یک موجودی خواهم بود توخالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بدبین، کینه دار، عقده دار، بی تاب، بی روح، بی دل، بی روشنی، بی شیرینی، بی انتظار، بیهوده، منی بی تو یعنی هیچ!
ای آزادی!
من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم ، از باید بیزارم ، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.

ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام !
و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.
اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.
من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟
خودسازی انقلابی - دکتر علی شریعتی
برچسب
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1509
نظرات
خدا رحمت کنه دکتر شریعتی رو...جاش تو این دوره و زمونه سرگردانی و بی هویتی و تزویر و ریا خیلی خالیه...
عباس ناصری || ۱۸:۲۴ چهارشنبه ۲۹ خردادماه ۱۳۸۷شريعتیبرایامروز
شريعتیمینويسد:
«تصورنفرمائيدكهماازاينكهشاهدازدستدادنيكیازپناههایبزرگ ايمانواميدخويشيم،متاسفنيستيم؛زيراوقتیمرجعبزرگمردم،در خانهاشرابهرویمردممیبندد،درهایپنهانیازپشتبازمیشودبه رویكسانیكهاقبالشان،ادبارمردمرابهسادگیجبرانمیتواندكرد؛ ولیمردمبیپناهوقتیدرخانۀايمانواميدخويشرابهرویخودبسته میبينند،آوارهمیمانندوبهسادگینمیتوانندراهشانراعوضكنندو بهدرگاهديگریرویآورند.
ايناستكهبسياربودهاندمردانمحبوبیكهدينرابهدنيادادهاندومقامو موقعیراكهبهنامخداگرفتهاند،بهخريدارانفروختهاندوازنردبانايمانو اخلاصمردم،بربامقدرتبالارفتهاندوازكُنجمحراب،بهگَنجخواجهنقب زدهاندوياازقصرخاقانسردرآوردهاندوازپيشرویمردمبرخاستهاندودر پيشگاهدشمنانمردم،زانوزدهاندوسرازسجدۀخدابرداشتهاندودربرابر خداوندان،كمربهركوعخمكردهاندوسربهسجودآوردهاندوبههرحال بسيارندرجالمشهورتقویوتقديس،علمودين،آزادیومردمكهاندك اندك،ياناگهان،بهارادۀآگاهخويشويادسيسسهواغوایپنهانكارانو اطرافيان،راهشانراعوضكردهاندوقبلهشانراتغييردادهاندو«خداحافظ
مردم!»گفتهاند.1]
۱۵سالداشتم[2]كهتوسطيكیازدوستانبااوليننوشتهدكتر علیشريعتی،كهبهصورتدستنويسازنوارپيادهشدهبودوتحتعنوان:
«سازمانچاپوانتشاراتخونگی»،دستبهدستمیگشت،بنام: «اسلامشناسی،فلسفۀتقديرعلمیتاريخدرس25»همراهبادونوار ازصدایايشان:«خودآگاهیاستحمار»و«مسئوليتشيعهبودن»را خواندموشنيدم؛راستشآنزمانبرايمكمیثقيلبود.
درسرفصلیازايندستنويسبنام:«زبانعلم،زبانسياست»آمدهبود:
«ماركسكهتاعالِماستكتاب«پرودن»رابرایكارگرانكتابیروشنگرانه میداند،چونواردمبارزاتسياسیمیشودودرپیجانشيناو، شديدترينحملههاراآغازمیكند،خودرافيلسوفوجامعهشناس میخواندو«پرودون»رااديبلفاظیكهنهپايگاهطبقاتیداردونهپايگاه اعتقادیوايدئولوژيكی.چنينحملهكردنیطبيعیاست.چوندرمبارزات سياسیبرایجلبطبقۀكارگروشكستندشمنوطرحكردنخودو بدستگرفتنرهبریعمومیكارگران،كسیپيروزمیشودكه شعارهايیتندترومتناسبترنسبتبهوضعموجود،وموردنيازتروخشم آميزوقاطعوروشنوبیترديدويكجهتترازشعارهایرقيبداشتهباشد.
ازاينجاستكهزبانعلموزبانسياستجدامیشوند.چراكهعالِمدريك مجمععلمیمیتواندبگويدكهمثلاايناعتقادوايدئولوژیمناستبر اساستوانائیهایعلمیوعقلیوفكریوتجربیوسنیام؛و نمیتوانمتعهدكنمكهاينهمه،صددرصددرستباشدوهميشهبدانها معتقدبمانم.همچنانكهدرهركلاسیومجمعیگفتهامومیگويم، نوشتهامومینويسم،امادرعوضايناطمينانرامیدهمكههرچه بگذرد،زبانمفرقمیكندوانديشهاموسعتمیيابدوبهآنچهكهبيشاز اينگفتهونوشتهامبیاعتقادمیشوموتجديدنظردارم.اكنونبهنظرم چنيناستوعقيدهاماين؛تاديگرانچهبگويندوچهنقدوپاسخیداشته باشندكهاگرراهیدرستتربنمايند؛همهراتصحيحخواهمكردوآنچهراكه لازمباشدتغييرخواهمداد....اماكدامسياستمداریاستكهبتوانددر برابرانبوهمردمبايستدوبگويد:اينهااعتقاداتمنوحزبمناست.ودركنارمان احزابديگریهستندكهشايدايدئولوژیراضیكنندهتریداشته باشندوشايدراستگوترازماباشندو...؟كهاگرسياستمداریچنينبگويد بجاینگاهداشتنوجذبمردمهمهراطردوپراكندهمیكند.پسبايد «تروتسكی»وارفريادبكشد:ایكارگرانماپيرزویراتصميمگرفتهايمو اگرخورشيدهمبرمرادماننگرددبهزانومیافكنيمش....وزندهبادومرده باد،درپیاينچنينسخنیطنينمیافكند...»
آنزماندرشهرما(آبادان)حسينيهایبودكهشباهتزيادیباحسينيه ارشادتهرانداشت؛يعنیازيكسوبجایفرشبرسنگفرش،ميزو صندلیچيدهشدهبود،وازسویديگر،سخنرانهايشهميشه شخصيتهای معروفیبودند[3]؛مندرآنحسينيهازطرفمسئولينو مديريتآنجا،يككتابفروشیراادارهمیكردم.كههمانزمانباشناختنشريعتی، بطورمخفيانهتوسطبرخی،كتابهایچاپشدهاشبرايمآمدومنفروختم؛حتی يكباربافروشيككتاب(كهنامشيادمنيست)وفقط میدانمظاهرادرآنقصۀ«حسنومحبوبه»همدرجشدهبود،ودرآن شعرینيزچاپشدهبودكهدربخشیازآنگفتهشدهبود:«اينسگهایزنجيری» وازآنجاكه«ضميربهمافیضمير»برمیگرددوخودشرا میشناسد،بالورفتنفروشآنكتاب،مامورانساواكآنراحملبرخود كردند؛كهباكاردانی،زرنگیوحيلهمديريتخوب«مؤسسهحسينيه اصفهانيهایآبادان»بهخيرگذشتوماازبندجستيم! الانبيشازسهدههازواقعۀمرگدكترشريعتیگذشته،اماهيچگاهاو خاموشنشدهاست. هموارهازویدرمطبوعات،كتابها،سخنرانیها،وبلاگوسايتهای اينترنتی،حرفی،سخنیونوشتهایيادر«نقدِ»ردويادر«نقدِ»تائيدزدهشدهوياتحرير. برخلافآنچهتصوروميلباطنیبرخیاشخاصوجريانات بود،اوهنوززندهاست؛وبيشازروزپيشدوستداشتنیترمیشود: «مردیبرایتمامفصول»! همگان،بلااستثنا،براينامرصحهمیگذارندكهازشريعتیفقط در سالگشتمرگ،سخن گفتهنمیشود.چونبقولخودش:
«آدمهابرچهارگونهاند.يعنیبرهزارگونهاند،اماهمۀتقسيمبندیهاكه بكارمانمیآيد؛ماباهمينچهارجورآدمسروكارداريم»
وبعددرمورددستهچهارماز«آدمها»اينچنينتوضيحمیدهد: «آدمهائیكهوقتیغايباندبيشترهستندتاوقتیكهحاضرند!...واين هايندآدمهايیكهگاهمخاطبحرفهايیقرارمیگيرندكهنبايدخود بشنوند؛بااينآدمهاماهميشهدرگفتوگوئيم».[4] شريعتیبااينكه30سالاستدرجمع«خاصوعام»غايباست،اما هميشهحاضربودهوهست؛،چونهنوز«حرف»برایگفتنداردوتاريخ مصرفشپاياننيافته:«ثبتاستدرجريدۀ عالمدوامما»!
ايندرحالیاستكهدراينسالها،دركنارش(باتوجهبهحاكميت سياسیوانديشۀآن)،برایبرخی،توسط«رانتقدرت»هزينهها یهنگفتیدرصداوسيما،درتريبونهایرسمیوغيررسمیودراشكالمختلفواز جملهانواعتشكيلسمينارها،صرفوازكيسهبيتالمالخرج میشودومیخواهندآنچهخودمیپسندند،مردمياقشردانشپژوههم آنرابهپسندد!حتیاگرازاينميان،برخیهمباشندكهقابلبحث،تجليلوتائيد-كههستند-امابااتخاذچنينشيوههائی،بهقولدكترشريعتی:
«ازبددفاعكردنتانفیكردنراهینيست»!
اوديروز،برایامروزمیگويد:
«فرداایننسلمتوسط،واسطهمیاننسلگذشتهوآیندهفرهنگ مذهبیماوفرهنگاستعماریآینده،نسلیکهبههرحالپیوستهبهیک روحمذهبیبودهونسلگسستهایکهپوکوپوچپروردهخواهدشد،این نسلواسطوجوددارد.ایننسلهمیشهنیست.اینگروههمیشه نخواهدبود.اینرابهشماعرضکنمکه10سالدیگر،15سالدیگر، 20سالدیگر،اگرحسینیههایارشادیوجودداشتهباشدتویاین مملکتوبگذارندکهوجودداشتهباشدوبهترینبرنامههاهمبرایجوانانوتحصیلکردهها ودانشجویانونسلدانشگاهیداشتهباشیدوبراساسمذهب،دیگرمثلامروزچنین ازدحامینخواهدشد،اینچنیناستقبال نخواهدشد.اینچنیننخواهدبودکهبراییکجمعدینی،هزاراندانشجو7ساعت8ساعتدربدترینشرایطبیایندوبهحرفمذهبگوشبدهند دیگردغدغهمذهبدردرونشنخواهدبود..» [5]
زيرا:«درهایپنهانیازپشتبازشدهاست»![6]
چون:«ديكتاتوریازاينجاناشینمیشودكهيكمكتبخودراحق میشماردياناحق،بلكهازاينجاناشیمیشودكهآياحقانتخابرابرای ديگرانقائلاستياقائلنيست».[7]
وی،پساز30سال،برایامروزسخنمیگويد:
«فرزندزمانیهستمكهدرآنفلاحوعدالت،كهدرمذهبمانخستين، هدفتوحيداستودومينهدفتشّيع،نهديگرهمچونآرزوئیوهمچونپندواندرزی كهدهانبهدهانمیگردد،ياهمچونمضامينیكهدراخلاق ياادبتبليغمیشود،كههمچونآتشیكهازسينهایبهسينهایو فريادیكهازحلقومیبهحلقومیمیپردودرسراسرسرزمينگسترش میيابد،جهانرابهتلاطمیپراميدوجنبشیرهايیبخشكشانده است.»[8]
ودرادامهمیگويد:«...«فرار»،«فرار»برایبازيافتنآنچهازعدالتعزيزتر استوآنچهازسيریوالاتر:«آزاد»بودن.انساندرگرسنگیناقصاست، انساندراستثمارشدنناقصاست،انساندرمحرومازسوادبودنناقص است،انساندرمحرومماندنازنعماتیكهخداوندبرسرسفرۀطبيعت نهادهاستناقصاست،اما«انسان»است.اماانسانیكهاز«آزادی» محروماست،انساننيست،زيراانسان«حيوان»آزاداست؛يعنیاختياروارادهدارد وايناختياروارادهاستكهاوراباطبيعتبيگانهمیكندواز حيواناتجدامیسازدوبهخدا،ارادهمطلقآفرينش«همانند». آنكه«آزادی»راازمنمیگيرد،ديگرهيچچيزنداردكهعزيزترازآنبهمن ارمغاندهد.».[9]
ویهمچنينمینويسد:«يكیديگرازدشمنهایانسان،نظامطبقاتیاست. نظامطبقاتیآخرينوبزرگترينونيرومندترينعاملضدانسانیاست.و اينبهصورتزيربنائیدرمیآيدكهفرهنگ،انديشه،مذهب،وافرادو خلاصههمهرافاسدمیكند؛برایاينكهانسانراازصورتانسانبودنش درهمهابعادشمسخمیكند».
واضافهمیكند:«بهانسانیكهگرسنهاستازمعنويتسخنگفتنواز كمالارزشهایاخلاقیدمزدن،فريبوفاجعهاست..»[10]
وامروزمادرعصرحاكميتج.ا.ا،چقدرهرروزازتريبونهایمتفاوتبمبارانوساپورت دايمیموعظهمیشويم!
ازمواعظی،موعظههايیمیشنويمكهوقتیبهخلوتهستند،مشغولكارديگرند!
وفاصلهطبقاتیبهطورفزايندهوفاحش«تشييعفاحشه»[11]میشود.
درسخنرانیهایخوداز«لامعاشلهلامعادله»میگويند.وافاضه میفرمايند:«كهاگرمیخواهيدمردمديندارباشند،بايدبهمعيشت اقتصادیآنهارسيدگیشود»؛ولیمیبينيمبااينكهقانون«پولشويی» نوشتهشد،اماهمچنان«پولشويیمقدس»درانواعیاز«بنيادهای خيريه(رسمیوغيررسمی)وياغيرانتفاعیويامؤسساتعامالمنفعه»متبركمیشود؛وپولنفتیكهبالارفتن قيمتاشهرزمانبهصندوقهایبيشتریجهتذخيرهسازیارزشنيازدارد،همزمان باآن،قيمتاجناسضروریوحياتیمردمعامینيزلحظهبهلحظهسيرصعودیمیيابدوبعد آنرابهگردن«تورمجهانی»و«دسيسهدشمن»میاندازندويادردوره «انرژیهسته»ای،برقیمصرفیوروزانهاينمردمبايدهرروزساعتهابرودوكسی نيستبگويد:پسدراين30سالچهغلطیمیكرديدكهآنرابهگردنخشكسالیمیاندازيد!؟واصل:«كیبود،كیبود،مننبودم»و«آهایبگيريدايندزدرا»همچنانچراغشروشناست؛ درحاليكهدر «زيرنورماه»،فقرا«نامهبهخدا»و«جانشينانخدا»دررویزمين مینويسندوياآنكهازدرطمع،ولع،وتندادنبهحقارت،بهمجيزگوئی افتادهوازبردگیمُدرنتمكينمیكنندكهشايد«نان»شانازمال خودشانكه-«نفت»باشد-كمیچربترشودوبنزينسفرشانتامين!
«درگذری،ازيكیپرسيدندكه:«دردعشقسختتراستيادرد گرسنگی؟»گفت:وسطخيابانتنگتنگرفتهوشاش،ريشترا نچسبيدهكههردورافراموشكنی!»[12]
وبهقولدكترعلیشريعتیدر«آریاينچنينبودبرادر»:
«مااكنونبهظاهربرایكسیبيگارینمیكنيم،آزادشدهايم،بردگیبر افتادهاست،امابهبردگیبدترازسرنوشتتومحكومشدهايم.انديشۀما را«بَرده»كردهاند.»دلمان»رابهبندكشيدهاندوارادهمانراتسليم كردهايم...»[13]
درمزارآبادشهربیتپش
وایجغدیهمنمیآيدبگوش
دردمندانبیخروشوبیفغان
خشمناكانبیفغانوبیخروش
مشتهایآسمانكوبقوی
واشدندوگونهگون،رسواشدند
درمزارآبادشهربیتپش
دارهابرچيدهخونهاتشنهاند
جایخشموكينوعصيانبوتهها
پشكبنهایپليدیرستهاند[14]
تهران/محمدشوری/نويسندهوروزنامهنگار/25خردادسال1387
http://www.assize.blogfa.com
1-مجموعۀآثار34،نامهها،ص258.
2-سال1355.
3-كهپسازتاسيسج.ا.ابرخیشانبهپستهایمهمدولتیهمرسيدند.
4-مجموعهآثار13،هبوطدركوير،ص514.
5-پدر،مادر،مامتهيم!؛انتشاراتشبديز.
6-نگاهكنيدبهافشاگریاخير«عباسپاليزدار»در«رو»كردناندكیازانتخواران!
7-مجموعهآثار27،بازشناسیهويتايرانی-اسلامیص130.
8-مجموعهآثار25،انسانبیخود،ص352.
9-همان؛ص359.
10همان؛ص357.
11-اينيكاصطلاحقرآنیاست.
12-مجموعهآثار34،نامههاص294.
13-آریاينچنينبودبرادر،انتشاراتشبديز،ص29.
14-مهدیاخوانثالث.
من زیتون پرورده ام
کونانی || ۰۵:۰۸ پنجشنبه ۳۰ خردادماه ۱۳۸۷روحش شاد
بیتا یاری - فریاد || ۰۸:۰۹ پنجشنبه ۳۰ خردادماه ۱۳۸۷دستت درد نکنه که نوشتی.
پوتین || ۱۱:۴۰ جمعه ۳۱ خردادماه ۱۳۸۷آدرس جدید وبلاگ بوی خاك:
booyekhaak.blogfa.com
مهدی || ۱۹:۵۲ جمعه ۳۱ خردادماه ۱۳۸۷شریعتی کی بود؟ به چی اعتقاد داشت؟ و میخواست چی کار کنه؟ به گفته هم دورانیهای شریعتی چون محسن سازگارا این آقا به قرائت حداکثری دین معتقد بودبدون تعارف یعنی طالبان من معتقدم ای کاش قبل از اینکه از کسی بت ساخته بشه اون کاملا شناخته بشه مرسی از حوصلتون
رها || ۰۸:۱۲ شنبه ۱ تیرماه ۱۳۸۷احوال آقای مهدی.
افشاگری سازمان بازرسی(لطفا هر طور می توانید منتشر کنید):
سازمان بازرسی کشور در نامه ای به کیهان رسما اعلام نمود” آقای پالیزدار به طور رسمی و مکتوب از سوی مسئولین هیئت تحقیق و تفحص مجلس به عنوان دبیر هیئت تحقیق و تفحص از سازمان بازرسی کل کشور به این سازمان معرفی شده بود”
http://www.kayhannews.ir/870402/2.htm#other207
نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:



