اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. عرصه ی سیاست ایران نیز دچار همین دوگانگی هاست. و به همین دلیل است که شاید سیاست مداری مستمر وجود ندارد. و به همان میزان سیاست ورزی مدام.
سیاستمداران خسته می شوند و به مرخصی می روند و چه زود هم خسته می شوند. و این خصلتشان اولین چیزی است که به نسل بعدی خود نیز آموزش می دهند.
میان رئالیسم و ایدآلیسم دست و پا زدن آدمی را کلافه می کند. وقتی که سیاست پیشگان شعارهای ایدآلیستی می دهند و عملکردی واقعگرایانه دارند. بیش از پیش دچار تناقض می شوی.
اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. و ما محکومیم که بپذیریم سیاست وزری و واقعگرایی لازمه ی این دوران است. با سرافرازی باید سرمان را بالا بگیریم و بگوییم: سیاست عرصه واقع گرایی است و ایدالیسم افساری بر فضای ذهنی درونی شاید.
برچسب
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/225
نظرات
رئاليسم سياست ما چيزي نيست جز اينكه ما بايد به خيالپردازي در ايداليسمها دلخوش باشيم
Persian Girl || ۱۷:۱۹ یکشنبه ۲۴ دیماه ۱۳۸۵ به نظر شازده :متاسفانه در كشوري زندگي ميكنيم كه مردمش دلخوش به شعارهاي ايداليسمي هستند حتي اگر به آنها اعتقاد نداشته باشند.
پ ن : شازده نيز فرزند كارون هست
سکوت میکنیم . مرگ شادمانی است . شاید جنس دنیای دیگه بهتر باشه . عاری از همه چیز . خسته ایم .
پوتین || ۰۰:۳۸ دوشنبه ۲۵ دیماه ۱۳۸۵اگه جامعه خالی از تفکرات ایده الیستی بشه عین مرداب راکد می شه، در عین حال عنان افکار ایده آلیستی هم نباید از دست واقع گرایی خارج بشه که در این صورت ترمز می بره.
مَتَتی || ۰۹:۵۹ دوشنبه ۲۵ دیماه ۱۳۸۵ایدآلیسم از آنچه باید بشود حرف می زند. رآلیسم از آنچه هست. ایدآلیسم شیرین است مثل هرآنچه دوستش داری . رآلیسم اما تلخ و گزنده. من نه ایدآلیسم می بینم، نه رآلیسم. ناراستی و کژی، حماقت و سکوت، تنها چیزی است که می بینم. وقتی مردان سرزمین من در تاکسی شاعر می شوند و فیلسوفانه اندیشه می کنند، وقتی زنان سرزمین من از حتا درنگی اندیشیدن منع شده اند، دروغ است که نفس می کشیم. اینجا نه رآلیسم می بینم، نه ایدآلیسم.
شاید هم مشکل این است که ما مردمی صلح دوست هستیم. بی خود نیست که ما را آریایی و نجیب معنا کرده اند، ما از جنگ گریزانیم. از این روست که کنار می آییم. در این همه دوگانگی ها غرقیم و همچنان نفس می کشیم. و چه خوب هم نفس می کشیم. سازگاریم دیگر... کاری هم نمی توان کرد. حرف می زنیم و حرف می زنیم و حرف می زنیم...
ف ی ر و ز ه || ۲۳:۲۶ سه شنبه ۲۶ دیماه ۱۳۸۵نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:



