متن بالا جملات ابتدایی مطلبی است که سید محمد ابطحی، وبلاگ نویس اصلاح طلب و از نزدیکان سید محمد خاتمی در وبلاگش نوشته است. ابطحی دقیقا موضوعی را تایید می کند که بسیاری بخشی از مشکلات انتخابات ایران می دانند.
پیش از این نیز در مطلبی با عنوان رفرم خواهان راحت طلب به مشکلات ساختاری جمهوری اسلامی اشاره نمودم:«نظارت استصوابی این حق را به بخشی از حاکمیت داده است تا در دوره های مختلف نسبت به قوت و ضعف رقبای انتخاباتی تصمیم گیری نماید.»
ابطحی راه حل این مشکل را اینگونه ارائه می کند: «بهترین امکان برای به دست آوردن اکثریت کرسی های مجلس این است که افرادی کاندیدا شوند که شورای نگهبان نتواند آنان را به هیچ بهانه ای رد کند و یا اگر رد کرد همه ی اهل انصاف کشور آنان را ملامت کنند.»
قصد ندارم به تکرار دلایل بی نتیجه بودن اصرار به مشارکت حداکثری در حالی که مشکلات ساختاری وجود دارد و هیچ دور نمایی برای بهبود وضعیت نیست بپردازم اما سوالاتی را از محمد ابطحی دوست داشتنی می پرسم و امیدوارم که پاسخ هایی روشن دریافت کنم:
جناب ابطحی شما بهترین راه را کاندیدا شدن افرادی می دانید که شورای نگهبان نتواند به هیچ بهانه ای آنها را رد کند، در این حالت آیا در حلقه ی اصلاح طلبان کسی باقی می ماند؟
شما می دانید در مجلس ششم معروف به اصلاحات، بی اعتقادی و کم اعتقادی برخی به رفرم خواهی ضربات جبران ناپذیری را به جنبش رفرم خواهان وارد نمود در این شرایط چگونه می توان آزموده ناموفقی را بار دیگر تکرار کرد و به مجلس ضعیفی دل خوش بود؟
جناب ابطحی این نکته اشاره فرموردید کسانی معرفی شوند که اگر رد شدند همه ی اهل انصاف کشور شورای نگهبان را ملامت کنند، حال سوال اینست از نمد ملامت اهل انصاف چه کلاهی برای اصلاح طلبان تهیه می شود؟
شما بخوبی می دانید حتی اگر بر فرض محال مجلس اصلاح طلبی قوی تشکیل شود در تضاد منافع با نهادهای انتصابی، وزن ناچیزی خواهد داشت همانند آنچه در جریان تغییر قانون مطبوعات بر سر مجلس ششم رفت.
برای این مشکل چه راه حلی می توان ارائه نمود؟ جز اینکه در مسائل اینچنین نیز مجلس سکوت کند تا خشم انتصابیون را به همراه نداشته باشد؟
آقای ابطحی می پذیرم که کشور در زمان دولت و مجلس اصلاحات شرایط بهتری را داشت اما تا چه زمانی باید بزرگان عرصه سیاست حکومت الیگارشی سنتی-دینی را تقدیر این مملکت بخوانند و برای تغییر شرایط تلاشی نکنند؟
این سوالات شاید بیشتر پرسش های کسی باشد که یک دهه یعنی بیش از یک سوم زندگی اش را به امید رفرم و در کنار اصلاح طلبان سپری نموده و هنوز معتقد است اصلاح طلبان شاید آخرین امید تغییرات مسالمت آمیز باشند.
در همین زمینه:
» یک مطلب و یک نظر [نیک آهنگ کوثر]
برچسب
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/668
نظرات
من هم با خشونت از هر نوعي مخالف هستم . خواستم مطالب مربوط به سنگسار را بخوان كه متاسفانه باز نمي شد !
اینکه فقط کسانی در انتخابات شرکت کنند که اطمینان از تایید صلاحیتشون وجود داشته باشه گفته ای جفنگ به حساب میاد .(( من عادت به این نوع صحبت کردن ندارم اما تنها صفتی که برازنده این توصیه مناسب دیدم همین کلمه بود)).
به نظر من میبایست تعداد زیادی از افراد طالب اصلاح کاندیدا بشن تا در صورت رد صلاحیت عده ای هنوز به تعداد کافی گزینه در اختیار مردم باقی مونده باشه.
ایمان دارم که این کار ممکنه.
حتی اگر یک در 1000 این مسئله تحقق پیدا نکنه و شورای نگهبان همه رو از دم تیغ بگذرونه (که در صورت کثرت گزینه های طالب اصلاح بعید به نظر میرسه) باز هم حرکت ما تمرین دموکراسی بوده و این مسئله دیکتاتوری رو پر رنگ تر از قبل عیان میکنه و یک قدم به جلو حرکت کردیم
سهیل || ۰۲:۲۳ یکشنبه ۲۴ تیرماه ۱۳۸۶سلام. تو آدرس زیر یه لوگو هست. اگه در اون باره با من موافقید ممنون می شم اون رو در وبلاگتون نصب کنید:
http://mattati.blogspot.com/2007/07/election0.html
آیا اصولن چنین افرادی که هم اصلاحطلب باشند و هم مورد تایید شورای نگهبان، در ایران یافت میشود؟
نوشتهی شما در بلاگنیوز لینک شد.
سلام مهدی
به نظر من تو یه چیزی رو درست متوجه نشدی: در مرحله فعلی، بهتره کسانی به مجلس بروند که "خطر" کمتری داشته باشند.
الان مهم اینه که این جماعتی که نیروی انتظامی رو وادار به تشدید طرح امنیت اجتماعی کردن، قدرتشون تا حدودی کم بشه.
ما الان وضعمون اونقدرا هم خوب نیست که سیمون دوبوار بفرستیم مجلس. ما باید به همین آدمای هاف هافو قناعت کنیم تا به مرور، با بهتر شدن وضع اقتصادی کشور و افزایش دغدغه های غیر مالی مردم، اوضاع خود به خود تلطیف بشه.
این منطقی ترین و واقع بینانه ترین مطلبی بود که در این مدت وبلاگ نویسیت در مورد اصلاحات خوندم....دوست عزیز من با شما نکات افتراق فکری زیادی داشتم ودارم از این جمله که من هیچ اعتقادی به اصلاح یک سیستم توتالیتر ندارم و البته این به معنای طرفداری من از خط مشی خشونت طلبی نیست....حال که این صحبتها رو کردید لازمه من این نکته رو اضافه کنم....فراموش نکنید در جهان امروز یک حکومت توتالیتر برای اینکه قدرت رو در اختیار داشته باشه دیگه مثل سابق نمیتونه تنها از اهرم زور و فشار استفاده کنه و میبایست به انحای مختلف هم برای مصرف مخالفان داخلی و هم خارجی مردم رو با خودش همراه جلوه بده....زمانیکه شما زور داشته باشید به راحتی بوسیله بازی با اهرم فشار میتونید مردم رو دچار استیصال کنید و به انچه که میخواید وادار کنید..... در همه صحنه ها حکومت با ایجاد شرایط انتخاب بین بد و بدتر و فشارهایی که گاه و بیگاه بر گرده ی مردم وارد میکنه اونها رو وادار میکنه به صحنه بیان و حال اونکه از این درماندگی مردم به بهترین شکلی که میخواد چه در بین خود اونها و چه در خارج از مرزهای جغرافیایی استفاده تبلیغاتی میکنه و نهایتا کار خودشو پیش میبره....نمیخوام بگم همه مهره و سر سپرده هستند....خیلیها بدون اینکه بخوان و بدونن وارد این چرخه ی کثیف میشن.... و بعضی وختام که تا گلو در لجن گیر میکنی دیگه ترجیح میدی که بهش فکر نکنی....این قضیه فشار تا حد مرگ و راضی کردن به تب تمام سیاست های نظام رو تشکیل میده و فقط به موضوع مشارکت مردمی خلاصه نمیشه.....کمی در نحوه ی افزایش قیمت اقلام مختلف در طول 28 سال تامل کنید.... همیشه دو قدم در جهت فشار و یک قدم به عقب برای کمی تنفس و روز به روز فضا تنگ تر و موقعیت سخت تر بدون اینکه حتی آب از آب تکون بخوره....تا به کجا ما باید به این سرنوشت گره بخوریم....تا حالا فکرشو کردید؟!
آریا || ۰۲:۵۰ دوشنبه ۲۵ تیرماه ۱۳۸۶این جا هم لینک های کنار صفحه ات فیلتر شد
:(
دوست عزیز من بر خلاف شما با نظر ابطحی یه جورایی موافقم.. ما نمیتونیم همه بازی را با هم ببریم ولی قدم به قدم میشه اشتباهی که توی انتخابات ریاست جمهوری انجام شد دیگه نباید اتفاق بیفته!! حالا چون نهاد های انتصابی هست ما کوچکترین کاری را هم که می تونیم نباید بکنیم؟؟ به نظر من اوضاع خیلی خرابتر از این حرفاست و باید به نحوی این گروه جدید تازه قدرت گرفته را کنترل کرد
حامد || ۲۱:۰۴ دوشنبه ۲۵ تیرماه ۱۳۸۶زنان بي ادعا(۱)
با مشقت می تازند!
http://maryammajd.persianblog.com/
نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:




