مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار ، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



Green Vote: Where is My Vote




«نه برای لقمه ای نان ، نه برای سرپناهی شاید برای بوسیدن زنی برای فریاد دوستت دارمی، جان دادند، آنها که عاشق آزادی بودند.»
یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و فعال مدنی و دبیر انجمن «جوانان صدای عدالت»، روز گذشته پس از 1 سال و 3 ماه بازداشت در زندان زاهدان اعدام شد.
در این باره محمدرضا یزدان پناه می نویسد: «یعقوب مهرنهاد اولین وبلاگ ‌نویس ایرانی است که به خاطر بیان عقایدش و فعالیت‌های مسالمت ‌جویانه ‌اش به طناب دار سپرده شد و این یعنی هشدار به تمام وبلاگ ‌نویسان.
از این رو، از کلیه وبلاگ‌ نویسان ایرانی درخواست می ‌کنم که به نشانه اعتراض و به پاس تلاش ‌های این مرحوم در راه رفع محرومیت از مردم بلوچ و نیز گرامی داشتن یادش، نام یا توضیح وبلاگ خود را به مدت 7 روز (یک هفته) به «به یاد یعقوب مهرنهاد» تغییر دهند.»
باورش مشکل است. براستی چگونه می توان کسی را در مدت 5 ماه پس از دستگیری به اعدام محکوم و حکم را اجرا نمود. تقریبن اکثر دوستان وبلاگ نویس از زمانی که این خبر را شنیده اند در این حس بهت و حیرت مشترکند.
... آنک قصابانند
بر گذرگاهها
مستقر
با کنده و ساطوری خون آلود
روزگار غریبی است نازنین !
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را
بردهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی است نازنین !
ابلیس پیروزمست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.
برای بار دیگر باید این جملات را تکرار کنم اما اینبار نه به خاطر اعدام های دسته جمعی به ظاهر ارازل و اوباش که اعدام یک روزنامه نگار ، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر:
«حالا می شود ده ها و صد ها چوبه دار بر پا کرد ، می شود صورت مسئله را پاک نمود، می شود پشت بدن های آویزان از طناب ها چهره مخفی کرد و انگشت اتهام را به سوی دیگران گرفت!»

برچسب


بازتاب

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1539

نظرات


مبهوتم از این همه حماقت. خانواده‌ی مهرنهاد معتقدن حکم اصلیش اعدام نبوده. از بس که شکنجش کردن یه بلایی به سرش اومده که برای سرپوش گذاشتن روی اون بلا ترجیح دادن اعدامش کنن. انگ جندالله هم که حاضر و آماده... کلن در مملکتی کافکائی زندگی می‌کنیم.
پیشنهاد هم خوب بود. من تا اونجا که وبلاگم اجازه می داد سعی کردم که اجراش کنم.

احمد || ۱۹:۰۹ سه شنبه ۱۵ مردادماه ۱۳۸۷


خیلی شرم آوره. برای اظهار هم دردی ما هم چنین کردیم.
شاید لااقل بتوان اینجا به یاد کسانی بود که باور دارند که زندگی عقیده است و مبارزه،
روحش شاد

khazar || ۱۹:۱۴ سه شنبه ۱۵ مردادماه ۱۳۸۷


زیاد رمانتیکش نکن داداش. طرف آدمکش و تروریست بوده. حقش هم بوده و بلکه اصلاً باید به پلیس و دولت انتقاد کرد که چرا طرف را زودتر اعدام نکرده اند. الآن اصغر قاتل رو هم بگیرن شماها میگین طرف روزنامه نگاری بود که به خاطر بیان عقایدش کشته شد.

بی بی || ۲۰:۲۵ سه شنبه ۱۵ مردادماه ۱۳۸۷


لبيك مي‌گويم به پيشنهادت و بازمي‌گويم كه 7 روز كم است براي اين درد. 7000 روز بايد كه در اين ماتم بگرييم...

saeed || ۲۰:۳۲ سه شنبه ۱۵ مردادماه ۱۳۸۷


نمی دونم ... هیچی نمی دونم ... دقیقا هیچی

... || ۲۱:۳۶ سه شنبه ۱۵ مردادماه ۱۳۸۷


يك بنر براي وبلاگ‌نويساني كه مايلند به ياد يعقوب مهرنهاد و اعتراض به اعدام ناجوانمردانه‌اش در وبلاگشان بگذارند

saeed || ۲۱:۵۳ سه شنبه ۱۵ مردادماه ۱۳۸۷


پنجره
دیگر
گریزگاهِ محتوم نیست
نه
نیست...
تنها
شکوهِ بلندِ سقوط است وَ
پژواکِ حقارتِ تن

ali || ۰۱:۱۶ چهارشنبه ۱۶ مردادماه ۱۳۸۷


احساسی شدن درست نیست . برخورد با اینگونه موارد با حب و بغض نمی شود. گرنه همین اش و همین آشوب بماند

داوود || ۰۳:۲۸ چهارشنبه ۱۶ مردادماه ۱۳۸۷


پستی در نهایت تصور !
این واژه ها فقط می توانند عمق فاجعه ی انجام شده توسط حکومت را نشان بدهد!

هنوز در بهتم . اما حمایت کردم از طرحت.

بیتا یاری - فریاد || ۰۷:۳۶ چهارشنبه ۱۶ مردادماه ۱۳۸۷


با چند نفر در مورد این اعدام صحبت کرده ام. همگی آنرا محکوم کردند اما بعضی میگفتند حتی با استانداردهای ج.ا مجازات مهرنهاد حداکثر چند ماه تا چند سال زندان باید می بود. اینکه اگر در تهران بود اعدامش نمی کردند و هکذا. این سخنانان فارغ از درستی یا نادرستی معنی پنهان و خطرناکی نیز دارد و آن این است که ما هنوز باور نکرده ایم ج.ا استانداردی ندارد! هنوز مرگ را برای همسایه می بینیم و باور نداریم که ممکن است خود ما روزی مثلا بخاطر تشکیل یک NGO حقوق بشری به پای چوبه دار کشیده شویم. کافی است بقول فرنگی ها آدم اشتباهی ای باشی در جایی اشتباهی[1]! آنوقت است که خیلی زودتر از آنکه بفهمی چه شده خبر دستگیری، زندانی، شکنجه شدن و یا زبانم لال اعداممان میشود موضوع داغ بالاترین!

اولاد || ۱۳:۱۶ چهارشنبه ۱۶ مردادماه ۱۳۸۷


با درود
ديگر چه فايده ؟ تنها افسوسي مانده و آهي بر سينه هايمان!! تا كي بايد پس از وقوع فاجعه به دنبال گلفروشي براي ارسال گل به مزارش باشيم ، آزادي چال شد.

پدرام || ۱۷:۵۱ چهارشنبه ۱۶ مردادماه ۱۳۸۷


فقط کافیه یه تک پا به وبلاگ یعقوب سر زد تا به بی گناهیش ایمان آورد. قابل توجه بعضی از دوستان که اینقدر از مرگ دیگران لذت می برند.

روژ يار || ۲۱:۱۸ چهارشنبه ۱۶ مردادماه ۱۳۸۷


عاقلانه ترین راه برای مدیرانی که وجاهت مردمی ندارند وانگشت اتهام مردم به سوی آنها می باشد آن است که قبل از آنکه اراده مردم مسئولین کشور را وادار به توجه به خواسته هایشان مبنی بر ؛ برکناری مسئولین ناموفق ونالایق نماید خود با استعفای خویش از بروز مشکلات بیشتر (در استان )جلوگیری نمایند ... از وبلاگ یعقوب مهرنهاد http://mehrnehad.blogfa.com/post-51.aspx یکسال گذشت به همین راحتی و سادگی یکسال از روزی که در بیدادگاههای و در سیاهچالهای جمهوری اسلامی یعقوب به جرم دفاع از حق مردمش اعدام شد . لطفا در این باره بنویسید

ایرانی || ۱۲:۱۳ یکشنبه ۱۸ مردادماه ۱۳۸۸


نظر بدهید


برای جلوگیری از انتشار هرزنامه ها ، نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.




- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید: