مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و دانش آموخته مهندسی عمران ، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم.

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




عجیب است شاید اگر در این زمانه برای سر بریده شدن حیوانی دلسوزی کنی. شاید هم برای ما عجیب باشد. مایی که از کودکی هایمان همیشه صحنه ی قربانی کردن حیوانات را دیده ایم.

تازگی ها هم که روزهایمان پر شده از فیلمهای مربوط به بریدن سر انسان به نام خداوندگار. یا چیزهایی به وحشتناکی سنگسار و یا بریدن دست و پا به نام جاری نمودن حد الهی. حالا بخواهی در این روزگار برای بریده شدن سر گوسفندی ابراز ناراحتی کنی شاید بنظر مضحک بیاید.

اما نمی دانم چه فرقی داشت اینبار. خرخره اش را هنوز کامل نبریده بود اما خون جاری شد زیر پای عروس و داماد. قصاب پایش را گذاشته بود روی گردنش که نتواند تکان بخورد. عروس و داماد که رد شدند در میان دست و پا زدنهای حیوان گلویش را برید.

پاورقی:
» عکس: خون بس [نگاتیو]

برچسب


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/126

نظرات


از همان هنگام که بشر برای ارضای هوسها و منفعت خود ، حیوانات را به اسارت کشید ، انسان خود را محق دانست برای هر کاری و دقیقا همین روند را اربابان دین که خود را چوپان و هدایت کننده بشر میدانند دنبال میکنند و بر همین اساس میبینیم انسانهای دیگر را میکشند و تازیانه میزنند و آبرو و اموال و جانشان را بدون کمترین احساس ناراحتی به یغما میبرند.

فرهاد || ۱۹:۱۰ شنبه ۶ آبانماه ۱۳۸۵


چه متن تلخی ! به نظرم اوج وحشیگری است ...
"من كه از پژمردن يك شاخه گل
از نگاه ساكت يك كودك بيمار
از فغان يك قناري در قفس
...
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
....."
مشیری

نرگس || ۱۹:۲۸ شنبه ۶ آبانماه ۱۳۸۵


بهه!! کجای کاری بابا !! ما گوسفند زیر پای عروس قوربونی نکردیم ده ساله داریم غر میخوریم !! از من میشنوفی یه گوسفند ارزش یه عمر غرو نداره ! آره داش !!!

من و پری || ۲۲:۵۲ شنبه ۶ آبانماه ۱۳۸۵


یعنی فقط واسه خانوم زیتون میتونید یه قالب طراحی کنید؟ هیشکی منو ....

زن تسخیر شده || ۱۹:۱۶ یکشنبه ۷ آبانماه ۱۳۸۵


سلام بر مهدی محسنی. جوان حساس زود رنج و عاطفی که سر بریدن حیوانات دچار عذاب روحیش می کند اما جنایات بی شرمانه رژیم نژاد پرست اسرائیل و بدبختی و گرسنگی و فلاکت میلیونها انسان در افریقا و جاهای دیگر او را حتی به فکر هم وا نمی دارد. فکر نمی کند همانهایی که بحث های دسته چندمی مثل مجازات سنگسار که مصادیقش اگر هست به عدد انگشتهای دست نمی رسد را این قدر برای ما بزرگ جلوه دادند خود چه فجایعی را برای بشریت نیافریده اند....
مقدمه هر امر واجبی واجب است. مقدمه ی آزادی آزاد اندیشی است. بیایید محض آزادی هم که شده، قدری آزاداندیش باشیم. بدرود.
در ضمن یه سری هم به وبلاگ ما بزن. جداً دوست دارم در مورد مطالبی که نوشتم نظرت رو جویا بشم. منتظرم

مرتضی شیرانی || ۰۱:۴۱ یکشنبه ۱۴ آبانماه ۱۳۸۵


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: