« آیا احمدی نژاد عامل باخت تیم فوتبال ایران بود؟ | Main | زمان تغییرات در شورای نگهبان فرا رسیده است »
البته این توضیحات به این معنا نیست که باید نقض حقوق شهروندان ، سرکوب جریانات سیاسی و اجتماعی ، تبعیض علیه اقوام و ادیان و مذاهب دیگر را پذیرفت و اعتراض ننمود.
بلکه باید در تلاش برای تقویت جریانهایی در درون حاکمیت بود که انعطاف بیشتری را برای پیشبرد اصلاحات و تغییرات در حکومت به سمت دموکراسی و حقوق بشر از خود نشان می دهند.
این راه حلی کم هزینه ، عملی است که مطمئنن با همراهی طیف های بیشتری از فعالن سیاسی و اجتماعی روبرو خواهد شد. هم اکنون ایران در دوره ای قرار دارد که یا باید به سوی تغییرات آرام و استقرار جامعه مدنی گام بردارد و یا راه ترویج خشونت و عمیق تر شدن اختلافات جریانات سیاسی را انتخاب نماید.
طرف مهم و صاحب نفوذ اتخاذ این تصمیم حاکمیت مستقر است و جناح دیگر اپوزیسیونی که اگر بر اهداف واحدی گردآیند می توانند تاثیرات قابل ملاحظه ای را بر جناح حاکم داشته باشند.
برچسب
مطالب مرتبط
- ذبح رسانه های منتقد برای تلطیف فضای سیاسی
- زندانیان سیاسی و بازی اعداد سالها
- حنیف مزروعی در برلین
- بررسی چند پرونده؛ مرگ های مشکوک و خودکشی های سیاسی
- حکم شلاق برای "بزغاله"ها و "خس و خاشاک"ها
- بیش از یک دهه قتل سازماندهی شده مخالفان سیاسی
- تداوم اعتراض خانواده زندانیان سیاسی
- پرونده حقوق بشر ایران؛ اعتراض های داخلی و انتقادات بین المللی
- ششم آبان ماه؛ روزی برای زندانیان سیاسی
- معمای حسین درخشان
بازتاب
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/mt421/mt-tb.cgi/1654
نظرات
دقیقا همینطوره. ایجاد تغییرات پایدار و همینطور غیرتخریبی در درجهی اول نیازمند پذیرفتن مشروعیت سیستم حاکم فعلیست. در غیر اینصورت باید دست به دامن روشهایی شد که تخریبی هستند و به احتمال زیاد به تغییرات ناپایدار منجر خواهند شد.
بامداد || ۰۹:۱۱ شنبه ۸ فروردینماه ۱۳۸۸مهدی عزیز
افراد زیادی بوده اند که تطابق بسیار زیادی با موارد این پست شما داشتند٬ عطاالله مهاجرانی٬ عبدالله نوری٬ غلامحسین کرباسچی و ...
می بینید که سرنوشت یکی از دیگری بدتر است. این سیستم متاسفانه به مسیر بدی افتاده و آن حفاظت از منافع عده قلیلی است (نه دفاع از موجودیت کل سیستم که در این صورت اصلاحات را خوش آمد می گفت).
نمی توان برچسب ضدیت با موجودیت نظام را به کسی مثل عبدالله نوری چسباند. اما دیدیم که حتی برادرش را نیز «تصادف کردند.ّ» من فکر می کنم بازگرداندن این ماشین فرمان بریده به مسیر اصلاح و جلوگیری از انقلاب اگر نه غیرممکن٬ بسیار بسیار دشوار است.
نظر بدهید
تا آنجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
- مجاز به استفاده از کدهای اچ تی ام ال هستید:



