماید.پرواضح است که مورد دوم رابطه مستقیمی با عامل اول دارد.
با این وجود نگاه و بینش روشنی در جامعه جوان ایران در حال شکل گیری است که می تواند به حل بحران جنسی در ایران کمک نماید و آن چراکه به زعم من آنارشیسم جنسی می دانم مهار و یا کنترل نماید.باید در این مورد بیشتر دانست و بیشتر نوشت.آگاهی تنها راه نجات است.
با این وجود نگاه و بینش روشنی در جامعه جوان ایران در حال شکل گیری است که می تواند به حل بحران جنسی در ایران کمک نماید و آن چراکه به زعم من آنارشیسم جنسی می دانم مهار و یا کنترل نماید.باید در این مورد بیشتر دانست و بیشتر نوشت.آگاهی تنها راه نجات است.
درمورد مطلب پیشین با عنوان آنارشیسم جنسی برادر عزیزم یک نظر بسیاردرخورتوجه برایم نوشته است که عینا در زیر نقل می کنم:
«در اینجا-[هندوستان و شهر دانشگاهی پونا]-خیابانی هست معلوم الحال به نام "لاکشی می رود" و در جوار همین خیابان مر کز فروش عمده کتب درسی و دانشگاهی که اکثر دانش آموزان و دانشجویان ناگذیر باید سالانه چند بار از آنجا خرید کنند.عموما دانشجویان -چه فارینال و یا چه هندی- برای رفتن به این مرکز خرید مسیری را انتخاب میکنند که از میان خیابانهای مشخص "لاکشی می رود" نگذرد.چه برسد به حضور در این-به قول آن دوستمان-بیزینس.حتی در ساعات مشخص پلیس رفت و آمد را در آنجا کنترل می کند.همه چیز-لااقل ظاهرا-کنترل شده است.
دیسکو ها، نایت کلابها ،بارها و تمام مراکز اینچنینی محدودیتهای سنی دارند.رسانه های تصویری هر هفته برنامه هایی -در قالب فیلم و مستند-برای بالا بردن آگاهی افراد از مقوله سکس ارائه می دهد.برای ورود به دانشگاه در مدیسن تست وجود دارد،برای افرادی که دارای شرایط مقررات نباشند اجیبلیتی فرم -[فرم پذیرش]صادر نمی شود.بله! در اینجا به هارلوتاری[روسپیگری]-نه موردی و برای هر کسی در هر طبقه ای- به منظر یک شغل نگاه می شود.به نظر من در ایران هنوز هیچکس اسم آلت تناسلی خود را به درستی نمی داند.[احتملا به بخشی از مقدمه مطلب پیشین اشاره دارد].»
کاملا با نظر او موافق.روابط جنسی و نیاز جامعه قابل انکار نیست اما هرج و مرج جنسی قابل اغماض و گذشت نیست و نباید در برابر آن سکوت کرد.ادامه این وضعیت جز فروپاشی روابط اجتماعی و تضعیف احساسات انسانی چیز دیگری در پی نخواهد داشت.
از طرفی صادق نیز نظری متفاوت با همه دارد:
« نمی فهممتان نه تو و نه سعید را چرا که به نظر من سکس یک مفهوم متعالی است که پس از یک رابطه روحی شدید حاصل میشود. آنان را که با پرداخت کمی پول تن به لذتی ناپایدار میسپارند نمی فهمم ،چرا که این کار نه تنها ارضای روحی نمی کند که بدتر عطش را زیاد می کند.
اما آنان که در مقابل کمی پول تن خود این بزرگترین داراییشان را به حراج می گذارند میفهمم که گناهشان(اگر گناهی مرتکب شده باشند) به گردن انهایی است که 27 سال است قرار است پول نفت را به سر سفره های تنگدستان بیاورند(بگذریم که سر سفره آوردند اما سفره...)اما آن نوع سکس که از پس یک رابطه روحی عاشقانه بیرون میاید را ستایش میکنم حتی اگر از قید و بند ازدواج بیرون باشد.»
این نیز جنبه ی دیگر بحث است که من از وارد شدن به آن پرهیز کردم.ولی می شود در مورد آن نیز بحثی جداگانه کرد.آیا سکس یک مقوله ی مقدس است یا همچون غذا و پوشاک یک نیاز که باید به شکلی برطرف شود.این موضوع از ان مقولات پر تنش است که به آن نیز خواهم پرداخت.
«در اینجا-[هندوستان و شهر دانشگاهی پونا]-خیابانی هست معلوم الحال به نام "لاکشی می رود" و در جوار همین خیابان مر کز فروش عمده کتب درسی و دانشگاهی که اکثر دانش آموزان و دانشجویان ناگذیر باید سالانه چند بار از آنجا خرید کنند.عموما دانشجویان -چه فارینال و یا چه هندی- برای رفتن به این مرکز خرید مسیری را انتخاب میکنند که از میان خیابانهای مشخص "لاکشی می رود" نگذرد.چه برسد به حضور در این-به قول آن دوستمان-بیزینس.حتی در ساعات مشخص پلیس رفت و آمد را در آنجا کنترل می کند.همه چیز-لااقل ظاهرا-کنترل شده است.
دیسکو ها، نایت کلابها ،بارها و تمام مراکز اینچنینی محدودیتهای سنی دارند.رسانه های تصویری هر هفته برنامه هایی -در قالب فیلم و مستند-برای بالا بردن آگاهی افراد از مقوله سکس ارائه می دهد.برای ورود به دانشگاه در مدیسن تست وجود دارد،برای افرادی که دارای شرایط مقررات نباشند اجیبلیتی فرم -[فرم پذیرش]صادر نمی شود.بله! در اینجا به هارلوتاری[روسپیگری]-نه موردی و برای هر کسی در هر طبقه ای- به منظر یک شغل نگاه می شود.به نظر من در ایران هنوز هیچکس اسم آلت تناسلی خود را به درستی نمی داند.[احتملا به بخشی از مقدمه مطلب پیشین اشاره دارد].»
کاملا با نظر او موافق.روابط جنسی و نیاز جامعه قابل انکار نیست اما هرج و مرج جنسی قابل اغماض و گذشت نیست و نباید در برابر آن سکوت کرد.ادامه این وضعیت جز فروپاشی روابط اجتماعی و تضعیف احساسات انسانی چیز دیگری در پی نخواهد داشت.
از طرفی صادق نیز نظری متفاوت با همه دارد:
« نمی فهممتان نه تو و نه سعید را چرا که به نظر من سکس یک مفهوم متعالی است که پس از یک رابطه روحی شدید حاصل میشود. آنان را که با پرداخت کمی پول تن به لذتی ناپایدار میسپارند نمی فهمم ،چرا که این کار نه تنها ارضای روحی نمی کند که بدتر عطش را زیاد می کند.
اما آنان که در مقابل کمی پول تن خود این بزرگترین داراییشان را به حراج می گذارند میفهمم که گناهشان(اگر گناهی مرتکب شده باشند) به گردن انهایی است که 27 سال است قرار است پول نفت را به سر سفره های تنگدستان بیاورند(بگذریم که سر سفره آوردند اما سفره...)اما آن نوع سکس که از پس یک رابطه روحی عاشقانه بیرون میاید را ستایش میکنم حتی اگر از قید و بند ازدواج بیرون باشد.»
این نیز جنبه ی دیگر بحث است که من از وارد شدن به آن پرهیز کردم.ولی می شود در مورد آن نیز بحثی جداگانه کرد.آیا سکس یک مقوله ی مقدس است یا همچون غذا و پوشاک یک نیاز که باید به شکلی برطرف شود.این موضوع از ان مقولات پر تنش است که به آن نیز خواهم پرداخت.




