مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و خبرنگار، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



بررسی وقایع سال گذشته در همین روزها می تواند مشخص کند که فضای آن زمان چگونه بوده و حاکمیت در آن زمان چگونه می اندیشیده است.
«احمد جنتی: دشمنان ایران اسلامی که در فکر براندازی نرم هستند، به دنبال این هستند که رئیس جمهوری بر سر کار آید که به خودشان و مقاصدشان نزدیک تر باشد.» [+]
این سخنان دبیر شورای نگهبان تنها چند ماه مانده به انتخابات بیان شده است. در همان زمان آرش کمانگیر در این مورد نوشت: «کسی نیست به آقای حجت الاسلام یادآوری کند که اساسا انتخابات یک ابزار براندازی ِ نرم است.»

همان زمان در این مورد نیز اشاره کردم: «در حکومتی که بدون تایید شورای نگهبانی که اتفاقن احمد جنتی بر آن تکیه زده و اعضایش توسط رهبر انتخاب می شوند کسی نمی تواند کاندیدای انتخابات رایست جمهوری ، مجلس و خبرگانش شود چه جای طرح چنین نگرانی وجود دارد.
در مرحله پس از انتخاب نیز که تا رهبر حکم ریاست جمهوری را تنفیذ نکند رئیس جمهور مشروعیت پیدا نخواهد کرد. این حرفهای جنتی و امثال این سخنان آیا تنها لفاظی های سیاسی و انتخاباتی است؟ و یا واقعن بخشی از حاکمیت در این مورد نگران است؟»

اما آن نگرانی ها تبدیل به کابوس حاکمیت شد و براندازی نرم جایش را به براندازی سخت داده است. حاکمیت مستقر حتی حاضر نشد در رقابتی دموکراتیک و براساس رای مردم دولت را واگذار نماید.
گرچه در آن زمان راهکار سپردن سکان نهادهای انتصابی تحت کنترل رهبر به افراد معتدل بود اما وقایع نه ماهه اخیر عیان کرد که این راهکار نیز بی نتیجه و کم اثر است.
بخش قابل توجه و موثری از جامعه به تغییرات اصولی تر فکر می کنند. تغییراتی که از آن می توان به اصلاح ساختار نظام  سیاسی موجود و محدود نمودن قدرت نهادها و افراد غیرنتصابی و افزایش اثربخشی اراده عمومی در تشکیل نهادهای انتخابی همچون مجلس و دولت تعبیر کرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


هنگامی که مقام های آمریکایی و غربی از جنبش اعتراضی مردم ایران و یا اصلاح طلبان حمایت می کنند اقتدارگرایان آنرا برجسته و به عنوان سند سرسپردگی مخالفان قلمداد می کنند.
اما مخالفان معتقدند که رفتار دولت احمدی نژاد و رهبر ایران بیشترین کمک را به کشورهای غربی و همسایگان عرب نموده تا منافع ملی ایران را تهدید و چهره ای مخدوش از ایران ارائه کنند.
ضمن آنکه روسیه و چین نیز با بهره بردن از برگ ایران در مواجهه با غرب منافع خود را تامین می کنند.

دیروز ژنرال آمریکایی، پتریوس در مصاحبه با سی ان ان مدعی شد که « محمود احمدی نژاد "بهترین مامور استخدام (متحد) برای ما بوده است». سخنی که گرچه برای اولین بار به این صراحت اعلام می گردد اما تازگی ندارد.
چند ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز، گزارشی از کنفرانس ایپاک، لابی قدرتمند یهودیان در آمریکا، با عنوان "سخنرانان آیپاک، احمدی نژاد را هدیه ای برای اسراییل می دانند" توسط فیلیپ وایس، روزنامه نگار "آنتی صهیونیست" آمریکایی منتشر شد. 

در این گزارش به نقل از ایلان برمن ، معاون شورای سیاست گذاری آمریکا تأکید شده بود "که احمدی نژاد هدیه و لطفی است که بر ما ارزانی شده است. اگر مردم ایران، احمدی نژاد را در انتخابات ماه آینده به ریاست جمهوری ایران برنگزینند، موقعیت آیپاک در زمینه تبلیغ علیه سلاح های اتمی ایران آسیب خواهد دید". 
وی در ادامه سخنان یادآور شده است: "علی خامنه ای، مسئول سیاست دفاعی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است و احمدی نژاد، بسیار زیاد در خط او قرار دارد. چهار تا پنج سال است که سخن از توانایی ها و عدم توانایی های احمدی نژاد می رود. او هدیه ای است که ما به حفظ و نگاهداری آن نیازمند هستیم".

همچنین در این گزارش اشاره شده بود که "کن پولاک، عضو برجسته ی دیگر آیپاک، در پاسخ به پرسشی در مورد امکان عدم انتخاب احمدی نژاد در انتخابات، تصدیق کرد که در آن صورت باید نگران بود. خطراتی در کار خواهد بود. یک نفر از دستگاه بوش گفته بود که احمدی نژاد، بهترین دیپلمات برای ماست. چرا که هر وقت که او دهان باز می کند، یک کشور جدید را وارد اردوگاه متحدین و یاران ما می سازد. 
ولی اگر به جای او ما با شخص دیگری طرف باشیم که همان مبانی سیاست احمدی نژاد را، از طریقی آرام تر و کمتر حادثه برانگیز، پی بگیرد، کار ما برای همراه کردن دیگران با خودمان سخت خواهد شد. ما باید به او کمک کنیم که برنده شود. بدون احمدی نژاد، ما، در چالش با ایران، مأموریتی دشوار در پیش رو خواهیم داشت". 
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


برنامه کودتا از ماه ها پیش طرح ریزی شده بود. دستگیری هاله اسفندیاری ، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو قدم های اولیه کودتا گران محسوب می گردد.
تیم عملیاتی کودتا نیز در چند زمینه آماده و تجهیز شدند. جاسوس مورد اشاره در دادگاه !! طبق یک طرح و برنامه از پیش طراحی شد به ایران بازگشت و نقش کلیدی را در این ماجرا بر عهده گرفت.
تقسیم نیروهای بسیج به مناطق استانی و غیر متمرکز شدن فرماندهی ، از آمادگی کودتا گران برای تقابلی بلند مدت با مردم حکایت می کند.
خبرسازی و پرونده سازی علیه سید محمد خاتمی ، شیرین عبادی ، احزاب اصلاح طلب و برخی وبلاگ نویسان توسط روزنامه کیهان ، خبرگزاری شبه نظامی فارس ، خبرگزاری دولتی ایرنا و چند سایت و رسانه دیگر نیز در همین راستا انجام گرفت. در این میان می توان به تشکیل شاخه سایبری سپاه پاسداران نیز اشاره کرد.
ورود میر حسین موسوی به کارزار انتخاباتاما شرایط را کمی تغییر داد. موسوی پس از بیست سال غیرقابل پیش بینی بود و همچنین همچون خاتمی در مظان اتهامات سنگین از سوی گودتا گران نبود.
آخرین زمینه چینی ها با آغاز حذف رسمی هاشمی رفسنجانی انجام شد. آن زمان که محمود احمدی نژاد در مناظره با میر حسین موسوی سنگین ترین اتهامات را به آیت الله هاشمی و خانواده او وارد نمود.
در این زمان بود که کودتا از شکل زیر زمینی حالت عملیاتی به خود گرفت. قطع پیام کوتاه، فیلتر و هک گسترده سایت های وابسته به اصلاح طلبان ، حمله به دفاتر ستادهای انتخاباتی وابسته به موسوی و کروبی ، اعلام فوری و دستکاری شده نتیجه انتخابات ، تبریک خارج از قاعده و قانون رهبری و در نهایت آغاز دستگیری های گسترده و کشتار معترضان از مراحل مختلف عملیاتی از پیش طراحی شده بود.
تنها شاید مقاومت مردمی و اعتراض و همبستگی جناح های مختلف و شخصیت های با نفوذ قابل پیش بینی نبود. به همین دلیل سخنان احمد جنتی به شکل دیگری در کیهان امروز منعکس شده است.
تیتر اول و سرمقاله امروز کیهان از مراحل پایاینی کودتا خبر می دهد: محمد خاتمی و میر حسین موسوی باید به جرم خیانت محاکمه و مجازات شوند و به دنبال ان آیت الله هاشمی رفسنجانی سرنوشتی مشابه آیت الله منتظری پیدا نماید.
از همین جلملات نقشه راه معترضان عیان می گردد. هر گونه عقب نشینی در مواضع و سازش سر انجام شومی را برای آقایان هاشمی ، خاتی و میر حسین موسوی در پی خواهد داشت.
موفقیت کودتا با ایجاد یاس و ترس در میان رهبران و نخبگان جامعه تضمین خواهد شد. ترسی که به سرعت به بدنه جامعه سرایت خواهد کرد. در این زمان تنها به دست گرفتن ابکار می تواند موثر باد. میر حسین موسوی در این بین نقش کلیدی بر عهده خواهد داشت.
محدود نیروهای سیاسی باقیمانده در بیرون زندان باید در کنار او بیاستند و جبهه بر علیه کودتاگران تشکیل دهند. سرعت عمل و دقت در انتخاب تاکتیک های مبارزه نیز اهمیت ویژه ای دارد.
این مبارزه نه تنها برای آزادی و دموکراسی و قانونمداری که مبارزه و جنگی برای بقاست. مبارزه ای که می تواند نوید بخش آینده ای روشن در تاریخ ایران باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


تنها ساعاتی از پایان جلسه اول دادگاه نزدیک به یکصد نفر از اصلاح طلبان و معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری می گذرد که رسانه های بین المللی و داخلی با بهت و حیرت به روند برگزاری آن می نگرند.
برگزاری این دادگاه آنچنان روند غیر حقوقی و غیر طبیعی را دنبال می کند که کوچکترین شکی بر نمایشی بودن آن باقی نخواهد ماند.
در اولین واکنش به این دادگاه بسیاری از کاربران اینترنتی با خشم و نفرت از این نمایش سخن می گویند و برخی دیگر این دادگاه را دمیدن روحی تازه در جان جنبش اعتراضی قلمداد می کنند.
کارگردان این نمایش تلاش دارد در آستانه مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد در روزهای دوشنبه -روز نکبت- و چهارشنبه -چهارشنبه سیاه- از شدت اعتراضات بکاهد و در مقابل دیدگان مردم فعالان جنبش را تحقیر کند. در عین حال افکار عمومی را از اعتراضات خیابانی به سمت این نمایش مضحک منحرف نماید.
اما به واقع این جنبش در این 40 روز بدون حضور این فعالین آغاز و ادامه پیدا کرده است. به همین علت می توان انتظار داشت این دادگاه تحقیر آمیز زمینه ی تند تر شدن اعتراضات و خواست های مردم را فراهم اورد.
خواستی که در این 40 روز از «رای من کجاست» به شعار و خواست «استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی» تغییر کرده است.
آنها که داستان انقلاب مخملی را در هر کوی برزن فریاد می کردند ، امروز باید در انتظار تغییراتی باشند که شاید چندان دیگر مخملی و رنگی نخواهد بود.
به نظر می رسد کارگردان این نمایش و سناریو نویسهای انتخابات با هر قدم اشتباه بزرگتری را مرتکب می شوند. اشتباهاتی که پی در پی هم اتفاق می افتند و بر دامنه ی اعتراضات جنبش سبز می افزایند.
در همین زمینه:
» متوجه نیستند که عطریان و ابطحی مسخره‌شان کرده‌اند [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


دوشنبه 12 مرداد رو تنفیذ حکم محمود احمدی نژاد توسط رهبر جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای است. در حالی که 45 روز اخیر اعتراضات مردم به اشکال مختلف ادامه داشته است.
بنا به پیشنهاداتی که به سایت موج آزادی رسیده است ، هفته جاری عزای عمومی برای مردم ایران و روز دوشنبه به نام «روز نکبت» نام گذاری شده است.
همچنین روز چهارشنبه همین هفته ، همزمان با مراسم تحلیف ریاست احمدی نژاد بر دولت دهم که با ریخه شدن خون ده ها مرد و زن ایرانی و زندانی و شکنجه نمودن صدها نفر همراه شده است «چهارشنبه سیاه» نام خواهد گرفت.
سایت موج سبز آزادی در این باره می نویسد: «نخبگان سیاسی که از آنها برای شرکت در مراسم تنفیذ در دفتر رهبری دعوت شده یا می‌شود، باید هر روز سه وعده، صبح و ظهر و شب، این کلام درخشان پیامبر را با خود تکرار کنند که: «من رأی سلطانا جائرا ...» و بدانند که: هر کس سلطان جائری را دید که از پیمان خدا تخلف می‌کند و با بندگان خدا عداوت می‌ورزد، اگر در برابر او بر نخیزد و اعتراض نکند، خدا او را به مجازات همان سلطان می‌رساند.
نمایندگان مجلس نیز باید بدانند که طبق آموزه‌های دینی، حضور در جمع خطاکاران و سکوت در برابر خطای آنها، به معنای همراهی با آنها و مشارکت در گناه ایشان است. کافی نیست که با عدم شرکت در جلسه یا رفتارهای کم‌اهمیت بی‌اثر، خود و کودتاچیان را راضی کنند.
نمایندگان آزاده‌ی مجلس باید بمانند و در زمان سوگند دروغین احمدی‌نژاد برای پرهیز از خودکامگی دفاع از حقوق ملت به او اعتراض کنند و نسبت به این تقلب و کلاهبرداری ملی، اخطار قانون اساسی دهند؛ و همه‌ی ما وظیفه داریم نمایندگان ملت را نسبت به لزوم انجام چنین کاری، مجاب کنیم.»
در همین حال مدرسین و محققین حوزه ی علمیه قم در بیانیه مهمی مردم را به ادامه اعتراضات و تجمعات خیابانی دعوت کرده اند. به این ترتیب مبارزه مردمی وارد مرحله ی جدید شده است.
پس از سوگواری پنجشنبه که تهران و شهرهای عمده ایران را نیز در بر گرفت به نظر می رسد ایران برای هفته ای سرنوشت ساز خود را آماده می نماید. گرچه مبارزه برای دستیابی به حقوق پایمال شده با تکیه بر اتحاد ، امید به تغییر و استمرار بر مبارزه بدون خشونت محقق خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


عکست را که اینجا می گذارم خاطرات زنده می شود. اینجا هتل درسای تهران است سید. یادت می آید. هنوز احمد بورقانی در میان ما بود و آن آخر سالن با محمدرضا خاتمی نشسته بود.
عکست راکه می بینم تو نیستی. شهاب طباطبایی را می بینیم، حمزه غالبی، سمیه توحیدلو، سعید نورمحمدی و بهزاد باشو را می بینم. انگار عبدالله رمضان زاده را می بینم. کسی که اسمش را هم که می برم اشک توی چشمم حلقه می زند.

abtahi_negative.jpg تو یک تن نیستی در این چهارچوب. تو انگار نماد تمام کسانی هستی که در بندند و زیر شکنجه. تو مرا یاد سعید حجاریان می اندازی. چه دردناک است که می خواهند کار نا تمام خود را به پایان برسانند.
اسم ها و تصاویر در مقابل چشمانم رژه می روند، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، بهمن احمدی امویی، مهسا امرآبادی، محسن امین‌زاده، مسعود باستانی، ژیلا بنی‌یعقوب، علی تاجرنیا، عبدالرضا تاجیک، محمد توسلی، محمدرضا جلایی‌پور، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، مجید سعیدی، عبدالفتاح سلطانی، داوود سلیمانی، هنگامه شهیدی، سعید شیرکوند، محسن صفایی فراهانی، کیوان صمیمی، علیرضا عاشوری، فیض‌الله عرب‌سرخی، محمد عطریانفر، محمدعلی دادخواه، محمد قوچانی، یحیی کیان تاج‌بخش، سعید لیلاز، امیرحسین مهدوی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی.
محمد جان ابطحی می خواستم شکارت کنم برای وبلاگم حالا می بینم این من بودم که شکار شدم. نه تنها گرفتار تو که گرفتار همه آنهایی که امروز به ظاهر اسیر کودتاچیانند.
نه تو شکار نشدی. تو نه در بند من که در بند هیچکس نیستی. نه تو که همه آنهایی که دلتنگ آنهاییم. شما درس آزادگی می دهید. سبز باشید که چشم براه شماییم.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


سید علیرضا حسینی بهشتی: شنیدن خبر طرح شکایت بخشی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آقای مهندس موسوی بعنوان عامل اصلی آنچه آشوب های خیابانی نامیده شده، در عین حال که در کسانی که از طرز فکر و فرایند انتخاب پرسش برانگیز رهبران این گروه اطلاع دارند شگفتی بر نمی انگیزد، اما با توجه به جایگاهی که نهاد قانون گذاری در تاریخ ایران و بویژه تجربة سی ساله انقلاب اسلامی داشته، تاسف انگیز است.
علت این تأسف هم این است که مردم از نمایندگانشان انتظار دارند به توکیل نظرات شهروندان بپردازند تا اینکه استقلال و آزادگی مقام نمایندگی را فدای جاه طلبی های غیرقانونی گروهی کنند که مردم را خس و خاشاکی بیش نمی انگارند.
به بیان دیگر، مجلس خانه ملت است و مردم از وکلای خود توقع نمایندگی موکلانشان را دارند و نه دفاع از مراجع قدرت با هر ابزار ممکن. اگر نمایندگان مجلس دست اندرکار اجرایی حوادث اخیر بودند، این ادعا را می شد به سادگی همسان داستان آن دزدی دانست که پس از ارتکاب دزدی «فریاد آی دزد آی دزد» سر داد.
اما از آنجا که نادیده انگاشتن اصل عقلایی طلایی تفکیک قوا خوشبختانه هنوز دامن مجلس را نگرفته است، مدعای مطرح شده از بخشی از نمایندگان را باید بیشتر به تحت تأثیر (یا احیانا تحت فشار؟) قرار گرفتن آنان از سوی مجریان انتخابات نسبت داد. کیست که نداند که مسببان برخوردهای غیرانسانی با معترضان به نتایج انتخابات و ضرب و شتم مردم چه کسانی هستند؟
و کیست که نداند که اعتراض مسالمت آمیزی که در تمامی سخنان و بیانیه های آقای موسوی و دیگر شخصیت های معترض بر آن تأکید شده، حق مسلم شهروندان است که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده؟
مگر آنکه پاسخ طراحان شکایت این باشد که چون دستشان به مسببان اصلی نمی رسد، چاره ای جز مسبب تراشی نمی بینند.
ایکاش این نمایندگان بجای وارونه ساختن صورت مسأله، با تأسی به شهید آیت الله مدرس در پاسداشت حق و پایمردی در برابر ناحق، به خواست اکثریت موکلانشان احترام می گذاشتند و با طرح عدم کفایت ریاست جمهور، خاطره شجاعت و درایت اخلافشان در مجلس اول را زنده می کردند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


بی بی سی فارسی: هواداران میرحسین موسوی نامزدی که به نتایج انتخابات اعتراض دارد یک تجمع بزرگ دیگر این بار در شمال تهران در برابر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی برگزار کرده اند. این تجمع آرام توصیف می شود.
این تظاهرات ساعاتی پس از آن بود که آقای موسوی آنها را ترغیب کرد از راهپیمایی در مرکز شهر، جایی که هواداران محمودی احمدی نژاد، جمع شده بودند خودداری کنند.
در حالی که هواداران آقای احمدی نژاد در میدان ولی عصر تجمع کرده بودند، طرفداران دو نامزد دیگر یعنی میر حسین موسوی و مهدی کروبی در سکوت از خیابان شهید بهشتی، عباس آباد سابق تا سازمان صدا و سیما اجتماع کردند.
جان لاین، خبرنگار بی بی سی در تهران از قول یک شاهد عینی می گوید تظاهرات امروز مخالفان از تظاهرات روز دو شنبه آنها بزرگ تر بوده است، با این حال به علت محدود شدن خبرنگاران به دفاتر کارشان از سوی دولت تایید این گزارش ها دشوار است.
تا ساعت ده شب در تهران، گزارشی مبنی بر بروز خشونت در این مناطق دریافت نشد اما یک شاهد عینی از منطقه آزادی گزارش داده که نیروهای امنیتی مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و برای متفرق کردن مردم از گاز اشک آور و باتوم استفاده کردند.
بر اساس همین گزارش مردم وارد پایگاه بسیج مقداد شده و عده ای هم زباله دانی های شهرداری را در این منطقه به آتش کشیدند.حدود ساعت ده شب، صدای الله اکبر مردم جای این نا آرامی ها را گرفت.
همزمان در یک پیام "توییتری" - سیستمی اینترنتی که هوادارای آقای موسوی برای پخش خبرها از آن استفاده می کنند - درخواست شده است که معترضان بار دیگر در روز چهارشنبه تجمع کنند: "فردا ساعت چهار بعد از ظهر در میدان هفت تیر در حمایت از موسوی/آزادی - برای بسیجی ها گل بیاورند - از درگیری پرهیز کنید."
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  11 نظر |


میرحسین موسوی که برای اولین بار از روز انتخابات در میان جمع حاضر می شد، از روی سقف یک اتومبیل برای حاضران در تجمع سخنرانی کرد و برای شرکت در انتخابات مجدد ابراز آمادگی کرد.
محمدرضا خاتمی برادر رئیس جمهور پیشین ایران نیز در جمع معترضان به نقل از محمد خاتمی خواستار ابطال نتایج انتخابات و برگزاری انتخاباتی تازه شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  15 نظر |


این تجمع با حضور میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، محمدرضا خاتمی و غلامحسین کرباسچی برگزار شد که هدف حضور این افراد در تجمع، دعوت مردم به آرامش اعلام شده است.



با این حال میرحسین موسوی که برای اولین بار از روز انتخابات در میان جمع حاضر می شد، از روی سقف یک اتومبیل برای حاضران در تجمع سخنرانی کرد و برای شرکت در انتخابات مجدد ابراز آمادگی کرد.
محمدرضا خاتمی برادر رئیس جمهور پیشین ایران نیز در جمع معترضان به نقل از محمد خاتمی خواستار ابطال نتایج انتخابات و برگزاری انتخاباتی تازه شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


دستور العمل پیروزی بر کودتا اینست : از خشونت پرهیز کنید. اجازه ندهید که به این بهانه سرکوب را گسترش دهند. سعی کنید از تمامی ظرفیت قانونی استفاده نمایید. خشونت پاشنه آشیل اعتراضات عمومی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


شهروندان اهوازی در حضور محمود احمدی نژاد جشن پیروزی میر حسین موسوی را برگزار کردند. در حالی که قرار بود ساعت 19 روز سه شنبه 19 خرداد و همزمان با سخنرانی احمدی نژاد در مصلی مهدیه اهواز زنجیر انسانی حامیان میر حسین تشکیل گردد، هجوم مردم، این زنجیره را تبدیل به تظاهراتی خودجوش علیه دولت احمدی نژاد نمود.


جمعیت که کیلومترها امتداد داشت، شعارهای تندی در نقد دولت احمدی نژاد سر می دادند و رئیس دولت را به دروغگویی متهم می نمودند. تظاهر کنندگان همچنین نسبت به سلامت انتخابات به مسوولان هشدار جدی دادند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  17 نظر |


دیروز شهروندان اهوازی در حضور محمود احمدی نژاد جشن پیروزی میر حسین موسوی را برگزار کردند. در حالی که قرار بود ساعت 19 و همزمان با سخنرانی احمدی نژاد در مصلی مهدیه اهواز زنجیر انسانی حامیان میر حسین تشکیل گردد، هجوم مردم، این زنجیره را تبدیل به تظاهراتی خودجوش علیه دولت احمدی نژاد نمود.
علت عمده حضور غیر قابل پیش بینی مردم علارغم عدم تبلیغات عمومی این برنامه، ناراحتی اهوازیها از نصب هزاران بنر و پارچه نوشته سخنرانی احمدی نژاد و حرکت صدها اتوبوس و مینی بوس و انتقال هزاران دختر و پسر دانش آموزان -در ایام تعطیلی مدارس- از نقاط مختلف اهواز به سمت محل سخنرانی احمدی نژاد قلمداد می گردد.
در این تظاهرات بیش از یکصد هزار نفر - منابع غیر رسمی تا دویست هزار نفر هم تخمین زده اند- از شهروندان اهوازی با در دست داشتن تصاویر موسوی و خاتمی و پرچم های سبز رنگ نزدیک به 7 ساعت خیابان های اهواز را در اختیار خود گرفتند.
حضور کم تعداد نیروی های انتظامی، عدم دخالت این نیروها، نهایت همکاری مردم و پلیس و قانونمداری تظاهر کنندگان همه را شگفت زده کرده بود به طوری که هیچ مورد تخلف و درگیری گزارش نشد.
جمعیت که کیلومترها امتداد داشت، شعارهای تندی در نقد دولت احمدی نژاد سر می دادند و رئیس دولت را به دروغگویی متهم می نمودند. تظاهر کنندگان همچنین نسبت به سلامت انتخابات به مسوولان هشدار جدی دادند.
این تظاهرات خیابانی در ساعات پایانی شب به کارناوال شادی تبدیل شد که بر اثر ان اکثر خیابان های پر تردد و اصلی اهواز کاملن قفل شده بود. این کارناوال در ساعات اولیه بامداد چهارشنبه به پایان رسید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  27 نظر |


یادداشت «وقتی همه رشته های رئیس جمهور پنبه شد» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز دوشنبه 18 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.

هنگامی که محمود احمدی نژاد سعی کرد در مناظره با میرحسین موسوی آرای بخشی از طبقه متوسط را برای خود کسب کند، برخی از مسوولان نظام را متهم به سوءاستفاده مالی کرد. وی همچنین مدعی شد رقیب او در این انتخابات موسوی نیست بلکه آیت الله هاشمی رفسنجانی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


مناظره میرحسین موسوی و مهدی کروبی به جایگاهی تبدیل شد که موسوی واقعی را بشناسیم. وی در ابتدای این مناظره می گوید: «ما در این چهار سال با پدیده‌ای رو به ‌رو هستیم که مستقیم در چشم مردم نگاه می‌کند و با اعتماد به نفس سیاه را سفید نشان می‌دهد.»
موسیو اضافه می کند : «این آقا می‌تواند به دوربین نگاه کند و 2 در 2 را بگوید که 4 تا نیست، 10 تا است. این را با اطمینان و با اعتماد به نفس هم می‌گوید و مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد.» [ببینید]
اما سخنان موسوی به همین جا ختم نمی شود. میر حسین دارد در همان قالب نخست وزیر امام قرار می گیرد. شجاع و با جسارت . صریح و بدون تعارف.


اوج این مناظره صحنه ای بود که میر حسین با تذکر مجری روبرو می گردد که در مورد کاندیدای غایب - احمدی نژاد- سخنی نگوید. موسوی اما اینبار سکوت را می شکند: «من در حضور شما و آقای کروبی می‌گویم که ایشان سه برابر این زمان بیایند و صحبت کنند و هر دروغی که می‌خواهند بگویند!».
موسوی با این جملات سخنانش را پایان می دهد: «ای مردم! اینها نقشه مار می‌کشد وسعی می‌کند شما را به بیراهه ببرد. ایشان همه جا صحبت می‌کند و اتهام می‌زند و صداوسیما و سایت‌ها و پول‌ها را در اختیار دارد.»
ای پایان سخنان موسوی و آغاز موجی بود که شهر های مختلف را در بر گرفت. اس ام اس ها آغاز شد و همین پیامک ها تبدیل به شعار می شدند.
جوانان و هواداران سبز پوش موسوی به خیابان ها ریختند و فریاد می زدند: «دو دو تا ده تا». فریاد احمدی بای بای را می شد از اکثر ماشین هایی که عبور می کردند شنید.
شب گذشته ایران حال و هوای دیگری داشت. کوس رسوایی دولت نهم را میرحسین موسوی با همراهی مهدی کروبی در رسانه ی ملی به صدا در آورد و همه رشته های احمدی نژادیها پنبه نمود!
حالا باید منتظر ماند دولتی که برای ماندن در قدرت سفید را سیاه، زیاد را کم و درست را نادرست می نماید در برابر غرشهای «شیرحسین» به چه دست آویزی متوسل خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  10 نظر |


با شرکت در این نظرسنجی بگویید که «برنده مناظره محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی کدامیک بودند؟ ». در این نظرسنجی چهار گزینه ی مهدی کروبی ، احمدی نژاد ، میر حسین موسوی و هیچکدام وجود دارد که حداکثر می توانید دو گزینه را انتخاب کنید.
شما همچنین می توانید برای شرکت در نظر سنجی های این وبلاگ در همین صفحه در قسمت بالای ستون سمت راست نظر خود را وارد کنید. با مراجعه به لینک سایر نظرسنجی ها، آخرین نظرسنجی فعال و نتایج دیگر نظرسنجی ها را مشاهده کنید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  199 نظر |


اصلاح طلبان و منتقدان دولت در این چهار سال بارها و بارها دولت نهم و محمود احمدی نژاد را به ارائه اطلاعات غلط و یا دروغ متهم نموده اند. تازه ترین مورد از این اتنقادات به ماجرای دیدار سید محمد خاتمی و ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه و همچنین بیانیه سعد آباد باز می گردد.
برای بررسی میزان صحت و سقم اتهاماتی که اصلاح طلبان به دولت نهم وارد می کنند می تواند در یک بازه زمانی مشخص به گفته های محمود احمدی نژاد مراجعه نمود. احمدی نژاد در زمانی کمتر از 45 دقیقه در مناظره با میر حسین موسوی به نکاتی اشاره کرد که در روزها بعد محل مناقشه شد:

1- 320هزارتیتر توهین آمیز علیه دولت. ما نه یک روزنامه ای را بستیم. نه فشارآوردیم.*
یعنی تقریبن 300 تیتر در هر روز (دروغ شاخدار) . شرق ، شهروند، یاس نو ، هم میهن و ... در این 4 سال تعطیل شدند. بسیاری از رونامه های مجبور شدند تیتر های مورد نظر دولت را علیه خود منتشر کنند تا تعطیل نگردند. (3 دروغ)

2- ملوانان انگلیسی دستگیر شدند، ماجرا اوج گرفت اقای بلر کتبا نامه داد، عذر خواهی کرد و گفت ما سیاست های مان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد.
وزارت امور خارجه انگلستان اساسن این موضوع را تکذیب کرد. در همان زمان تونی بلر 48 ساعت به ایران برای آزادی ملوانها اولتیماتوم داده بود. (1 دروغ)

3- موضوع ستاره دار در زمان آقای معین درست شد درهمان سال اول این دولت منتفی شد ما نفی کردیم گفتیم این توهین به دانشجوست وزیر علوم ما این را برداشت.
در حالی که دکتر معین این سخنان را دروغ خواند، در این چهار سال بیش از 60 دانشجوی از تحصیل محروم شده اند. (2 دروغ)

4- من اینجا پرونده ای دارم برای یک خانم شما می شناسید در تبلیغات انتخاباتی کنار شما می نشیند، برخلاف همه قوانین کشور همزمان که کارمند بوده دو تا رشته فوق لیسانس خوانده در دانشگاه ازاد دکترا گرفته بدون کنکور .
موسوی این موضوع را تکذیب نمود. ضمن اینکه در همان زمان که احمدی نژاد استاندار اردبیل در دولت هاشمی بود با مسوولیت دولتی دوره دکترای خود را می گذراند. (1 دروغ)

5- بنده موضع گیری کردم علیه هولوکاست. رهبری هم تایید کرد. ملت هم تایید کردند.
بر اساس کدام ادله رهبری افسانه بودن هالوکاست را تایید کردند. بر اساس کدام نظرسنجی ااحمدی نژاد علام می کند که ملت هم تایید کردند. (2 دروغ)

6- درهمین تهران، مقاله نوشتند دوران امام ، شما سکوت کردید . دولت وقت از آن مقاله نویس حمایت کرد.
احمدی نژاد به ترجمه جعلی روزنامه کیهان ازمصاحبه اکبر گنجی با روزنامه ای اروپایی اشاره می کند که توسط گنجی تکذیب شد. مصاحبه در آلمان بود و هیچکس در دولت خاتمی نیز از آن حمایت نکرد. (3 دروغ)

7- ماجرای کردان [ . . . ] من در مجلس گفتم این جور مدارک را من ارزشی برایش قایل نیستم استاد دانشگاه دکترا باید کسی باشد شب نخوابی کشیده باشد.
در حالی که احمدی نژاد در همان زمان گفته بود این کاغذ پاره ها ارزشی ندارد و مهم اینست که وزیر آیا توانایی انجام مسولیت خود را دارد یا خیر. (1دروغ)

8- دیروز بنده در مشهد بودم این چند صد هزار آدم اینها مردم این مملکت نیستند .
حالا اگر نگوییم دورغ باید گفته شود در این مورد آقای احمدی نژاد آمار غلط می دهند. چند ده هزار نفر را چند صد هزار نفر می کنند. (1 دروغ)

9- در ماجرای تحصن نماینگان مجلس ششم ، برخی با کنگره امریکا تماس گرفتند و درخواست حمایت کردند.
این دروغ دیگر از هر دروغ دیگری شاخدارتر بود. چرا مسوولان امنیتی و قضایی در این مورد هیچ پیگیری نکردند؟ (1دروغ)

این بررسی می توانست به موارد دیگری نیز گسترش پیدا کند اما برای رد آنها ، دلیل و مدرک لازم بود و برای جلوگیری از گسترش بحث از این کار خوداری شد.
آقای احمدی نژاد در 45 دقیقه حداقل 15 دروغ گفته اند. یعنی متوسط هر سه دقیقه ارائه یک دروغ یا آطلاعات غیر واقعی. حالا اگر این موضوع را به دیگر سخنرانی های رئیس دولت نهم و همکارانشان گسترش بدهیم چه نتیجه ای می توان گرفت؟
*مبنع سخنان احمدی نژاد: خبرگزاری دولتی ایرنا
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  52 نظر |


میر حسین موسوی در مناظره امشب با محسن رضایی با توجه به اتفاقات شب پیش سخنان را اینگونه آغاز نمود: «ادب مرد به زه دولت اوست».
صدای سوت و کف و فریاد الله اکبر و شعار نصر من الله ... در هم عجین می شود و همه با هم این جمله را تکرار می کنند: «آری ! ادب مرد به ز دولت اوست».
آقای احمدی نژاد این تکلیف امشب و شاید هر شب شماست. روزی صد بار بنویس «ادب مرد ...»، بنویس دیگر تهمت نخواهم زد، برای کسی پرونده سازی نخواهم کرد، آبروی کسی را نخواهم برد و ناموس کسی را گرو نخواهم گرفت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  19 نظر |


مناظره میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد جنجالی تر آن بود که پیش بینی می شد. پس از مناظره نیز بحث اینکه چه کسی برنده بود آغاز شد و هر طرف به دلایلی خود را برنده این رقایت خواند.
باید اشاره کرد آن کسی که این مناظره ها را می برد لزومن برنده انتخابات نیز نخواهد بود.بسته به اینکه ما ملاک برد و باخت را چه مواردی در نظر بگیریم.
ممکن است کسی دروغ بگوید، بد اخلاقی کند، تهمت بزند و به باور ما مناظره را ببازد اما با همان دورغ پراکنی ها و بی اخلاقی ها آرای بیشتری جذب نماید. پی او می تواند برنده واقعی محسوب گردد.

میر حسین موسوی برنده مناظره بود:
سایت کلمه زیر عنوان «پیروزی نجابت بر هتاکی» مشروح این مناظره را منتشر کرد. آفتاب نیز نوشت: «موسوی از 12 دقیقه پایانی وقت خود به خوبی استفاده کرد و باید گفت که این 12 دقیقه، به عنوان 12 دقیقه طلایی در تاریخ و اذهان مردم ایران ثبت خواهد شد.»
هواداران موسوی به این موضوع اشاره می کنند که احمدی نژاد از دایره ادب، انصاف و عدالت خارج شد و موسوی با متانت و پرهیز از توهین متقابل درس اخلاق به او داد.
همچنین بسیاری معتقدند احمدی نژاد به دلیل اینکه هیچ نقطه ی تاریکی در پرونده میر حسین موسوی بدست یاورده بود سعی کرد با حمله با خاندان هاشمی و ناطق نوری ، موسوی را همدست انها جلوه دهد.
احمدی نژاد در مورد دانشجویان ستاره دار دروغ گفت، در مورد پرونده نفتی صادق محصولی در زمان استانداری احمدی نزاد در اردبیل سکوت کرد، بدرقه باشکوه جاسوسان انگلیسی را افتخار آمیز خواند، در مورد ابراز دوستی با ملت اسرائیل توسط مشایی سکوت کرد.
در پاسخ به افزایش تورم از 12 درصدی -با نفت 20 دلاری- دوره خاتمی به 25 درصد -با نفت 140 دلاری- تنها گفت در زمان هاشمی تورم 49 درصد و کشور 40 میلیارد دلار مقروض بود. که اتفاقن این نشان میدهد دولت خاتمی چه کارهای عظیمی شده است.

احمدی نژاد برنده مناظره بود:
یکی از هواداران احمدی نژاد به فارس گفته است :«احمدی نژاد در عين ادب و احترام و آرامش به ادعاهای موسوی پاسخ داد». محمد علی رامین از نزدیکان احمدی نژاد به فارس می گوید: «افشاگری‌های احمدی ‌نژاد برای نجات آینده ایران لازم است».
مهمترین نکته ای که هواداران احمدی نژاد بر ان تاکید دارند اینست که وی مفسدان اقتصادی و رانت خواران را افشا کرد. گرچه سایت های هوادار دولت با احتیاط ازهاسمی نام می برند و به نام ناطق نوری اشاره ای نمی کنند.
بیشترین تاکید در این سایت ها نیز بر این موضوع است که چرا موسوی جواب اتهامات که احمدی نژاد به هاشمی و خاندانش ، ناطق نوری و پسرش و دیگران را نداد.

برنده چه کسی بود؟
بسیاری می پرسند که چرا احمدی نژاد در جایگاه رئیس دولت در این چهار سال از طریق مراجع قضایی این موارد را دنبال نکرده است؟ چرا ایشان به عنوان حافظ منافع مردم به خود اجازه می دهد نام کسانی را ببرد که امکان دفاع از خود ندارند و اتهاماتی را به عنوان جرائم بیان کند که تاکنون در هیچ دادگاهی رسیدگی نشده است.
آیا این همان شیوه ی برخوردی نیست که دولت نهم در قبال دانشجویان ، فعالان جنبش زنان ، فعالان کارگری ، اقلیت های مذهبی و دینی ، اقوام و روشنفکران در پیش گرفته است؟
باید صبر کرد و دید واکنش جامعه به چه صورت خواهد بود. احمدی نژاد یک بار در تقابل با هاشمی توانست پیروز گردد و اینبار هم سعی نمود همین دو قطبی را بازتولید کند. گرچه موسوی به زیرکی در دام این بازی گرفتار نشد اما باید دید آیا مردم نیز این تشخیص و اعتقاد را خواهند داشت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  116 نظر |


با شرکت در این نظرسنجی بگویید که «برنده مناظره محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی کدامیک بودند؟ ». در این نظرسنجی سه گزینه ی احمدی نژاد ، میر حسین موسوی و هیچکدام وجود دارد.
شما همچنین می توانید برای شرکت در نظر سنجی های این وبلاگ در همین صفحه در قسمت بالای ستون سمت راست نظر خود را وارد کنید. با مراجعه به لینک سایر نظرسنجی ها، آخرین نظرسنجی فعال و نتایج دیگر نظرسنجی ها را مشاهده کنید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  481 نظر |


یادداشت «تکنولوژی های نو و رئيس جمهور آينده» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد روز چهارشنبه 13 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.

شاید در هیچ دوره یی از انتخابات در ایران به میزان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تکنولوژی های نو به کمک کاندیداها و هواداران شان نیامده باشد. گرچه بخشی از این اتفاق به دلیل توسعه و پیشرفت های فنی است اما ضریب نفوذ و میزان اثرگذاری این ابزارهای ارتباطی غیرقابل انکار است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


نهم خرداد ماه اهواز میزبان سید محمد خاتمی بود. خاتمی در جمع بیش از سی هزار هوادار سبزپوش خود -برخی منابع وابسه به دولت جمعیت را بیش از 40 هزار نفر برآورد کردند- به شدت از عملکرد دولت نهم انتقاد نمود.


در این مراسم برخی هواداران احمدی نژاد بوسیله باتوم و اسپری فلفل و شوکر به جمعیت حاضر حمله کردند. در پی این اتفاق فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد» و «درود بر موسوی» شنیده شد و مردم به تقابل با گروه های فشار پرداختند.
سایر فیلم ها را در اینجا ببینید: 1 . 2 . 3 . 4 . 5
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  15 نظر |


اولین مناظره انتخاباتی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری امشب میان محسن رضایی و مهدی کروبی انجام و از شبکه سوم سیما پخش شد.
این برنامه شاید کمترین شباهت را به یک مناظره ی سیاسی داشت. آن کسانی که مناظره های اول انقلاب را به خاطر می آورند بخوبی بی روحی و بی محتوایی این نمایش را احساس کردند.
این نوع اجرابیش از پیش این شائبه را تقویت می کند که صدا و سیما از یک طرح از پیش نوشته شده برای تقویت حس بی حاصل بودن مشارکت در انتخابات پیروی می نماید.
انتخاب یک مجری ناتوان و سرد مزاج و طرح سوالات حاشیه ای ، بسیار کلی ،تخصصی و خنثی از دیگر دلایل بی محتوا شدن به اصلاح مناظره بود.
محسن رضایی هیچ چیز تازه ای بیان ننمود و تنها به خلاصه سخنانش در برنامه سی دقیقه ای خود در شبکه اول و بخش ویزه خبری شبکه دوم اشاره نمود.
کروبی نیز با سخنانی پراکنده تنها جملاتی معترضه در مورد سهمیه بندی جنسیتی ، مشکلات اقوام و اقلیت های مذهبی و دانشجویان ستاره دار اکتفا کرد. دو کاندیدا عملن هیچ سوال و انتقاد مشخصی از طرف مقابل طرح ننمودند.
شکل اجرای برنامه می توانست بسیرا متفاوت طراحی کردد. مثلن هر کاندیدا با 4 کارشناس در برنامه حضور می یافتند و از کاندیدای مقابل سوالاتی را طرح می کردند. در این صورت شاید می توانستیم شاهد مناظره ای واقعی تر باشیم.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


صادق مرا به بازی وبلاگی «رئیس جمهور آینده چه کارهایی نباید انجام دهد؟» دعوت کرده است. شاید خیلی راحت تر باشد که بنویسیم چه کارهایی را دوست داریم انجام بدهد اما پاسخ این سوال نیز در نوع خود جالب است.
در این زمینه می توان از عملکرد چهارساله احمدی نژاد کمک گرفت. همچنین تجربه هشت ساله اصلاحات نیز راهگشاست. من دوست ندارم رئیس جمهور آینده ایران:
1- دروغ بگوید. گرچه کار سختی است.
2- وزرای کم حاشیه اما بی لیاقت و ترسو را انتخاب کند.
3- اجازه بدهد کشور چند رئیس جمهور داشته باشد.
4- عامل سرکوب احزاب و نهادها و جنبش های مدنی باشد.
6- اعضای دولتش چند شغله باشند.
7- هاله نور ببیند و فکر کند با امام زمان در ارتباط است.
8- روشنفکران را بزغاله بداند.
10- ماهی یک وزیر عوض کند.
11- در دروان تصدی ریاست جمهوری میلیاردها دلار گم شود.
در کل واقعن و از صمیم قلب دوست دارم رئیس جمهور آینده آدم باشد. اضافه بر دوستانی که صادق دعوت کرده ، از فرشته قاضی ، حنیف مزروعی ، امید معماریان ، صنم دولتشاهی ، نیک آهنگ کوثر ، حاجی واشنگتن ، معصومه ناصری ، هوشنگ دودانی ، فهیمه خضرحیدری ، لیلا موری، فرناز فرضی، مجتبی سمیعی نژاد ، پرستو دوکوهکی، محمدرضا یزدان پناه و محمد جواد روح برای این بازی دعوت می کنم.
در همین رابطه:
» فرشته قاضی ، هوشنگ دودانی ، آرش کمانگیر
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


یادداشت «موج سبز تغيير همه را خواهد برد» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز دوشنبه 11 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.
در روزی که حاج داوود احمدی نژاد تنها در میان نزدیک به 30 هوادار محمود احمدی نژاد سخن می گفت، صدها جوان سبزپوش با ماشین هایشان که مزین به تصاویر میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی بود، شهروندان را به حمایت از اصلاح طلبان تشویق می کردند.جالب آنکه این جوانان با هوشمندی شرایط را می شناسند و می دانند چه کسی را باید مخاطب انتقادات خود قرار دهند و انسجام و اتحاد در درون جبهه اصلاح طلبی را فراموش نکردند و با شعار «رای به کروبی یا موسوی رای به اصلاحات است» از شهروندان برای مشارکت در انتخابات دعوت می کنند. [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


دیروز اهواز میزبان شایسته ای برای سید محمد خاتمی بود. گرچه آمارها رسمی از حضور بیش از 35 هزار نفری شهروندان خوزستانی حکایت می کنند اما برخی تخمین ها جمعیت حاضران را تا پنجاه هزار نفر نیز برآورده می نمایند.
خاتمی در سخنانی کم سابقه به برخی از دروغ های محمود احمدی نزاد پاسخ داد و از رای دهندگان خواست کسی را انتخاب کنند که به مردم دروغ نگوید.


حضور پر تعداد جمعیت به شکلی بود که حتی سایت رجانیوز نیز با عبارت «استقبال خوب» آنرا توصیف کرد. گرچه سایر رسانه های وابسته به دولت از انتشار میزان استقبال عمومی خودداری نمودند.
این استقبال در حالی صورت گرفت که تنها سه روز برای این مراسم تبلیغات انجام گرفته بود. در دو روز آخر نیز هزاران اس ام اس و تراکت مبنی بر لغو برنامه منتشر و چندین بنر با مضمون مشابه توسط هوادارن احمدی نژاد در اطراف محل مراسم نصب شده بود.
مرتبط:
» فیلم: انتقادات بی سابقه خاتمی از احمدی نژاد [+]
» حمله هواداران احمدی نژاد به شهروندان اهوازی [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


خاتمی در اجتماع بیش از سی هزار نفر از شهروندان اهوازی گفت: «ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که به مردمش دروغ نگوید، ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که به حقوق یکایک زنان و مردان این مرز و بوم ایمان داشته باشد، ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که علی رغم ادعاها خود را مالک مردم و ارباب مردم نداند بلکه خود را خدمتگزار مردم بداند.»


خاتمی افزود:«ما بایدمسئولی را انتخاب کنیم که اگر هم نمی‌تواند در برابر ستم در برابر هزینه پرداختن مردم برای آزادی در برابر ستاره دار کردن دانشجو در برابر زندان رفتن به خاطر آزادی کاری کند لااقل با این اعمال خلاف مخالفت کند.»
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


امروز اهواز میزبان سید محمد خاتمی بود. خاتمی در جمع بیش از سی هزار هوادار سبزپوش خود به شدت از عملکرد دولت نهم انتقاد نمود.
خاتمی آرزو کرد که دولتی بر مسند کار تکیه بزند که به شهروندان دروغ نگوید، از حقوق مردم دفاع کند و اگر هم نمی تواند با متجاوزین به آزادی های مدنی همراهی ننماید.
خاتمی آرزو کرد که هیچ دانشجویی ستاره دار نشود و کسی به جرم ابراز عقیده و پرسشگری زندانی نگردد. خاتمی گفت ما همچنان که نیازمندعدالت اقتصادی هستیم، به عدالت سیاسی نیز محتاجیم.
در این مراسم برخی هواداران احمدی نژاد بوسیله باتوم و اسپری فلفل به جمعیت حاضر حمله کردند. در پی این اتفاق فریاد «مرگ بر دیکتاتور» شنیده شد و مردم به تقابل با گروه های فشار پرداختند.
شعارهای «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» ، «دولت سیب زمینی نمی خوایم» ، «توپ ، تانک ، بسیجی دیگر اثر ندارد» و همچنین شعار هایی به زبان عربی و فارسی در حمایت از خاتمی و میرحسین موسوی سر دادند.
این تجمع پر شور ، بزرگترین گرده همایی هواداران اصلاحات در چهار سال اخیر قلمداد می گردد. هزاران پرچم سبز رنگ به این برنامه جلوه ای خاص داده بود.
جمعیت حاضر پس از پایان مراسم با خواندن یار دبستانی من و ای ایران به برگزاری راهپیمایی آرامی دست زدند. در انتهای این راهپیمایی شهروندان اهوازی از برخورد خوب نیروهای انتظامی تشکر کردند.
این اجتماع با شکوه در حالی اتفاق افتاد که در دو روز اخیر هزاران اسم ام اس و تراکت در مورد لغو این برنامه توسط نیروهای افراطی منتشر و تمامی بنرهای اطلاع رسانی این مراسم نیز جمع آوری شده بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


یادداشت «در چرایی تخريب سيدمحمد خاتمی» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز سه شنبه 5 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.
«شاید اگر چند ماه پیش برخی رسانه های تندرو اصولگرا، سیدمحمد خاتمی را مورد حمله قرار می دادند جای تعجب نداشت. در آن زمان ایشان به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری پا به عرصه رقابتی گذاشته بودند که نتیجه محتمل آن شکست اصولگرایان بود. اما در زمانی که خاتمی انصراف خود را از رقابت انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و مهدی کروبی و میرحسین موسوی کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان در این انتخابات هستند، چرا همچنان بیشترین هجمه به خاتمی صورت می گیرد؟» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


دیروز و دیشب اولین کاروان تبلیغاتی ستاد جوانان حامی میر حسین موسوی در اهواز به حرکت در آمد. این کاروان در اولین قدم مرکز شهر اواز و یکی از محله های پر جمعیت حاشیه ای را برای تبلیغات خود انتخاب کرد.
ده ها دختر و پسر جوان با لباش های سبز اقدام به توزیع پوستر و پارچه های سبز تراکت های تبلیغاتی میر حسین موسوی نمودند. حرکت این کاروان توجه بسیاری را به خود جلب نمود.
خواندن ترانه های «ای ایران» و «یار دبستانی» به شکل گروهی با تشویق و استقبال شهروندان اهوازی روبرو شد. همچنین بسیاری درخواست می کردند تا پوسترهای میرحسین بر روی شیشه های آنها چسبانده شود.
مرحله دوم کاروان تبلیغاتی ستاد جوانان میر حسین موسوی پس از ایام فاطمیه فعالیت خود را از سر خواهد گرفت. جوانانی که علاقمند به مشارکت در این برنامه هستند می توانند به ستاد جوانان واقع در کیانپارس، خیابان پهلوان غربی، پلاک 134 مراجعه نمانید.
همچنین می توانید برای من ایمیل [me.mohseni@gmail.com] بزنید و شماره تلفن و نام خود را جهت مشارکت در این برنامه ها ارسال دارید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  13 نظر |


یادداشت «لطفاً رای ندهيد» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز یکشنبه 3 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.
«اصلاً به مسعود بهنود لندن نشین چه ربطی دارد که می گويد باید تهرانی ها این بار در انتخابات شرکت کنند و به یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان رای بدهند؟ ما رای نمی دهيم، لطفاً شما هم رای ندهيد. ما بهتر از هر کس ديگری می دانیم. ما 30 سال است رای ندادیم و ته دیگ مشروعیت نظام را درآوردیم. الان هم داریم حلوای نظام را می پزيم، حالا اگر 60 درصد از مردم هم شرکت کنند چه اهميتی دارد؟ مهم این است که ما شرکت نکردیم. مهم اين است که به نمايندگی از 90 درصد مردم ایران انتخابات را تحریم کردیم.» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


برنامه ی تلویزیونی میر حسین موسوی دقایقی پیش از شبکه یک پخش شد. بنظر می رسد برای بسیاری راضی کننده بود. میر حسین موسوی به زبانی صحبت کرد که برای بسیاری قابل فهم بود.
چند نکته کلیدی در سخنان میر حسین وجود داشت که البته می توانست بیشتر و شفاف تر به انها بپردازد. مخصوصن با توجه به لحن تندی که قطعن احمدی نژاد در پیش خواهد گرفت باید بی پرواتر سخن بگوید.
اشاره موسوی به بایکوت وی از سوی صدا و سیما از سال 68 پیغام بسیار روشنی داشت. همچنین این موضوع که او برای استقبال کنندگان در شهرهای مختلف اتوبوسی تدارک ندیده بود و پول نفت را هم برای توزیع در آستین ندارد.
در مورد فعالیت ایران در آمریکای لاتین و حمایت از لبنان و فلسطین در حالی که در داخل دچار مشکل هستیم نیز اشاره کوتاهی کرد که جا داشت مصداقی تر صحبت می کردند مثلن اشاره به خانه سازی های دولت احمدی نژاد در ان کشورها و صدها هزار جوان محتاج خانه در ایران.
میر حسین باید با فصاحت و پتانسیل بیشتری صحبت کند. شیوه ای که بنظر می رسد مهدی کروبی در سخنانش پیش خواهد گرفت و نتیجه آن به هر حال به سود اصلاح طلبان است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  9 نظر |


29 خرداد 1384: «عوام این بار نیز خطر انتخاب احمدی نژاد را درک نکرده اند ، شعارهای پوپولیستی احمدی نژادحقیقت را در تاریکی فرو برده است. رییس جمهوری که نخواهد و نتواند از پیشرفت و تکنولوژی بهره ای ببرد، رفاه را دشمن دینداری بداند، شعارش عدالت در فقر بجای تولید ثروت باشد دشمن درجه ی یک منافع و امنیت ملی ایران قلمداد می شود.» [+]
سی خرداد 1384: «نوشتار حاضر و دو مطلب قبلی من قصد حمایت از هاشمی را به اذهان متبادر نموده است. من تنها به این نکته فکر می کنم: شفاف بگویم ما احمدی نژاد را نمی خواهیم، پس زنده باد هاشمی تا زمانی که احمدی نژاد را از صحنه خارج کنیم.» [+]
یکم تیر ماه 1384: «خسته شده ام چقدر برای همه خطر انتخاب احمدی نژاد را شرح دهم. دلم می خواهد بیایم شمال کنار دریا و بعد از شنایی برویم جنگل سیسنگان، مثل زمان کودکیم.بستنی میوه ای که در رستوران بین راهی جاده ساری خوردیم را خوب بخاطر دارم و کایت بازیهای کنار دریا وسبدهاوکلاهای حصیری زیبا که دست فروشها می فرختند!» [+]
چهارم تیر ماه 1384: «احمدی نژاد رییس جمهور شد حالا چه ما دوست داشته باشیم و چه بدمان بیاید و حتی اگر بی تفاوت باشیم، عملکردش بر آینده ما تاثیر گذار خواهد بود.باید این نتیجه را پذیرفت و ازهمین حالا برای فردای نامعلوم آماده شد.» [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


یادداشت «اين تاکتیک خوبی است» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز پنجشنبه 31 اردیبهشت چاپ شده در اینجا بخوانید.
«اما آيا به واقع ائتلاف و کنار کشيدن شيخ به نفع ميرحسين يا ميرحسين براي شيخ در نهايت به سود اصلاح طلبان است؟ طرح موضوع ائتلاف بدون در نظر گرفتن تحليل آرا و مخاطبان اين دو کانديدا ما را دچار خطاي استراتژيک خواهد کرد.» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


«این دانشجو از میرحسین خواست به صراحت، قانون رفع تبعیض زنان در دولت احتمالی خود را تایید یا رد کند ... میرحسین گفت: این سوال‌ها غیرعلمی است».
وی ادامه داد: «... هر قانونی در کشور از نظر محتوا به شکلی باشد که وجدان عمومی با آن سازگار نباشد، به متحول کردن آن قانون می‌پردازیم. این یک فرایند است و دولت در آن نقش دارد و اگر حس کردیم در این بین تبعیض وجود دارد و از ما سوال می‌کنید که آیا به تغییر لوایح و ارائه آنها به مجلس اقدام خواهید کرد، جواب من آری است اما اگر سوال شما تغییر قوانین است، جواب من این است که در این باره اختیاری نداریم و این کار را نمی‌توان انجام داد». [آفتاب]
جملات بالا به صرحت بیان کننده دقت نظر و شفافیتی است که باید از هر کاندیدای ریاست جمهوری انتظار داشت. موسوی در پاسخ به سوالی در مورد تایید و یا رد قوانین تبعیض آمیز در دولتش، سوال را غیر علمی می داند.
طبق قانون پیشنهاد هر تغییری در قوانین یا به صورت لایحه از سوی دولت و یا به شکل طرح از سوی بخشی از نمایندگان به مجلس ارائه می گردد و تایید و رد آن در ابتدا با اکثریت نمایندگان مجلس، سپس شورای نگهبان و در نهایت مجمع تشخیص مصلحت است.
به همین دلیل میرحسین تنها به این نکته تاکید می کند که برای رفع تبعیض به ارسال لایحه به مجلس اقدام خواهد نمود و بیش از این را نمی توان از دولت انتظار داشت.
این رفتار و نگرش موسوی است که او را در میان دیگر کاندیداهای موجود شاخص می کند. در عین حال که به حامیان وی این پیغام را خواهد داد که از میرحسین تنها باید در چهارچوب قوانین انتظار داشت.
به هر حال گذر از دولت فعلی شاید دو حسن بسیار مهم را داشته باشد: برخورداری از دولتی که در چارچوب فوانین موجود رفتار خواهد کرد و قطعن ادبیات متفاوتی از دولت نهم را در پیش خواهد گرفت.
همچنین اگر دولت نمی تواند در دفاع از حقوق شهروندان نقش تعیین کننده ای ایفا نماید حداقل به عنوان عامل ضایع کننده و اهرم فشاری مضاعف عمل نخواهد کرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


در اولین روزهای اعلام رسمی کاندیداتوری میر حسین موسوی خبری از سوی رسانه های اقتدارگرایان منتشر شد که در آن به جلسه مشترک مهندس موسوی و برخی از اعضای نهضت آزادی و نیروهای ملی و مذهبی اشاره شده بود.
آن خبر با تکذیب میرحسین موسوی در عین تمجید از شخصیت و دینداری و حس خلق فعالان ملی مذهبی و اعضای نهضت آزادی همراه شد.
پس از آن در سناریویی دیگر به نقل از زهرا مصطفوی، دختر امام خمینی نقل شد که به علت همکاری مهندس موسوی با نهضت آزادی ها، جمعیت زنان انقلاب اسلامی در حمایت از موسوی تجدید نظر خواهند کرد. خبری که با واکنشی تند دختر امام تکذیب و سایت منتشر کننده -بازتاب- مجبور به عذرخواهی شد.
جالب آنکه خبرگزاری فارس چندی بعد با انتشار تکذیبیه این خبر اقدام به انتشار آن به عنوان یک خبر پر اهمیت نمود. خبری که همچنان در صفحه اول قابل مشاهده است. در همین حال در اکثر سخنرانی های موسوی توسط نیروهای هوادار احمدی نژاد از نسبت ایشان با نیروهای ملی و مذهبی سوال می گردد.
در پی آن رسانه های اقندارگرا نیز معمولن با پر رنگ نمودن این بخش از سخنان موسوی ضمن تحت الشعاع قرار دادن انتقادات نسبت احمدی نژاد، در پی حاشیه سازی برای ایشان هستند. باید پذیرفت نیروهای ملی و نهضت آزادی ایران در میان جوانان و طبقه متوسط از جایگاه و پایگاه خاصی برخوردارند و تاکید مستمر بر دوری از این جریان سیاسی به سود موسوی نخواهد بود.
مدیران ستاد موسوی بهتر است دقت نمانید و این نکته را به ایشان یادآوری کنند که سکوت در اینباره و حتی حمایت از فعالیت آزاد جریانات ملی می تواند پروژه ی تخریبی را که به سبک و سیاق روشهای حسین شریعتمداری در کیهان بسیار شبیه است را خنثی کند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در اعتراض به پخش گزینشی صحبت های دانشجویان در برنامه منطقه آزاد شبکه سه سیما از برگزاری و ضبط این برنامه جلوگیری نمودند.


دانشجویان با شعارهای «بیرون ، بیرون» خطاب به برگزار کنندگان این برنامه و همچنین «دانشگاه تریبون شما نیست» و «مرگ بر جیرخواران دولت» اعتراض خود را به جهت گیری های این برنامه تلویزیونی نشان دادند. تجمع دانشجویان پس از خروج عوامل این برنامه با شعار علیه برخی عوامل بسیج همچنان ادامه داشت. [فیلم]
به هیچ عنوان دور از ذهن نیست، ضبط این برنامه در دیگر دانشگاه ها نیز با واکنش های مشابهی روبرو گردد. در این روزها منتقدین دولت به شدن نسبت به جهت گیری های صدا و سیما در حمایت از دولت نهم و تخریب اصلاح طلبان معترض هستند.
این اعتراضات پیش از این با تجمع هواداران میر حسین موسوی در مقابل صدا و سیمای در تهران به شکل علنی نشان داده شده بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


یادداشت «گربه های ایرانی و دولتی برای آشتی» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز دوشنبه 28 اردیبهشت چاپ شده در اینجا بخوانید.
«جشنواره فیلم کن پس از چند سالی غیبت فیلم های ایرانی این بار فیلمی از بهمن قبادی را در بخش مسابقه خود می بیند. شاید ذهن های خلاق و کمی خیال پرداز این را نشانه یی بدانند از حضور دوباره ایران در عرصه جهانی؛ نشانه یی از آشتی دولتی که تا چند ماه دیگر سکان هدایت ایران را برعهده خواهد گرفت با جهانی که چند سالی است برای فشار و محصور کردن ایران همه تلاش خود را به کار بسته است.» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


یادداشت «از چه می ترسند؟» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز شنبه 26 اردیبهشت چاپ شده در اینجا بخوانید.

«حسین فدایی نماینده مجلس و دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از تشکل های حامی محمود احمدی نژاد در اظهاراتی که خبرگزاری فارس آن را منتشر کرد، مدعی شد؛ «این جریان فتنه گر برای ایجاد یأس و ناامیدی در بین مردم این موضوع را به صورت جدی با طرح مباحثی مانند صیانت از آرای مردم دنبال می کنند و البته آنان با ایجاد یأس به دنبال کاهش مشارکت حداکثری در انتخابات هستند.» این سخنان در حالی بیان می شود که اکثر احزاب و گروه های اصلاح طلب و خصوصاً آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر لزوم حضور و مشارکت فعال شهروندان در انتخابات اصرار می ورزند.» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


همزمان با نمایش فیلم ایرانی «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» بهمن قبادی ، کارگردان این فیلم در فرش قرمز فستیوال فیلم کن ۲۰۰۹ حضور یافتند . فیلم بهمن قبادی در بخش مسابقه «نوعی نگاه» جشنواره فیلم کن به نمایش در آمد.

روی عکس کلیک کنید تا عکس را کامل ببینید این دستبند سبز رنگ بهمن قبادی شاید اتفاقی باشد اما در نوع جالب توجه است. شاید بشود از طریقی در این مورد اطلاعی گرفت که آیا این دستبند سبز رنگ در حمایت از میر حسین موسوی است یا خیر!؟
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  14 نظر |


این جمله این روزها زیاد شنیده می شود که فضای کشور به هیچ عنوان انتخاباتی نیست. رسانه ملی نیز با روشی که در پیش گرفته این باور را تقویت می کند که شاید اینبار به واقع حاکمیت در پی مشارکت کنترل شده و محدود شهروندان است.
اصرار رسانه های در اختیار اصولگرایان و خصوصن صدا و سیما بر جنبه های انقلابی و مذهبی میرحسین موسوی و از سوی دیگر متهم کردن دولت خاتمی و اصلاح طلبان به وادادگی و ضعف مدیریت مهمترین استراتژی هواداران دولت است.
از سوی دیگر تاکید بر این نکته که رای به هر کاندیدا و اصولن شرکت در انتخابات تائید همه ی سیاست های نظام است به وضوح در جهت تشویق منتقدان و مخالفان به تحریم انتخابات صورت می گیرد.
به هر حال در چهار سال اخیر از محمود احمدی نژاد به عنوان اعتبار و آبروی اصولگرایان یاد شده است. بسیاری دولت نهم را نماد تمام عیار حکومت اسلامی می دانند.
حال اگر این دولت نتواند برای 4 سال آینده رای مردم را کسب نماید به شعارها و برنامه هایی که در این مدت از سوی جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی و داخلی طرح شده لطمات جدی و جبران ناپذیری خواهد خورد.
به معنی دلیل به نظر می رسد حاکمیت میان افزایش مشارکت و حفظ وضعیت موجود ، گزینه ی دوم را برگزیده است. برخی نیز نا آگاهانه و در بعضی موارد لجوجانه با این سیاست همراهی می کنند.
پی نوشت:
» هواداران موسوی متهم می کنند [قمارعاشقانه]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


یادداشت «اصولگرايان و کابوس شکست» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز پنجشنبه 24 اردیبهشت چاپ شده در اینجا بخوانید.

«وقتی ميرحسين موسوی برای شرکت در انتخابات اعلام حضور کرد، اصولگرايان که حضور مثلث کروبی، خاتمی و ميرحسين را زمينه شکست اصلاح طلبان می ديدند، بيش از هر زمان ديگری به وجد آمدند. اما اين شادی ديرزمانی نپاييد. سيدمحمد خاتمی در اقدامی هوشمندانه که تحسين بسياری را برانگيخت با وجود اقبال عمومی و درخواست هوادارانش اعلام انصراف کرد و ميدان رقابت را به مهدی کروبی و ميرحسين موسوی سپرد.» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


دیروز سخنرانی شیخ مهدی کروبی در جمع شهروندان اهوازی در همان مکانی که میرحسین موسوی ماه گذشته و سید محمد خاتمی در سال 76 سخنان خود را ایراد نمودند، برگزار شد.
جمعیت حاضر که نزدیک به 2000 نفر بودند به هیچ عنوان قابل مقایسه با جمعیت بالغ بر 14 هزار نفری نبودند که برای سخنرانی میرحسین موسوی حاضر شدند.
حضوراعضای ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی وهمچنین مسوولان، اعضای شورای مرکزی و دیگر اعضای احزاب مشارکت ، مجاهدین انقلاب و کارگزاران و دیگر گروه های حامی میرحسین بسیار پر رنگ و مشهود بود.
گرچه در مراسم سخنرانی میرحسین موسوی هیچ شعار سیاسی داده نشد اما جمعیت در شعارهایشان عدالت ، آزادی بیان و آزادی زندانیان سیاسی محور قرار داده بودند.
در این مراسم اما گرچه ترانه «ای ایران» و شعارهای مختلف سیاسی اعلام می شد اما کمتر با استقبال جمعیت روبرو شد. اما بنظر می رسید شعار «مهدی امپراطور» و «مهدی پا طلایی» از محبویت خاصی برخوردار بود.
البته در یک مورد که تعدای از هواداران محمود احمدی نژاد شعار «احمدی احمدی حمایتت می کنیم» و «مرگ بر منافق» سر دادند با شعار «نصر من الله و فتح القریب /مرگ بر این دولت مردم فریب» روبرو شدند و درگیری محدودی نیز اتفاق افتاد.
در حالی که ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی از ضعف مشهودی در برنامه ریزی و تبلیغات و جذب آرای عمومی رنج می برند و احزاب اصلاح طلب ایشان نیز دیر به رقابت انتخاباتی وارد شده اند ، ضعف کروبی در جلب آرای عمومی بیش از پیش خطر انتخاب احمدی نژاد در دور اول را قوت می بخشد.
بنظر می رسد مهدی کروبی بسیار کمتر از آن چیزی که احتمال آن می رسد می تواند آرای شهروندان را به خود اختصاص دهد. اگر خوزستان را ملاک قرار دهیم باید اعتراف نمود کروبی حتی در سایه حمایت خیل عظیمی از رفرمیستهای دو آتشه و چهره های مطرح سیاسی نیز در جلب آرای سیاسی ناتوان است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


تازه ترین یادداشتم را با عنوان «رضایی به سود چه کسی آمده است؟» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز دوشنبه 21 اردیبهشت چاپ شده در اینجا بخوانید.

گرچه محسن رضایی در سخنانی ابراز داشته است «اگر مسیر فعلی ادامه پیدا کند ما به سمت پرتگاه می رویم»؛ اما آیا به واقع حضور دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام برای رقابت با احمدی نژاد است؟ بررسی سخنان چندماهه اخیر محسن رضایی این باور را به ذهن متبادر می کند که وی نسبت به دولت محمود احمدی نژاد موضعی به شدت انتقادی دارد. گرچه نسبت به عملکرد اصلاح طلبان نیز خوشبین نبوده و بر این باور است که «اگر به گذشته برگردیم، شکست خواهیم خورد». [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


شیخ مهدی کروبی آدم خوبی است. حرفهایی می زند که به آن اعتقاد ندارد و یا در بهترین حالت مفهوم و دلیل عقلی آنها را درک نکرده اما روشنفکران از آن حرفها لذت می برند.
مهندس میر حسین موسوی آدم خوبی است. حرفهایی نمی زند که روشنفکران از آن سخنان خوششان بیاید اما به چیزهایی که می گوید اعتقاد دارد و عمل می کند.
اگر علاقمندید که بدانید چرا پیشنهاد نمی کنم که به مهدی کروبی را ی بدهید می توانید ادامه مطلب را بخوانید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  34 نظر |


یادداشت «عدالت با طعم رسانه ملی» را که برای روزنامه اعتماد نوشته ام در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز یکشنبه 20 اردیبهشت ماه به چاپ رسیده در اینجا بخوانید.
«کيفيت مطالب منتشرشده، انتخاب عناوين کم اهميت، ناديده گرفتن سخنان مير حسين موسوی و مهدی کروبی درباره آزادی های مدنی، حقوق بشر، آزادی مطبوعات، لزوم حفظ حرمت دانشجو و دانشگاه، لزوم تغيير قانون نظارت استصوابی، حمايت از تلاش های جنبش زنان و دانشجويان، لزوم رفع سانسور در عرصه فرهنگ و ده ها مورد ديگر، روال معمول رسانه ملی است.» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


تازه ترین یادداشتم را با عنوان «داستان ناراستان» که با تیتر «سوال های بی پاسخ» در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز شنبه 19 اردیبهشت ماه چاپ شده است را می توانید در اینجا بخوانید.

کشمکش اخير ميان شيخ مهدی کروبی و حسين شريعتمداری مديرمسوول روزنامه کيهان، سووال های زيادی برای مخاطبان ايجاد می کند. کيهان بيش از يک دهه است که با بهره گيری از عباراتی همچون؛ «نگذاريد بگوييم...» خطاب به روشنفکران، فعالان عرصه فرهنگ و اجتماع و نيروهای سياسی در جهت ساکت کردن مخالفان خود گام برداشته است.
حالا در اين ماجرا مهدی کروبی خطاب اين ادبيات قرار می گيرد؛ «پس جناب شيخ بگذاريد مسائل سربسته بماند و معلوم نشود که در سابقه و حال افراد چه گذشته است. بگذاريد مردم ندانند که در طبقه يازدهم ساختمان طالقانی چه می گذشت،»
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


دنیای وبلاگ: با توجه به نزدیک شدن به زمان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، پیگیری و با خبر شدن از اخبار ، حواشی و تحلیل های وبلاگ ها و وبسایت های اینترنتی پیرامون کاندیدای انتخاباتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. از این رو پرشین بلاگرز تصمیم گرفت تا با ایجاد خبرخوان ویژه انتخابات 88 قدمی در این زمینه بر دارد.
شیوه ی کار این خبرخوان با دیگرخبرخوان های موجود در پرشین بلاگرز کمی متفاوت است، در خبرخوان انتخابات عده ای از دوستان وبلاگ نویس، ما را در ایجاد محتوای این خبرخوان همیاری می‌کنند.
در واقع مطالب منتشر شده در خبرخوان انتخابات، مطالبی است که این همکاران از طریق گوگل ریدر خود، مخصوص این خبرخوان، به اشتراک می‌گذارند. بدین شکل خبرخوان انتخابات 88 پرشین بلاگرز می‌تواند طیف وسیعی از مطالب را در خود جایی دهد.
وبلاگ‌هائی که در حال حاضر ما را در این زمینه یاری می‌کنند بدین قرارند: آی ‌تی لاین - بامدادی - جمهور - دیده‌بان - راه من - یادداشت‌های دو دانشجو و یک آرمان.* امیدواریم با این شیوه جدید اطلاع رسانی و نیز با بهره گیری از «خرد» و چشمان تیزبین این دوستان، این خبرخوان مرجع خوبی برای دنبال کردن انتخابات شود.

» خبرخوان انتخابات- تکست ( فقط عناوین)
» خبرخوان انتخابات - گرافیکی ( کامل)
» فید / خوراک خبرخوان انتخابات
*- به ترتیب حروف الفبا
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


بررسی شعار ها و وعده های انتخاباتی در چند دوره ی اخیر انتخابات ریاست جمهوری بر این موضوع صحه خواهد گذاشت که موضوع «حقوق بشر» به هر علتی مورد غفلت واقع شده است.
سید محمد خاتمی و هوادارنش در انتخابات دوم خرداد 1376 ، که شاید نقطه ی آغاز طرح شعارهایی بود که دیگر صرفا گفتمان استکبار ستیزی و انقلابی گری را نمایندگی نمی کرد، بر جامعه مدنی و قانون مداری تاکید نمودند.
استراتژیی که در شکل اجرایی آن اصلاحات نام گرفت. اینگونه بود که خاتمی در دور دوم ریاست جمهوری نیز اعلام نمود که آمده است با همان عهد پیشین: اصلاحات. در آن سالها گفتمان اصلاحات بر پایه آزادی اندیشه ، جامعه مدنی ، دموکراسی و تحزب استوار بود. هر چند این واژه ها نیز محل مناقشه شدند و پسوند و پیشوند های مختلفی را بر خود دیدند.
اما موضوع حقوق بشر که ذاتا امری غیر سیاسی قلمداد و بر پایه ی حقوق طبیعی تعریف می گردد ، کمتر مورد توجه قرار گرفت. گرچه اکثریت اصلاح طلبان به اهمیت رعایت حقوق انسانی همه افراد جامعه تاکید می کردند اما برای پیشرفت در این زمینه راهکاری و برنامه ای مشخص تبیین ننمودند.
پس از 8 سال دولت اصلاحات ، اینبار گفتمانی جدید پا به عرصه کشورداری نهاد. گفتمانی که توانسته بود در غیاب مردم در دومین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در فضای غیر رقابتی انتخابات مجلس هفتم، موفقیت چشمگیری را کسب نماید: گفتمان اصولگرایی.
دیری نگذشت تا محمود احمدی نژاد از چپ تر نقطه ی این گفتمان ظهور کند و با شعار عدالت و بهبود اقتصادی در جایگاه دومین شخصیت سیاسی و اولین شخصیت اجرایی کشور قرار بگیرد. گفتمان اصولگرایی نه تنها دغدغه «حقوق بشر» را نداشت که تلاش در جهت استقرار جامعه مدنی و دموکراسی خواهی را نیز لفاظی سیاسی می دانست.
بدین صورت بود که 12 سال اخیر ، همچون چند دهه گذشته ، فضای سیاسی و اجتماعی ایران نتوانسته است «انسان محوری» برخواسته از حقوق طبیعی را تجربه کند و دولتی را در راس امور ببیند، که دغدغه اول خود را معطوف به حقوق انسانها نموده است. حقوقی که منشا تامین حداقل های اقتصادی و معیشتی ، حق انتخاب آزادانه پیشه ، محل سکونت، مذهب و مسلک ، حق حیات و ده ها حق دیگر خواهد بود.
حالا در آستانه تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم ، «حقوق بشر» همچنان به عنوان فرزندی ناخلف نگریسته می شود. هیچکدام از کاندیداهای احتمالی به این اصل اساسی آنچنان که شایسته و بایسته است تکیه نکرده اند.
گرچه در انتخابات های پیشین به تاسیس وزرات حقوق بشر اشاره رفته اما هیچگاه حتی به عنوان یک شعار انتخابتی از سوی کاندیداها طرح نشده است. باید منتظر ماند و دید آیا کاندیدایی هست که برای حقوق بشر صندلی در نظر بگیرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


تازه ترین یادداشتم را با عنوان «اصولگرایان و عبور از احمدی نژاد» را در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز چهارشنبه 16 اردیبهشت می توانید در اینجا بخوانید.
«سيدمحمد خاتمي گرچه در چهار سال اول رياست جمهوري خود توانسته بود موفقيت هاي چشمگيري را کسب کند و يکي از محبوب ترين رجال سياسي معاصر ايران شود اما در هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري رقباي بي شماري را در کنار خود مي ديد؛ رقبايي که بيش از وابسته بودن به جريان اصولگرا در قامت عناصر محافظه کار ميانه و حتي نزديک به اصلاح طلبان ظاهر شده بودند.»
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


در این چهار سال مردم احمدی نژاد را آنگونه که باید شناخته اند. شاید نتوان نگرش تعداد زیادی را نسبت به احمدی نژاد تغییر داد. چه در جهت مثبت و چه منفی. شاید موفقیت در دعوت به شرکت در انتخابات از کسانی است که نسبت به عملکرد دولت نظر مثبتی ندارند.
در این برهه زمانی باید دو استراتژی را در نظر گرفت: اول باید به یادآوری آن چیزهایی که به عنوان نقاط ضعف و سیاه کاریهای دولت نهم قلمداد می شود -به شکلی ملموس و بدون بزرگ نمایی- اقدام کرد.
در مرحله دوم که اتفاقن زمان زیادی برای این کار وجود ندارد به شناساندن کاندیدای مورد نظر خود -فارغ از اینکه هوادار مهدی کروبی یا میرحسین موسوی باشیم- بپردازیم.
شرایط چندان مساعد نیست. ستاد انتخاباتی کروبی از کمبود مدیران میانی و نیروی انسانی در رنج است و ستاد موسوی از نبود برنامه مشخص و آشفتگی و عدم انسجام لطمه دیده است.
در جبهه اصلاح طلبان نیز ، بخش قابل توجه ای همچنان در حسرت خروج خاتمی از صحنه بسر می برد. با این شرایط نمی توان شهروندان بیشتری را به مشارکت در انتخابات دعوت نمود و در غیاب مشارکت عمومی اصلاح طلبان فاقد توان لازم برای پیروزی هستند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


در مقاله ای که امروز در ضمیمه روزانه روزنامه اعتماد به چاپ رسید سعی نمودم نسبت به حضور بسیار کمرنگ احزاب سیاسی در جریان تبلیغات انتخاباتی نکاتی را گوشزد کنم.
امری که می تواند در نهایت منجر به پیروزی مجدد جریان اقتدارگرا گردد. مشارکت ، مجاهدی ن و کارگزاران و به طور کلی ائتلاف اصلاح طلبان نزدیک به 40 روز را از دست داده اند. فرصتی که روزی حسرت آنرا خواهند خورد:
«در حالی که تنها نزديک به 50 روز تا دهمين انتخابات رياست جمهوری در ايران زمان باقی مانده است، احزاب و گروه هاي سياسی، خصوصاً اصلاح طلبان، نقش مشخص و تعيين کننده یی در تبليغات غيررسمی انتخابات و اثر گذاری بر طبقات مختلف اجتماعی نداشته اند.» [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


«دانشجویان با سر دادن شعارهای مختلفی از جمله "مهدی با تعصب"، "كروبي رييس جمهور ميشه خدا می دونه كه حقشه..." و "کروبی حمایتت می‌کنیم" از سخنان کروبی استقبال کرده‌اند.»
جملات بالا بخشی از گزارش سایت آفتاب از سخنرانی شیخ مهدی کروبی در دانشگاه صنعتی شریف است. مشخص نیست که دانشجویان در یک میتینگ انتخاباتی شرکت کرده اند یا به تماشای یک رویداد ورزشی.
شعار «مهدی با تعصب» واقعن در نوع خود کم نظیر است که بنظر می رسد کمی هم تم طنز داشته باشد. آفتاب گزارش می دهد هنگامی که کروبی در بخشی از اظهارات‌اش گفت:‌ «شعار من تغییر است» دانشجویان فریاد زدند "کروبی اوباما".
کروبی در بخشی دیگر از سخنانش اظهار داشته : «دولتی می‌سازم که همه بگویند به به و چه چه». با این نوع اظهار نظرها چه انتظاری می توان از محمود احمدی نژاد داشت.
کروبی در این سخنرانی متذکر می شود:«در صورت نیاز تمامی قوانینی را تا جایی که مغایر قوانین اسلام نباشد تغییر خواهم داد». در حالی که مشاورنش باید به او یادآوری کنند که تغییر قوانی در حیطه ی وظایف رئیس جمهور نیست و شما دیگر رئیس مجلس نیستید.
ضمن آنکه همان تغییر قانون مطبوعات در مجلس ششم که به شکرانه ریاست شما بر مجلس موجب ورود عبارت «حکم حکومتی» به ادبیات سیاسی ایران شد کافی است. شرایط کشور را از این وخیم تر نکنید، تغییرات بنیادین نخواستیم.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


یادداشت «چرا صدای میرحسین را نمی شنویم» در ضمیمه روزانه امروز دوشنبه 7 اردیبهشت روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است:

«نظارت استصوابی با روح قانون اساسی سازگار نیست، بهتر است مردم را آزاد بگذاریم.» این جمله تنها بخش کوچکی از سخنانی است که میرحسین موسوی در نقد مدیریت دولت نهم و پاسداشت آزادی و حقوق شهروندی بر زبان رانده است؛ سخنانی که پیش از این شاید از کمتر کاندیدای ریاست جمهوری که در انقلاب و مدیریت جمهوری اسلامی سهم عمده یی داشته، شنیده شده است،سیدمحمد خاتمی نیز در بیان صریح چنین سخنانی همیشه تامل کرد و بنا به ملاحظاتی هیچ گاه اینچنین مخالفان را مورد خطاب و عتاب قرار نمی داد. به جرات می توان ادعا کرد شنیدن این سخنان از «نخست وزیر محبوب امام» بسیار بااهمیت از «رئیس جمهور اصلاحات» است. [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


یادداشت «شاید بشود کاری کرد» در ضمیمیه روزانه امروز یکشنبه 6 اردیبهشت روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است:
«سوم تیر 1384 نام محمود احمدی نژاد در میان بهت و حیرت نخبگان سیاسی و جامعه روشنفکری به عنوان رئیس جمهوری ایران اعلام شد. اتفاقی که کمتر کسی فکر می کرد در آینده تاثیری باورنکردنی بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران داشته باشد؛ ایرانی که با وجود همه مشکلات داخلی و موانع خارجی مسیر ثبات و آرامش را طی می کرد.
اگر دولت سیدمحمد خاتمی به باور هوادارانش هر 9 روز یک بحران را تجربه کرد- بحران هایی که به واسطه عوامل بیرونی به این دولت تحمیل می شدند- دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد، خود را هر هفته و شاید هر روز در بحرانی جدید وارد می کرد. بحران هایی که این بار نه به واسطه عوامل خارجی یا رقبای سیاسی داخلی بلکه به دست مردان رئیس جمهور و بیش از همه خود رئیس دولت نهم ایجاد می شدند.» [ادامه یادداشت]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


یادداشت «آیا میر حسین موسوی اصلاح طلب است؟» در شماره امروز شنبه 5 اردیبهشت 88 ضمیمه روزانه روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است:

شايد بسياري پس از اعلام کانديداتوری ميرحسين موسوی اين سوال را پرسيده باشند که آيا ميرحسين موسوی اصلاح طلب است؟ آيا موسوی تغييرات در جهت بهبود شرايط را دنبال می کند؟ برخی در ابتدا با اشاره به بيانيه اعلام حضور و همچنين اعلام کانديداتوری ايشان پس از اعلام حضور سيد محمد خاتمی -که به خط کشی صريح موسوی با اصلاح طلبان تعبير شد- به اين سوال پاسخ روشن «خير» دادند. [ادامه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


سید محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان ادوار مجلس گفته اند :«امکانات به صورت عادلانه و منصفانه تقسیم نشده و رقابت، رقابت برابری نیست از یک سو از امکانات فراملی استفاده می‌شود اما ازسوی دیگر از حداقل امکانات برای کاندیداها دریغ می‌شود. با تریبون‌های محدودی هم که وجود دارد برخورد می‌شود. بعضی‌ها نیاز به ستاد ندارند چرا که همه امکانات کشور در اختیار آن‌هاست.» این سخنان شاید دقیق ترین توصیف است که از شرایط تبلیغاتی این روزها می توان داشت. رسانه ملی که با تمام توان در پی تبلیغ دولت است تا انجا که حتی شکست های دولت را نیز به پیروزی تعبیر می کند.
در حالی که بسیاری از فعالان سیاسی کنفرانس دوربان و اتفاقات پیش آمده را برای کشور زیانبار تلقی نمودند و میر حسین موسوی از آن به عنوان «افتضاح سوییس» که ناشی از «افراطی گری رئیس جمهور» است ، یاد کرد ، رسانه های دولتی و صدا و سیما آنرا حماسه و موفقیتی بزرگ تفسیر کردند.
گرچه ادعا می شود که احمدی نژاد نیاز به ستاد انتخاباتی و تبلیغات ندارد اما سفرهای تبلیغاتی احمدی نژاد از سال دوم ریاست جمهوری او آغاز شده و بجای توزیع تراکت تبلیغاتی نیز سیب زمینی و پرتقال و تراول چک توزیع می شود.
اما باید هوشیار بود که این بار اصولگرایان تجربه دوم خرداد 76 را به خوبی به خاطر دارند ، تبلیغات یک سویه ای که باعث شد سید محمد خاتمی با پیروزی چشمگیری بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند و هشت سال کابوس وار را برایشان به ارمغان بیاورد.
به همین دلیل مدیران تبلیغاتی دولت این بار بر مواردی تکیه می کنند که کمتر حساسیت های جامعه را تحریک کند درعین حال مراقبند بیش از حدنیاز مشارکت شهروندان افزایش پیدا نکند. امری که در نهایت منجر به «مدیریت انتخابات» توسط جریان اقتدارگرا خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


این مقاله که در ضمیمه امروز روزنامه اعتماد منتشر شده ، نقد کوتاهی بر شعارهای و سیاست هایی است که ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در پیش گرفته است.

«گرچه محمدرضا بهشتی معتقد است «اگر آرمان ما در زندگی و نظام چنين فردی -ميرحسين موسوی- است بايد با او همراهی کنيم»، اما سال هاست ديگر اکثريت قابل توجهی از شهروندان بر اساس «حقوق شهروندی» و در جهت تغيير و البته بهبود شرايط با در نظر گرفتن «محدوديت ها و معذوريت ها در انتخاب هايشان»، آرای خود را به صندوق ها می ريزند، نه بر اساس تکالیف ، آرمان ها و ايده آل ها.
آن بخشی از جامعه نيز که به جای «حقوق شهروندی» به آرمان و «تکاليف شرعی» معتقد است، نه ميرحسين موسوی را نماينده خود می داند و نه «کاتبان تکاليف شرعی» آنان را به سوی موسوی سوق خواهند داد.» [همه مطلب]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


اگر به اسامی افرادی که در این انتخابات گرد شیخ مهدی کروبی حلقه زده اند و حمایت خود را در انتخابات از وی اعلام کرده اند توجه کنیم ، بیش از پیش متعجب می شویم که چرا نسبت به کروبی اقبال عمومی وجود نداد.
غلامحسین کرباسچی، عماد الدین باقی، محمد قوچانی، عطاالله مهاجرانی، جمیله کدیور و این اواخر هم محمد نجفی و سید محمد ابطحی و جمعی از فعالین دانشجویی عضو تحکیم وحدت، همه در کنار شیخ ایستاده اند.
در این میان سخنان مهدی کروبی بیش از هر زمان دیگری تند و تیز است: جمع اوری گشت ارشاد ، حذف نظارت استصوابی، انتخاب وزیر زن ، متهم کردن احمد جنتی به حمایت از احمدی نژاد، و نامه نگاری به فرمانده بسیج و ده ها مورد دیگر.
به همان میزان که عکس یادگاری گرفتن کروبی با ملی مذهبی ها و دانشجویان امیرکبیر و خوانندگان رپ واکنش اعتراضی در جریان راست افراطی ایجاد نمی کند، سخنان تند و آتشین کروبی نیز در میان طبقه متوسط و روشنفکران با اقبال روبرو نشده است.
اما دلیل واقعی این اتفاق چیست؟ آیا این موضوع که جامعه ایرانی، دیگر به روحانیون رای نخواهد داد و در این میان خاتمی تنها یک استثنا است، می تواند درست باشد؟
آیا باوراینکه کروبی بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند و این شعارهای محقق گردد دور از ذهن است؟ یا اینکه اصلن کسی باور نمی کند که کروبی بتواند رئیس دولت دهم باشد که به وعده هایش توجهی کند!؟
اما نکته دیگری را هم نباید از نظر پنهان داشت. کروبی هرچند ویترین خوبی و زیبایی از آدمهای دانه درشت سیاسی که هر کدام به دلیلی گرد او حلقه زده اند مهیا کرده اما از نظر عقبه سیاسی و نیروهایی که در حزب اعتماد ملی از او حمایت می کنند دچار مشکلات عدیده ای است.
متوسط کارایی و توانمندی نیروهای سیاسی بدنه حزب اعتماد ملی و سایر نزدیکان به وی و اطرافیان فاطمه کروبی که ظاهرن در تصمیم گیریهای او نقش قابل توجه ای دارد تنها شاید کمی از متوسط توان نیروهای احمدی نژاد بیشتر باشد.
جدای از این موضوع که هر چه شیخ سخنان تندتری بزند و وعده های بزرگتری بدهد، کمتر باور پذیر می شود، بزرگترین مشکل شیخ اینست که باور ریاست جمهوری او در باور عمومی جامعه بسیار بعید است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  9 نظر |


سفر میرحسین موسوی به استان خوزستان و سخنرانی او در جمع مردم و دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز گرچه امید به تغییر شرایط را افزایش داد اما شرایط موجود همچنان نگران کننده است.
سفر اهواز نشان داد میر حسین هنوز مخاطبان خود نشانخته و ادبیات مناسب را نیافته است. موسوی در جمع و جو سیاسی مردم اهواز که شعار آزادی ، عدالت سر می دادند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی بودند، کمترین موضوع گیری سیاسی را داشت.
گرچه این مشکل در دانشگاه چمران کمی مرتفع شد. میرحسین باید بدون واهمه از آنچه می اندیشد سخن بگوید و ملاحظه کاری را درباره سیاه کاریهای دولت نهم به کنار بگذارد. انهم در شرایی که حتی صدای اعتراض حامیان دیروز احمدی نژاد نیز بلند شده است.
مردم در این شرایط تشنه صراحت و بی پروایی هستند. در جستجوی کسی که علنن نشان بدهد وخامت شرایط موجود را درک کرده است و در مسیر اصلاح آن گام خواهد برداشت.
موسوی برای ایجاد موج در جامعه زمان بسیار اندکی دارد. مشاوران و همراهان امروزش نیز گرچه انسانهای با دانش و روشنی هستند اما کمترین سابقه کار انتخاباتی را دارند و از تحرک لازم برای ایجاد شورانتخاباتی برخورددار نیستند.
کمپین میرحسین موسوی نیازمند یک حرکت و جهش سریع است. باید از بسیاری از هوادران خاتمی و اصلاح طلبان دلجویی شود و پذیرفت که پایگاه اجتماعی میرحسین در میان اصلاح طلبان و کسانی است که خواهان تغییر شرایط موجودند.
در موج سهمگین تیلیغات دولتی ، توزیع سیب زمینی و چک پول و سفرهای استانی و تلاش شبانه روزی صدا و سیما ، خبرگزاری ها و روزنامه های هوادار دولت برای موفقیت جلوه دادن ضعف ها و آسیب های دولت نهم با محافظه کاری تبلیغاتی کاری از پیش نخواهد رفت.
با وجود کنار کشیدن اصولگرایان و محافظه کارن به ظاهر میانه رو به سود احمدی نژاد خطر انتخاب مجدد معجزه هزاره سوم بیش از پیش افزایش یافته است. این هشداری است جدی برای همه آنها که خواهان تغییرند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


خبرگزاری فارس از چند روز پیش وعده برگزاری همایش خودجوش دانشجویان هوادار محمود احمدی نژاد را داده بود. به گزارش بنگاه خبر پراکنی فارس این همایش دیروز چهارشنبه با استقبال «دانشجویان» مشتاق در تهران برگزار شد.
عکس زیر متعلق به این همایش «خودجوش و دانشجویی» می باشد. گزارش تصویری کامل این خبر را در اینجا ببینید.


برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

در رخدادی دیگر دانشگاه شهید چمران اهواز دیروز شاهد حضور میرحسین موسوی بود. موسوی در حضور نزدیک به دو هزار تن از دانشجویان این دانشگاه به سخنرانی پرداخت. در این مراسم چند نفر از بسیج دانشجویی اقدام به ایجاد درگیری و ایجاد اغتشاش نمودند. [گزارش تصویری کلمه از مراسم]


برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

عکس های مراسم میرحسین را با عکسهای مراسم خودجوش «دانشجویان» هوادار احمدی نژاد مقایسه کنید. قضاوت بر عهده خودتان.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  131 نظر |


مهندس میر حسین موسوی دیروز در جمع مردم اهواز حاضر شد و به سخنرانی پرداخت. حضور میرحسین در اهواز با استقبال نسبتن خوبی همراه بود. مدت زمان فیلم زیر 5 دقیقه می باشد.


» گزارش تصویری سخنرانی میر حسین موسوی در اهواز [اینجا ببینید]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


میرحسین موسوی ساعاتی پیش در جمع هزاران تن از شهروندان اهواز به سخنرانی پرداختند. این سخنرانی همچون سخنرانی سید محمد خاتمی در سال 1376 در مقابل مسجد ارشاد اهواز برگزار شد.
حضور کارگران ، دانشجویان و جوانان در این مراسم بسیار چشمگیر بود. کارگران کارخانجات مختلف در شعار های خود خواستار عدالت و برداشته شدن تبعیض های موجود بودند.


همچنین جمعی از دانشجویان دانشگاه های اهواز شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «آزادی اندیشه ، همیشه همیشه » سر دادند که با همراهی جمعیت روبرو شد.
هنگامی که دکتر شجاعپوریان ، رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی از سید محمد خاتمی یاد نمود شور و شوق زاید الوصفی جمعیت را فرا گرفت و فریاد «درود بر خاتمی» طنین انداز شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


هر چه به زمان انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم ، مشخص تر می گردد که حامیت اصلی میرحسین موسوی اصلاح طلبان هستند.
چه گروه های و طیف های اصلاح طلبی که دردرون حاکمیت حضور داشته اند و چه جریاناتی که در این سه دهه اپوزیسیون محسوب شده اند.
این موضوع که حضور میرحسین موسوی می تواد طیف هایی از اصولگراین و حتی محافظه کاران میانه رو را به خود همراه کند ، تاکنون مشاهده نشده است.
گرچه شاید تعداد انگشت شمار افرادی در ارودگاه محافظه کاران به تمجید از موسوی پرداخته باشند اما به واقع جریان اصولگرا و جریانات محافظه کار راه دیگری را طی کرده اند.
می تواند مدعی شد که به واقع سقف و گستردگی سیاسی آرای میرحسین موسوی آنچنان بیش تر از سید محمد خاتمی نیست. بلکه آرای بالفعل ایشان به مراتب و به شکل غیر قابل باوری کمتر از خاتمی است.
به عبارت دیگر در «بهترین حالت ممکن» میرحسین «شاید» بتواند میزان آرای خود را به نزدیکی تعداد آرای احتمالی سید محمد خاتمی برساند که با وجود شرایط موجود این اتفاق دور از دسترس و غیر ممکن به نظر می رسد.
با تحلیل این شرایط است که بسیاری خطر را احساس کرده اند و برای جلب حمایت عمومی از میرحسین بر موئلفه های اصلاح طلبانی ایشان تاکید می کنند. اتفاقی که با افزایش احتمال پیروزی محمود احمدی نژاد ممکن است سرعت بیشتری به خود بگیرد.
به هر حال شاید برای اصلاح طلبان و کسانی که تغییرات هر چند اندک را از طریق انتخابات پیگیری می کنند انتخاب میان مهدی کروبی و میر حسین موسوی سخت نباشد اما بسیاری از کسانی که به سختی خود را برای انتخاب خاتمی راضی کرده بودند ، نسبت به انتخاب میرحسین موسوی مردد هستند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


شورای نگهبان قانون اسلاسی در پاسخ به نامه اعتراضی مهدی کروبی بیانیه ای را صادر نموده و از عملکرد احمد جنتی دبیر کل 83 ساله این شورا در حمایت از دولت محمود احمدی نژاد ، دفاع کرده است.
این شورا همچنین کاندیدا های انتخابات ریاست جمهوری را تهدید نموده که مراقب سخنان خود درباره این «نهاد مقدس» باشند! در بیانیه این شورا آمده است:
«برخی از گروه‌های سیاسی، رسانه‌ها، کاندیداهای احتمالی و هواداران آنها از روی ناآگاهی و یا با هدف تلاش برای جلب توجه افکار عمومی، مواضعی را له یا علیه برخی نهادها و ارکان نظام اتخاذ می‌کنند که نتیجه‌ای جز به طمع انداختن دشمنان و بدخواهان انقلاب و مردم را به دنبال نخواهد داشت.» [لینک حذف شد]
با وجود صدور این بیانیه این سوال اساسی همچنان وجود دارد که آیا عملکرد شورای نگهبان در رد صلاحیت سلیقه ای کاندیداهای انتخابات های مختلف و محروم نمودن قشرهای مختلف مردم از داشتن نماینده و گسترش روز افزون دایره ی رد صلاحیت ها، طمع دشمنان و بدخواهان را افزایش داده و یا توصیه آفعالان سیاسی به رعایت بی طرفی، قوانین و سلامت انتخابات؟
مشخص نیست چرا همیشه صورت مسئله پاک می شود و شاکی به جای متهم نشانده می شود و در نهایت قانون و عدالت ذبح شرعی می شود آنهم به دست «نهادهای مقدس».
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


میر حسین موسوی در واکنش به مطلب طنزی از ابراهیم نبوی بیانیه ای منتشر نمود. در این بیانیه میرحسین به دفاع از حق اظهار نظر فاطمه رجبی پرداخته است.
در این بیانیه آمده است: «اينجانب در بيانيه اعلام نامزدی خود از فعالان سیاسی درخواست کرده‌ بودم که حتی اگر در معرض توهین قرار گرفتم نسبت به اين امر واکنشی نشان ندهند. هنوز مبارزات انتخاباتی چندان گرم نشده است و مطلب غير قابل تحملی از سوی کسی بيان نگرديده که مقاله خانم نويسنده‌ای در انتقاد از اينجانب موضوع عکس‌العمل قابل تاسف یکی از نويسندگان مقیم خارج از کشور قرار گرفته است.»
می توان این واکنش میرحسین موسوی را به فال نیک گرفت و از دفاع ایشان از آزادی بیان فاطمه رجبی تقدیر نمود. ولی آیا می توان امید داشت میر حسین در حق دیگر مخالفان نیز اینگونه باشد.
فاطمه رجبی به میزان کافی وکیل و وصی و مدافع در قدرت دارد که گزندی به او نرسد اما آیا میر حسین در دفاع از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ، جنبش زنان ، روزنامه نگاران و وبلاگنویسان ، زندانیان سیاسی و دراویش و پیروان دیگر مذاهب و ادیان نیز بیانیه خواهد داد.
آیا اگر میرصیافی ها ، اکبر محمدی ها و زهرا بنی یعقوب ها همچنان در زندان کشته شوند، ایشان بیانیه صادر می کنند و اظهار تاسف و تالم می نمایند. میرحسین حالا بیش از گذشته در دفاع از حقوق شهروندان مسوول است.
پی نوشت:
» بیانیه انتخاباتی ابراهیم نبوی درباره اظهارات آقای میرحسین موسوی [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


اما گرچه با شروع سال جدید اکثر رسانه های داخلی در تعطیلات به سر می برند اما همچنان دغدغه انتخابات افراد زیادی را به خود مشغول کرده است.
تا جاییکه یک جوان ایرانی از کانادا در ویژه برنامه آغاز سال جدید بکه خبری بی بی سی فارسی مهمترین آرزوی خود را پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آینده و بهبود شرایط کشور عنوان می کند.
در همین حال پیام باراک اوباما نیز بسیاری را امیدوار نمود تا با کاهش تنش در روابط ایران و آمریکا ، شرایط از هر نظر بهبود پیدا کند. گرچه این انتظار ممکن است کمی طولانی گردد. شاید به همین دلیل اشتیاق برای روی کار آمدن دولتی اصلاح طلب در ایران نیز فزونی یافته است.
اما بسیاری معتقدند که اگر قرار باشد کاندیدای نهایی اصلاح طلبان از میان میرحسین موسوی و مهدی کروبی انتخاب گردد شانس و اقبال رفرمیستها به شدت کاهش خواهد یافت.
رضا یکی از خوانندگان وبلاگ در همین مورد معتقد است: «با توجه به خروج خاتمی از انتخابات، سه گزینه کروبی، موسوی و احمدی نژاد کم و بیش پایگاه اجتماعی(نه سیاسی) نزدیک به هم دارند(مردم متوسط به پائین) در این شرایط حاکمیت با کاندیدا کردن قالیباف به راحتی می تواند همه معادلات را بر هم بزند در آن صورت احتمالا احمدی نژاد و قالیباف به دور دوم خواهند رفت.»
این تحلیل رضا اتفاقن در این روزها هوادارن زیادی دارد. رضا در ادامه این راهکار را نیز ارائه می دهد: «موسوی و کروبی را ول کنید و به فکر اتحاد با طرفداران اصلاحات ساختاری باشید، آنها می تونند رای زیادی از آرای خاموش سالهای اخیر را به صحنه بیاورند.
به عنوان پیشنهاد می تونید یک کاندیدای حزبی مثل عارف یا نجفی را معرفی کنید و عبد الله نوری هم به عنوان معاون اولش معرفی بشود - بدین صورت عملن کاندیدای اصلی عبد الله نوری خواهد بود- اما شورای نگهبان با عارف/نجفی طرف خواهد بود.»
تحلیل ها از این دست روز به رو افزایش یافته و اتفاقن طرفداران زیادی نیز دارد. شاید به همین دلیل است که زمزمه هایی از کاندیداتوری سید محمدرضا خاتمی به گوش می رسد. اتفاقی که نسل دوم اصلاح طلبان به شدت از آن استقبال خواهند کرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


سعید شریعتی: جبهه مشارکت در وضعیت جدید چه خواهد کرد؟ هنوز بحث در درون حزب ادامه دارد. چهارشنبه تمام مسئولین استانی، دفتر سیاسی و شورای مرکزی حزب جلسه دارند تا وضعیت جدید را بررسی کنیم .من به عنوان یک عضو شورای مرکزی حزب معتقدم:
1- الان زمان جمع بندی نیست، فعلا زمان پهن بندی است لذا معتقدم نه فقط مشارکت بلکه همه گروه های سیاسی حامی خاتمی نباید هیچ عجله ای برای جمع بندی و اعلام موضع داشته باشند . عجالتا ما هم باید رسما مخالفتمان را با تصمیم خاتمی اعلام کنیم. همانگونه که مجمع روحانیون دیشب به طور قاطع با انصراف خاتمی مخالفت کرد.
2- باید اجازه داد همه اعضای حزب و هواداران حرف ها و پیشنهادها و پیش بینی هایشان را به سمع و نظر شورای مرکزی حزب برسانند.
3- نیروهای آزاد را باید به خویشتنداری و صبر و مقاومت فراخواند
4- تمام امکانات حزبی و غیر حزبی را بسیج کرد برای محکم آمدن به میدان برای هر تصمیمی که میگیریم، یعنی تصمیمی که میگیریم نباید منفعلانه و از سر سیری بوده بلکه کاملا معطوف به عمل و نتیجه باشد.
5- تا اطلاع ثانوی و رسیدن به تصمیم اجازه یارگیری از میان نیروهایمان را به ستادهای دو نامزد دیگر ندهیم و اسیر توراندازی ها و دعوت به چلوکباب ستادهای دیگر نشویم.
با ین مقدمات به نظر می رسد پنج راهکار در برابر ماست که به ترتیب امکان پذیری و مقبولیت و جذب و جلب اعضا و هواداران می توان به ترتیب هر یک را در دستور کار قرار داد:
1- بازگشت خاتمی
2- معرفی کاندیدای حزبی
3- تن دادن به اجماع بر سر هر یک از این دو نامزد باقی مانده
4- حمایت از یکی از آنان در صورت عدم اجماع
5- کناره گیری از انتخابات و زدن مهر انتخابات نمایشی به انتخابات دهم
به اعتقاد من باید به ترتیب برای هر یک از این راهکارها تلاش کرد یعنی اگر راهکار شماره یک جواب نداد به سراغ راهکار شماره دو برویم و به همین ترتیب بدترین حالت برای این است که ناگزیر شویم انتخابات را ترک کنیم و مهر انتخابات نمایشی بر آن بزنیم.
دوستانی که این نوشته را در فیس بوک یا هر جای دیگر می خوانند لطفا نظر بدهند و به دوستان دیگر هم توصیه کنند که این یادداشت را خوانده و نظرتاشان را به من برسانند. ما فردا چهارشنبه جلسه مهمی در حزب خواهیم داشت و البته تصمیمی فعلا نخواهیم گرفت. فعلا زمان پهن بندی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری ساعاتی پیش منتشر شد. تا به این حقیقت نزدیک تر شویم که اصلاح طلبان در انتخابات آینده کاندیدایی نخواهند داشت.
در حال حاضر تنها به تکرار این جملات بسنده می کنم: «مگر ما برای امدنت لحظه شماری نکردیم؟ مگر همه ما حضور شما را قدر نمی دانستیم؟ مگر نه اینکه خاتمی مجبور شد در برابر بی تصمیمی شما به همه سختی ها تن بدهد و تهمت ها، دروغ سازی و لجن پراکنی ها را تحمل کند و پا به عرصه پرخطر انتخابات بگذارد و از تهدید های جانی کیهان نشینان نهراسد؟
آقای میرحسین موسوی از خودتان بپرسید که چه شد که کار به اینجا کشید که دیروز در خیابان یاسر فریاد میرحسین اصلاح طلب نیست جوانان خشمگین و ابروهای گره خورده خاتمی در هم تلاقی کردند؟ چه شد که در اعماق ذهن ما حک شد این توبودی که سید ما را دل آزردی!»
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  16 نظر |


موج سوم: در پی انتشار اخباری مبنی بر احتمال کناره‌گیری سیدمحمد خاتمی از عرصه انتخابات، «پویش حمایت از خاتمی» از صدها هزار پویشگر «موج سوم»، اعضای ستادهای 88، گروه یاری و عموم ایرانیان حامی سیدمحمد خاتمی دعوت می‌کند برای رساندن صدای خود به سیدمحمد خاتمی و درخواست از او برای تداوم حضور در صحنه،‌ پیامک (SMS)های خود را به شماره تلفن 30008320 ارسال نمایند و به «پویش (کمپین) حمایت از خاتمی» بپیوندند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


جلسه ظهر دیروز در خیابان یاسر معجونی بود از اشک و لبخند و استدلال و احساس. خیلی ها آمده بودند تا خاتمی را مجاب کنند که بماند و از عرصه انتخابات کنار نرود.
اما نه سخنان فرزند شهیدی که گفت هیچ چیزی برایش نمانده جز امید به خاتمی، چشمان اشکبار جوانی که پیام مادرش را آورده بود ، سخنان طنز آلود امیرمهدی ژوله که انصراف خاتمی را به سود کروبی تفسیر می کرد و ده ها نفر دیگر تاثیری نداشت.
خاتمی تصمیم خود را گرفته بود. خاتمی خیلی جدی بود و البته شاید کمی کم تحمل تر از قبل در برابر تندی هوادارانش. اما پس از این همه آدم برای چه چیزی آمده بودند؟
خاتمی آمده بود که آب سردی باشد شاید بر پیکر گر گرفته حامیانش. کسانی که حضور میرحسین موسوی را در این شرایط برنتابیدند و زبان به انتقاداتی تند و گزنده بگشودند.
خاتمی از میرحسین گفت و اینکه او به چه میزان نجیب است و زاهد. و اینکه بیش از اینکه یک اصولگرا باشد به اصلاح طلبان نزدیک است. انگار خاتمی در پی این بود که تبلیغ برای میرحسین را از دفتر خود شروع کند. از نزدیک ترین و متعصب ترین هوادارانش.
دلم می خواست بلند شوم و بگویم :آقای خاتمی کجای کار اشتباه کردیم؟ چه شد که میرحسین، محبوب دلهای همه اصلاح طلبان اینگونه مغضوب شد؟ چه شد که حالا همه از میرحسین عصبانی هستیم؟
اما چه حیف این تو نبودی که باید پاسخ می دادی. این تو نیستی که باید اثبات کنی به اخلاق پایبندی. باید از میرحسین موسوی می پبرسم که آقای نخست وزیر چه شد که اینگونه بازی را رقم زدی و با احساسات ما بازی کردی؟
مگر ما برای امدنت لحظه شماری نکردیم؟ مگر همه ما حضور شما را قدر نمی دانستیم؟ مگر نه اینکه خاتمی مجبور شد در برابر بی تصمیمی شما به همه سختی ها تن بدهد و تهمت ها، دروغ سازی و لجن پراکنی ها را تحمل کند و پا به عرصه پرخطر انتخابات بگذارد و از تهدید های جانی کیهان نشینان نهراسد؟
آقای میرحسین موسوی از خودتان بپرسید که چه شد که کار به اینجا کشید که دیروز در خیابان یاسر فریاد میرحسین اصلاح طلب نیست جوانان خشمگین و ابروهای گره خورده خاتمی در هم تلاقی کردند؟ چه شد که در اعماق ذهن ما حک شد این توبودی که سید ما را دل آزردی! رایهایمان برای تو اما قلبمان هنوز به عشق سید محمد می طپد. با همه ایرادها و انتقاداتی که بر عملکرد او وارد می کنیم .
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  27 نظر |


برای بسیاری از اصلاح طلبان انتخاب میان سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی به امری دشوار تبدیل شده است.
از سویی بخاطر منش و شخصیت و ویژگی های فردی خاتمی و همچنین اعلام حضور رسمی در عرصه انتخابات که با اصرار بسیاری از شهروندان صورت پذیرفت و این گمانه زنی که خاتمی راحت تر از دیگر کاندیداها می تواند بر احمدی نژاد پیروز گردد ، امکان صرف نظر کردن از ایشان را دشوار نموده است.
برخی نگرانی ها از میزان تعهد میرحسین موسوی نسبت به مطالبات اصلاح طلبان و نحوی اعلام حضور وی که برای برخی شائبه تقابل با خاتمی را ایجاد نمود از مهمترین موانع حمایت گروه های اصلاح طلب از ایشان محسوب می گردد.
در همین حال میرحسین موسوی در دیدار با برخی از فعالان سیاسی استان خوزستان ضمن تاکید بر مشی اصلاح طلبی خود دغدغه اصلاح طلبان مبنی بر حضور در انتخابات با یک کاندیدای واحد را ، مهم قلمداد نموده است.
بنظر می رسد پیش از پایان سال جدید خاتمی نظر خود را نسبت به حضور و یا عدم تداوم حضور خود در انتخابات اعلام نماید. همچنین این احتمال نیز وجود دارد که برای کاهش تاثیر حملات تبلیغاتی و ادامه سردگمی اصولگرایان هر سه کاندیدای اصلاح طلبان در عرصه حضور داشته باشند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


سایت خبری جهان نیوز که رویه ای در راستای حمایت کامل از دولت احمدی نژاد را دنبال می نمود ، در بیانیه ای از تغییرات گسترده در رویه خبری خود خبر داده است:
«این شبکه خبری یک مجموعه اطلاع رسانی مستقل بوده و در مسایل سیاسی و اجتماعی ایران حضوری فعال خواهد داشت و در زمینه انتشار مطالب و درج اخبار تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.»
بنظر می رسد در رویه جدید نوک پیکان انتقادات به سمت دولت احمدی نژاد ، اصلاح طلبان هوادار خاتمی است. این تغییر رویه ممکن است بی ارتباط به حضور قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری نباشد.
در صورت حضور قالیباف و با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی معادلات در دو جبهه اصلاح طلبان و اصولگرایان پیچیده تر خواهد شد.
در همین حال گمانه زنی ها و اخبار تقریبن موثق از تداوم حضور سید محمد خاتمی در عرصه انتخابات خبر می دهد. همچنین برخی گروه های اصلاح طلب برای تاثیرگذاری بر میرحسین موسوی برای حمایت از خاتمی فعال شده اند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


طبق اخباری که چند روز اخیر منتشر شده بود ، میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای حضور خود را در رقابت انتخابات ریاست جمهور اعلام کرد.
بیانیه صادر شده لحنی ملایم در عین حال عامه پسند دارد و در ان سعی شده است به نحوی از همه گروه های سیاسی دلجویی گردد و بر میانه بودن موسوی تاکید گردد. هم از اصلاح گری -نه اصلاح طلبی- سخن گفته شده و هم از اصول گرایی! نقش محوری مستضعفان نیز پر رنگ شده اند.
اما شاید مهمترین جملات این بیانیه ذکر دلایل حضور در مقایسه با پنج دوره گذشته است: «بر مردم شریف ایران پوشیده نیست كه اینجانب طی ماه‌های گذشته با كمک و همفكری آنان در تكاپوی این جستجو بوده‌ام؛ وضعیت كشور، انتخاب‌های پیش‌رو، حوادث ممكن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نكات خرد و كلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی كه در وهله‌های گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا می‌خواندند بیشتر مرا متقاعد كردند كه این زمان زمانی دیگراست و حضور را ایجاب می‌كند.»
شاید روی سخن در این جملات بیش از آنکه با عملکرد محمود احمدی نژاد باشد متوجه سید محمدخاتمی و اصلاح طلبان است. موسوی، حضور خاتمی را برای تغییر مطلوب شرایط مفید ندانسته و به همین دلیل اعلام کاندیداتوری کرده است.
اما چرا میرحسین در این شرایط به صحنه آمده و پیش از اعلام حضور خاتمی تصمیم نگرفت؟ شاید میرحسین نمی خواست در زمینی که اصلاح طلبان برای او تعریف می کنند بازی کند. با نیامدن خاتمی، به او و اصلاح طلبان احساس تعهد و دین نماید.
با این توصیفات شرایط برای میرحسین در جلب نظر اکثریت اصلاح طلبان سخت خواهد بود. اگر به واقع موسوی تحلیل فوق به واقعیت نزدیک باشد، موسوی حمایت همه جانبه خاتمی را هم نخواهد داشت.
با این شیوه عملکرد موسوی و نزدیکانش همچنان نباید این احتمال -که تاکنون نزدیک به واقعیت نیز بوده- را ندیده بگیریم که خاتمی حتی در صورت حضور موسوی در رقابت انتخابات در صحنه بماند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


جلسه فعالان ستاد انتخاباتی سید محمد خاتمی برای بررسی شرایط پس از اعلام کاندیداتوری احتمالی میرحسین موسوی تشکیل شد. ظاهرن خاتمی قصد دارد در صورت حضور میرحسین طبق قرار قبلی عمل کند و در عرصه انتخابات حضور نداشته باشد.
گرچه حاضران در جلسه به تداوم حضور خاتمی حتی در صورت اعلام کاندیداتوری میرحسین تاکید کردند اما خاتمی معتقد است نباید در دام اصولگرایان برای شکستن آرا افتاد.
درهمین حال خبر می رسد که سید حسن خمینی از سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی خواسته امشب مهمان او باشند. برخی منابع نزدیک به موسوی از عدم حضور او در این دیدار خبر می دهند.
به واقع این حق موسوی است که در انتخابات کاندیدا گردد اما در شرایط فعلی حضور او خلف وعده و بر خلاف توافقات قبلی است و معادلات را پیچیده خواهد نمود.
گرچه خاتمی حتی در صورت حضور موسوی ، کروبی و احمدی نژاد هم می تواند پیروز انتخابات باشد اما آنچه که از اخلاق سیاسی خاتمی می توان برداشت نمود احتمال کناره گیری اوست.
گرچه خاتمی معتقد است باید برای گریز از دام اصولگرایان برای شکستن آرا و پرهیز از ایجاد اختلاف در میان اصلاح طلبان انصراف بدهد اما عدم حضور او شانس اصولگرایان را بیش از پیش افزایش خواهد داد. موسوی نیز با رویه فعلی با عدم اقبال بسیاری از هواداران خاتمی روبرو خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


امروز خبر رسید که بیانیه اعلام حضور میرحسین موسوی در انتخابات آماده شده است. ظاهرن مضمون بیانیه اعلام احترام به همه کاندیداها و برخی دلایل حضور است.
در این میان اعضای ستاد خاتمی در بهت و حیرت به سر می برند. شاید آنها انتظار نداشتند با اعلام حضور خاتمی همچنان میرحسین در صحنه بماند و اعلام کاندیداتوری کند.
قرار بر آن است که طی چند روز آینده -و خصوصن امشب در جلسه خاتمی با عده ای از اعضای ستاد- نحوه تعامل با میرحسین موسوی تعیین گردد و درباره حضور و یا عدم حضور خاتمی نظرخواهی شود.
ظاهرن خاتمی از شرایط پیش امده نگران است و با توجه به سفرهای استانی و استقبال مردم ، اعلام انصراف از کاندیداتوری برای ایشان دشوار شده است.
بنظر می رسد نزدیکان میر حسین ، متشکل از نیروهای چپ سنتی و اصولگرایان میانه رو که در هر دو جناح وضعیت چندان مستحکمی ندارند وی را برای حضور در صحنه انتخابات ترغیب می کنند.
اعلام حضور موسوی در انتخابات تعداد کاندیداهای نزدیک به اصلاح طلبان را به سه نفر خواهد رساند. تاکنون اعلام حضور سه کاندیدا ازاصلاح طلبانی که در حاکمیت جایگاهی ندارند در برابر تنها کاندیدای قطعی احمدی نژاد سوال برانگیز است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


امروز روز 8 مارس ، روز جهانی زن است. در همین حال نزدیک به سه ماه تا انتخابات ریاست جمهوری ایران زمان باقی مانده است.
رسانه های اینترنتی و وبلاگ ها هم بیش از هر چیز این دو موضع را با اهمیت یافته اند. در همین حال همچنان برخی از حمایت شرم آور دستگاه دیپلماسی ایران و خصوصن لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور سودان می نویسند.
به 8 مارس سالهای گذشته فکر می کنم و آنچه که بر جنبش برابری خواه زمان روا شده و اینکه چقدر شرایط جامعه برای پذیرش تغییر به سمت برابری مهیاست. به هزینه هایی که روز به روز بالاتر رفت و به ده ها فعال زنان قربانی ناشکیبایی حکومت روانه زندان شدند.
این روزها همچنین سفرهای استانی خاتمی در جریان است و رسانه های دولتی با تمام توان احمدی نژاد را تبلیغ می کنند و بر طبل اختلاف اصلاح طلبان می کوبند. بنظر نمی رسد رقیبی جدی از اردوگاه اصولگرایان برای احمدی نژاد پا به عرصه بگذارد مگر آنکه قالیباف برای کمک به شکست شدن آرا در انتخابات حاضر گردد.
در مورد بحران دارفور نیز شاید عجیب بود که لاریجانی خود را آلوده بازی حمایت از عمرالبشیر دیکتاتور سودان بنماید و اینگونه در راه بی اعتبار کردن ایران گام بردارد. حتی عجیب نیست که لاریجانی به کره شمالی برود و انتخابات تک نفره ریاست جمهوری این کشور را نمونه ی مترقی و منحصر بفردی از دموکراسی بخواند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


« دانشجویان پلی تکنیکی با در دست داشتن تصاویر دانشجویان بازداشتی این دانشگاه و سر دادن شعارهای آزادیخواهانه حضور چشمگیری در این جلسه [دومین جلسه پویش دعوت از خاتمی] داشتند. آنها همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود "آقای خاتمی موضع شما چیست؟ بازداشت ٧٠ دانشجو در یک روز".» [+]
در زیر این خبر که در پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه امیرکبیر آمنتشر شده ، با نظر مهسا مواجه می شویم. او خطاب به خاتمی نوشته است:
«اقای خاتمی! مطبوعات و دانشگاه دو بال اصلا حات و حامی جنابعالی دردوم خرداد بودند. امروز کسانی که " تمامی مطبوعات مستقل " را در کشور به مسلخ برده اند هجمه های بی سابقه ای را به دانشگاه ترتیب داده اند...اگر حمایت دانشگاه را میخواهی از حامیان دیروزت حمایت کن.»

پویش دعوت از خاتمی - سخنارنی میر حسین در دانشگاه تهران دیروز نیز دانشگاه تهران میزبان میرحسین موسوی بود. میرحسین سخنانی را به زبان آورد که با تائید دانشجویان همراه بود. آفتاب زیر تیتر «انتقاد صریح موسوی از روحانیت دولتی، اقتصاد صدقه‌ای و توقیف مطبوعات» می نویسد: «موسوی: جامعه ما از تحریک بیهوده جهان دل خوشی ندارد».
همچنین این سایت این سخن میرحسین را با اهمیت یافته است: «کسانی که امور را می‌گردانند و همه نهادهای برآمده از نظام باید توجه کنند که نمی‌توانیم راجع به عزت مردم غزه و حزب‌الله لبنان صحبت کنیم و عزت مردم خودمان را نادیده بگیریم.»
در پایان صحبت‌های موسوی در رابطه با اینکه کشور را همه می‌سازند نه یک فرد، گروه و دسته دانشجویان او را تشویق کرده و شعار درود بر سه سید فاطمی، خمینی و موسوی و خاتمی را سر دادند.
آنچه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از اصلاح طلبان و خصوصن خاتمی طلب می کنند، در نهایت به سود خود اصلاح طلبان است. حریف با تمام توان به میدان آمده و هر نیرویی را که ممکن است به حمایت از اصلاحات وارد عرصه انتخابات شود ، تحدید و تنبیه می نماید.
حمایت رفرمیستها از فعالانی که در این شرایط به شدت تحت فشار قرار دارند و اعلام به رسمیت شناخت خواست و حقوق انها می تواند در نهایت به حضور بخشی از اکثریتی که با اصلاحات براساس تغییر دولت قهر کرده اند منجر شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


« روابط عمومی حزب اعتماد ملی به دنبال تحريف سخنان دبيركل حزب در جمع تعدادی از دانشجویان دانشگاه اميركبير در برخی رسانه‌ها با صدور اطلا‌عيه‌ای سخنان منتسب به ايشان را تكذيب كرد.» [+]
آنچه که روابط عمومی حزب اعتماد ملی از آن سخن می گوید گزارش سخنان کروبی است که توسط سایت خبرنامه امیرکبیر منتشر شده است. بنظر می رسد مهدی کروبی در میان دانشجویان و خانواده دانشجویان در بند درگیر فضای جلسه شده و ناخواسته سخنان را بر زبان آورده است.
در حالی که انتقاد به اصلاح طلبان برای سکوت در برابر هجمه به دانشجویان و دانشگاه ها در فضای جامعه بالا گرفت، سخنان کروبی بیش از پیش هوادارن خاتمی را تحت فشار قرار داد. اما اگر قرار بر این باشد شیخ اصلاحات حتی یک روز هم نتواند بر سخنان قبلی خود پا فشاری نماید، سکوت اختیار نمودن همچون خاتمی، بسیار پسندیده تر است.
خاتمی حد خود می شناسد و بیش از آنچه که می تواند محقق کند و برایش هزینه بدهد سخنی به زبان نمی آورد اما بنظر می رسد کروبی بیش از آن چیزی که می تواند می گوید و مشاوران رسانه ای و مسوولین ستادش هم بر زرق و برق آن می افزایند و پس از بهره برداری لازم به وقت مناسب، تکذیب می کنند.
به نظر می رسد کروبی و خاتمی در یک چیز مشترکند. اطرافیانشان چنان سخن می گویند که دور نمای آینده، خبر از تلاشی با تمام توان برای تحقق دموکراسی و استقرار جامعه مدنی می دهد. اما افتراق سید و شیخ از همین جا شروع می شود. شیخ سخن های درشت بر زبان می آورد و پس از آن به چشم بر هم زدنی همه رشته ها را پنبه می کند، اما خاتمی سخنی نمی گوید و اگر بگوید از حداقل هاست.
به هر حال در این ماجرا آنچه کروبی کرد به مراتب ناپسند تر از آن رفتارها و سخنانی بود که خاتمی باید انجام می داد و بر زبان می راند و اینگونه نشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


«تقوی ، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس‌گفت: عليرغم تخريب‌های صورت گرفته عليه دولت، احمدی‌نژاد به دليل تعهد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی 25 ميليون رای خواهد آورد.»[+]
در حالی این ادعا از سوی یکی از نمایندگان اقتدارگرای مجلس هفتم طرح می گردد که احمدی نژاد در انتخابات گذشته تنها توانست در دور اول 6 میلیون رای سازماندهی شده و در دور دوم با اما و اگر های بسیار در رقابت با هاشمی رفسنجانی نزدیک به 17 میلیون رای را کسب نماید.
بررسی آرا و ارقام انتخابات های گذشته و همچنین شرایط امروز جامعه و حضور سید محمد خاتمی در انتخابات ، یش بینی می شود در حدود 30 میلیون نفر در انتخابات آینده شرکت نمایند و اکثریت خاموش همچنان از حضور در انتخابات خودداری نمایند.
گرچه در شرایط خاص و حضور بیش از این تعداد بر اثر ایجاد موجی شبیه انتخابات دوم خرداد 76 تنها به آرای اصلاح طلبان افزوده خواهد شد. اتفاقی که اصولگرایان از آن واهمه دارند.
آنچه که از سوی هواداران احمدی نژاد حماسه سوم تیر خوانده می شود نه حضور پر شور مردم و آرای چشمگیر احمدی نژاد بلکه شکست هاشمی رفسنجانی به عنوان کارگزار و یکی از نمادهای حکومت جمهوری اسلامی بود.
همه پیش بینی ها تا کنون حکایت از پیشی گرفتن خاتمی از احمدی نژاد دارد. گرچه تبلیغات شبانه روزی صدا و سیما و دیگر رسانه های دولتی، وعده افزایش حقوق کارگران و کارمندان، وعده مسکن ارزان قیمت و توزیع پول نقد به عنوان کمک ریاست جمهوری و همچنین حضورهمزمان کروبی و خاتمی، می تواند شرایط را برای اصلاح طلبان نگران کننده نماید.
به نظر می رسد عدد 25 میلیون رای یا نشات گرفته از آرزوهای اصولگرایان است و یا برای آن برنامه ریزی مشخصی شده که اینچنین با اطمینان از آن سخن می گویند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


«مصطفی تاج زاده به دانشجویان توصیه کرد ضمن حفظ آرامش با متانت و عقلانیت بهانه به دست کسانی که می‌خواهند با سنگین کردن فضای دانشگاه‌ها، دانشجویان و نهادهای مستقل و منتقد دانشجویی را بیشتر سرکوب کنند، ندهند. ایشان در انتها بیان داشت: بهترین روش برای پاسخ‌گویی به اقتدارگرایان، بسیج نیروها در انتخابات 22 خرداد 88 است.» [+]
بنظر می رسد نگاه و روش اصلاح طلبان حتی پس از 12 سال به دانشگاه و دانشجویان همچنین تغییر نکرده است. اصلاح طلبان متوجه نشده اند که دانشگاه و دانشجو ابزار انتخاباتی نیست.
دفاع از استقلال دانشجویان حتی اگر حاضر به حمایت از اصلاح طلبان نباشند یک اصل خدشه ناپذیر برای هر گونه تغییر در شرایط موجود است. در غیر این صورت چه تفاوتی میان نگرش اقتدارگرایان و اصلاح طلبان وجود دارد؟
تاجزاده چگونه از دانشجویان می خواهد برای پاسخگویی به اقتدارگرایان در انتخابات 22 خرداد شرکت کنند ف در حالی که اصلاح طلبان حاضر نشدند در شرایط سخت امروز حامی دانشجویان باشند. دانشگاه در شرایط حاضر تشنه شنیدن حمایت قاطع خاتمی است.
افراد وابسته و نزدیک به خاتمی کمترین واکنشی نسبت به تهاجم به دانشگاه از خود بروز ندادند، تنها سید محمد ابطحی به نوشتن این جملات در وبلاگش بسنده کرده است:
«این فضاسازی را در فرهنگ عامی به دعوا بر سر لحاف ملا تعبیر می‌کنند اما صد افسوس که در این دعوا و در کنار لحاف ملا، افراد زیادی مورد ستم قرار می‌گیرند، دستگیر می‌شوند و یا آسیب می‌بینند. دانشجویان ستم‌کشیده‌ی امیرکبیر نمونه‌ی آخر آنان است. آسیب دیدن جایگاه والای شهیدان هم نمونه‌ی دردناک دیگر آن.»
در حالی که هوادران خاتمی در همایش های رنگارنگ، دورنمای روشنی را ترسیم می کنند و به اقتدار گرایی می تازند صدای دیگری از خیابان یاسرتهران شنیده می شود. صدا ، لحنی به شدت محافظه کارانه دارد. حتی محافظه کارانه تر از دوم خرداد 76.
اینبار به حکم تجربه ، دیگر سخنان هواداران خاتمی برای فعالان مدنی فاقد اعتبار لازم است. تنها خود خاتمی است که می تواند تضمین بدهد و علنن بگوید به چه چیزهایی پایبند هست و به چه چیزهایی پایبند نیست.
آیا خاتمی همچنان دانشجویان ، زنان برابری خواه و فعالان مدنی را تنها خواهد گذاشت و یا برای احقاق حقوق مشروع شهروندان با تمام توان خواهد ایستاد؟ تا اینجای ماجرا ، اتفاقات این روزها و عملکرد خاتمی و ستاد انتخاباتیش تامل برانگیز است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


مرتضی تمدن ، استاندار تهران : «برخی از مسائل حاشيه ساز مانند تشكيل ستاد سلامت انتخابات و يا ستاد صيانت از آرای مردم می‌تواند توهين به شعور ملت باشد و معتقديم طرح اين دست مسائل كه چيزی جز خالی كردن دلت ملت را به همراه ندارد یک گناه نابخشودنی است.» [+]
بنظر می رسد طرح تشکیل کمیته صیانت از آرا در ستاد انتخاباتی سید محمد خاتمی و همچنین تلاش های شیرین عبادی و «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» در جهت نظارت و بررسی سلامت انتخابات کارگزاران دولت نهم را بر آشفته است.
چگونه تلاش برای برگزاری انتخابات سالم و تضمین پاسداری از آرای شهروندان توهین به شعور ملت محسوب می گردد اما انتخاب کردان ، وزیر کشور جاعل و پس از آن صادق محصولی ، رییس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد، به عنوان وزیر کشور توهین به شعور شهروندان نیست؟
وعده های دورغین و ارائه آمارهای خلاف واقع و نسبت دادن همه پیشرفت ها و دستاوردها به دولت نهم، توهین و کم خرد انگاشتن مردم ایران نیست؟
به واقع بزرگترین توهین -و شاید اشتباه- چند دهه اخیر به ملت بزرگ ایران ، سپردن سکان هدایت کشور به دست کسانی است که حتی اصول اولیه زمامداری و درک لازم از شرایط امروز جهان و حداقل صداقت سیاسی مورد نیاز را ندارند.
ادعای دیدن هاله نور ، اختراع انرژی هسته ای توسط دختر 16 ساله و ارتباط با امام زمان و ده ها موضوع کوچک و بزرگ دیگر ،چه تعبیری جز اسائه ادب به شعور ایرانیان می تواند داشته باشد.
این آشفتگی ها و پرخاشگری های دولت نهمی ها حکایت از سناریویی دارد که با کنکاش بیشتر جریانات مستقل سیاسی ممکن است از پرده برون افتد و رسوایی به بار آورد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


در این چند روز که ماجرای درگیری میان دانشچویان و چماقدارن هوادار احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر تهران بالا گرفت بسیاری این سوال را طرح می کردند که چرا اصلاح طلبان واکنشی در دفاع از دانشجویان نشان نمی دهند.
خصوصن اانتظار داشتند که خاتمی و یا نزدیکان ایشان در این مورد اظهار نظری بنمایند. شاید تنها مهدی کروبی بود که در دیدار خانواده ی دانشجویان زندانی واکنشی نشان داد و مخالفت علنی خود را به این اتفاقات ابراز کرد.
در این شرایط سید محمد ابطحی از مظلومیت شیعیان عربستان و خطراتی که دامان دولت سعودی را بخاطر تندروی های القاعده در عربستان خواهد گرفت ، نوشته است.
نمی دانم که القاعده ای های وطنی و دانشجویان مظلوم دانشگاه پلی تکنیک ارزش توجه اصلاح طلبان را ندارند؟ بخاطر انتخابات و رای آوردن هم که شده بد نیست ژست دانشجو دوستی بگیرید و با آنها همدردی خشک و خالی کنید.
باور کنید آنقدرها هزینه نخواهد داشت و خاطر معزز قدرت را آنچنان مکدر نخواهد کرد. ظاهرن از احزاب و گروه های اصلاح طلب نیز نباید انتظاری داشت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس رسانه های فاشیستی هوادار دولت احمدی نژاد برنامه ی از پیش طراحی شده ای را برای آغاز دوره ای جدید از تهاجم به جریانات و نیروهای دگراندیش و تحول خواه آغاز کرده اند.
در نوک پیکان این حملات نیز تشکل های مدنی، دانشجویی و فعالان سیاسی پیشرو قرار دارند. فارس در یک هفته اخیر با تحریف سخنان هاشم آغاجری و محمد مجتهد شبستری جریان خبری تازه ای را تدارک دیده که با تجمع «خودجوش» بسیجیان در اصفهان و پلمب دفتر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان پایان یافت.
در همین حال تحرکات رسانه ای فارس در ماجرای دفن شهدای گمنام جنگ در دانشگاه امیر کبیر که با اعتراض دانشجویان به علت استفاده ابزاری تندروها از شهدا همراه بود ، سرانجام به ضرب و شتم و دستگیری گسترده دانشجویان ختم شد.
این سناریو ها در حالی به اجرا در می آید که اصلاح طلبان در تلاش برای ایجاد آشتی میان نیروهای دگراندیش و طبقه متوسط با حاکمیت جمهوری اسلامی هستند.
شرایطی که منجر به تثبیت نظام و همچنین به حاشیه رفتن -و یا حداقل حذف از قوه مجریه- اقتدارگرایان خواهد شد. در همین حال بنظر می رسد ادامه این روند به شکاف بیشتر میان جامعه و حاکمیت دامن زده و پیروزی تندروها را تضمین خواهد کرد.
گرچه برخی هوادران اصلاحات و نزدیکان خاتمی معتقدند نباید در دامن پاسخگویی به اتهامات مرتجعین افتاد اما بنظر می رسد بی عملی در قبال تهاجمات برنامه ریزی شده به دانشگاه و نیروهای فعال مدنی آسیب های جدی به وجهه اصلاح طلبان وارد خواهد نمود.
حمایت اصلاح طلبان از دگراندیشانی که تحت فشار قرار گرفته اند می تواند انسجام در درون جبهه اصلاحات را تقویت نموده و همراهی بخش قابل توجه ای از اکثریت خاموش را در پی داشته باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


یکی از مهمترین انتقاداتی که از سید محمد خاتمی صورت می گیرد، کلی گویی او در عرصه طرح خواستها و هدف هاست. خاتمی همیشه خود را ملزم به دموکراسی و آزادی دانسته که البته آرا هم مقید به چهارچوب انقلاب و آرای امام نموده است.
اما بنظر می رسد حداقل در هشت سال اصلاحات حتی این آزادی و دموکراسی مقید نیز برآورده نشده و به علت عینی نبودن این خواسته ها نمی توان میزان موفقیت و یا عدم توفیق دولت اصلاحات را در این زمینه بررسی نمود.
شاید به همین علت است که نیروهای تحول خواه از کاندیداهای اصلاح طلب می خواهند به جای کلی گویی ، برنامه ای عملیاتی ارائه نمایند و مشخص کنند در زمینه های مختلف چه اهداف و چه چشم اندازهایی را در نظر دارند.
به عنوان مثال کاندیداهای اصلاح طلب می توانند در زمینه اقتصادی وعده کاهش دو درصدی بیکاری و یا چند درصدی تورم را بدهند و تحقق این وعده ها قابل بررسی است. بنظر می رسد در زمینه ی آزادی های سیاسی و فرهنگی نیز باید به همین صورت عمل گردد.
خاتمی و کروبی می توانند مشخص اعلام کنند که در زمینه بهبود حقوق بشر، حقوق اقوام و پیروان دیگر ادیان و مذاهب ، حقوق زنان و اصلاح قوانین تبعیض آمیز و تحدید کننده حقوق مدنی شهروندان چه برنامه ای دارند.
آیا معتقد به تغییر قانون مطبوعات و انتخابات برای حذف موارد تحدید کننده و نظارت های استصوابی هستند؟ آیا بریا برابر قضایی همه شهروندان ایران فارغ از دین آنها تلاش خواهند کرد و برنامه ای دارند؟ آیا حق زنان را برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به رسمیت می شناسند؟
فعالان اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی می توانند مواردی را بر اساس اهمیت و اولویت تهیه کنند و از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بخواهند که نظرشان را در مورد نمایندگی این خواستها اعلام کنند. حتی اگر این خواستها تحقق نیابد اما طرحشان از طرف اصلاح طلبان شرایط را برای پیگیری آنها بهبود خواهد بخشید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


متن زیر فراخوانی است که توسط جمعی از وبلاگ نویسان و به پیشنهاد سمیه توحیدلو تهیه شده است. در این مورد در آینده بیشتر خواهم نوشت:
فراخوان
با شفاف شدن و مشخص تر شدن نامزدها، سوت شروع انتخابات دهم نواخته شده است، انتخاباتی که مثل همیشه نقش تعیین کننده ای در سرنوشت جامعه خواهد داشت.
نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بر زندگی فردی و اجتماعی تک‌تک ما کم و بیش تأثیر دارد و نمی‌توان منکر آن شد که زندگی در دوران زمام‌داری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد با هم تفاوت‌هایی بنیادی داشته است .
در کشوری که نهادهای واسط حاکمیت و مردم در آن بسیار ضعیف و کم رنگ حضور دارند، آمدن و نیامدن افراد و گروه ها مهم ترین پارامتر تاثیرگذار در شرایط اجتماعی و سیاسی است. به همین دلیل، کافی است کمی دغدغه داشته باشی تا بخواهی از هر فضایی که به دست می آوری برای نقد، پرسشگری و ارزیابی اتفاقات، اظهار نظرها و حتی برنامه ها استفاده کنی و امروز محیط مجازی شرایطی را ایجاد کرده است که هیچکس نمی تواند آن را نادیده بگیرد.
در همین فضای مجازی کسانی هستند که روزانه و بطور مرتب دست به تولید محتوا می زنند، کسانی که به فراخور حساسیت هایی که دارند می نویسند و خاطرات و خواسته هایشان را ثبت می کنند. اینها وبلاگ نویسانی هستند فارغ از موقعیت جغرافیایی، که چون ذراتی پراکنده در فضای سایبر، درباره اتفاقات و شرایط جامعه شان نظر می دهند.
این ماهیت وبلاگ در دنیای مدرن است که از این رسانه های فردی ذراتی پراکنده می سازد، اما اگر قرار باشد این مجموعه به شکل نهادی عمل کند که اگاهی بخش است، ایجاد ِ حداقلی از انسجام، در عین حفظ استقلال افراد، مفید خواهد بود.
اینکه هرکس در خانه مجازی اش بنویسد و تنها توسط عده ای خاص شنیده شود، یا اینکه نقدی و سوالی باشد و آنان که باید نشنوند، باعث افت کارآیی این رسانه خواهد بود.
تجربه نیز نشان داده است که کمپین ها و ستادهای تبلیغاتی نیز آنقدر به خودشان زحمت نمی دهند که این مطالب را جمع آوری و دسته بندی نمایند. در انتخاب های پیشین هم دیدیم که بسیار نوشتند و کم خوانده شد.
همین مسئله باعث شد که عده ای از وبلاگ نویسان به شکل اولیه گرد هم آیند و تصمیم به گردآوری آنچه هست و تشویق به نوشتن آنچه نیست گیرند. چند نکته اساسی در این باره به قرار زیر است:
- ما و همه شمایی که قرار است به این جمع بپیوندید دغدغه تغییر داریم و منتقد وضعیت موجودیم. نه وامدار و نه مجیز گوی هیچ جریان خاصی نیستیم، اما دغدغه دموکراسی، توسعه، رشد و رفاه مردم و کشورمان را داریم.
همین دغدغه انتخاب یکی از میان دیگران را تنها راه پیش پای ما کرده است. ولی قرار نیست که تنها به یک انتخاب بسنده کنیم. می خواهیم درباره انتخابمان، دلیل اینکه این انتخاب را کردیم، مشکلاتی که به انتخاب ما وارد است و حتی پیشنهاداتمان بنویسیم و از تمامی کسانی که قلم در دست دارند بخواهیم که آنها هم بنویسند تا در جریان یک بحث و گفتگوی وبلاگی بتوانیم نکات ارزشمند و قابل استنادی را در همین فضا تولید کنیم.
امیدواریم تمامی کسانی که به این موضوع فکر می کنند، چه صاحب وبلاگ و چه وبلاگ خوان، در این باره بنویسند. که بگویند چرا باید در انتخابات شرکت کرد یا نکرد؟ که چرا کاندیدای خاصی را بر می گزینند؟ که چه نقدهایی به او و گذشته اش دارند؟ که سوال های احتمالی ایشان از کاندیدا و اطرافیانش چیست؟ که تاکید بر کدام مفاهیم را برای ادامه راه اصلاح جامعه می پسندند؟
- در واقع همه دعوتند به نوشتن و فراخوانی دیگران به نوشتن. برای اینکه بشود همه این مطالب را جمع کرد و دسته بندی نمود، اگر مطلبی نوشتید به یکی از وبلاگ نویسانی که اسمشان در زیر می آید اطلاع دهید. حتی اگر وبلاگی نداشتید و به هر دلیل نخواستید در وبلاگ خودتان در این باره چیزی بنویسید، نوشته های خود را به یکی از این وبلاگ نویسان ایمیل کنید.
در ضمن صفحه اینترنتی خاتمی نامه نیز بخشی از نوشته ها در این زمینه را که با مرامنامه اش منطبق است باز نشر می دهد. لینکهای روزانه ی وبلاگ های زیر و همه کسانی که به این جمع می پیوندند نیز قرار است فضایی ایجاد کند که تمامی صداها و حرف هایی که در این زمینه زده شده شنیده شود و حداقل جمع آوری و دسته بندی گردد.
- این جمع نه ستاد تبلیغاتی دارد و نه تبلیغات کسی را می کند. هرچند که گرایش خاصی به اندیشه های ترقی و دموکراسی و تغییر دارد. حتی اگر قرارمان به انتخاب باشد، حرف هایی برای زدن و شنیده شدن دارد که می خواهیم کاندیداها بشنوند و درباره شان پاسخ گویند.
- معتقدیم یک دست صدا ندارد. هرچه دوستان بیشتری به این جمع بپیوندند و هرچه بیشتر در این مسیر یاری رسانند ، می شود به مباحث بهتری وارد شد، وجوه بیشتری را دید و صداها را به گوش شمار افزونتری رساند. اگر نکته ای یا پیشنهادی هم دارید پذیرای آن خواهیم بود.
- بعد از نوشتن مطالب دوستان شما انها را جمع آوری و دسته بندی می کنند. خلاصه و فشرده ای از آنها را باز نشر می کنند تا باز هم نظرات شما را راجع به نوشته دیگران بدانند.
در واقع قرار است اینگونه یک بحث خوب و ماندگار در فضای مجازی داشته باشیم و بتوانیم نتایج ان را منتشر کنیم. امیدواریم که حاصل این تلاش به کار سیاسیون و فعالین انتخاباتی آید و نامزدها زحمت پاسخگویی و عکس العمل درباره ان را متقبل شوند.
دوستانی که تا به اینجا در این حرکت یاری رسان بوده اند عبارتند از:
آق بهمن
بر ساحل سلامت / سمیه توحیدلو
بلاگ نوشت / صادق جم
جمهور / مهدی محسنی
دیده بان / بهرنگ تاج دین
زیتون
سوشیانت / امیر عباس ریاضی
کمانگیر / آرش آبادپور
ملکوت / داریوش محمدپور
وحید آنلاین
Sad Eye Never Lie / سیّده حدیثه حسینی پور
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


دیشب شبکه ماهواره ای PEN برنامه در حمایت از کاندیداتوری خاتمی پخش کرد. گرچه کسرا مجری برنامه به نظر مجری در استانداردهای یک برنامه متوسط سیاسی هم نبود اما به هر حال محتوای برنامه جالب توجه بود.
پخش سخنرانی سید محمد خاتمی در آخرین سال ریاست جمهوری و در دانشگاه که وعده داد انشالله بتواند همچون این روزها براحتی به دولت و رئیس جمهور انتقاد و اعتراض کنید و همچنین بخشی از سخنرانی خاتمی در میان ایرانیان در شهر نیویورک.
بنظرم رسید چقدر در آن سالها صدا و سیما در حق خاتمی و ایران جفا کرد. در حالی که این روزها کم اهمیت ترین برنامه ها و سخنرانی ها احمدی نزاد پوشش وسیع می یابند، حضور خاتمی در آمریکا و دیر کشورهای غربی و آن استقبال و آبرویی که برای ایران و ایرانیان در پی داشت به راحتی ندیده گرفته شد.
از برنامه سازان پن شناختی ندارم اما این نوع برنامه ها و ورود یک شبکه ماهواره غیرسیاسی به این مباحث همانقدر که عجیب است می تواند نشان از خواست همه ایرانیان برای تغییر و امید به خاتمی برای تحقق این خواست باشد.
در مطالب مختلف از تضمینی نوشتم که خاتمی باید به مردم بدهد. تضمین نمایندگی نمودن خواست های آنها و اگر شرایط مهیا بود برآورده کردنشان.
این بسیار مهم است که خاتمی این تلاش همگانی و اشتیاق روز افزون را قدر بداند و نمایندگی اندیشه ی تغییر بر اساس مواردی کامل روشن ، مشخص شده و عینی -نه در قالب جملات کلی- را در انتخابات به دست بگیرد تا پیروزی او به پیروزی اندیشه ی تحول خواهی تعبیر گردد و حریف در پی مصادره آن به سود استحکام قدرت مطلقه خود اقدام نکند.
مطلب آقای خاتمی امیدمان به شماست حامد قدوسی خواندنی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


کیهان در یادداشت روز خود به قلم سعدالله زارعی پس از مقدمه چینی های بی مایه و استدلال های بی اعتبار اینگونه نتیجه می گیرد که دلیل شرکت اصلاح طلبان در انتخابات با کاندیدایی همچون سید محمد خاتمی پیروزی نیست.
نویسنده کیهان مدعی است که اصلاح طلبان می دانند در نهایت پیروز این رقابت اصولگرایان خواهند بود به همین دلیل برای ضربه زدن به نظام نقشه ی دیگری دارند.
زارعی می نویسد: «هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزینه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات. آیا آنان وقتی در یک روش به بن بست می رسند به روش دیگر روی نمی آورند؟ آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند.»
اشاره یادداشت نویس کیهان به ترور سعید حجاریان ظاهرن توسط سعید عسکر و کشته شدن عزت ابراهیم نژاد در جریان فاجعه کوی دانشگاه تهران است.
در آن زمان کیهان و دیگر رسانه های همسو، انگشت اتهام ترور حجاریان به سوی مشارکتی ها و سازمان مجاهدین انقلاب گرفته بودند. در ماجرای قتل ابراهیم نژاد نیز نیروهای ملی مذهبی را متهم نمودند.
به هر حال باید این مقاله کیهان را بسیار جدی تلقی نمود و اذعان کرد که برادر حسین و دوستانش علنن خاتمی را تهدید به قتل کرده و با اشاره به رخدادهای قبلی به عزم راسخ خود در این زمینه تاکید تموده اند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


خبرگزاری فارس که پس از رجانیوز به در حمایت همه جانبه از احمدی نژاد شهره است در حالی که در پروژه اصولگرایان برای فشار به خاتمی برای عدم ورود به انتخابات نقش ویژه ای را بازی می نمود سیاست تازه ای را در پیش گرفته است.
فارس در خبری به نقل از سایت تغییر از نامه گلایه آمیز میر حسین به خاتمی خبر می دهد: «چرا با وجود اينكه به شما احساس تكليف می كنم اما قصد ندارم به اين زودی اعلام نامزدی كنم و تا ارديبهشت بايد منتظر ماند، در مورد من اينگونه صحبت كردید و سریعا اعلام حضور كردید؟»
یک روز پس از این خبر فارس خبری را در آرشیو خود منتشر نمود که در آن خاتمی ارسال چنین نامه ای را تکذیب کرده بود. فارس در پایان این خبر می نویسد: «پيش از اين برخی سايت های نزدیک به حزب اعتماد ملی از ارسال نامه گلايه آميز مير حسين موسوی به خاتمی خبر داده بودند. »
جالب آنکه در این دوخبر لینکی از خبر دیگر با عنوان اخبار مرتبط نیست تا خواننده از کل ماجرا مطلع گردد. اما نکته اصلی سناریو فارس برای دامن زدن به اختلاف میان هوادران کروبی و خاتمی و القای اختلاف میان میر حسین و خاتمی است.
در حالی که کاملن عیان سات میان سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی همراهی و همکاری بسیار نزدیکی وجود داشته و خاتمی نیز از ایجاد و افزایش تنش با کروبی پرهیز می نماید.
به هر حال با نزدیک شدن به زمان انتخابات باید همچنان شاهد و منتظر افزایش خبرهایی از این دست از خبرگزاری فارس بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


سایت بنیاد باران از حمله به سید محمد خاتمی در هنگام حضور در راهپیمایی گرامیداشت پیروزی انقلاب در تهران خبر می دهد.
«این افراد با سر دادن شعار‌هایی همچون مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر منافق، مرگ بر خاتمی، دولت آمریکایی نمی‌خوایم نمی‌خوایم قصد حمله به آقای خاتمی را داشتند که حاضران مانع از این کار شدند. تعداد انگشت شمار اعضای گروه‌های فشار حامی احمدی‌نژاد با خود بی‌سیم و البته چوب به همراه داشته‌اند.
برخی از حامیان دولت نهم که هنگامی که شعار احمدی احمدی حمایتت می‌کنیم را سر می دادند با صدای کر کننده خاتمی خاتمی حمایتت می‌کنیم مواجه می‌شدند .»
این اقدام را شاید بتوان نقطه تولد دوباره گروه های فشاری دانست که در دوره هشت ساله دولت اصلاحات در مراسم سخنرانی های ، تجمع های دانشجویی ، مراسم فرهنگی و حتی مذهبی رفرمیستها حضور فعالی داشتند.
با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد از این گروها فعالیت چندانی دیده نشده بود. بنظر می رسد با اعلام کاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات بخش هایی از حاکمیت دچار ترس شده و در پی اعمال فشار بر خاتمی هستند.
گرچه این فشارها ممکن است در اراده خاتمی برای حضور در عرصه انتخابات بی تاثیر باشد اما این احتمال را نباید نادیده گرفت که این تحرکات می تواند عملکرد آینده اصلاح طلبان را با نوعی محافظه کاری و کندروی روبرو نماید.
این حمله همچنان پیامی روشن برای محمد خاتمی است که بخشی از حاکمیت از هر ابزاری برای حفظ وضعیت موجود استفاده خواهد کرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  12 نظر |


بنظرم رسید باید یک توضیح مختصر در مورد چند مطلب اخیرم [ 1 , 2 ] بدهم. انتقادات من نسبت به مجموعه اصلاح طلبان و برخی عملکردهای سید محمد خاتمی اتفاق تازه ای نیست.
اما در روزهای پیشین لزوم مجاب نمودن خاتمی برای حضور در انتخابات ، پذیرش نمایندگی خواست نیروهای ترقی خواه و تلاش برای تغییر شرایط، ایجاب می نمود که روی بحث اعلام کاندیداتوری خاتمی تمرکز شود.
به اعتقاد من خاتمی بهترین گزینه ی موجود و البته صاحب حداقل صلاحیت از نظر حاکمیت برای پیشبرد جریان رفرم خواهی در ایران است.
اما کیفیت کار ایشان و مجموعه اصلاح طلبان حکومتی قطعن به شیوه حمایت و سطح انتظارات ما بستگی دارد. براستی تنزل خواست های ترقی خواهانه به دولت منهای احمدی نژاد اقدامی فریبکارانه قلمداد خواهد شد.
نفی احمدی نژاد بدون ارائه برنامه و اهداف مشخص ، منطبق بر خواست عمومی -حتی اگر این اهداف محقق نگردد- بی فایده خواهد بود. اگر بواقع حتی از طرح این مباحث می هراسیم، بحث شرکت در انتخابات و حمایت از خاتمی بی مورد است.
بنظر می رسد خاتمی بیشترین ضربه را از ناحبه کسانی خواهد خورد که در پی حداقل هایی هستند که در شرایط موجود آنها را با خطری روبرو نکرده و ترکیب نیروهای موثر اصلاح طلبان حوزه ی اجرایی کشور را دچار تغییرات زیادی نکند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


خاتمی پس از کش و قوسهای فراوان کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمود. در حالی که هنوز مدت زیادی از این خبر نمی گذرد حجم اخبار و مطالبی که در اینباره نوشته شده، قابل توجه است.
برخی سایتها ، خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای تنها به نقل خبر اکتفا کرده اند، برخی حضور خاتمی را مثبت ارزیابی نموده و از او اعلام حمایت نمودند و برخی دیگر نیز از جهات مختلف حضور خاتمی را مود انتقاد قرار داده اند.
ابطحی در مطلبی می نویسد: «نیروهای مختلف و به­ خصوص جوانانی که به بهبود زندگی آینده­ ی خود فکر می­کنند، حتماً تلاش مهرمحوری را آغاز می­کنند و در برابر بداخلاقی­ها با رفتار مثبت خود پیروزی آقای خاتمی را تضمین می­کنند.»
اینکه آیا می شود بدون تغییر نگاه و عملکرد اصلاح طلبان در قبال جامعه، جوانان امروز را همچون سال 1376 فراخواند و ار آنها تلاش مهرمحوری طلب نمود جای تردید جدی دارد.
ابطحی می افزاید: «هم­گرائی نیروهای مرجع و تأثیرگذار، به خصوص نخبگان برای یک­پارچگی اصلاحات، توقعی است که اگر برآورده نشود، در برابر تاریخ و آینده­ی ایران پاسخی نخواهند داشت.»
باید پرسید آیا دولت آینده خاتمی در قبال این توقع می تواند انتظارات و خواسته های نیروهای مرجع و تاثیرگذار را نمایندگی نموده و برآورده نماید؟ این کلیدی ترین سوالی است باید خاتمی نسبت به آن تضمین های روشنی بدهد.
بحث برآوره کردن انتظارات از نمایندگی و دفاع از خواسته های قانونی جامعه دو مورد جدا از هم و با توجه به توزیع قدرت در نظام سیاسی ایران قابل درک است. اما اگر اراده ای برای طرح و دفاع از خواسته های عمومی نباشد آیا توقع حمایت بی جا نیست؟
در همین حال نیک اهنگ کوثر از منتقدان جدی سید محمد خاتمی در وبلاگش در مطلبی می نویسد:«همه حرف من این است که کسی که می‌خواهد رای بیاورد، باید روشش را هم بلد باشد و در عین حال بداند که برای مقابله با طرف مقابل داشتن برنامه لازم است!»
نیک آهنگ دلایلی دیگر را هم مطرح کرده اما به نظر می رسد این مورد از همه مورد قبول تر است. باید قبول کرد که دوری نیکان از فضای ایران و زندگی در جامعه ای دموکراتیک شاید بیش از حد ظرفیت ایران او را آرمانخواه کرده است.
حاجی واشنگتن نیز نوشته است: «آقای خاتمی کاندیدا شد تا طرفدارانش هیزم تنور انتخابات شوند و رسانه های خارجی بگویند: "به به چه تنور گرمی!". بعضی دیگر هم البته می گویند: "به به، چه نون داغی!"».
من از جمله کسانی بودم که در حد توانم برای ترغیب ایشان برای کاندیداتوری تلاش کرد. اما همانطور که پیش از این نیز گفتم حمایت از خاتمی برای من بی قید و شرط نیست و فکر می کنم گروه های اثر گذار نیز باید در این مورد دقت نمایند و برای رای و حمایت خود از اصلاح طلبان بهایش را طلب کنند.
شاید به همین دلیل هم بیشتر به نظرات منتقدان حضور خاتمی پرداخته ام که البته به نظر می رسد در اقلیت نیز باشند. بزودی در مطلبی دیگر به نقش مدیران اصلاح طلب دولت هشت ساله خاتمی در تضعیف اصلاحات خواهم پرداخت، موضوعی که همچنان می تواند جریان رفم خواهی را در ایران تضعیف نماید.
پی نوشت:
» این مطلب سید ابراهیم نبوی را از دست ندهید.
» لیلا در وبلاگ خود از امید برای تغییر نوشته است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


«این سخنرانی به نوعی به استرتژی آینده ی آقای خاتمی در ریاست جمهوری هم اشاراتی دارد که تذکر به واقعیت های غیر قابل انکار آرایش سیاسی و قدرت در کشور و تنظیم سطح توقعات، جزئی از این استراتژی واقع بینانه ی او است.»
این بخشی از آخرین نوشته سید محمد ابطحی با عنوان «اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی و استراتژی واقع بینی» است که در مورد کاندیداتوری خاتمی در انتخابات آینده و استراتژی سیاسی که در پیش خواهد گرفت اشاراتی دارد.
پیش از این نیز خاتمی در جمع فعالان نهادهای غیر دولتی به نوعی مبانی نظری دولت آینده خود را تشریح کرده بود. شناخت این مبانی به فعالان سیاسی و مدنی کمک خواهد نمود که بدور از هر گونه فضاسازی ها و عدم درک صحیح پیام خاتمی انتظارات خود را تنظیم و یا نسبت به اخذ مواضع صریح تر در قبال عملکرد احتمالی او تصمیم گیری نمایند.
از هم اکنون باید مشخص می گردد دفاع و حمایت جامعه مدنی ایران، روشنفکران، روزنامه نگاران، فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق زنان از خاتمی بدون انتظار و بی چون و چرا نخواهد بود.
سخنان اخیر خاتمی -و مضمون نوشته اخیر ابطحی- پیام امیدوار کننده را در خود جای نداده است. محدود نمودن حضور خاتمی در انتخابات به «دفع بلایی به نام احمدی نژاد از کشور» بسیار ساده انگارانه و غیر قابل دفاع است.
حتی اصلاحاتی که خاتمی از آن سخن می گوید که به واقع با آنچه باید رخ بدهد فاصله زیادی دارد، با موضع گیری هایی از این دست نیز محقق نمی شود.
این گونه وادادگی و پذیرش قدرت مطلقه رقیب چگونه می تواند شهروندان را به مشارکت در انتخابات و حمایت از اصلاح طلبان ترغیب کند.
گرچه ابطحی از این جمله « حوادث و انفاقات سیاسی وموضع گیری های دولتی در چهارسال گذشته اثبات کرد که باید واقع بین بود» تفسیر به پذیرش شرایط موجود و مساحمه کاری می کند اما به واقع تجربه این 4 سال نشان داد می توان تصمیمی اتخاذ کرد در حالی که همه علمای قوم، نمایندگان مجلس ، خطبای نماز جمعه و رسانه های گروهی با آن مخالفت نمایند و همچنان بر سر نظر خود ایستاد.
اگر در اندیشه مردان خاتمی تغییر رفتار حاکمیت اینچنین دست نیافتنی است پس چگونه می توان انتظار تغییر ساختارهای معیوب و غیر دموکراتیکی را داشت که سد راه توسعه و پیشرفت کشور شده اند؟
با این اوصاف بازی انتخابات دهم فرای نتیجه آن، بازی از پیش باخته اصلاح طلبانی است که شاید تنها سودای حضور مجدد در قدرت را دارند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


اگر مسئله غزه را کنار بگذاریم عرصه سیاست ایران این روزهای داغی را پشت سر می گذارد. داغ ، پر التهاب و البته پر از تردید.
کمتر کسی است که مرا ببیند و نپرسد «خاتمی می آید یا نه؟ میرحسین چه شد؟» با نا باوری از خبر احتمال کاندیداتوری او ادامه ندهد «میر حسین که نخواهد آمد». دغدغه و امال و آرزوی همه ما آمدن و نیامد خاتمی و میرحسین و کروبی شده است. و این بیش از هر چیز دیگری نگران کننده و خطرناک است.
نباید فراموش کنیم که نفس حضور این آقایان چیزی را تغییر نمی دهد. برنامه ، پروپازالی و نقشه راهی که ارائه خواهند نمود و مشی و روشی را که در پیش خواهند گرفت بسیار مهم است.
خاتمی کم و بیش دارد نظراتش را ارائه می دهد و می شود فهمید که چه برنامه ای در پیش دارد اما میر حسین موسوی حکایت دیگری دارد.
او سکوت اختیار کرده و به نوعی هواداران و همراهانش سعی در بیان دیدگاه هایش دارند. اما بالاخره باید میرحسین به سخن آید و بگوید که چه نسبتی با اصلاحات دارد؟آیا به همان میزان که سنگ عدالت را به سینه می زند آزادی را پاس خواهد داشت؟
در این شرایط خطیر و به نوعی خفقان سیاسی و تشتت ملی که اقوام مختلف ایران را در برگرفته است ، کسی باید پا به عرصه بگذارد و عزم اصلاح امور را داشته باشد که کف مطالبات خود را با سقف آنچه در 8 سال اصلاحات و خصوصن 77 تا 79 حاصل شد تراز نماید.
پاورقی:
این روزها در پی انتشار نسخه نویی از سایت کلمه هستم. سایت هواداران میر حسین موسوی. در همین حال این پرسش را همچنان با خود مرور می کنم که اندیشه نیز می تواند به راحتی تغییر این پوسته ها ، پوستین بیندازند و رخت نو بر تن کند. شاید بیست سال سکوت و قلم مو به بوم سابیدن وقت کافی برای اندیشیدن و نو شدن را داده باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


اصلاح طلبی به عنوان یک مفهوم کلی آنچنان فراخ شده است که به نوعی به عنوان صفت مخاتلفان دولت مورد استعمال قرار می گیرد.
شاید به همین دلیل اصلاح طلبان امروز کمترین شباهت را به کسانی دارند که باید حداقل مختصات و مشخصات رفرمیستها را دارا باشند.
امری که در دوران هشت ساله ی دولتداری سید محمد خاتمی نیز مشاهده شد. افرادی از چپ ترین جناح سیاسی ایران با سابقه یک دهه تندروی و برخوردهای حذفی با مخالفان با تابلو اصلاح طلبی سر برآوردند و مدافعان جامعه مدنی نام گرفتند.
اما آیا متولیان اصلاحات در ایران از حداقل های لازم برخوردارند؟ آیا از نظر فکری و رفتاری نسبت به سالهای اول انقلاب تغییر بنیادینی نموده اند؟ و آیا اصلاحات را وسیله کسب قدرت می دانند و یا راهی به سوی تغییر مطلوب ساختار نظام سیاسی ؟
همچنین می توان از اصلاح طلبان پرسید که برای رفرم خواهی خود سقف تعیین نموده اند و یا کفی از مطالبات ترسیم شده است؟
این پرسش ها را شاید بتوان در ادامه سوال «آنچه اصلاح طلبان باید از حاکمیت بپرسند» به شکل یک سوال کلی تر خلاصه نمود و پیش روی مدعیان قرار داد: «اصلاحات تعویض آدم هاست و یا تغییر شرایط؟».
جمع قابل ملاحظه ای از اصلاح طلبان ، مردان شرایط بردند که در زمان موفقیت پیشاپیش همگانند و در زمان شکست به کنجی می روند و سکوت و حاشیه نشینی اختیار می نمایند و این سکوت را به اعتراض تعبیر می نمایند.
همین ها در زمان برد بار دیگر به عرصه می آیند و طلبکارانه تر از پیش بهای سکوت و بی عملی شان را طلب می کنند. و عجیب که در این میان عقبه اصلاح طلبان برای این رهبران فریاد زنده باد سر می دهند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


هر چه به زمان مشخص شدن کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم ، سوال حضور و یا عدم حضور سید محمد خاتمی بیش از پیش طرح می گردد.
اما همچنان برخی از رفرمیست ها سوالات جدی تری را طرح می نمایند که کلیت حضور اصلاح طلبان را مورد پرسش قرار می دهد. از ان جمله این سوال اساسی است که حضور در حاکمیت به سیاق پیشین و کارشکنی اقتدارگرایان چه منافعی را در پی خواهد داشت؟
همچنان که این سوال به قوت خود باقی است که آیا اصلاح طلبان برای افزایش ظرفیت قانون اساسی به سود دموکراسی برنامه اجرایی مشخص و امکان پذیری را دارند؟ و آیا صراحت لهجه لازم برای طرح پرسش های اساسی از حاکمیت را بدست آورده اند؟
جدای از رفرمیست ها ، روشنفکران ما نیز باید در پروژه «پرسش از حاکمیت» مشارکت جدی و فعال داشته باشند. باید از بخش های انتصابی حاکمیت پرسید نتیجه تلاشهای ایشان برای تشکیل مجلس و دولت فرمانبردار و همسو چه بود؟ و به چه جهت با وجود آن حجم شعار عدالت اقتصادی، کشور دچار چنین بحرانی عظیمی شد؟
همچنان باید این پرسش را مطرح کرد که چرا تریبونهای تحت اختیار انتصابیون در بحران اقتصادی فعلی اینچنین در موضع انفعال قرار دارند و چرا امامان جمعه و جماعات ، صدا و سیما و بسیاری دیگر از کسان در برابر موج بی سابقه افزایش قیمت ها سکوت اختیار کرده اند؟
گرچه نگاه دقیق تر به شرایط ، سوالاتی به مراتب جدی تر را قابل طرح می نماید: مباحث مربوط به سیاست خارجی ، شیوه هزینه نمودن درآمدهای سرشار نفتی ، دخالت نظامیان در سیاست و تضعیف بیش از پیش نهادهای انتخابی با دخالت های فرا قانونی بخش های انتصابی حاکمیت.
این سوالات می تواند رفرم خواهان را به سوی نتایجی روشن رهنمون سازند.گره های قانونی و شبه قانونی سد راه تغییرات رخ بنمایاند و در نهایت پاسخ این پرسش اساسی عیان گردد که : «آیا حاکمیت مستقر به شکلی مسالمت آمیز به تغییرات خواست ملت تن در می دهد؟».
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


این مطلب را در شرایطی می نویسم که ساعاتی چند تا شروع هشتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی نمانده است. انتخاباتی که در طول حیات جمهوری اسلامی در نوع خود بی نظیر است.
دایره تنگ خودی ها در این دوره آنچنان بود که حتی وفادارترین نیروهای انقلاب را نیز شامل شد. شرایطی که هرگونه انتظار مبنی بر تایید صلاحیت نیروهای اپوزیسیون به معجزه می ماند.
از سوی دیگر در سایه ردصلاحیت های گسترده و عدم ثبت نام بسیاری از نیروهای منتقدی که پروژه ی پیشبرد دموکراسی انتخاباتی را در ایران شکست خورده می دانند، رسانه های حکومتی علنن از جناح اقتدارگرا به حمایت پرداخته اند.
در اقدامی بی سابقه نیز رهبر جمهوری اسلامی به صراحت از نیروهای اصلاح طلب انتقادنمود و آنان را اقلیتی خواند که بخاطر «تعارف با دشمن» و «عدم مرز بندی مشخص با آمریکا» نباید به مجلس راه یابند.
در این شرایط بخشی از رفرمیستها و خصوصن سید محمد خاتمی با حضور پررنگ در صحنه انتخابات با شعار «برهم زدن بازی» سعی نمود سناریو حذف کامل اصلاح طلبان و میانه روها از صحنه سیاست ایران را تغییر دهد.
درهمین حال بنظر می رسد نه شعار تحریم انتخابات صدای رسای گذشته را دارد و نه بخش قابل ملاحظه ای از اصلاح طلبان به دعوت مردم به حضور در صحنه علاقه ای نشان می دهند.
در این بی عملی ناشی از فقدان استراتژی مشخص و پراکندگی قوای روشنفکران اثر گذار، به همان میزان که ساده ترین درمان استبداد حاکم، عدم شرکت در این نمایش می باشد ، حضور در انتخابات نیز کم هزینه ترین و آسان ترین نسخه این بیماری قلمداد می گردد.
به هر حال در این ساعات باقیمانده به آغاز واقعه ای که شاید سرنوشت سیاسی و اجتماعی ایران را در چند سال آینده رقم خواهد زد با تاکید بر اینکه این انتخابات آزادانه ، سالم و رقابتی نیست، اینگونه می توان استدلال نمود:
آنجا که به شیر تعداد شرکت کنندگان هر میزان آب می توان بست، فارغ از هر نتیجه ای حاکمیت تمامیت خواه خود را پیروز این انتخابات خواهند خواند ، همچنان همراه با تردید ناشی از سلامت شمارش آرا، شاید بتوان در برخی حوزه ها -و خصوصن تهران- شوکی را بر حاکمیت مطلقه وارد نمود.
کمی دورتر را باید ببینیم و اجازه ندهیم مجلسی آنچنان بی خاصیت و مطیع فراهم شود که هر آنچه که در یکصد سال اخیر آزادیخواهان و تجدد طلبان تلاش کرده اند، نابود سازند و سامان امور از امروز مشکل تر و دست نیافتنی تر شود.
امروز شاید بار دیگر در غیاب مردم، ایران به توپ بسته شود. اما نه بدست قزاقان روس، بلکه با حضور وکیل الحکومه هایی در مجلس که هیچ نشانی از اراده مردم را با خود یدک نخواهد کشید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


پس از اعلام حمایت جمع کثیری از هنرمندان ، بازیگران و کارگردانان سینما و تلویزیون از ائتلاف اصلاح طلبان (یاران خاتمی) هجمه رسانه ای گسترده ای علیه افراد امضا کننده آغاز شد.
سعید شریعتی در این مورد توضیح می دهد: «صدا و سيما حراست سازمان را مأمور اعمال فشار بر اين هنرمندان كرده است.» با این اوصاف حامد بهداد و بهاره رهنما با تکذیب خبر صدا و سیما و بنگاه خبرسازی فارس در نامه هایی جداگانه حمایت خود را از لیست یاران خاتمی اعلام کرده اند.
اهمیت حمایت هنرمندان و نخبگان فرهنگ و هنر جامعه تنها در جذب آرا برای اصلاح طلبان نیست. بلکه مشخص می گردد فضای جامعه انچنان نارضایتی را در این قشر ایجاد کرده که حاضرند هزینه ی مخالفت با اقتدارگرایان را بپردازند.
در همین حال در فضای سرد و بی روح انتخابات که بخشی از آن را می توان پروژه اقتدارگرایان با همراهی صدا و سیما و دیگر رسانه های وابسته دانست بیشتر ضرر عدم مشارکت مردم متوجه اصلاح طلبان خواهد شد.
گرچه پیروزی تمام عیار اصلاح طلبان، اقلیت مجلس را در اختیارشان قرار می دهد اما موفقیت آنها در تهران می تواند پیام روشنی به احمدی نژاد و حامیان او باشد.
بی تفاوتی نخبگان در سه انتخابات اخیر بدترین سالهای دهه سوم نظام جمهوری اسلامی را رقم زده است ، روزهایی که خسارت های جبران ناپذیر تاریخی را به ایران وارد کرده است.
برای نه به فاشیسم ، پایان بی لیاقتی مدیریتی و تلاش در راه رسیدن به آزادی و دموکراسی اولین قدم و ساده ترین راه حل شاید رای دادن باشد. گرچه اینکار کافی نیست اما لازم می نماید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  17 نظر |


خبرگزاری فارس گزارش می کند که مدير مسئول روزنامه كيهان در سخنرانی خود در دانشگاه امام صادق تاكيد كرد: «مجلس ششم همخوان و هخمون انقلاب نبوده و اين مجلس نه اصلاح ‌طلب بلكه برانداز بود.»
بر اندازی در ادبیات سیاسی به تلاش برای تغییر و ساقط نمودن نظام حاکم و تغییر بنیادی ساختارهای موجود برای حاکم نمودن نظام و ساختاری جدید تعبیر می گردد. براندازی نیز به روشهای مختلف صورت می گیرد: انقلاب ، شورش ، کودتا از جمله این راه ها هستند.
اما در مفهومی که شریعتمداری و در حالت کلی تر تفکر کیهانیسم ارائه می کند حتی شرکت در انتخابات را می توان نوعی براندازی قلمداد نمود.
هر حرکت رفرمیستی که مبنای آن تغییر عناصر حاکم -نه حتی ساختارهای معیوب- باشد نیز شامل تعریف فوق الذکر است. این تفکر معتقد به الیگارشی نخبگان متعهد است تا اگر مردم راهی را به خطا برگزیدند آنها را هدایت کنند.
به همین دلیل شریعتمداری مدعی می شود: «مردم به كسانی كه ارزش‌های انقلاب را مطرح می‌كنند رأی می‌دهند، اما اينكه بعضی اوقات اين اتفاق نيفتاده به اين دليل بوده است كه مردم در يافتن مصاديق دچار خطا شده ‌اند.»
اصل یتیم بودن مردم در سیاست و لزوم نظارت استصوابی شورای نگهبان نیز از همین جا استنباط می گردد. گرچه این استدلال در دل خود دچار تناقض است.
اگر مردم مصادیقی برگزیدند و سپس بار دیگر اکثریت مردم و پس از ظهور درعرصه عمل آن تفکرات همچنان بر آن تاکید کردند، شاید این فهم منادیان تفکر کیهانیسم دچار کج فهمی و بی خردی شده و خواست عمومی را به غلط تفسیر می کنند.
در حالتی دیگر اگر مردم متوجه اشتباه خود در یافتن مصادیق شده باشند ، حذف فیزیکی و معنوی رفرمیستها از عرصه انتخابات جایگاهی نداشته و خود به خود بر اساس رای مردم شرایط حضور در قدرت را نخواهند داشت.
و از همه مهمتر اینکه شناخت مصداق و مصدق در عرصه سیاست نمی تواند بر عهده یک طرف شریک و سهیم در رقابت باشد. و بی توجهی به جمیع این شرایط منجر به استقرار فاشیسم در شکلی مدرن خواهد شد.
در تایید این مدعی به بخشی دیگر از سخنان برادر حسین شریعتمداری توجه کنید: «بسياری از خواسته‌های آنها [اصلاح طلبان] بيرون از دايره نظام بود و با مبانی تعريف شده انقلاب، نظام و قانون اساسی تناقض داشت.»
در ادامه اشاره می کنند: «لوايح دو قلو و ارايه طرح برچيدن گزينش‌ها از نمونه‌های عملكرد بيرون از دايره‌ نظام مجلس ششم بود.» در حالی که لوایح دوگانه توسط رییس جمهور و مسئله گزینش یک خواست عمومی و مورد حمایت اکثریت متخصصان و دانشگاهیان بود.
شاید بتوان برای روشن شدن این بحث چند مثال دیگر را نیز اضافه کرد که متوجه شویم مبانی تفکر کیهانی و تعابیرشان از قانون اساسی چیست:
« طرح تغییر قانون مطبوعات و تضمین آزادی بیان و پس از آن ، تعریف جرم سیاسی و استقرار هیات منصفه در دادگاه ها ، افشای قتل های زنجیره ای ، افشای شکنجه های وارد شده به نیروهای ملی مذهبی ، پیگیری دلایل قتل زهرا کاظمی ، مخالفت با حضور و هجوم نظامیان به محیط های دانشگاهی و ده ها مورد دیگر...»
به همین دلیل دفاع از آزادی بیان در مرام سیاسی کیهانی منشا خارجی دارد ، حقوق بشر مذموم است و مردم گوسفندان گمراهی فرض می شوند که تنها در زمان راهپیمایی ها و انتخابات های فرمایشی به کار می آیند.
بررسی دیگر سخنان سرشار از تناقض و فکت های گمراه کننده مدیر مسوول کیهان نیاز به زمان و مجال بیشتری دارد اما به هر حال خواندن گفته های ایشان خالی از لطف نیست.
فلاش بک:
» آقای شریعتمدرای! به روح اعتقاد دارید [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


جناب آقای حداد عادل! رییس محترم مجلس هفتم!
در خبر ها خواندم که گفته اید «دعوا و درگيری در مجلس ششم زياد بود و اين مسئله را در روزنامه‌های آن روز و نطقهای قبل از دستور مجلس ششم می توان ديد». آن دوران را خوب بخاطر دارم.
یادم نمی رود که در راهروهای دانشکدمان دور هم جمع می شدیم و به رادیو مجلس گوش می دادیم تا نطق های اتشین و به قول شما «پرهیاهو» مجلس ششمی ها را بشنویم.
یادتان می آید این همه دعوا و درگیری بر سر چه بود؟ برای دست تبرک کشیدن بر عبا و ردای خاتمی جنجال می کردند و یا برای سر کشیدن لیوان آب رییس جمهور؟
یادم می آید احمد شیرزاد از ماجراجویی های هسته ای که کیان کشور را به خطر می اندزد سخن گفت. بیاد دارم که تحقیقی درباره ی قتل زهرا کاظمی در زندان اوین از تریبون مجلس خوانده شد. به یاد دارم که شجاعپوریان چگونه از میلیاردها تومان سو استفاده های صدا سیما پرده برداشت.
از اسکله های مخفی و سو استفاده های اقتصادی برخی بزرگان پر مدعا. خوب بخاطر دارم که نمایندگان راستین مردم چگونه نام دانشجویان در بند شده و روزنامه های تعطیل شده و ظلمی که بر نیروهای ملی و مذهبی رفته بود را به زبان می آوردند، برای ثبت در تاریخ.
مهندس موسوی خوئینی ، فاطمه حقیقت جو ، اکبر اعلمی ، محسن آرمین ، رجبعلی مزروعی، محمدرضا خاتمی و انصاری راد آن پیرمرد آزاده را خوب به یاید دارم. به یاد می آورم حسین لقمانیان جانباز جنگ تحمیلی که بخاطر نطق پیش از دستورش از مجلس روانه زندان شد.
آری! آن مجلس پرهیاهو، آن روزها خانه ی ملت بود و هر«هیاهوی» مجلس امیدی تازه برای مردم. امید به اصلاح اموری که به بیراه ی استبداد رفته بود.
آنجا با آن صندلی های قرمزش خانه همه مایی بود که درد وطن داشتیم و عاشق آزادی. بر سر نمایندگانمان فریاد می زدیم که مردانه بایستید بر سر عهدی که با مردم دارید و از نامردمی ها نهراسید. اما چه حیف که همگان همراهیمان نکردند.

آقای حداد عادل!
مجلس ششم نه سقف آرزوهای ما برای داشتن مجلسی مردمی که کف مطالباتمان بود. ما هیاهوی آن مجلس را به سکوت قبرستانی هفتمی ها که به مدال وکیل الدوله بودن بر سینه شان افتخار می کنند ترجیح می دهیم.
و اما شما!
شما که تا قیام قیامت مدیونید. شما مدیونید که صندلی قرمز رنگ مجلس را با دوپینگ شورای نگهبان غصب کردید و علی رجایی نماینده واقعی ملت را محروم. علی رجایی استوار و با افتخار به زندان اوین رفت تا شما با خیالی آسوده به جای او تکیه بزنید.
شاید هم حق با شماست . مجلس ششم، مجلس خوبی نبود وگرنه کار بجایی نمی رسید که شما بر ریاست قوه قانونگذاری این ملک تکیه بزنید و سیاه ترین روزهای ایران را در خاطره ها ثبت کنید.
آقای حداد! نگران نباشید. به یمن حضور رفقایتان در شورای نگهبان و هیات های نظارت و اجرایی دیگر مجلس ششمی تشکیل نخواهد شد. دیگر هیچ نطقی در نکوهش استبداد از تریبون مجلس شنیده نمی شود.
دیگر فریاد تظلم خواهی هیچ زندانی سیاسی ، دانشجوی مبارز ، قلم شکسته و زبان بریده ی آزادی خواهی در فضای پر تملق مجلستان نخواهید پیچید تا خدای ناکرده رویاهایتان آشفته نشود.
در راهروهای دانشکده ی ما نیز هیچ دانشجویی گوش به رادیوی جیبی خود نمی دهد تا صدای نمایندگان را بشنود. زیرا این مجلس من نیست! مجلس هیچ انسان آزاده ای نیست. مجلسی نیست که باید در راس امور باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  17 نظر |


«آنچه كه جبهه دوم خرداد را بيش از هر چيز آسيب‌ پذير كرد و می ‌‌كند و شكست را برای آن رقم زد، همانا، تركيب نامتجانس گروه‌ها و دسته‌های مجتمع به نام «دوم‌خرداد» بود و هست كه بدون اصالت و اعتقادات لازم، كنار هم جمع شده‌اند و آن چيز كه اين جريان را كنار هم قرار می‌دهد، نه اعتقادات به برخی مسائل، بلكه مخالفت با جريان سياسی رقيب است».
گرچه این سخنان مجتبی شاکری ، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از گروه های وابسته به جریان اصولگرا صحیح می باشد اما بیان کننده تمام ماجرا نیست.
جریانی که بر پایه موفقیت در هفتمین انتخابات ریاست جمهوری و به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی تشکیل شد و نام «جبهه دوم خرداد» را بر خود نهاد و اکنون با کمی تغییر در آرایش نیروها با عنوان ائتلاف اطلاح طلبان عرض اندام می کند از آنچنان تکثر و اختلاف آرایی در اکثر موضوعات و مسائل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی برخوردار است که قابل توصیف نیست.
حتی نزدیک ترین گروه های این ائتلاف همچون مشارکت و سازمان مجاهدین که -اگر نسبت مادر و فرزندی نداشته باشند- خواهر زاده سیاسی محسوب می شوند و اعضای مشترک بسیاری را در هر دو جزب می توان نام برد ، در مواردی سیاست های کاملن متناقضی را مطرح می کنند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


«یكی از تئوريسين‌های جريان دوم خرداد در خصوص اقدامات اين جبهه در صورت پيروزی در انتخابات مجلس هشتم، گفته است كه اگر در انتخابات پيروز شوند دولت را از صدر تا ذيل عوض كرده، در منطقه آرامش ايجاد می‌كنند و سوم اينكه كشف حجاب خواهند كرد.» [+]
در این روزهای نزدیک به انتخابات این سخنان به کرات از زبان شخصیت های مختلف وابسته به جریان اقتدار گرا به اشکال مختلف تکرار می شود.
چند سوال در این باره می توان مطرح کرد: اول اینکه با وجود رد صلاحیت اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبان چگونه امکان حضور در انتخابات وجود خواهد داشت که وعده ای به مردم داده شود؟
آیا وعده تغییرات اساسی در دولت و یا ایجاد آرامش در منطقه و خصوصن کشف حجاب به آن میزان هوادار دارد ، که به این وسیله موفقیتی در انتخابات حاصل گردد؟ در این صورت ادعای حمایت و همراهی اکثریت مردم با برداشتهای دینی حکومت چه جای طرح خواهد داشت؟
جالب تر اینکه بنظر می رسد دروغ گفتن برای اقتدراگرایان از هر کار دیگری ساده تر بلکه از واجبات است. کسی نیست به گوینده این سخنان -شهاب الدین صدر، دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان- عرض کند هیج فعال سیاسی حتی نا آگاه از شرایط ایران چنین حرفی را به زبان نخواهد آورد.
از سوی دیگر نیز جانشين نيروی مقاومت بسيج گفته است: «دشمن در صدد روی كار آوردن عناصر وابسته به خود است». بنظر می رسد قرار است بجای مردم ایران ، افراد دیگری در انتخابات شرکت کنند که اینگونه دغدغه هایی مطرح می شود.
در آن صورت نیز اگر انتخاب مردم -اگر امکان انتخاب دیگری جز اقتدارگرایان فراهم باشد- حتی نیروهای وابسته به بیگانگان باشد حکومت موظف به تکمین از این انتخاب خواهد بود.
جالب آنکه خبرگزاری فارس در ادامه ی سلسله لجن پراکنی ها و تداوم فساد خبری خود مدعی شده : «اختلاف عارف با برخی اعضاي افراطی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و شرط و شروط های وی برای سرليستی» عامل استعفای او از کاندیداتوری بوده است.
در شرایطی که سید محمد خاتمی رد صلاحیت ها را فاجعه می خواند و در اقدامی عجیب آیت موسوی تبریزی و علی اشراقی نوه امام خمینی نیز رد صلاحیت شده اند و امید به برگزاری انتخاباتی شبه دموکراتیک و سالم وجود ندارد.
اگر بار دیگر تنها متن خبرهای خبرگزاری فارس که در مطلب لینک داده شده یخوانید به یک اشتراک مهم در تمامی آنها پی خواهید برد. می گویند هر چه دروغ بزرگ تر باشد قابل باورتر است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  9 نظر |


امروز در اکثر نقاط کشور نتایج بررسی صلاحیت کاندیداهای باقیمانده توسط هیات های نظارت استانها اعلام شد. بنظر می رسد ما بقی کاندیداهای اصلاح طلب نیز از حضور در این رقابت نه چندان عادلانه و سالم محروم شدند.
با این اتفاق که ابعاد آن تا چند روز آینده به شکل کامل و روشن مشخص خواهد شد ، تنها یک پیام از سوی اقتدارگرایان برای کسانی که به هر شکل برای آینده ایران نگران هستند، دارد : «ما اصلاح نا پذیریم».
دیگر سخن از حضور به هر شکل در انتخابات مضحک و غیرعقلایی خواهد بود. انتخاباتی که در بهترین شرایط و در صورت تشکیل مجلسی دموکراتیک نیز با وجود ساختار معیوب و تسلط کامل شورای نگهبان بر قوه فانون گذاری ، کم اثر و ناکارآمد است در شرایط فعلی حتی امکان تشکیل حداقلی همچون مجلس هفتم نیز وجود نخواهد داشت.
باید قبول نمود کمترین میزان خرد و دور اندیشی در دولت تحت کنترل محمود احمدی نژاد و حامیان آنها در برخی نهادهای نظارتی وجود ندارد. شاید به همین دلیل نیز هاشمی رفسنجانی یاران خود را از ورود به عرصه انتخابات بر حذر داشت.
در این شرایط بی عملی اصلاح طلبان می تواند آثار مخربی را در پی داشته باشد ، که مهمترین آن شاید حذف کامل از صحنه ی سیاسی ایران خواهد بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


خبرگزاری فارس به نقل از مصطفی پورمحمدی وزیر کشور احمدی نژاد می نویسد: «اقدامات و سخنانی كه فضا را ملتهب می‌كند،‌ هيچ كمكی به برگزاری انتخابات نكرده و دلسوزان از اين رفتارها پرهيز كنند.»
مشخصن بحث این وزیر اقتدارگرای دولت نهم رایزنی های خاتمی ، هاشمی و کروبی بر سر رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو و حذف انها از رقابت انتخابات مجلس هشتم است.
در حالی که فیلتر سیاسی نیروهای منتقد و تکرار فاجعه مجلس هفتم و فرمانبرداری مجلس از دولتی احمدی نژاد ، فضای سیاسی را ملتهب خواهد نمود.
اگر ورود نیروهای منسوب به رفرمخواه در مجلس هشتم می توانست فضای سیاسی جامعه را تلطیف کند ، رد صلاحیت های بدون قید و بند بر بحران یک دست شدن حاکمیت افزوده است.
گرچه قائم مقام دبیر کل حزب اعماد ملی معتقد است :«تاكنون كناره‌گيری و تحريم و ميدان را به ديگران سپردن نتيجه‌ی مثبتی نداشته است؛ كما اينکه بی تفاوتی هم تاكنون هيچ سودی نرسانده است» اما ماجرا به شکل دیگری است.
گرچه رفرم خواهان و نیروهای میانه رو محافظه کار و حتی خنثی را برای مجلسی که به هر حال تحت کنترل شورای نگهبان در کنترل احمد جنتی ، کاندیدا کردند اما از گزند رد صلاحیت ها در امان نماندند.
به عبارت بهتر اقتدارگرایان حاضر نیستند رقابت انتخابات را با مخالفان و منتقدان خود شریک شود و تنها در پی دست یابی به مجلس با کمترین هزینه و دردسر هستند.
شاید به همین دلیل هم برخی مسولان اقتدارگرا خظاب به معترضان اعلام کردند«کسی حق ندارد فضای انتخابات را ناسالم نماید» حتی اگر بخاطر رد صلاحیت ها و رفتار هیات های اجرایی اصل انتخابات از سلامت قابل قبولی برخوردار نباشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


این مقاله در شماره چهارشنبه سوم بهمن روزنامه کارگزاران منتشر خواهد شد:
نفس برگزاری هر انتخاباتی فاقد ارزش دموکراتیک است مگر آنکه مبانی و شرایط اعمال حاکمیت مردم فراهم گردد. آزادی انتخاب شوندگان ، انتخاب کنندگان و برگزاری سالم انتخابات از نظر شکلی، سه رکن اساسی انتخابات موثر در پیشبرد دموکراسی است. [اینجا]
به نوعی می توان رد صلاحیت های گسترده انتخابات مجلس هفتم شورای اسلامی را آغاز علنی اخراج اصلاح طلبان از حاکمیت دانست. پروژه ای که با تکیه زدن احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری تکمیل شد.
در همان زمان بود که رفرمیست ها در واکنش به رد صلاحیت گسترده نیروهای خود دو سیاست را در پیش گرفتند:
بخشی از نیروها با تجمع و تحصن در مجلس و استعفای دسته جمعی سعی نمودند شورای نگهبان را مجبور به تجدید نظر نمایند. امری که حتی با ورود هیات دولت ، استانداران و طیف گسترده ای نیروهای بدنه دولت سید محمد خاتمی و تهدید به عدم برگزاری انتخابات نیز موثر نبود.
بخش دیگری از نیروهای اصلاح طلب نیز بهترین راه حل را در رایزنی با مقام های نظارتی و چانه زنی های سیاسی و ریش سفیدی سران نظام می دانستند. که البته نتیجه این چانه زنی ها نیز تایید تعداد انگشت شماری از کاندیداهایی بود که احتمال موفقیتی در انتخابات نداشتند.
ماجرا به شکلی پیش رفت که مهدی کروبی ، رییس مجلس ششم ، مدعی شد که پیش از انتخابات تکلیف 190 کرسی مجلس تعیین شده است. نتیجه نیز موید این اظهار نظر کروبی بود.
در بررسی دلایل ان اتفاق و عدم توفیق اصلاح طلبان حداقل دوعامل اساسی قابل بررسی است. اول عدم توجه به ساختار معیوبی که در ذات خود مشکل زاست. حق نظارت استصوابی شورای نگهبان که مجلسس ششم برای تعدیل آن نا توان بود. عامل دوم غیبت نیروهای اجتماعی و نهادهای مدنی برخواسته از مردم برای اعمال فشار به نهادهای نظارتی.
حالا پس از 4 سال ماجرای رد صلاحیت ها به شکل دیگری تکرار شده است. از اخبار و اطلاعاتی که تاکنون منتشر شده بنظر می رسد اینبار هیات های اجرایی تحت کنترل دولت نهم ، تعداد کثیری از نیروهای اصلاح طلب را پیش از ورود به میدان رقابت ، رد صلاحیت نموده اند تا مشخص شود اظهار نگرانی سید محمد خاتمی از حذف نیروهای مومن و انقلابی محقق شود.
فارغ از اینکه رد صلاحیت ها چه تاثیری بر امکان مشارکت و حضور رفرم خواهان در انتخابات مجلس هشتم دارد ، موضوع واکنش به این اتفاق نیز اهمیت خاص خود را دارد. واکنش احتمالی گروه ها و احزاب اصلاح طلب می تواند معیار خوبی برای درک و سنجش میزان تجربه پذیری و برنامه ریزی آنها باشد. گروه هایی که در زمان حضور در حاکمیت نیز نتوانستند با در پیش گرفتن سیاستی مشخص و اثربخش از حقوق قانونی خود دفاع کنند.
اگر تجربه انتخابات مجلس هفتم بار دیگر تکرار گردد و اصلاح طلبان همچنان از احقاق حقوق قانونی و حق تعیین سرنوشت خود عاجر باشند این پرسش جدی را در اذهان جامعه ایجاد خواهند نمود که در این شرایط آیا توانایی دفاع از منافع مردم دارند؟ جدای از این آزمون مهم ، باید مشخص گردد که رفرم خواهان برای یافتن راه حلی دائمی و تحقق برگزاری انتخابات سالم و عادلانه و اصلاح ساختار معیوب نظام انتخاباتی در ایران چه برنامه ای را طرح ریزی نموده اند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


احمد ناطق نوری نماینده جناح اقتدارگرای مجلس هفتم در مصاحبه با خبرگزاری فارس مدعی شد: «اصلاح طلبان جامعه را به سمت فقر هدايت كردند، آنها با شعار اصلاح طلبی روی كار آمدند ولی تنها به توسعه سیاسی توجه كردند.»
طرح این سخنان که اصلاح طلبان در دوران حضورشان در مجلس ششم و دولت عملکرد اقتصادی ضعیفی داشته اند آن هم توسط جناح اقتدارگرا که با شعارهای اقتصادی و وعده ژاپن اسلامی به قدرت رسید، مضحک بنظر می رسد.
در شرایطی که به اعتراف اکثر کارشناسان و استناد به وضعیت موجود جامعه ، شرایط اقتصادی بر اثر سیاست های سو مجلس هفتم و دولت احمدی نژاد در شرایط بسیار وخیمی نسبت به دوران هشت ساله خاتمی قرار دارد.
طرح شکست خورده تثبیت قیمت ها و آثار زیانبار آن ، وعده هایی همچون آوردن پول نفت بر سر سفره مردم ، تورم تک رقمی و ایجاد سالانه 3 میلیون شغل نمونه هایی برجسته و اما اندک از سیاست های ناکارآمد اقتدارگرایان است.
گرچه رفرمیست ها با وعده توسعه سیاسی به مجلس و دولت راه یافتند و در این راه موفقیت اندکی کسب کردند اما کارنامه درخشانی در بهبود شرایط اقتصادی ایران از خود بجای گذاشته اند که اتفاقن می تواند یکی از عوامل مهم این موفقیت فضای باز سیاسی و کاهش فاصله میان دولت و مردم باشد.
با نزدیک شدن به زمان انتخابات باید انتظار داشت که سناریوی متهم نمودن رفرمیستها به بی توجهی به وضعیت اقتصادی مردم شاه بیت اتهامات دولت و مجلس اقتدارگرا و رسانه های همسو می باشد.
تاکتیکی که شاید همچون انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم به عنوان راهی برای رسیدن به مجلس هشتم توسط اصولگرایان اقتدارگرا در دستور کار قرار داشته باشد. به همین علت کمال دانشیار نماینده ناموفق اصولگرایان از ماهشهر همچون همرزمش احمد ناطق نوری در مصاحبه با فارس مدعی می شود: «مشكلات امروز مردم پس ‌لرزه‌های مديريت اصلاح ‌طلبان در هشت سالی است كه آنها بر سرقدرت بودند.»
مرتبط:
» آقای احمدی ‌نژاد! لطفا دیگر از مافیا نگو [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


نیک آهنگ کوثر در مطلبی در مورد انتخابات می نویسد: « به عنوان صاحب یک رای، گمان می‌کنم به رای ‌ام خیانت شده. یک شهروند که هم حقوقی دارد، هم وظایفی دارد، هم مشارکت می‌کند، لابد می تواند مطالباتی هم داشته باشد.»
نیکان با اشاره به این موضوع که در ایران «حقوق رای دهنده جوکی بیش نیست و آزادی انتخاب عملا به تاریخ پیوسته و اصلاح‌طلبان و تکنوکرات‌ها در عمل اهمیتی به رای مردم نمی‌دهند» شرکت در انتخابات را بی فایده می داند.
شاید تنها موضوعی که اکثریت جریانات منتقد به وضعیت کنونی بر آن اتفاق نظر دارد اشکالات ساختاری انتخابات در ایران است. اشکالاتی که آزادی انتخاب شدن و انتخاب نمودن را خدشه دار کرده است.
پ همانگونه که نیکان هم اشاره می کند نیروهای اصلاح طلب و تکنوکرات نه توان و مهمتر از آن اراده ای برای اصلاح بنیادین ساختار بیمار و غیر دموکراتیک حاکم ندارند.
اما در این میان راه حل مشخص و قابل دسترسی مطرح نیست.عملن استراتژی تحریم انتخابات نیز شکست خورده است. استراتژی که به علت ساختار اجتماعی-سیاسی در ایران قابل اجرا نیست.
تشکیل مجلس هفتم و دولت نهم و عملکرد این دو نهاد تحت کنترل اقتدارایان بر این موضوع صحه می گذارد که وجود دولت و مجلس اصلاح طلب و حتی کم اثر شرایط بهتری را موجب می شود.
این تفاوت ها برای کسانی که روزانه در داخل ایران با مشکلات حاصل از حاکمیت مطلق اقتدارگراها روبرو هستند بسیار ملموس تر و قابل درک تر است. گرچه حضور رفرمیستها در قدرت راه حل نهایی برای دستیابی به دموکراسی نیست.
نیک اهنگ در پایان مطلبش می نویسد: «گمان می‌کنم ما روزنامه‌نگارها نباید مبلغ کسی باشیم». موضوع بسیار درستی که رعایت آن در ایران بسیار دشوار است. زیرا اکثر روزنامه نگاران در ایران اکتیو سیاسی وابسته به جناح های مختلف نیز هستند. برای رسیدن به شرایط مطلوب باید زمان زیادی را طی نمود تا اطلاع رسانی آزاد و بی طرفانه دغدغه اصلی روزنامه نگاران و ارباب جراید گردد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


این مطلب را برای سایت برای فردا نوشتم که ادامه می توانید بخوانید:
در دوران هشت ساله ی دولت خاتمی خصوصا چهار سال ابتدایی دانشگاه ها محل کنش ها و واکنشهای بسیاری بود. تشکل ها و جریانات مختلف دانشجویی با نگاه منتقدانه به دولت و حکومت شکل گرفتند.
در همین حال نیروهای تندرو جریان اقتدارگرا به عنوان اهرم فشار فیزیکی بر دانشجویان فعال و تشکلهای دانشجویی محسوب می شدند. حتی بسیاری از فعالان سیاسی و کارگزاران دولت نیز از گزند تهاجم این نیروها در امان نماندند.
در بسیاری از موارد نیز دستگاه قضایی و برخی نهادهای موازی اطلاعاتی، جنبش دانشجویی و فعالین سیاسی را مورد هجمه قرار می دادند و مجلس ششم و دولت اصلاحات به نوعی نقش میانجی و مدافع دانشجویان را بر عهده داشت.
اما با گذر زمان و افزایش فشار بر دولت و فعالین سیاسی اختلاف و فاصله میان جامعه دانشگاهی معترض و دولت و مجلس رفرمخواه بیشتر شد تا جایی که به ایجاد شکافی عمیق میان این دو منجر شد.
این شکاف و اختلاف موجب شد رفرم خواهان، شورای شهر، مجلس و پس از آن دولت را از دست بدهند و در عین حال جنبش دانشجویی نیز تنها مدافع خود را در حاکمیت از دست داد.
اخراج اصلاح طلبان از حاکمیت توسط نهادهای انتصابی و جریانات شبه نظامی در سکوت جنبش دانشجویی این واقعیت را ثابت نمود که عدم همراهی دانشجویان به عنوان پیوند دهنده این جریان و طبقه متوسط چه نتایج زیانباری به دنبال دارد.
فشار روز افزون و برخوردهای امنیتی با دانشجویان مشخص نمود که وجود دولت و مجلسی هر چند کم توان می تواند فضای مناسبی تری برای فعالیت ایجاد کند.
در شرایطی که انتخابات مجلس هشتم در پیش است و ائتلاف دغدغه اصلی رفرم خواهان شده، بنظر می رسد مهمترین ائتلاف باید میان جریان تحول خواه و طبقه متوسط جامعه اتفاق بیفتد.
برای شکل گیری این ائتلاف حضور جنبش دانشجویی با حفظ هویت مستقل خود بسیار ضروری است. جنبشی که بیشترین قرابت را با گروه های پیشرو دارد.
بنظر می رسد اگر جریانات اصلی اصلاح طلب تلاش نمایند با دانشجویان دموکراسی خواه گفتگوی هدفمندی را پیش بگیرند شرایطی به مراتب بهتر از انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم خواهد بود.
به نتیجه رسیدن این گفتگو نیز نیازمند انعطاف پذیری دو طرف است. انعطافی که جریانات رفرمخواه پیشرو نسبت به گروه های دست راستی و محافظه کار جبهه اصلاحات -همچون اعتماد ملی و کارگزاران- از خود نشان داده اند.
رهبران جنبش دانشجویی نیز باید سعی نمایند سطح مطالباتش را با شرایط و وقایع امروز و توان اصلاح طلبان تنظیم نمایند و عزم و اراده ای جدی را برای گفتگو با گروه های سیاسی تحول خواه از خود نشان دهند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


نزدیک به دو سال به پایان دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد باقی مانده است اما از هم اکنون برخی سایتهای خبری و روزنامه های گروه های مختلف سعی می کنند با چهره سازی شانس کاندیدای خود را افزایش دهند.
در این میان محسن رضایی، محمد باقر قالیباف و مهدی کروبی بیشترین حجم خبرها را به خود اختصاص داده اند. احمدی نژاد نیز یک کارزار تبلیغاتی 4 ساله برپا کرده و همه ی برنامه های دولت حکایت از تلاش برای تداوم حضور در دستگاه اجرایی کشور دارد.
گر چه بسیار زود و شاید تحولات یک سال آینده -خصوصا سرنوشت پرونده هسته ای و انتخابات مجلس- شرایط جدیدی را در کشور رقم بزند اما با این حال نباید نسبت به این فعالیت ها بی تفاوت بود.
اگر احمدی نژاد با پوشیدن لباس رفتگران و پرداخت وام در شهرداری تهران به ریاست جمهوری رسید، اینبار قالیباف سعی دارد با بسیج همه امکانات برای بهبود وضعیت تهران چهره یک مدیر موفق، میانه رو و مدرن را ارائه نماید.
اما واقعیت آنست که میان احمدی نژاد و قالیباف در نهایت امر اختلافی وجود ندارد. مگر آنکه خوش صحبتی و شیک پوشی و ژست های فرهنگ دوستانه ی قالیباف بتواند بر بسیاری از مسائل دیگر سرپوش بگذارد.
افرادی همچون قالیباف، محسن رضایی، لاریجانی، حداد عادل، احمدی نژاد حتی در صورت رسیدن به ریاست جمهوری وامدار جریانی هستند که بیشتر به یک دست شدن حاکمیت کمک می کنند.
این گونه افراد توان ایجاد تغییر در شرایط سیاسی کشور را ندارند. توسعه بدون آزادی های سیاسی و تضمین حقوق انسانی نیز هیچ نتیجه ای در پی نخواهد داشت. تجربه نشان داده است که بهترین شرایط اقتصادی در زمان اعطای آزادیهای اجتماعی وسیاسی حاصل می شود.
خبرهایی که به طور مدارم از تخریب و حمله به قالیباف توسط دولت و هواداران احمدی نژاد، منتشر می شود بیشتر بازی سیاسی برای اپوزیسیون سازی جعلی است. باید با هوشیاری بیشتری رفتار اقتدارگرایان را دنبال کرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  10 نظر |


هاشمی رفسنجانی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد در مورد انتخابات عنوان نمود: « سعی داریم انتخاباتی سالم برگزار شود، حق مردم ضایع نشود، مردم با علاقه شرکت کنند و اگر انتخابات پرشور و آزادی برگزار کنیم، استحکام جدیدی به نظام تزریق می‌شود.»
این موضوع که برگزاری انتخابات آزاد می تواند تضمین کننده تداوم هر نظامی باشد واقعیت انکار ناپذیری است اما در شرایطی که انتخابات آزاد منجر به حاکمیت نظرات اکثریت جامعه گردد.یعنی نهادهای انتخابی قدرت داشته باشند تحولات لازم را زمینه های وعده داده شده عملی نمایند. از سوی دیگر این آزادی تنها در کسب آرا و سلامت شمارش رای های ریخته شده نیست.
مهمترین رکن آزادی و سلامت انتخابات ، امکان کاندیدا شدن برای هر کسی است که حداقل های قانونی را دارا باشد. شرایطی که در اکثریت انتخابات های پس از انتقلاب رعایت نشده است.

نکته مهم سخنان هاشمی رفسنجانی در مورد مرجعی است که باید سلامت انتخابات را تضمین کند. او صراحتا از مقام رهبری نام می برد که از یک سو اختیار شورای نگهبان را در دست دارد و از سوی دیگر بر نظامیان و بسیج تسلط دارند:
«در تایید صلاحیت‌ها و آزادی رای همانطور که قانون خواسته عمل کنیم و نیازی به سر و صدا نمی‌بینیم. بالاخره با مقام معظم رهبری و شورای نگهبان و جاهای دیگر صحبت می‌کنیم و شاید از این جهت بیشتر بتوانم موثر باشم.»
این سخنان را می توان به چند شکل تعبیر نمود. اول اینکه هاشمی همان رفتاری را در انتخابات مجلس هشتم در پیش خواهد گرفت که در انتخابات دوم خرداد 76 منجر به انتخاب سید محمد خاتمی شد.
در آن روزها هاشمی در کسوت رییس جمهور از احتمال تقلب گسترده و آرای از پیش نوشته شده مطلع شد و در نماز جمعه اعلام کرد نخواهد گذاشت یک رای هم جابه جا شود. گرچه شاید نفوذ و قدرت قبلی را دارا نباشند.
از سوی دیگر با اشاره به رهبری و ارگان های تحت مسوولیت ایشان این حس را القا می کند که موضوع رد صلاحیت ها و سلامت انتخابات در اختیار رهبری قرار داشته و ایشان باید در این مورد اقدامی کنند.

باید دید این سخنان با چه واکنشی از سوی نیروهای نزدیک به دولت نهم و رهبری جمهوری اسلامی رویرو خواهد شد. گرچه بنظر نمی رسد رویارویی سیاسی در این سطح به انظار عمومی کشیده شود.
بنظر می رسد با نزدیک شدن به انتخابات اختلافات نیروهای عمده داخل حاکمیت در حال افزیش است. در این شرایط شاید مجلسی با آرایش متنوع تری از نیروهای دورن حاکمیت تشکیل گردد.
حتی مجلسی از نیروهای رفرم خواه هم متضمن دستیابی به دموکراسی پایدار نخواهد بود.تنها انتخابات آزاد که منجر به اصلاح ساختارهای غیر دموکراتیک نظام سیاسی گردد می تواند مبدا یک تحول قابل اعتنا در شرایط ایران باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


سردارعلیرضا افشار معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح به عنوان جانشین مجتبی هاشمی ثمره معاون سیاسی وزارت کشور معرفی شد. هاشمی ثمره از نزدیکان پر نفوذ احمدی نژاد محسوب می گردد.
جدای از تاثیر این تحولات و ارتباط آن با انتخابات مجلس هشتم که تا چند ماه دیگر برگزار خواهد شد نکته ای که خصوصا در دولت نهم و مجلس هفتم به چشم می آید حضور نظامیان در پوزیشن های سیاسی است.
موضوع حضور نیروهای سابقا نظامی در سیاست امر تازه ای نیست و در برخی کشورهای دموکراتیک نیز می توان مشاهده نمود. اما میان حضور در سیستم نظامی و فعالیت سیاسی همیشه یک فاصله ی زمانی وجود دارد.
مدت زمانی که برای جدا شدن از خوی نظامی گری و عدم تداخل مسوولیت ها در نظر گرفته می شود. تا نظامیان در کسوت سیاستمداری از ابزارهایی غیر متعارف برخوردار نباشند و رفتار سیاسی را بیشتر فرا بگیرند.

اما در چند سال اخیر این نقل مکان ها شکل افراطی به خود گرفته است. به نحوی که تعداد زیادی از مسوولان مستقیما از مناصب نظامی برای ایفای وظایف سیاسی و حتی مدیریت بنگاه های اقتصادی انتخاب شده اند.
شاید با توجه به درگیر بودن کشور در جنگ و شکل گیری نسل تازه ای از سیاستمداران که همزمان حضور در سپاه را تجربه می کردند در دهه اول انقلاب طبیعی می نمود. اما در شرایط فعلی این موضوع قابل توجیه نیست.
وضعیتی که در تشکیل مجلس هفتم اتفاق افتاد و حضور زیادی از سرداران سپاه و پس از آن انتصاب های دولت احمدی نژاد مخصوصا در استانداریها و مسوولیت های بعضن اجتماعی، سیاسی به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
سیاست عرصه مدارا و تعامل است. در این وادی باید بخوبی معضلات و مشکلات را رصد کرد و برای آن کم هزینه ترین راه را برگزید، راهی که متضمن رضایت اکثریت غالب مردم باشد و تامین کننده منافع ملی.
همچنین هر مسوولیت سیاسی نیازمند دانش و علمی مخصوص به خود است و برای مدیریت کشور بیش از آنکه تعهد نیاز باشد تخصص لازم است. گرچه وجود هر دو باهم بهترین گزینه خواهد بود اما تعهد بی تخصص بسیار مخرب تر از تخصص بی تعهد است.

در همین شرایط رسانه ی ملی نیز به نوعی بیشتر محل حضور نظامی ها شده است. بیش از از سوپر استار ورزشی و سینمایی و یا سیاستمداران جناح های سیاسی، به نظامیان و نو سیاستمداران نظامی موقعیت داده شده است.
در بحث امنیت اجتماعی که مقوله ای بیشتر روانی، فرهنگی و نرم افزاری است، در مورد پیشرفتهای علمی و فنی، توانمندی های اقتصادی، حتی فعالیت خبری و رسانه ای، فرهنگ و هنر و سینما نظامیان نقش پر رنگی یافته اند.
این اتفاقات می تواند زنگ خطری باشد برای دو انتخابات پیشرو، یعنی مجلس هشتم و ریاست جمهوری نهم. بنظر می رسد مسوولیت اجرا، نظارت و حتی انتخاب شوندگان به عهده نظامیان نوسیاستمدار گذاشته شده است.
در این شرایط و با حضور سازماندهی شده رای دهندگان وابسته به ارگانهای نظامی و سازمان های شبه نظامی چگونه می توان حتی از یک رقابت نسبی میان خودی های نظام سخن گفت چه برسد به حضور جناح های منتقد و اپوزیسیون دولت حاکم.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی به سوالاتی در مورد انتخابات پیش رو و عملکرد گذشته اصلاح طلبان پاسخ داده است. این مصاحبه را سایت نوروز تحت عنوان "شورای نگهبان توبه کند" به شکل کاملتری منتشر کرده است.
بخش های از سخنان آقای میردامادی می تواند دست مایه پیگیری بحث "رفرم خواهی انتقادی سازمان یافته" باشد. مبحثی که شاید بتواند مشخص نماید که رفرم خواهان از انتخابات پیش رو چه انتظاری دارند.

میردامادی معتقد است: «نهادهایی كه با رای مردم شكل می ‌گيرند و قاعدتن بايد پاسخگوی مردم باشند بايد اختيارات كافی هم داشته باشند. در صورتی كه در واقعيت امر مسووليتهای زيادی بر عهده دارند اما اختيارات كافی ندارند.»
این دقیقن همان موردی است که تحت عنوان مشکلات ساختاری قابل بررسی است. به عبارت بهتر توضیع قدرت میان نهادهای انتخابی و بخش های انتصابی نظام حکومتی در ایران نا متوازن است.
در حالی که انتخابات نیز تحت کنترل و نفوذ روز افزون بخش های انتصابی قرار دارد و این نهادها بارها نشان داده اند به برگزاری انتخابات آزاد اعتقاد نداشته و اغراض سیاسی را معیار قرار داده اند.

میردامادی به درستی اشاره می کند:«هيچ وقت كسانی كه قدرت و اختيار بدون مسئوليت دارند نمی آيند نامه فدايت شوم بنويسند و اختيارات خود را رها كنند. بايد با تلاش و زحمت در جهت متناسب كردن اين دو (مسووليت و قدرت) حركت كرد و در اين مسير خسته نشد.»
با این حال باید پرسید آیا تنها با حضور در مجلس می توان در این زمینه تلاش کرد؟ چرا اصلاح طلبان برای بازی در خارج از حاکمیت برنامه ی مشخصی ندارند؟
پاسخ میرامادی به چگونگی دست یابی به شرایطی که به توازن قوای انتصابی و انتخابی دست یابیم نیز سوالات دیگری را در پی دارد: «خواست عمومی اين است و جامعه به اين سمت حركت می ‌كند.نهادهای انتخابی به تدريج خودشان می‌توانند تاثيرگذاری بيشتری داشته باشند.»
اگر خواست عمومی این بود امروز به جای محمود احمدی نژاد، باید مصطفی معین بر کرسی ریاست جمهوری ایران تکیه زده بود. واقعیت آنست جهت گیری جامعه و خواست عمومی امری ایجادی است که متاسفانه اصلاح طلبان در این زمینه نا توان بودند.

باید اعتراف نمود در جامعه ای که فقر، حس ناعدالتی و نا آگهی عمومی وجود دارد، وعده ی دموکراسی و حکومت قانون نمی تواند خریدار داشته باشد. مگر آنکه با برنامه ی مشخصی حس آزادی خواهی و دموکراسی خواهی را درعامه مردم ایجاد کرد.
نهادهای انتخابی به تدریج و خود به خود وقتی می توانند اثر گذار باشند که برخواسته از اراده ی جمعی و در حضور احزاب قدرتمند و معتقد به رفرم تشکیل شده باشند و در تغییر شرایط و رفع مشکلات ساختاری نظام سیاسی فعلی تردیدی به خود راه ندهند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


همیشه میان تئوری پردازی تا عملگرایی رفرم خواهانه فاصله ی بسیاری وجود داشته است. این شکاف گرچه امری طبیعی می نماید اما در شرایطی اصلاح طلبی موفق خواهد بود که این فاصله به حداقل خود برسد.
درهمین حال بسیاری این پرسش را بی پاسخ گذاشته اند که چگونه می توان این فاصله را کم نمود و آیا با توجه به ساختار سیاسی موجود امکان تبدیل نمودن آرمانهای اصلاحی به برنامه ی عملیاتی وجود دارد؟

پاسخ این پرسش گرچه مثبت است اما همچنان با چالش دیگری روبرو می شویم. چرا اراده ای برای تغییر ساختار ناکارآمد موجود بروز نیافته و یا در این جهت حرکت و برنامه ریزی مشخصی صورت نگرفته است؟
شاید پاسخ این سوال را اینگونه باید ارائه نمود که هنوز بخشی از رفرم خواهان -عناصر مسوول و صاحب نفوذ- همچنان در واهمه و ترس از شرایطی بسر می برند که ممکن است در اصلاحات حداکثری منافع آنان نیز به خطر بیفتد.
گرچه به واقع در پی رفرم پایدار که منجر به استقرار دموکراسی بر پایه ی اراده ی اکثریت و احترام به حقوق اقلیت گردد، منافع ملی و جناح های متنوع سیاسی ملتزم به قواعد جاری تامین خواهد شد.
شرایطی که حتی بازنده عرصه ی رقابتهای دموکراتیک انتخاباتی می تواند خود را برای دیدبانی رقبای در قدرت آماده کند و در انتظار فرصتی برای حضور دوباره در حاکمیت باشد. بدون ترس از حذف فیزیکی و یا فکری.

به هر حال این باور در بخشی از فعالان سیاسی و اجتماعی همچنان نیرومند است که اصلاحات بهترین -و کم هزینه ترین- گزینه ی موجود می باشد حتی اگر مدعیان رفرم خواهی -چه سنتی و چه پیشرو- امتحان خود را خوب پس نداده و فاقد اراده ی لازم برای تغییرات بنیادی باشند.
پس چگونه می تون پارادوکس موجود را حل نمود؟ بی عملی رفرم خواهان و اثربخشی اصلاحات. در این شرایط چه راهکاری را نیروهای معتقد به "اصلاحات مبتنی بر تغییر ساختارهای بیمار قانونی و شبه قانونی نظام حکومتی فعلی" می توانند در پیش بگیرند؟
پاسخ شاید حضور مستمر و هوشمندانه درعرصه ی انتخابات، هر چند همراه با گزینه های محدود و کم اثر، باشد. اما مهمتر از آن در پیش گرفتن روند انتقادی در درون جبهه ی اصلاحات است.
به عبارت دیگر درون انتقادی بی رحمانه، مدام و منسجم تا بتواند محل اثر واقع گردد. به همین دلیل باید به سازماندهی تشکیلاتی اصلاح طلبان توجه کرد و سعی نمود در این ساختار نقش فعالی را بر عهده گرفت.
در همین زمینه:
» چند سوال از ابطحی [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


در حالی که شرایط برای فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران به شکل فزاینده ای دشوارتر شده به نظر می رسد بحث انتخابات به آرامی دارد مورد توجه جدی تر جناح های سیاسی قرار می گیرد.
در این میان ترجیح بند سخنان اصلاح طلبان یک چیز است. برگزاری انتخابات سالم و رقابتی. به بیان ساده یعنی شورای نگهبان همچون مجلس هفتم کاندیداهای اصلاح طلبان و نبروهای میانه رو را قلع و قمع نکند.

به همین دلیل مهدی رحمانیان ، مدیرمسوول روزنامه شرق مدعی است: «تامين شرط رقابتی بودن، بر حضور طيف سيال شركت كننده در انتخابات تاثير مثبت خواهد داشت.»
این سخنان بدون توجه به این نکته بیان می گردد که اصولا تشکیل مجلسی از اکثریت اصلاح طلب -که با شرایط فعلی بعید به نظر می رسد- چه فایده ای برای تغییر شرایط فعلی خواهد داشت.

از سوی دیگر میردامادی، دبیر کل جبهه مشارکت با نقد تندروی اصلاح طلبان در گذشته تاکید می کند که روند اصلاحات تدریجی است و اگر عجله کنیم نتیجه عکس می دهد و باید گام به گام شرایط را اصلاح کرد.
اما این سوال باقی است که اصلاح طلبان چه زمانی قصد دارند گام اول را برای بهبود شرایط موجود بردارند. در شرایطی که از زمان تشکیل مجلس ششم به این سو روند اصلاحی عقب نشینی گام به گامی را متحمل شده است.
تا زمانی که احزاب مدعی اصلاح طلبی پیشرو مشخص ننمایند برای حل مشکلات ساختاری استقرار دموکراسی در ایران چه راهبرد مشخصی را دارند صحبت از انتخابات سالم بی معنا است.
پاورقی:
ممکن است بنظر برسد در چند مطلب اخیر در مورد انتخابات موضوعی تکراری و چند باره مطرح کرده ام. دلیل تکرار مشکلات ساختاری قانون اساسی دریافت پاسخی مشخص است که تاکنون میسر نشده. تا آن زمان این پرسش بی جواب باقی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


به گزارش آفتاب احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در جمع کارکنان این نهاد مدعی شد: «در انتخابات طبق قانون عمل و سلامت آن را تضمین می ‌كنیم.»
این سخنان بیشتر به شوخی سیاسی شبیه است تا اظهاراتی منطبق بر واقعیت های موجود و عملکرد گذشته شورای نگهبان قانون اساسی. شورایی که به شدت تحت کنترل اقتدارگرایان قرار دارد.

در هر انتخابات سلامت و عدالت تنها در اخذ رای شهروندان و شمارش آرای خلاصه نمی گردد. مهمترین فاکتور یک انتخابات سالم و عادلانه، به رسمیت شناختن آزادی حق انتخاب شدن و انتخاب نمودن می باشد.
فاکتوری که به جز چند انتخابات اولیه، در جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده است. به همین دلیل به هیچ عنوان نمی توان مدعی شد که با وجود نظارت استصوابی جناحی انتخابات می تواند عادلانه باشد.
بخشی از حاکمیت که معمولا به صفت انتصابی مزیت است، سعی دارد با تمام توان خود نهادهای انتخابی را قابل پیش بینی و انتخاب مردم را به نوعی هدایت کند تا بتواند با کمترین هزینه بر شرایط تسلط داشته باشد.
به همین دلیل نظارت استصوابی به شکل کنونی به ابزاری برای محدود نمودن حق انتخاب شدن و انتخاب نمودن تبدیل شده و مانعی اساسی در تقابل با تقویت نهادهای دموکراتیک است.

محدودیت موجود برای شرکت تمام سلایق و نظرها و حتی احزابی که به نوعی جزیی از حاکمیت محسوب می شوند، تنها ایراد شکلی وارد بر انتخابات در ایران محسوب می گردد.
مهمترین ایراد بنیادی و ساختاری در نظام جمهوری اسلامی تقابل نهادهای انتصابی و انتخابی و چربش قدرت بخش غیر انتخابی بر دیگر نهادهایی است که با رای مستقیم مردم -والبته به شکل کاملا کنترل شده- تعیین می گردند.
دعوت کنندگان به مشارکت آگاهانه در انتخابات باید به این پرسش همچنان پاسخ دهند که چه راهکاری در جهت حل این معضل و مانع ساختاری در مقابل استقرار دموکراسی در ایران طرح ریزی نموده اند؟
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


«اگر شرایط جوری بود که هرکس که احتمال رای آوردن داشت، می توانست کاندیدا شود مشکلی وجود نداشت. اما وجود شورای نگهبان و تجربه رد صلاحیت های گذشته واقعیتی است که اگر چه نمی پسندیم ولی هست.»
متن بالا جملات ابتدایی مطلبی است که سید محمد ابطحی، وبلاگ نویس اصلاح طلب و از نزدیکان سید محمد خاتمی در وبلاگش نوشته است. ابطحی دقیقا موضوعی را تایید می کند که بسیاری بخشی از مشکلات انتخابات ایران می دانند.

پیش از این نیز در مطلبی با عنوان رفرم خواهان راحت طلب به مشکلات ساختاری جمهوری اسلامی اشاره نمودم:«نظارت استصوابی این حق را به بخشی از حاکمیت داده است تا در دوره های مختلف نسبت به قوت و ضعف رقبای انتخاباتی تصمیم گیری نماید.»
ابطحی راه حل این مشکل را اینگونه ارائه می کند: «بهترین امکان برای به دست آوردن اکثریت کرسی های مجلس این است که افرادی کاندیدا شوند که شورای نگهبان نتواند آنان را به هیچ بهانه ای رد کند و یا اگر رد کرد همه ی اهل انصاف کشور آنان را ملامت کنند.»

قصد ندارم به تکرار دلایل بی نتیجه بودن اصرار به مشارکت حداکثری در حالی که مشکلات ساختاری وجود دارد و هیچ دور نمایی برای بهبود وضعیت نیست بپردازم اما سوالاتی را از محمد ابطحی دوست داشتنی می پرسم و امیدوارم که پاسخ هایی روشن دریافت کنم:
جناب ابطحی شما بهترین راه را کاندیدا شدن افرادی می دانید که شورای نگهبان نتواند به هیچ بهانه ای آنها را رد کند، در این حالت آیا در حلقه ی اصلاح طلبان کسی باقی می ماند؟
شما می دانید در مجلس ششم معروف به اصلاحات، بی اعتقادی و کم اعتقادی برخی به رفرم خواهی ضربات جبران ناپذیری را به جنبش رفرم خواهان وارد نمود در این شرایط چگونه می توان آزموده ناموفقی را بار دیگر تکرار کرد و به مجلس ضعیفی دل خوش بود؟

جناب ابطحی این نکته اشاره فرموردید کسانی معرفی شوند که اگر رد شدند همه ی اهل انصاف کشور شورای نگهبان را ملامت کنند، حال سوال اینست از نمد ملامت اهل انصاف چه کلاهی برای اصلاح طلبان تهیه می شود؟
شما بخوبی می دانید حتی اگر بر فرض محال مجلس اصلاح طلبی قوی تشکیل شود در تضاد منافع با نهادهای انتصابی، وزن ناچیزی خواهد داشت همانند آنچه در جریان تغییر قانون مطبوعات بر سر مجلس ششم رفت.
برای این مشکل چه راه حلی می توان ارائه نمود؟ جز اینکه در مسائل اینچنین نیز مجلس سکوت کند تا خشم انتصابیون را به همراه نداشته باشد؟

آقای ابطحی می پذیرم که کشور در زمان دولت و مجلس اصلاحات شرایط بهتری را داشت اما تا چه زمانی باید بزرگان عرصه سیاست حکومت الیگارشی سنتی-دینی را تقدیر این مملکت بخوانند و برای تغییر شرایط تلاشی نکنند؟
این سوالات شاید بیشتر پرسش های کسی باشد که یک دهه یعنی بیش از یک سوم زندگی اش را به امید رفرم و در کنار اصلاح طلبان سپری نموده و هنوز معتقد است اصلاح طلبان شاید آخرین امید تغییرات مسالمت آمیز باشند.
در همین زمینه:
» یک مطلب و یک نظر [نیک آهنگ کوثر]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  9 نظر |


در جوامع دموکراتیک انتخابات به عنوان یک ابزار اعمال نظر اکثریت شناخته می شود. در عین حال کیفیت و نحوه ی برگزاری انتخابات اهمیت بیشتری دارد.
اما در ایران برگراری انتخابات برابر با رعایت قواعد دموکراسی قلمداد می گردد. در حالی که کمتر انتخاباتی -بجز چند استثنا- منجر به اعمال نظر اکثریت مردم در نحوه اداره جامعه شده است.
این شرایط را می توان مولود دو علت عمده دانست. اولا ساختار کلی نظام ایران به نحوی است که نهاد انتخابی در صورت همسو نبود با بخش های انتصابی حاکمیت از کمترین اثر و امکان ایجاد تغییرات برخوردارند.

دلیل دوم اینکه برگزاری انتخابات در مراحل اولیه دچار اشکالات عمده است. نظارت استصوابی این حق را به بخشی از حاکمیت داده است تا در دوره های مختلف نسبت به قوت و ضعف رقبای انتخاباتی تصمیم گیری نماید.
مثلا در دوره ی اخیر مجلس با رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان عملا میدان رقابت را به جناح راست و نیروهای اقتدارگرا محول کرد.یا بجز در دوره ی اول مجلس درتمامی دوره ها، احزاب اپوزیسیون را از داشتن نماینده در مجلس محروم نموده است.
با این دو ایرادعمده دلیل اصرار برخی احزاب به محدود نمود کنش های رقرم خواهان به حضور در انتخابات چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد؟

کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی مدعی است اگر در انتخابات مجلس هشتم، جدی و محكم پای صندوق‌ها نباشیم، نیروهای غیبیهر كار كه بخواهند می‌كنند. اما این پرسش همچنان بافی است که آیا با حضورمردم این نیروهای غیبی و آشکار همچنان به عملکرد خود ادامه نمی دهند؟
گرچه این نکته را نباید نادیده گرفت که دولت مجلس رفرم خواه غیر همسو با حاکمیت انتصابی و اقتدارگرا به بهبود مقطعی شرایط کمک شایان می کند اما هنگامی که میزان حضور نیروهای تحول خواه توسط نهادهای آشکار و پنهان قدرت تعیین می گردد چگونه می توان به تحول بنیادین و موثر امید داشت.

کروبی به درستی اشاره می کند که:«اگر می‌خواهیم انتخاباتی آزاد برگزار شود و یك حكومت دموكراتکك داشته باشیم كه در آن قدرت نقد شود، جز با تشكیلات و كار حزبی، این اقدامات صورت نخواهد گرفت.»
باید توجه داشت کار حزبی به شرکت در انتخابات خلاصه نمی شود. تلاش برای اصلاح ساختار حاکمیت موجود از اولویت های غیر قابل انکار حزاب و گروه های رفرم خواه است.
در بسیاری شرایط پیوند و اشتراک منافع برخی از افراد حاضر در اردوگاه رفرم خواهی با ساختار غیردموکراتیک و ترس از حضور جریان سوم، مانع عمده ای در تغییر شرایط و اتخاذ استراتژی تغییر ساختار توسط اصلاح طلبان است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


«دوستان اصلاح‌ طلب اگر مايل به حضور حقيقی در سياست كشور هستند بايد با طرد عناصر افراطی كه موجب تنش ها شده ‌اند، نشان دهند با مسير كل نظام و مردم هماهنگ هستند».
این سخنان را حسن غفوری فرد از نمایندگان اقتدارگرای مجلس هفتم خطاب به رفرم خواهانی که خود را برای حضور در انتخابات مجلس هشتم اماده می کنند بیان نموده است.

سخنانی که پیش از این نیز به نحوی دیگر از برخی چهره های منتسب به اطلاح طلبان نیز شنیده شد. موسوی لاری وزیر کشور دولت خاتمی نیز عنوان نموده بود کسانی باید برای مجلس کاندیدا شوند که احتمال رد صلاحیت شان وجود نداشته باشد.
اینگونه سخنان به نوعی پذیرش رسمی استبداد در کشور است. جالب آنکه امثال غفوری فرد که با آرای ناچیز نیز به مجلس راه یافته اند خود را معیار تشخیص در مسیر مردم بودن جریانات سیاسی می دانند.

گرچه به واقع اصلاح طلبان از طرد عناصر افراطی که همیشه عامل تنش بوده اند استقبال خواهند نمود. در این میان می توان به حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان، الله کرم و ده نمکی و گروه های فشار تحت امرشان، برخی عناصر در دستگاه قضایی و شورای نگهبان اشاره نمود.
عملکرد خارج از قانون و بر خلاف خواست عمومی این دستگاه ها و افراد همیشه عامل تنش و افراطی گری در جامعه بوده که در ادامه ی خود واکنش هایی را از سوی مردم در پی داشته است.
قتلهای زنجیره ای ، حمله به کوی دانشگاه، ترور سعید حجاریان، قتل زهرا کاظمی، بسته شدن صدها روزنامه و مجله ، بر هم زدن اجتماعات قانونی و ضرب و شتم فعالین سیاسی تنها نمونه هایی از عملکرد تنش زای برخی نهاد ها و افراد منتسب به جریان اقتدارگراست.

پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم نه تنها به تعداد افرادی که مجلس می فرستند که به عیار رفرم خواهی انتخاب شوندگان نیز بستگی خواهد داشت. امری که نباید قربانی تایید صلاحیت ها گردد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


سیمیه توحید لو در مطالب اخیر خود دو سوال را مطرح نموده و از دوستان خواسته است که در مورد آن نظر خود را بنویسند.
سوال اول اینکه آیا رفتار مردم در انتخابات قابل پیش بینی و تابع الگوی خاصی است؟ سوال دوم هم اینکه چرا اصلاح طلبان نسل دومی ندارند؟

به واقع رفتار مردم ایران در بزنگاه های مهم تاریخی بیشتر واکنشی است تا کنشی. همچون دوم خرداد که رای به خاتمی در واکنش به هجوم رسانه ای محافظه کاران بود القای از پیش انتخاب شدن ناطق نوری.
در همین راستا دور اول نهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری بیش از پیش الگوهای -یا بی الگویی- رفتاری طبقات مختلف جامعه را مشخص نمود و در غیاب رفتارهای واکنش برانگیز، آرا به شکل تقریبا یکسانی با اختلافات جزئی پخش شد.

گرچه شاید بتوان آرای معین را برخاسته از نیروهای خردگرا، آرای هاشمی را بیشتر از طبقه مرفه و عملگراها، آرای کروبی را وابسته به عوام و احمدی نژاد را آرای سازماندهی شده دانست اما به واقع بقیه کاندیداها اندیشه و یا طبقه ی خاصی را نمایندگی نمی کنند.
اما در دور دوم بار دیگر انتخاب مردم واکنشی است. رای به احمدی نژاد نه به هاشمی است که بسیاری از مردم به پیروزی اش اطمینان دارند. به همین دلیل احمدی نژاد را بر می گزینند.
در چنین جامعه ای پیش بینی های خردگرا و عقلایی قابل اعتنا نخواهد بود. جامعه نه از سر تشخیص سره از ناسره که بواسطه ی شکستن الگوهای تحمیلی دست به انتخاب می زند. به همین دلیل گاهی به خاتمی دل می بندد و گاهی در کمال ناباوری احمدی نژاد را بر می گزیند.

در مورد پرسش دوم که چرا اصلاح طلبان نسل دومی ندارند. حقیقت آنست که عمر اصلاحات در ایران نه صد سال و پنجاه سال که به سختی به یک دهه می رسد. اصلاحاتی که فاقد قدمت و موئلفه های مشخص فکری نمی تواند نسل دومی را عرضه کند.
اصلاح طلبی نه یک مفهوم و تعریف مشخص که بیشتر بیان کننده یک خواست است. تغییر از راه های کم هزینه و بدون خشونت. اصلاح طلبان هم طیف گسترده ای از نیروها را نشان می دهند که یک سر آن به کروبی و هاشمی می رسد و سر دیگر آن به ملی مذهبی ها و سکولارها.

شاید بجز سکولارها و ملیون که اتفاقا در حاشیه قرار دارند ما بقی گروه های رفرم خواه فاقد مرامنامه و تعریف مشخص و قابل عرضه از اصلاحات هستند. حتی در یک حزب واحد هر کس مراد و فهم خود را از اصلاح طلبی و رفرم خواهی جستجو می کند.
چگونه می توان انتظار نسل دوم اصلاح طلبان بود. به واقع انها که تازه واردان این طیف هم هستند درک و نظر خود را از رفرم خواهند داشتند که لزوما به طیف های پیشین در یک راستا نخواهد بود.

حال پرسش سومی که در پی طرح این موارد بوجود می آید اینست که با توجه به تمام این کاستی ها و تناقضات در جامعه و اگروه های سیاسی هوادار رفرم چرا همچنان به اصلاحات دل خوش هستیم؟
پاسخ شاید این باشد که چون بدیل و راه حل قابل اجرای دیگری وجود ندارد و در حال حاضر کم خطر ترین و شاید مطمئن ترین راه تغییر، اصلاح طلبی حتی از نوع حداقلی است.
گرچه بخش هایی از رفرم خواهان درون حاکمیت در هشت سال اصلاحات ناکارآمدی و عدم اعتقاد قلبی به دموکراسی را نشان دادند اما نزدیک ترین راه به حکومت دموکراتیک، رفرم خواهی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |