مهدی محسنی ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار و خبرنگار، متولد اول امرداد 1358 در شهر قم

Ads.


Global Voices صداهای جهانی


آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

لوگو


جمهور


خبرنامه


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

پشتیبانی


  RSS 

Powered by
Movable Type 4.21-en

:.جمهور پیشین.:



جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!


نظرسنجی

.: همه نظرسنجی های جمهور :.


خوراک جمهور


فيدبارنر جمهور خوراک جمهور
فيدبارنر جمهور


فیس بوک



Twitter - تویتر



آخرین نوشته ها


وبلاگهای به روز شده




جمهور را دنبال کنید



دوستان گوگلی جمهور



به این تیتر این خبر روزنامه کیهان دقت کنید: «نازی ها به 50 نفر از آشوبگران افتخار بیگاری دادند». ماجرای اعطای پناهدگی به 50 فعال سیاسی و روزنامه نگار ایرانی توسط دولت آلمان را روزنامه کیهان  مطابق سایر اخبارش به شکلی مخدوش و غیر واقعی منتشر کرده است.
اما خوب این عادت مالوف کیهان شریعتمداری است و غیر از این نمی توان انتظار داشت. اما بار معنایی که تیتر این مطلب و "نازی" خطاب کردن آلمان ها به دنبال دارد قابل قبول نیست.
جالب آنکه در خبری دیگر کیهان می نویسد: «خشم صهیونیست ها از بی توجهی آلمان به تحریم ها علیه ایران». در اینجا دیگر آلمانی ها "نازی" نیستند.
هیچ توضیحی بهتر از "فاحشگی" در خبرسانی برای "ارگان رسمی" رهبر جمهوری اسلامی ایران نمی توان یافت. رهبری که با بی تدبیری و سو مدیرت خود موجب فرار هزاران نفر از نخبگان سیاسی و فرهنگی و نیروهای انسانی که باید در جهت بهبود شرایط بکوشند، از کشور شده است.

اما این درب همیشه بر این پاشنه نخواهد چرخید و روزی گریبان دیگر حامیان این سیاق رهبری  کشور را خواهد گرفت. اتفاقی که نشانه های ان را می توان همچنان در روزنامه کیهان دید:
«كیهان و خوانندگان: تعطیلی 24 روزه مجلس از نظر مردم امری مذموم است مگر نمایندگان مجلس با دیگر اقشار جامعه چه فرقی دارند كه در طول سال چندین مرتبه از مرخصی های طولانی بهره مند میشوند. جالب اینكه در روزهای كاری مجلس نیز به دلیل غیبت و تأخیر نمایندگان بارها اتفاق افتاده كه مجلس از حد نصاب افتاده و جلسه یا تشكیل نشده و یا با تاخیر برگزار شده است. علاوه بر آن نفس این كار با نامگذاری امسال كه به سال همت مضاعف و كار مضاعف،منافات دارد. طالعی»
در این نظر خوانندگان یا بهتر بگوییم نظرسازی خوانندگان کیهان این بار شمشیر ولایت - آنگونه که رهبر ایران روزنامه کیهان شریعتمداری را خطاب قرار می دهد- اینبار گردن نمایندگان مجلسی را نشانه رفته است که جرمشان اینست که نوکری خان را می کنند اما سر به آستان محمود احمدی نژاد نمی سایند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


این سوال را شاید بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی از خودشان بپرسند: «ما کجای ماجرا هستیم؟». من هم از خودم می پرسم که سرانجام این جنبشی که از نیمه شب 22 خرداد جان گرفت و خروشید و عالم گیر شد به کجا خواهد رسید؟
اما در این دور دست شاید پرسیدن از این سوال چندان موثر نیست. باید در آن فضا باشی. در آن اتمسفر و بوی جنبش را در هوا و تب و تاب مردم حس کنی.

اما گرمای این آتش زیر خاکستر را حتی می شود از همین دورها هم حس کرد. از تب و تابی که در میان مخالفان جنبش است. در دل نگرانی ها و لفاظی های کسانی که جنبش را "فتنه" می خوانند و همچنان کمر به سرکوب مخالفان بسته اند.
جنبش همچنان زنده است. این زنده بودن را می شود از بوی ترسی که از تن حکومت بلند شده حس کرد. ترسی که بر اشتباهات حاکمان امروز ایران افزوده است و البته هزینه اش از جیب مردم پرداخت می شود.
اما شاید باید همچنان منتظر بود تا زمان تغییرات فرا برسد. آن زمان که اشتباهات رقیب آنچنان زیاد بشود که با کم هزینه ترین روش ها، تغییراتی را بوجود آورد که جامعه ایران را به سوی آزادی و دموکراسی و حقوق انسانی سوق دهد.

حالا در این دور دست ها ما چه می توانیم بکنیم؟ نزدیک به یک سال است که به این مهم فکر می کنم و در جستجوی جوابی هستم که قانعم کند. شاید آنرا یافته و یا در راه یافتنش باشیم. در این مورد بیشتر خواهم نوشت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


نمایشنامه های رو "حوضی" یا "سیاه بازی" گونه ی خاصی از نمایش است که بدیهه سازی و بدیهه سرایی محور اصلی آن محسوب می گردد.در این نوع نمایش که معمولن رقص و آواز نیز چاشنی آن می شود، پایان خوش و نتیجه گیری اخلاقی از خصوصیات آن به شمار می رود.
با این توضیحات آنجه که دیروز در تهران رخ داد بسیار به "سیاه بازی" و نمایش های "روحوضی" شباهت بسیاری داشت. مشارکت دو کشور ترکیه و برزیل هم نتوانست این نمایش را جدی تر نماید.
نتیجه حاصل این کش و قوس ها همراهی بیشتر چین و روسیه با غرب و هراس بیشتر جهانی از فعالیت های حکومت ایران و افزایش فشارهای اقتصادی که در نهایت مردم ایران را متضرر نمود.
ایران آنچه را که می توانست 6 ماه پیش بپذیرد در شرایطی گردن نهاد که دیگر رضایت غرب را جلب نخواهد نمود و دورنمای حل بحران پرونده هسته ای را روشن ننمود.
اما با تمام این اوصاف به نظر نمی رسد که حتی بتوان به این توافق دلخوش بود. سیاست هسته ای ایران کماکان افزایش تنش و کشدار نمودن بحران است. سیاستی که می تواند بخشی از بحران های داخلی را نیز تحت شعاع قرار دهد.
گرچه نقش غرب و آمریکا نیز در این شرایط اهمیت ویژه ای دارد اما روسیه و چین اهمیت ویژه ای دارند. ایران مدعی خواهد بود حالا توپ در زمین غرب است. گرچه همچنان غرب مدعی است که هیچ اتفاقی مهمی رخ نداده است. باید دید در این شرایط موضع چین و روسیه چه خواهد بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


باید در رفتارهایمان بازنگری کنیم. باور دارم که رهبران اصلاح طلبان در ایران بسیار دقیق و کم ایراد تر از فعالان خارج از کشور رفرم خواه رفتار کرده اند.
اشتباهات ما کم نبوده است. اشتباهاتی که به جنبش لطماتی را وارد کرده. مهاجرانی، محسن کدیور، ابراهیم نبوی، مسیح علی نژاد و چند نفری دیگر در این ماه ها تلاشی مضاعف داشته اند اما همه این تلاش ها بدون ایراد و اشکال نیز نبوده.
باید شجاعت پذیرش خطاهای خودمان را داشته باشیم. باید صادقانه با مخاطبان و همراهان این مبارزه سخن بگوییم و هرجا که  به بی راهه رفتیم در پی تصحیح آن باشیم.
اصلاح طلبی و رفرم خواهی آدابی دارد که بیش از همه ما باید در حفظ آن بکوشیم. همه سلایق و دیدگاه ها را به رسمیت بشناسیم و در بیان نظرات خود مسوولانه تر رفتار کنیم.

این خصوصن شامل حال رسانه هایی می شود که به جناح اصلاح طلب جنبش سبز نزدیک ترند. جرس مهمترین آنهاست. به همین دلیل باید مراقب بود که چه خبری، گزارشی و مقاله ای منتشر می شود.
خیلی وقت ها این جمله «ديدگاه های وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست» موثر واقع نمی شود و یادداشت منتشر شده اثر خود را می گذارد و نوشته می شود به پای رفرم خواهی و اصلاح طلبان.
در این روزها که از هر جهت تحت فشار و هجوم هستیم -در داخل با به زندان افکنده شدن یاران و همراهانمان و بیرون از ایران با سیل تهمت ها و ناسزاها و قضاوت های نادرست- باید همچنان در بازخوانی روش ها و ایده ها تلاش کنیم. در عین حال از این هجمه ها نترسیم که نشان می دهد عمل و رفتار ما در جهت درست است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


میترای یوسفی عزیز مطلبی نوشته است در نقد مقاله «عوضی ها»ی ابراهیم نبوی. با آنکه با جهت گیری کلی این مطلب موافقم اما انتقاداتی جدی نیز به آن وارد می دانم. معتقدم که در واقع مطلب «میترا» و «داور» دو روی یک سکه هستند. 
اما نقطه ضعف یادداشت میترا قضاوت و توصیف شرایط بدون در نظر گرفتن واقعیات است. میترا فضایی و آدمهایی را توصیف می کند که با آنچه که خودش هم باور دارد نمی خواند.
میترا از کسانی حرف می زند که نظر او «تجربه ی تبعید را از سر گذرانده بودند و درد حذف شدن چشیده بودند چهره ی دوباره یافتند...می خواستند سهیم باشند در بهار بودنِ مردم. دست به کار شدند. با نوشته هاشان. با آکسیون های اعتراضی شان. با فریادهایشان زیر آسمان شهرهایی که تمام این سالهای فراق را گواهی بود.»
اما میترا نمی نویسد که «برخی» از همین ها پس از سی سال هنوز برای پایین کشیدن پرچم فلان حزب مخالفشان، برای اثبات اکثریت بودنشان، برای آنچه که فکر می کنند حقیقت است و تنها در اختیار ایشان، چگونه با هم گلاویز شدند و به یکدیگر ناسزا گفتند و ...

میترا می نویسد: «رسانه های زنجیره ای شان با پسوند سبز مشروعیت می یافت و مجالی نبود برای عرصه فکر مخالف. و هر مخالفتی به بهانه ی از دست رفتن اتحاد، به محاق سانسور سپرده می شد.»
و فکر می کنم که این صدای میترا یوسفی است و یا...نه! این میترا نیست که ما را زنجیره ای می خواند. همانگونه که پیش از این در سالهای پایانی هفتاد روزنامه هایمان را زنجیره ای خوانده بودند. و حالا هم شده این روزنامه نگاران زنجیره ای فراری.

و چه کسی مجال نداد برای عرضه فکر مخالف؟ مگر نه اینکه در این سالهای اکثر اندیشه های سیاسی صفحات اینترنتی داشتند و دارند؟ با اسم های سوپر انقلابی و رنگ های تند و کند. و اگر دیده نشدند در این سالها مگر می شود به چشم بینندگان ایراد گرفت؟ باید به خود نگاه کنیم و آن پیامی که به جامعه می دهیم.
و مگر نه در این ده ماه و حتی از زمانی که اصلاحات متولد شد و رفرم خواهی جان گرفت چندین کانال تلویزیونی وصدها وب سایت و روزنامه در درون و برون کشور از هیچگونه لجن مالی و دروغ پردازی در مورد فعالان سیاسی این طیف کوتاهی نکردند؟
اگر هم کسی انتقادی به ملایمت از اصلاحات و رفرم خواهان نمود به لقب سازشکار مزین شد. انگار که به کمتر از مرگ رفرم خواهان نباید راضی بودند. در این شرایط برای برخی رفرم خواهی گناهی نابخشودنی است و انقلابی گری فضیلتی متعالی.

میترا قلم خوبی دارد و روحی لطیف. اما عرصه سیاست، عرصه رویا پردازی نیست. محل واقعیت ها و محاسبات و تحلیل های دقیق و روشن از شرایط است.غرصه سیاست هم همچون طیفی خاکستری است و سیاه و سپید جایش در قصه دیو و پریان مادر بزرگ ها.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


 در لغتنامه دهخدا معنی خشونت اینگونه آمده است: «درشتی و زبری. ضد لینت و نرمی، خلاف نعومت». واین نشان از گستره ی وسیع خشونت دارد.
در این شرایط برخی موضوع ورود به سفارت ایران در هلند و برافراشتن پرچم منقش به عکس ندا آقا سلطان را حرکتی خشونت بار، احمقانه و عاملان آنرا تروریست و عوضی و احمق خواندند.
من دلایل دفاع از حرکات این چنین را در مطلب قبلی با عنوان «فشار به سفارتخانه ها ؛ مبارزه فعال و بدون خشونت» نوشته ام و هنوز هم معتقدم که تا این رفتار به صورت کنترل شده رخ بدهد وعرف موجود را نشکند قابل اشکال نیست بلکه در انزوای سیاستی دولت دهم موثر است.
در این شرایط همین واکنش ها نیز نوعی خشونت است. مدعیان نفی هرگونه خشونت با این واکنش ها مقصود خود را نقض بر این حرکت صحه گذاشته اند که اتفاقن می شود خشونتی بروز کند و کسی به ظاهر آسیب نبیند و موثر واقع شود.
مجادله در این باب اما بیشتر آسیب رسان است تا موثر. ادبیات انتخاب شده از سوی برخی از «سبزهای باسابقه» نیز به جای حل مشکل بیشتر آسیب می رساند و کینه ها و اختلافات را بیشتر می کند.
به هر حال همه دوستان را ارجاع می دهم به مصاحبه اخیر رامین جهانبگلو با تلویزیون بی بی سی در برنامه «به عبارت دیگر». او از رمز موفقیت جنبش می گوید و پایان دور باطل خشونت ، انتقام و تنفر. هدفی که جز با «آشتی ملی» محقق نمی شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


دیروز گروهی از جوانان ایرانی و هلندی معترض به سرکوب و خشونتهای دولتی در ایران، بخشهایی از سفارت جمهوری اسلامی در شهر لاهه را به تصرف خود درآوردند. 
معترضان بالابردن پرچم با تصویر ندا آقا سلطان بجای پرچم جمهوری اسلامی، اعلام کردند به نشانه همبستگی با مردم ایران، دست به این اقدام زدند.
چند ماه پیش نیز یک گروه آلمانی با عنوان آنتی فاتهران (آنتی فاشیست های) در فرانکفورت آلمان با زدن قفل بر درب کنسولگری ایران در این شهر و تعطیلی چندساعته آن، نسبت به ادامه روابط اقتصادی دولت آلمان و حکومت جمهوری اسلامی ایران اعتراض کردند.
برخی بر این باورند که این حرکات خشونت آمیز بوده و در نهایت سودی برای جنبش سبز مردم ایران نخواهد داشت. گرچه به باور اینگونه برخوردها تاکنون از حداقل خشونت برخوردار بوده و معترضین سعی نموده اند اعتراض خود را به شکلی تهاجمی نشان بدهند.

اینگونه اعتراضات گرچه نمی تواند به نافرمانی مدنی تعبیر شود اما نشان از تحرک شهروندان اروپایی برای فشار به دول غربی برای در اعمال محدودیت های موثر علیه حکومت ایران است.
گسترش این سیاست تهاجمی به شدت منافع حکومت ایران را در خطر قرار خواهد داشت و قدرت مانور را از دستگاه دیپلماسی و امنیتی جمهوری اسلامی خواهد گرفت.
این حقیقت غیر قابل انکار است که تا زمانی که شهروندان کشورهای غربی نسبت به جنبش اعتراضی مردم ایران واکنشی نشان دهند و در اعتراضات ایرانیان حضوری فعال نداشته باشند این اعتراضات تاثیر چندانی بر دولت های این کشورها نخواهد داشت.
اما باید توجه کرد که پاشنه آشیل این اعتراضات خشونت است. خشونتی که از کنترل خارج گردد و تبعات منفی را در پی داشته باشد. به همین علت برخی از اینگونه حرکات واهمه داشته و آنرا محکوم می کنند.

از سوی دیگر این سخن که حرکات اینچنینی خوراک تبلیغاتی به حکومت ایران و رسانه های وابسته می دهد تا مظلوم نمایی نمایند عاری از استدلال منطقی است.
زمان تعیین استراتژی مبارزه بر مدار و ملاک حکومت ایران ماه هاست که گذشته است. حکومت ایران و دستگاه تبلیغاتی آن از کاه کوه می سازد و از هیچ همه چیز.
باید در تلاش برای تغییر از همه ابزارهای قانونی و مشروع استفاده نمود. و هر روشی را موثر مفید است برگزید مگر انکه ان روش با مرام و منطق ما سازگار نباشد.
این اعتراض، اعتراض بخشی از «جنبش سبز» و یا در پهنا و معنای وسیع تر «جنبش اعتراضی» مردم ایران است. تعیین نسبت و تناسب آن با این جنبش نیز بر عهده همگان است. جنبشی که سخنگو و ناظمی ندارد و هرکس حق دارد نظر و اعتقادش را بگوید و این عقل جمعی است که می پسندد و بر می گزیند و یا نفی می کنند و مطرود می شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


هوشنگ دودانی عزیز پاسخ مفصلی داده به نوشته من در مورد هاشمی. قصد من از نوشتن مطلب «هاشمی و عبور از بحران» روشن بود. اینکه بگویم بگذارید هاشمی ان بکند که می داند درست است.
اما هوشنگ دودانی به حکم کاملن درست مرا راهنمایی می کند در حالی که در مفروضات کاملن به خطا می رود. از برهان خلف برای رد این مقاله استفاده می کنم و تنها به نکاتی می پردازم که عینی است و مستند.

به باور من هوشنگ یک دهه از این نظام سی و چند ساله را ندیده گرفته است. در زمان اصلاحات مشکل چه بود؟ جابه جایی نسل ها، ساختار ریاستی به جای پارلمانی و یا اینکه خامنه ای از شاه بدتر بود؟
اصلاحات شکل گرفت تا روندهای ناثواب موجود را ترمیم و تصحیح کند اما نتیجه چه شد؟ رهبر ایران حداقل آزادی ها و قوانین شبه دموکراتیک را به توسل به اختیارات فرا قانونی خود بی اعتبار کرد.
احمدی نژاد نیز اگر در سال 84 به اتکای سازماندهی حزب غیررسمی وابسته به سپاه و تحت حمایت آیت الله خامنه ای یک شبه از صندوق های رای درآمد مولود این روند ضد اصلاحی بود نه عامل آن.

اما مهمترین مشکل تحلیل شما آنجاست که همه چیز را در فضای آزمایشگاهی بررسی کرده اید. مجلس مستقر متخب مردم نیست. منتخب شورای نگهبانی است که دیگر حتی مشروعیت قانونی نیز ندارد.
می پرسید سند: قانون مجریان و ناظران را موظف به بی طرفی کرده است. اکثریت اعضای شورای نگهبان قبل از انتخابات به حمایت آشکار از احمدی نژاد پرداختند.
احمد جنتی ، دبیر این شورا گفت باید هر کاری کرد تا احمدی نژاد بار دیگر رئیس دولت گردد و اعضای شورای نگهبان به سود احمدی نژاد در دوران انتخابات به سخنرانی می پرداختند.
همچنان که نیروهای نظامی که صراحتن در قانون از ورود به سیاست منع شده اند در تمام دوره برگزاری انتخابات حضور موثری به سود دولت داشتند و همه اینها به اذن رهبر ایران بود.

هوشنگ عزیز! سید علی خامنه ای، سند ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد را پیش از انتخابات ریاست جمهوری امضا کرد. از ماه ها پیش که اسباب و لوازم تغییر آرا و برنامه سرکوب مخالفان را تدارک می دید.
تصویر میر حسین بر دوش مردم هم نه تصویری نخست وزیرانه که نشانه ای از تجلی اراده مردمی بود که بر طبق قوانین موجود کشور حق داشتند در حرکتی مسالمت آمیز اعتراض خود را طرح کنند.
خامنه ای با «از خود گذشتگی» از نتیجه انتخابات دفاع نکرد. خامنه ای از عمارت نوپای حکومت مطلقه خود دفاع کرد. عمارتی که به مدد قدرت نظامی و مالی سپاه هر روز عظیم تر و قدرتمندتر می شود.

و اما در آخر یادآور شوم که هاشمی نه به حرف شما گوش می دهد در این شرایط و نه به حرف من. هاشمی به حکم «کارکشتگی» آن می کند که صلاحش باشد و در توان سلاحش.
حکومت قانون، اراده مردم با رای اکثریت ، صندوق رای ، مجلس را هم پاس خواهیم داشت تا روزی که به واقع بتوان به مقصود رسید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


در حوادث پس از انتخابات نفش هاشمی رفسنجانی همچون تحولات سی ساله اخیر بسیار پر اهمیت و مهم بوده است. در ده ماه اخیر همه طرفهای درگیر از وی خواسته اند موضعی روشن اتخاذ نماید.
اما در شرایط فعلی دو جریان بیش از گذشته بر این موضوع اصرار دارند که هاشمی باید سمت بازی خود را انتخاب کند. از یک سو این انتظار برای برخی در جنبش اعتراضی وجود دارد و از سوی دیگر جریان حاکم خواستار این اتفاق است.
اما یک نکته در این میان جالب توجه است و انکه در این میان جریان حاکم علاقه ای به همراهی هاشمی رفسنجانی با خود ندارد و در تلاش است او را کاملن در کنار جنبش اعتراضی ببیند.
در آن شرایط امکان حذف هاشمی مهیا تر از هر زمان دیگر خواهد بود. رویایی که رهبری ایران و محمود احمدی نژاد برای آن به هر دست آویزی متوسل شده اند.
اما هوشیاری و شناخت موقعیت توسط هاشمی رفسنجانی این امکان را از مخالفان حکومتی اش سلب کرده است. وی می داند تا زمانی که به این شیوه ادامه بدهد هم امکان یاری رساندن به جنبش اعتراضی وجود دارد و هم خود را از حذف سیاسی مصون می دارد.

استراتژی هاشمی چه خوشایند معترضان باشد و چه نباشد مبتنی بر درک درست از مختصات سیاسی جمهوری اسلامی است. در عین حال اکبر هاشمی رفسنجانی مطالباتی را طرح می کند که گرچه ممکن از در نگاه اول محافظه کارانه و فاقد اهمیت باشند اما همچون پلی برای تغییرات بنیادی تر است.
هاشمی از برکناری احمدی نژاد به عنوان اول گام برای شروع تغییرات سخن می گوید. خواسته دیگر وی به رسمیت شناخته شدن معترضان و حق آنان برای تداوم اعتراضات است.
مهمترین خواسته هاشمی اما تغییراتی در قانون اساسی و محدود نمودن نهادهای تحت کنترل رهبری است تا به این صورت قدرت مطلقه ولی فقیه قابل کنترل تر گردد.
حتی عملی شدن این خواسته ها نیز در شرایط فعلی نیز بسیار دشوار است اما به واقع این خواسته می تواند طیف بیشتری از نیروهای همراه با اقلیت حاکم اما قدرتمند را با جنبش اعتراضی هم پیمان کند.

اصرار برخی در درون جنبش سبز به روشن تر شدن موضع هاشمی اگر از روی اغراض خاص نباشد ناشی از تحلیل غلط شرایط و عدم شناخت توازن قواست.
نباید با سخنان و تحلیل های غلط انتظاراتی را به جامعه تزریق کرد که نه تنها کمکی به تقویت جنبش سبز نمی کند بلکه منجر به گسترش قدرت اقلیت حاکم می شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


در خارج از ایران  که به دور از روزهای به ظاهر آرام تعطیلات نوروزی تکاپو و جنب و جوش فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و حتی برخی شهروندان عادی کشورهای مختلف در مورد مسائل ایران همچنان ادامه دارد.
گرچه کسان زیادی هستند که وقایع یکساله کذشته ایران را دنبال و بازخوانی می کنند اما یک سوال مشترک در همه جا شنیده می شود : «استراتژی جنبش سبز و رهبران آن برای ادامه مبارزه چیست؟»
هر کسی از ظن خود سعی می کند به این پرسش پاسخی بدهد. برخی از امیدها و آرزوهای خود می گویند و برخی از طرح ها و برنامه هایی که معتقدند عملی و قابل اجراست و باید در دستور کار جنبش قرار بگیرد.
برخی نیز معتقدند که این مبارزه متوقف و یا ضعیف شده است و برای ادامه راه خود به تغییرات استراتژی و یا تغییر در رهبری نیازمند است. این دسته معمولن از ابتدا نسبت به سیاست ها و راهبران جنبش منتقد بوده است.

اما یک حقیقت غیر قابل انکار است. پاسخ این پرسش تنها در داخل مرزهای ایران یافت می شود و بهترین کسانی که می توانند به آن پاسخی بدهند شاهدان عینی وقایع و بازیگران اصلی عرصه مبارزه اند.
حکومت در این ده ماه و خصوصن در چهار ماه اخیر سعی نموده با بالا بردن هزینه حضور در جنبش اعتراضی و بازداشت و به زندان فرستادن فعالان سیاسی و مدنی عرصه را از حضور آنها خالی کند.
این خلا نیز در این روزها بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. خلایی که البته بخش عمده آن شاید ناشی از خاصیت این برهه زمانی باشد.

بدل این استراتژی حاکمیت در راهبردی که میرحسین موسوی در پیام نوروزی خود ترسیم کرد یافت می شود. درگیر نمودن و شرکت دادن بخش غیر فعال جامعه در این جنبش اعتراضی.
و این عمل باید بیش از هرگروهی توسط اصلاح طلبانی صورت بگیرد که در یک دهه اخیر توانسته اند در فضای مناسبت تری با جامعه ارتباط برقرار کنند و همچنان این ارتباط را حفظ کرده اند.
و البته جنبش دانشجویی نیز می تواند با استفاده از فضای دانشگاه ها در گسترش این حرکت نقش اصلی را داشته باشد. در شرایط حاضر قدرت مانور این جنبش از همه گروه های سیاسی و مدنی دیگر بیشتر است.
تنها نباید فراموش کرد تغییر فاز اعتراضات از خیابان به افکار عمومی بسیار سخت و نیازمند برنامه ریزی، تداوم در حرکت و پرهیز از تشتت است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


جنبش سبز ایران جنبش مقاومت است. این جنبش نمی تواند نسبت به دیگر جنبش های مقاومت مدنی و مشروع ملت های تحت ستم بی تفاوت باشد.
خواه این جنبش در فلسطین اشغالی باشد و خواه در چچن، تبت و حتی علیه استبداد در کوبا و کره شمالی. روح آزادی خواهی جنبش سبز  و حق طلبی ایرانی این اجازه را به ما نمی دهد که جنایت را محکوم نکنیم.
اما تفاوت جنبش سبز ایران با حکومت جمهوری اسلامی در قبال جنبش های آزادی خواهی بسیار است. این جنبش نه از دید ابزاری و برای منافع سیاسی مقاومت را تاکید می کند و نه بی دلیل خود را محق تر در تعیین سرنوشت دیگر ملت ها می داند.

به باور من مسئله اسرائیل و فلسطین، موضوع همه آزادی خواهان جهان است. اما آنچه که حکومت ایران در قبال فلسطین انجام می دهد روی دیگر رفتار اسرائیل در قبال این مردم مظلوم است.
جنایت علیه ملت ها و خصوصن جنایت سازماندهی شده دولت ها محکوم است. به همان میزان که کشتار و ترور ساکنان  یهودی و اسرائیلی سرزمین های اشغالی.
اما یک واقعیت وجود دارد و ان اینست که مسئله امروز ما نه فلسطین است و نه اسرائیل. موضوع ما ایران است و حکومتی قدرتمند که همه قدرت مطلقه را در دست اقلیتی محدود و محصور کرده است.
این مبارزه آزادی خواهی به میزان کافی انرژی و توان از مردم ایران خواهد گرفت که خود را درگیر حاشیه ها و حاشیه سازی ها برخی نکنیم. همان هدفی که اتفاقا اقلیت حاکم در ایران آنرا مطلوب می داند و برایش برنامه ریزی می کند.

مسئله فلسطین و همه ملت های تحت ستم آنگاه برای ما قابل طرح اهمیت است و زمانی در اولویت قرار می گیرد که در ایران حکومتی دموکراتیک برقرار و آزادی های مشروع و قانونی مردم به رسمیت شناخته شود.
در آن زمان انچه اکثریت مردم طلب خواهد کرد برای کمک به دیگر آزادی خواهان جهان قابل انجام است. آن روز نیز ما از یاد نخواهیم برد که بر اساس منافع ملی، حمایت از حقوق اساسی انسان ها و اصل عدم دخالت در امور دیگر ملت ها و کشورها رفتار کنیم.

این یادداشت را به این جهت نوشتم که این روزها ماجرای کسی که زمانی با ندا آقا سلطان رابطه داشته ، ادعای نجات یک تنه ایران و جهان در سر دارد و پیام دوستی از سوی ملت ایران برای اسرائیل می برد، رسانه ها را پر کرده است و تا چند هفته دیگر -خصوصا پس از تعطیلات نوروزی- خوراک رسانه های حکومت ایران می شود.
جنبش سبز ایران نماینده ای ندارد. همچون مردم ایران که جایگاه نمایندگی شان توسط اقلیتی غصب شده است. این دغدغه های تک تک ماست که بیان می گردد و هرکدام از ما تنها مسوول آن هستیم و هر کس ازجانب خودش می تواند بگوید : «من برای اسرائیل پیامی نفرستاده ام».
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


میرحسین موسوی در هر سخت و پیامش حرفی نو و کلامی تازه دارد و یا از دیدگاهی متفاوت به مسائل می نگرد. او که معتقد بود باید جنبش را زندگی کرد حالا در آستانه سال نو بر این عقیده پا می فشارد.
پیام میر حسین موسوی از نظر سادگی و همه فهمی نیاز به کمترین تفسیر و توضیح را دارد و دقیقن این نقطه قوت اوست. پیامی که احتمالن بر خلاف آنچه که در روزهای آینده از رهبران حاکمیت مستقر خواهیم شنید خالی از لفاظی ها و صحنه سازی هاست.



درست ساده و روشن و صادقانه مانند سفره هفت سین پشت سرش و عکسی از آیت الله خمینی که در کناره سفره خود نمایی می کند. میرحسین هویت خود را هیچگاه مخی نکرده است و روشن و مستقیم سخن می گوید.
به همین دلیل حتی آنان که با وی همسو نیستند «کلام حق» را تصدیق می کنند و صداقت و استقامت وی در راهی که انتخاب نموده را تحسین.
پیام سال نو منتشر شده است. پیامی که سال آینده را سال «صبر و استقامت ملی» خوانده است. حالا ما باید به سهم خود پیام رسان باشیم. و این یعنی گسترش جنبش در سطح جامعه. امری که اگر محقق گردد بهر توان جنبش می افزاید و آینده روشن تر را پیش روی ما قرار خواهد داد.
مرتبط:
- متن پیام ها و نسخه موبایلی در سایت کلمه + +
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


مطلبی به قلم مریم رضایی مجد از نویسندگان سایت خودنویس منتشر شده که از حداقل استاندارهای کار خبری و روزنامه نگاری برخوردار نیست. کسری آل اسحاق دیگر نویسنده این سایت نیز زیر عنوان «بوی گندی که از برخی تاکتیک‌ ها به مشام می‌رسد!» به انتقاد از این نوشته پرداخته است.
کیهان نیز عینن بخش های از مطلب منتشر شده به قلم خانم رضایی مجد را منتشر کرده است. در مطلبی دیگر در همین سایت با تکرار همین ادعاها چند لینک به عنوان سند ارائه شده که بررسی این لینک ها مشخص می کند نویسنده در بیان منابعش هم چندان صادق نیست.
بدون در نظر گرفتن مشی و روش انتقادی و گاهن تخریبی نیک آهنگ کوثر در قبال کسانی که با آنها «مشکل شخصی» و یا «اختلاف دیدگاه» دارد به نظر می رسد در برخی مطالب این سایت که اتفاقن مشی نیکان در آن جاری است «زرد نگاری»، «تسویه حساب های شخصی» و حتی مطالب «مشکوک» به چشم می خورد.

به هر حال به همین چند خط بسنده می کنم که تلنگری باشد برای ما که در این شرایط حساس و انواع تحدیدها بجای نقد منصفانه و تلاش در جهت اصلاح خطاهای صورت گرفته توسط فعالین جنبش اعتراضی، با ورود به حریم خصوصی افراد و حتی «دروغ پردازی» هم راه نقد را می بندیم و هم بذر تردید و نفاق می پاشیم.
هرکس که در وادی سیاست وارد می شود از هیچ نقدی مصون نیست. جرسی ها، مهاجرانی، کدیورها، حقیقت جو، سازگارا، مخملباف، نوری زاده و حتی رهبران اصلاحات و جنبش از این قاعده مستثنی نیستند
اما فرق است میان نقد به قصد اصلاح و فحاشی و پرونده سازی تخریبی برای افراد و به قول  کسری آل اسحاق «قرقره کردن حرفهای کیهان و رجانیوز».
پی نوشت:
عمدن لینک برخی مطالب ذکر شده در متن نیامده است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


ابتدا پاسخی مفصل به تحلیل منتشر شده در سایت کلمه نوشتم که در زیر می آید. اما لازم دیدم در چند جمله و از زاویه ای دیگر نیز به این تحلیل بپردازم: 
نوشتار منتشر شده در کلمه بر خلاف جریان حاکم بر جامعه است. جریانی که نفی دیگران را هر چند اقلیت مردود می داند. در جایگاه اکثریت نشستن و تکفیر دیگران را نفی می کند.
جنبشی که تنها معیارش میزان پایبندی افراد به حقوق اساسی مردم، آزادی و دموکراسی است. جنبشی که چهارچوب های قانونی را رعایت می کند که در آن حقوق ملت لحاظ و حاکمیت در اختیار مردم تعریف شده باشد.
این تحلیل بسیار عقب تر از زمان حاضر است و تنها خوشایند کسانی است که در نه ماه گذشته از هیچ جنایت و ظلمی در حق مردم کوتاهی نکرده اند.
این مطلب بیش از انکه بو و طعم اصلاح طلبی و رفرم خواهی داشته باشد «شعر» اختلاف افکنی و حاشیه سازی های بی دلیل را زمزمه می کند.

در نکوهش بازتولید استبداد
سایت کلمه مطلبی را با عنوان «توافق نانوشته اپوزیسیون ضد انقلاب و حلقه محفلی قتل های زنجیره ای» منتشر کرده است که هر از نظر محتوایی هم از نظر اهداف ترسیم شده حاوی اشکالات زیاد و غیر قابل قبولی است.
این اشکالات بر چند پایه استوار است: ایرادات معنایی و روایی از انقلاب 57 و سی ساله اخیر، اشکال در دسته بندی جریانات معترض پس از انتخابات و ایراد نهایی تفکر کلی حاکم بر مطلب است و خوصصن انجا که نگارنده از زبان «ما اکثریت مردم ایران» سخن می گوید.

این گزارش از ضعف نگارشی و گسیختگی محتوا رنج می برد و نشان از نا پختگی و یا تعجیل در نگارش آن دارد. استفاده از عبارت کاملن غلط «خانواده معدوم شاه» -که احتمالن منظور نگارنده «خانواده شاه معدوم» بوده که خود این عبارت نیز بی معنی است- و عباراتی از این دست موید این نکته است.

در بخشی از این مقاله آمده است: «اپوزیسیون ضد انقلاب خصوصا سلطنت طلبان و خانواده شاه مخلوع ونیز حلقه در ظاهر خودسر کیهان درماههای اخیر با هماهنگی احتمالا ناخواسته همواره القا کرده اند که جنبش سبز در مسیر خلاف آرمان های انقلاب حرکت می کند.»
اول حلقه کیهان به هیچ عنوان خودسر نبوده و کاملن تحت نظارت رهبر ایران فعالیت می کند. درثانی آنچه نیز «القا اپوزیسیون برانداز و کیهان» خوانده شده نیز بر اساس مشی و تعریفی که هواداران رهبر ایران از انقلابی و غیر انقلابی می کنند کامل دقیق و درست است.
بر اساس تعریف هواداران آیت الله خامنه ای معیار انقلابی و ضد انقلابی شخص رهبر است. لذا پس از انکه رهبر پایان مجادله بر سر انتخابات را اعلام کرد و تمکین همگان را خواست هر گونه اعتراضی نشان خروج از انقلاب است.
مگر آنکه تعریف مورد نظر نگارنده مقاله بر خلاف تعریف رایج قدرت مطلقه مستقر حاضر باشد که در ان صورت نگارنده این مطلب نیز در جهت ضد انقلاب مورد اشاره حاکمیت جمهوری اسلامی قدم بر می دارند و جمهوری اسلامی را می خواهد که این جمهوری اسلامی فعلی نیست. پس می توان مدعی شد که نگارنده مطلب مذکور خود ضد انقلابی که رهبرش آی الله خامنه ای است.

در بخشی دیگر از تفاوت حرکات اصلاحی و ساختار شکنانه صحبت شده است. اینکه جنبش سبز تا روز 22 خرداد ماه در پی اصلاح شرایط موجود بود شکی وجود ندارد. حتی تا روز 25 خرداد نیز می توان مدعی شد که اصلاحات همچنان مهمترین خواست جنبش بود.
اما روز 25 خرداد و همچنین پس از نماز جمعه آیت الله خامنه ای دیگر گفتمان اصلاحی به شکل پیشین ممکن نبود. یعنی تغییر رئییس دولت و برخی تغییرات محدود در چهارچوب قوه مجریه.
نه تنها رهبر ایران به این تغییرات و اصلاحات اندک پاسخ منفی داد بلکه با اعمال خشونت بخشی از جامعه را به سوی خواست ساختار شکنانه برد. شعار علیه رهبر ایران و فرزند وی و همچنین پاره کردن و اتش زدن عکس وی نشانه هایی از این خواسته ها است که در مورد اینکه چه تعداد از جنبش را این افراد تشکیل می دهند نمی توان به دقت نطر داد.

اما مگر تغییر ساختار و یا به تعبیر برخی «ساختار شکنی» در تضاد با اصلاحات است. وقتی شما با چهارچوب های معیوب و غیر انعطاف پذیر روبرو می شوید مجبور به شکست انها هستید. برای پیشبرد اصلاحات نیاز به تغییر برخی ساختارها در نظام فعلی احساس می شود و این احساس کاملن واقعی و بر اساس دلایل فراوان است.

در بخشی دیگر از مقاله اعتراض جنبش در عدم توجه مجریان و برگزار کنندگان انتخابات به قانون خلاصه شده است و این جز «دروغی بزرگ» سخنی نیست. قتل جوانان معترض در خیابان و زندان، بازداشت صدها فعال سیاسی و مدنی ، تجاوز به زندانیان و اعدام معترضان آیا بخشی از روند برگزاری انتخابات بوده است؟
آیا همه اینها تحت نظر برگزار کنندگان و ناظران انتخابات صورت گرفته است و یا تار و پود نظام مستقر حاکم در آن دخیل است؟ قوه قضائیه، مجلس، دولت، شورای نگهبان، مجلس خبرگان و مهمتر از همه رهبر ایران آیا در این مسائل دخالتی نداشته اند؟

اما در بخش های پایانی تفکر حاکم بر این مطلب خود را نمایان می کند. تفکری که ظاهرن پیام جنبش سبز مردم را دریافت نکرده است. جنبشی به فراخی سرزمین ایران و به گوناگونی همه فکرها و اندیشه ها.
بهانه این مطلب شاید سخن فرح دیبا (پهلوی) است که موسوی و کروبی را انسان هایی شجاع خوانده و نگارنده در تلاش برای اینکه به نمایندگی از جنبش به باور خود از «غارتگر جواهرات و سرمایه های ایران» تبری بجوید.
بحث این نوشته دفاع از خاندان پهلوی و عملکرد آنان نیست اما واقعیت آنست که مقایسه آنچه در این سی سال به کشور و مردم رفته است با آنچه که در پنجاه سال پیش از آن رخ داد عیان کننده واقعیت های بسیاری است و «آنها غارت ها» در برابر زیان هایی که تنها در این چهار سال به کشور وارد شده است ارزنی بیش نیست.
تعداد انسان هایی که جان خود را در این سی سال از دست داده اند، غارت اموال عمومی و غصب اموال خصوصی و حتی مقایسه آنچه در یک سال اخیر بر مردم و مبارزان رفته با آخرین سال حکومت محمدرضا پهلوی می توان سستی و بی بنیانی استدلالهای مطلب مذکور را مشخص می کند.

در پایان باید یادآور شد که جنبش سبز قرار نیست بار دیگر استبداد اکثریت را بازتولید کند و منجر به استبداد مطلقه اقلیت گردد. در «ایران سبز فردا» اگر اقلیتی هم هست باید حقوقش محترم شمرده شود با هر عقیده و فکر و مسلک و نظری.
در ایران قانونمند و آزاد فرح دیبا، رضا پهلوی، علیرضا نوری زاده و ابوالحسن بنی صدر به همان میزان حق اظهار نظر دارند که میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سید علی خامنه ای.
اگر قرار به بررسی اعمال و رفتار و دزدی و جنایت هر شخص و مقامی باشد نیز دادگاه صالحه و بی طرف مشخص کننده است نه به سبک محمود احمدی نژاد و نگارنده مقاله مذکور در رسانه های جمعی و بدون ادله و مدرک کافی.

اما همچنان جای یک گله باقی است. جایی از علی نوری زاد به عنوان «متعهد ، دلسوز و انقلابی» نام برده می شود کسی که شجاعانه به اشتباهات خود پی برد و در پی اصلاحش برآمد در پی آن علیرضا نوری زاده مورد نکوهش قرار می گیرد که چرا سخنانش از تریبون رسانه های جمهوری اسلامی پخش می گردد. 
آنچه که این مطلب تریبون دادن به نوری زاده توسط کیهان و صدا و سیما می خواند مونتاژ و قلب واقعیت سخنانی است که وی بیان می کند -فارغ از صحت و سقم ان سخنان- که اینکار برای اولین بار و آخرین بار نبوده و نخواهد بود و محدود به نوری زاده هم نمی شد.

به عنوان کسی که خود را در چهارچوب اصلاحات ، و در جهت تغییر ساختارهای معیوب و قوانین غیر کارآمد نظام ، فعالیت می کند و دل در گرو میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی دارم بر خود فرض دیدم به این اشتباهات بپردازم.
گرچه ایمان دارم تنها شاید بخشی از حقیقت نزد من باشد و این نوشتار نیز قطعن نه کافی و وافی است و نه بدون اشتباه و اشکال. امید که هر زمان در جهت اصلاح و بهبود شرایط گام برداریم.

پی نوشت: 
بخشی از سخنان میر حسین موسوی در دیدار اعضای جبهه مشارکت:
«بنده در یکی از مصاحبه ها اینرا مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس بوده، واز قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هرکاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه ، ما باید رفتار خود را بگونه ای تنظیم کنیم که درست باشد و به این اتهامات توجه نکنیم . ما نباید بر اساس خوش حالی و بد حالی بقیه کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم، ما باید کار خود را بکنیم . بخشی ار این تخریب ها برای این است که ما را به انفعال دچار کنند و بخشی برای اینکه بین ما و مردم فاصله ایجاد کنند و نسبت به ما بد بینشان کنند. ما نباید نسبت به اینگونه مسائل و تهمت ها و تحلیل ها منفعل بایم .»
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


اعلام خبر بررسی احکام اعدام شش نفر از افرادی که ظاهرن در پی اعتراضات روز عاشورا دستگیر شده اند، نشانه ای دیگر از آغاز پروژه ی جدید ایجاد ترس در جامعه است.
این خبر در کنار اخبار مربوط به دستگیری سی نفر از به اصطلاح «فعالین عرصه جنگ سایبری» تکمیل کننده پازل تکرار روش 22 بهمن در سرکوب اعتراضات احتمالی در چهارشنبه پایان سال را تکمیل می کند.
انتشار این اخبار در کنار اظهارات تهدید آمیز مسوولان انتظامی و قضایی اما نشان می دهد که حکومت همچنان معتقد است جنبش اعتراضی پایان نیافته و هر لحظه امکان دارد آتش اعتراضات شعله ور گردد.

در این شرایط حمله «ارازل و اوباش» به خانه مهدی کروبی و شکسته شیشه های منزل وی و پاشیدن رنگ بر دیوار خانه و شعار نویسی علیه سران اصلاحات و رهبران معترضان را می توان تلاش برای تست شرایط برای اعمال محدودیت های تازه و یا اقدام نهایی قلمداد کرد.
به هر حال تا زمانی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دیگر سران منتقد شرایط حاضر اعتراضات خود را ادامه می دهند بخش قابل توجه ای از معترضان همچنان در صحنه خواهند بود.

اما همچون چند نوشتار گذشته باید تاکید کرد که مبارزه طولانی نیاز به یک برنامه مدون و اهداف ملموس و دست یافتنی دارد. معترضان نیز تضمین نمی دهند تا هر زمان در صحنه اعتراضات حاضر باشند و هزینه بدهند.
باید خواسته های مشخصی را طرح و برای فشار به حکومت هزینه متناسب به آن را پرداخت کرد. موسوی یکبار این خواسته ها را در قالب بیانیه پنج ماده طرح کرد اما مشخصن چون منوط به تکمین حکومت بود حاصلی در پی نداشت.
باید به بررسی مجدد توان جنبش پرداخت و خواسته ها را باز تعریف کرد و برای عملیاتی شدن آنها برنامه ریزی و سازماندهی های لازم را انجام داد. در آن صورت است که تداوم جنبش تضمین می گردد و می توان به تغییراتی موثر دلخوش بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


رفتار حکومت پیش از آخرین چهارشنبه سال مشابه همان رفتاری است که پیش از 22 بهمن ماه در پیش گرفته بود. بخشی از عدم شکل گیری اعتراضات مردمی مشابه دفعات پیشین نیز ناشی از آمادگی حکومت قلمداد می گردد.
بر اساس این الگو می توان پیش بینی نمود که «چهارشنبه سوری» امسال حتی ممکن از مراسم هر ساله نیز کم رمق تر برگزار گردد. گرچه به هر حال جنبش نشان داده است که رفتارش در مواقع مختلف قابل پیش بینی نیست و بر اساس الگوی مشخصی رفتار نمی کند.

اما باید توجه داشت که یک جنبش اجتماعی سیاسی برای تداوم خود نیازمند یک دورنمای مشخص است. موضوعی که در مطلب «در جستجوی دورنمای جنبش سبز» نیز به آن اشاره شد.
نفس حضور و پرداخت هزینه که به مرور زمان بیشتر این هزینه افزایش یافته است نمی تواند بقای جنبش را تضمین کند. توجه به الگوی مبارزاتی آیت الله خمینی و جنبش انقلابی 1357 می تواند کمک کننده باشد.

آیت الله خمینی در مقاطع زمانی مختلف اهداف و شیوه هایی را طرح و پیشنهاد می کند که با توان جامعه تناسب داشته و انگیزه لازم را نیز به مبارزان تزریق می نموده است.
در حالی که در جنبش اخیر برخی خواستهای طرح شده از خواست مردم بسیار عقب تر بوده و یا از توان مردم بسیار فراتر. برخی دورنماهای طرح شده نیز به هیچ عنوان تصویر روشنی از آینده سیاسی ایران ارائه نکرده است.
به طور مشخص در شرایط حاضر طرح اجرای بدون تنازل قانون اساسی فاقد ارزش و کارکرد لازم است. ساختار نظام سیاسی موجود برخواسته از قانون اساسی است. به عبارت دیگر قدرت مستقر از خلاهای و کلی گویی های قانونی برای گسترش قدرت مطلقه خود بهره برده است و تغییر شرایط جز با تغییر این ساختارها و زمینه های پیدایش شان ممکن نیست.

باید پذیرفت تا زمانی که زمین بازی را جریان حاکم برای ما تعیین کند موفقیت دور از دسترس خواهد بود. همچنان باید بر اتخاذ سیاست های مبارزاتی روشن که قابلیت اجرا نیز داده باشد تاکید کرد. ضمن آنکه ظرفیت جامعه برای مبارزه طولانی و مستمر با حاکمیت قدرتمند مستقر را نیز باید افزایش داد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


بررسی وقایع سال گذشته در همین روزها می تواند مشخص کند که فضای آن زمان چگونه بوده و حاکمیت در آن زمان چگونه می اندیشیده است.
«احمد جنتی: دشمنان ایران اسلامی که در فکر براندازی نرم هستند، به دنبال این هستند که رئیس جمهوری بر سر کار آید که به خودشان و مقاصدشان نزدیک تر باشد.» [+]
این سخنان دبیر شورای نگهبان تنها چند ماه مانده به انتخابات بیان شده است. در همان زمان آرش کمانگیر در این مورد نوشت: «کسی نیست به آقای حجت الاسلام یادآوری کند که اساسا انتخابات یک ابزار براندازی ِ نرم است.»

همان زمان در این مورد نیز اشاره کردم: «در حکومتی که بدون تایید شورای نگهبانی که اتفاقن احمد جنتی بر آن تکیه زده و اعضایش توسط رهبر انتخاب می شوند کسی نمی تواند کاندیدای انتخابات رایست جمهوری ، مجلس و خبرگانش شود چه جای طرح چنین نگرانی وجود دارد.
در مرحله پس از انتخاب نیز که تا رهبر حکم ریاست جمهوری را تنفیذ نکند رئیس جمهور مشروعیت پیدا نخواهد کرد. این حرفهای جنتی و امثال این سخنان آیا تنها لفاظی های سیاسی و انتخاباتی است؟ و یا واقعن بخشی از حاکمیت در این مورد نگران است؟»

اما آن نگرانی ها تبدیل به کابوس حاکمیت شد و براندازی نرم جایش را به براندازی سخت داده است. حاکمیت مستقر حتی حاضر نشد در رقابتی دموکراتیک و براساس رای مردم دولت را واگذار نماید.
گرچه در آن زمان راهکار سپردن سکان نهادهای انتصابی تحت کنترل رهبر به افراد معتدل بود اما وقایع نه ماهه اخیر عیان کرد که این راهکار نیز بی نتیجه و کم اثر است.
بخش قابل توجه و موثری از جامعه به تغییرات اصولی تر فکر می کنند. تغییراتی که از آن می توان به اصلاح ساختار نظام  سیاسی موجود و محدود نمودن قدرت نهادها و افراد غیرنتصابی و افزایش اثربخشی اراده عمومی در تشکیل نهادهای انتخابی همچون مجلس و دولت تعبیر کرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


رسانه های وابسته به سپاه پاسداران و عناصر دسته چندم وابسته به جریانات شبه نظامی حامی احمدی نژاد در ماه اخیر سعی کرده اند با انتشار اخبار دروغین سید محمد خاتمی را تحت فشار قرار دهند.
در تازه ترین اقدام بنگاه خبرسازی و خبرپراکنی فارس که وابسته به سپاه است مدعی شد که رئیس جمهور پیشین کشورمان ممنوع الخروج شده است.
این وب سایت حامی دولت احمدی نژاد مدعی شد این موضوع را عباس امیری‌ فر دبیر اجرایی جامعه وعاظ تهران و به نقل از یک مقام اطلاعاتی در محفل خصوصی روحانیون این تشكل عنوان كرده است.

در همین حال روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران انقلاب نیز که پس از انتخابات به منبع اخبار غیرواقعی و غیر مستند تبدیل شده است در خبر دیگری مدعی شد : « نماینده تام‌الاختیار خاتمی با مراجعه با یكی از دفاتر پلیس +10 در یكی از مناطق شرق تهران اقدام به گرفتن پاسپورت می‌كند كه با توجه به مدارك ارسالی پاسپورت خاتمی بنا به درخواست وی متفاوت از گذشته، ‌‌بدون لباس روحانیت و با كت و شلوارصادر شده است.»
سایت جهان نیوز وابسته به زاکانی از نمایندگان حامی احمدی نژاد نیز سعی کرده نتیجه بگیرد که خاتمی می خواسته با لباس مبدل از کشور خارج شود امری که مضحک و دروغ بودن آن روشن است. 
مشخص است که خروج خاتمی با توجه به مسوولیت های پیشین او بدون اطلاع نهادهای امنیتی و تشریفات رسمی امکان پذیر نیست.

همه این اقدامات خبر از ترس و واهمه جریانات تمامیت خواه دارد که همچنان به خاطر هشت سال اصلاحات و تلاش رفرمیست ها برای بهبود اوضاع عصبانی و سرخورده هستند.
اصلاحاتی که زمینه گسترش آگاهی جامعه را فراهم ساخت و جنبش های مختلف اجتماعی و سیاسی را تقویت کرد. جنبش هایی که در شرایط حاضر در تقویت جنبش دموکراسی خواهی اخیر موثر هستند.

اما تنها اقتدارگرایان درون کشور نیستند که از رهبر اصلاحات ایران واهمه دارند. مخالفان خارجی نیز به اسناد این اخبار دورغ مدعی شده اند که خاتمی برای رهبری جریان اعتراضی قصد خروج از کشور را داشته و می خواسته با تغییر لباس خود افکار عمومی را فریب دهد.
با وجود همه انتقاداتی که به عملکرد هشت ساله خاتمی وارد است اما وی همچنان از محبوب ترین رهبران سیاسی تاریخ معاصر ایران به حساب می آید، رهبری که به نشان داده به اخلاق در عرصه سیاست پایبند است. اینگونه سناریو نویسی ها و دروغ پراکنی ها نمی توان تصویر سید محمد خاتمی را مخدوش نماید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


در چند ماه اخیر و به خصوص پس از راهپمایی 22 بهمن که منجر به نتایج دلخواه جنبش اعتراضی نشد بسیاری در پی علت یابی و شناسایی نقاط ضعف و قوت جنبش برآمدند.
در آن شرایط برخی انگشت اتهام را به سمت جریانات سیاسی خارج و داخل از کشور نشانه رفتند و به استراتژیهای اتخاذ شده را دلیل عدم کامیابی قلمداد کردند.

اما واقعیت آنست که هر جنبش و حرکتی برای به ثمر رسیدن و پیمودن راه خود نیاز به انگیزه و اهداف مشخص دارد. انچه که شاید حرکتی را به پیش می برد همانا «دورنمای قابل دسترس» آن است.
در روزهای پس از انتخابات درونما و هدف مشخص و دستیابی به آن چندان سخت نمی نمود. دورنمایی که در شعار «رای من کجاست» تبلور یافته و هدف برکناری محمود احمدی نژاد بود.

اما در ماه های پس از آن و با اعمال خشونت بی سابقه و سرسختی رهبر و جریان حاکم در حمایت از محمود احمدی نژاد و اصرار بر نفی تقلب صورت گرفته به نوعی دور نما و هدف گم شده است.
نه رهبران جنبش سبز و اصلاحات توانسته اند خواسته هایی مشخص و قابل قبول برای جنبش ترسیم نمایند و نه دورنمایی واضح از تحولات آینده ارئه شده است.
به نظر می رسد به دلایل مختلف از جمله ناهمگونی جریانات حاضر در حرکت اعتراضی، تلورانس خواسته های معترضان از تغییر احمدی نژاد تا سرنگونی جمهوری اسلامی و بی تصمیمی و فشار حداکثری حکومت بر مخالفان از دلایل تشدید کننده این شرایط باشد.

در این شرایط جنبش به اهداف قابل دسترسی، دورنمای مشخص و اتخاذ استراتژی های قابل اجرا نیازمند است. همه اینها نیز در میدان بازی باید تعیین گردد.
بازی گران این میدان و راهبران آن یعنی جریانات و فعالان سیاسی و مدنی داخل کشور هستند که با درک صحیح از خواسته ها و توانایی های هواداران می توانند در انتخاب قدم بعدی مبارزه کم خطاتر از دیگران رفتار کنند.
در غیر این صورت باید منتظر استهلاک و تضعیف حرکت اعتراضی که در نه ماه اخیر رشد یافته و در مرحله تولدی دوباره قرار دارد بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


هنگامی که مقام های آمریکایی و غربی از جنبش اعتراضی مردم ایران و یا اصلاح طلبان حمایت می کنند اقتدارگرایان آنرا برجسته و به عنوان سند سرسپردگی مخالفان قلمداد می کنند.
اما مخالفان معتقدند که رفتار دولت احمدی نژاد و رهبر ایران بیشترین کمک را به کشورهای غربی و همسایگان عرب نموده تا منافع ملی ایران را تهدید و چهره ای مخدوش از ایران ارائه کنند.
ضمن آنکه روسیه و چین نیز با بهره بردن از برگ ایران در مواجهه با غرب منافع خود را تامین می کنند.

دیروز ژنرال آمریکایی، پتریوس در مصاحبه با سی ان ان مدعی شد که « محمود احمدی نژاد "بهترین مامور استخدام (متحد) برای ما بوده است». سخنی که گرچه برای اولین بار به این صراحت اعلام می گردد اما تازگی ندارد.
چند ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز، گزارشی از کنفرانس ایپاک، لابی قدرتمند یهودیان در آمریکا، با عنوان "سخنرانان آیپاک، احمدی نژاد را هدیه ای برای اسراییل می دانند" توسط فیلیپ وایس، روزنامه نگار "آنتی صهیونیست" آمریکایی منتشر شد. 

در این گزارش به نقل از ایلان برمن ، معاون شورای سیاست گذاری آمریکا تأکید شده بود "که احمدی نژاد هدیه و لطفی است که بر ما ارزانی شده است. اگر مردم ایران، احمدی نژاد را در انتخابات ماه آینده به ریاست جمهوری ایران برنگزینند، موقعیت آیپاک در زمینه تبلیغ علیه سلاح های اتمی ایران آسیب خواهد دید". 
وی در ادامه سخنان یادآور شده است: "علی خامنه ای، مسئول سیاست دفاعی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است و احمدی نژاد، بسیار زیاد در خط او قرار دارد. چهار تا پنج سال است که سخن از توانایی ها و عدم توانایی های احمدی نژاد می رود. او هدیه ای است که ما به حفظ و نگاهداری آن نیازمند هستیم".

همچنین در این گزارش اشاره شده بود که "کن پولاک، عضو برجسته ی دیگر آیپاک، در پاسخ به پرسشی در مورد امکان عدم انتخاب احمدی نژاد در انتخابات، تصدیق کرد که در آن صورت باید نگران بود. خطراتی در کار خواهد بود. یک نفر از دستگاه بوش گفته بود که احمدی نژاد، بهترین دیپلمات برای ماست. چرا که هر وقت که او دهان باز می کند، یک کشور جدید را وارد اردوگاه متحدین و یاران ما می سازد. 
ولی اگر به جای او ما با شخص دیگری طرف باشیم که همان مبانی سیاست احمدی نژاد را، از طریقی آرام تر و کمتر حادثه برانگیز، پی بگیرد، کار ما برای همراه کردن دیگران با خودمان سخت خواهد شد. ما باید به او کمک کنیم که برنده شود. بدون احمدی نژاد، ما، در چالش با ایران، مأموریتی دشوار در پیش رو خواهیم داشت". 
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


تحولات هشت ماه اخیر و آنچه که حکومت در قبال فعالان سیاسی و مدنی انجام داده است مشخص می کند که جریان حاکم به چه میزان همچنان از گفتمان رفرمیستی و فعالان وابسته به این جریان وحشت دارد.
امروز اگر محسن میردامادی ، دبیرکل جبهه مشارکت و مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی در زندان هستند به علت درک نفوذ و تاثیرگذاری جریان رفرمیستی است.

جریانات رفرمیستی تنها در 12 سال اخیر توانسته اند با وجود همه فشارها و محدودیت ها توان بسیج اجتماعی و جذب و سازماندهی نیروهای مردمی خود را به رخ حکومت بکشند.
در همین حال مشی اصلاح طلبانه و روشهای کم هزینه و میانه روی این جریان باعث شده است بخش قابل توجه ای از نیروهای فعال اجتماعی که حاضر به پرداخت هزینه رفتارهای تندتر را ندارند با این جریانات همراه شوند.

در این شرایط است که تقویت این جریانات و حمایت از مشی و روش رفرمیستها بیش از پیش حس می گردد. تنوع طیف اصلاح طلب نیز نقطه قوت دیگر این حرکت است.
نیروهای ملی مذهبی، چپ های سنتی، نیروهای لیبرال و جریانات مذهبی در این جبهه حضور و نماینده دارند. جریانات قومی و اقلیت ها مذهبی نیز در مقاطع مختلف از رفرمیست ها حمایت کرده اند.
گرچه جنبش سبز در شرایط حاضر طیف گسترده ای از نیروهای فعال اجتماعی را در خود جا داده است اما گفتمان رفرمیستی نقش و توان پررنگی در این جنبش دارد.

به باور من حفظ هویت اصلاحی و تقویت و تشکل بیش از پیش این جریان پس از اتفاقات هشت ماه اخیر می تواند در نهایت منجر به تقویت جنبش سبز و خواسته های ضد استبدادی این جنبش گردد. 
تشکلی که به هرحال در این دوران فشار و تحدید دچار مشکلات و از هم گسیختگی هایی شده است. پیوند دوباره میان جریان رفمیستی، جنبش دانشجویی و جنبش زنان می تواند نقطه شروع دوباره برای دمیدن روح تازه در کالبد جنبش اعتراضی قلمداد گردد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


فردا روز دیگریست. فردا باید شبیه هر روز دیگر باشد اما نیست. این کابوس های شبانه و دویدن ها و شعار دادن های در خواب و بیداری و حسرت یک فریاد در میدان آزادی. اینجا برف می بارد و زمین سفید پوش است اما من به فردا فکر می کنم. به تهران. به خیابان انقلاب تا آزادی. به اینکه آیا فردا سبز پوش خواهد بود؟

دو نفر اعدام شدند و یکی در انتظار اعدام است. صدها نفر در این چند روز بازداشت شده اند. ده ها مامور انتظامی و امنیتی و وزیر و وکیل خط و نشان کشیده اند.
وزارت اطلاعات پیامک می فرستد و مردم را تهدید می کند که فردا روز شناسایی است. تصاویر مردم در راهپیمایی های گذشته را منتشر می کنند و برای یافتنشان جایزه تعین شده است.
همه اینها اما برای چیست؟ برای ادامه حکومت؟ باور دارم دیگر برای حکومت مشروعیت فاقد اهمیت است. حکومت به هر وسیله ای می خواهد مخالفان را از خیابانها دور کند و بگوید دیدی همه چیز به شرایط عادی برگشت؟ ولی آیا برمی گردد؟

با این همه خانواده داغدار که جوان و پیر از دست داده اند چه می کنید؟ با اینهمه زندانی به بند کشیده شده؟ با اینهمه معترض الله اکبر گو و بند سبز به دست بسته؟با این جماعت بی شمار که دل به سبز بسته اند.
دلم آرامتر می شود وقتی فکر می کنم ما چقدر بیشماریم که حکومتی با این همه ادعا اینچنین خوار و ذلیل آمدنمان به خیابان شده است. سی سال التماس حضور بود و حالا وحشت از حضور.
آرامش می گیرم با مرور این چیزها. و با خودم فکر می کنم که امشب بیش از من و ما کسانی دیگری هستند که خواب آرام ندارند. هشت ماه است که خواب آرام از آنها ربوده شده. آنهایی که دستشان به خون مردم بیگناه آلوده است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


شاید هیچ اعدامی به این صورت تکان دهنده نیست. کسانی اعدام شوند که نه به واسطه اعمال و رفتارشان بلکه تنها برای "عبرت آموزی" دیگران جانشان گرفته شده است.
حکومت ایران از واهمه ادامه اعتراضات و در این برهه زمانی خاص برای ایجاد ترس در میان مردم برای حضور کمرنگ تر در راهپیمایی 22 بهمن دست به قربانی کردن دو نفر زده است.
اقدامی که حتی قابل پیش بینی است در روزهای آینده تکرار گردد. این رفتار در ادامه انتشار تصاویر معترضان و درخواست برای شناسایی آنها قابل بررسی است.

در این اقدامات نکته ای پنهان است. گرچه شاید حکومت با چنین حرکاتی بتواند بر فضای روزهای آینده تاثیرات مقطعی بگذارد اما به واقع وجدان و باور عمومی از یاد نخواهد برد که دو نفر که "پیش از انتخابات" بازدداشت شده بودند به جرم حضور در اعتراضات "پس از انتخابات" به مرگ محکوم شدند.

این قتل درمانی که در سه دهه گذشته به اشکال مختلف نیز از سوی حکومت اعمال شده بود بار دیگر در چهارمین دهه عمر حکومت اسلامی در حال باز تولید و تکرار است.
هر چه از این دست اقدامات افزایش یابد دورنمای تغییر مسالمت آمیز و کم هزینه شرایط تیره تر می گردد. گرچه حکومت به باور خود این افراد را اعدام نمود تا ما عبرت بگیریم اما واقعیت آنست که حکومت نشان داد از گذشته عبرت نگرفته است و شاید در آینده نه چندان دور سرنوشت حاکمان ایران عبرت دیگران گردد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


جرس - مهدی محسنی: مهندس بازرگان ، به عنوان اولین نخست وزیر پس از انقلاب 1357 ایران، همواره منادی مشی آزادی خواهانه و اعتدالگرایانه در حیلت سیاسی اش بود. اعتدالی که بسیاری آن روز ها تحمل ننمودند و به مخالفت با وی پرداختند. بازرگان همچنان پس از 15 سال از درگذشتش نماد رواداری و اعتدالجویی است. گرچه آزادی خواهی مهمترین "اتهام" اوست.

مهدی بازرگان  در سال۱۲۸۶ در شهر بازرگان آذربایجان غربی به دنیا آمد. بازرگان، سیاستمدار، استاد دانشگاه و پژوهشگر قرآن بود. وی همچنین اولین نخست وزیر ایران بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ (رییس دولت موقت) و نخستین دانشیار دانشگاه تهران بود. مهدی بازرگان، در کنار محمود طالقانی و یدالله سحابی، یکی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران و همچنین از فعالین در ارتباط با انجمن اسلامی دانشجویان در دانشکده فنی دانشگاه تهران بود.
 
مهدی بازرگان در سال‌های انقلاب مشروطه، در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. پدرش، حاج عباسقلی تبریزی، پس از چندی در تهران مقیم شد و به عنوان یکی از تاجران سرشناس بازار تهران مطرح گردید. مهدی بازرگان پس از تحصیلات مقدماتی، در سال ۱۳۰۶ در میان اولین گروه محصلین ممتاز اعزامی دولت پهلوی قرار گرفت به همراه افرادی چون محمد قریب به کشور فرانسه رفت. او در مدرسه حرفه و فن شهر پاریس در رشتهٔ ترمودینامیک و نساجی تحصیل کرد و پس هفت سال در سال ۱۳۱۳ به ایران بازگشت. مهدی بازرگان اولین نفری است که در تاریخ ایران زیر عنوان بورسیه به تحصیل در کشور دیگری پرداخته ‌است.

همراه با مصدق
وی در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق (رهبر جنبش ملی شدن صنعت نفت) به عنوان رییس هیئت مدیره خلع ید از شرکت نفت انگلیسی به آبادان رفت و به عنوان رییس هیات مدیره موقت شرکت برگزیده شد. اما پس از مدتی به علت برخی کارشکنی‌ها از سوی عوامل مذهبی از این سمت استعفا داد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: روح الله حسینیان نماینده تندرو مجلس هشتم و از حامیان سرسخت محمود احمدی نژاد که دفاعیات وی از عملکرد سعید امامی در ماجرای قتل های زنجیره ای پاییز 1377 وی را به چهره ای جنجالی تبدیل نمود، در تازه ترین اظهارات خود اتهامات بدون سند و مدرکی را به دولت های گذشته و کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات اخیر وارد نموده است.

حسینیان: والله یک زمانی ما خودمان قاتل بودیم
روح الله حسینیان در زمان وقوع قتل های زنجیره ای مجموعه ای از اظهار نظرها و مصاحبه هایی را انجام داد که در آن ضمن دفاع از سعید امامی اصلاح طلبان را متهم به برنامه ریزی قتل های زنجیره ای نمود. وی همیشه از مدافعان سعید امامی معاون امنیتی و مشاور وزیر اطلاعات و متهم اصلی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای بود. پس از انتشار خبر درگذشت سعید امامی بر اثر خوردن داروی نظافت و مرگ وی در بیمارستان، حسینیان مدعی قتل او در بیمارستان توسط هواداران دولت شد.

روح‌الله حسینیان متولد ۱۳۳۴ در شیراز، روحانی، قاضی و از مقامات اطلاعاتی و سیاسی ایران است. نام مستعار وی در دستگاه اطلاعاتی «خسرو» بوده‌است. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در روستای صغاد آباده در ۱۵ سالگی به حوزه علمیه قم و مدرسه ولیعصر و سپس مدرسه حقانی رفت و طی هشت سال از آن فارغ التحصیل شد.

وی از ابتدای دهه ۶۰ وارد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی شد و در سال ۱۳۶۲ به سمت قائم مقامی دادستانی انقلاب اسلامی مشهد منصوب شد. جانشینی دادستانی تهران و سیستان و بلوچستان از دیگر پست‌های وی بوده‌است. دادستان دادگاه ویژه روحانیت تهران، رئیس شعبه ۴ دادگاه ویژه روحانیت، رئیس یکی از دادگاه‌های عمومی تهران، جانشین نماینده دادگاه انقلاب در وزارت اطلاعات از دیگر پست‌های وی در دستگاه قضایی - اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. او در دوران وزارت ری‌شهری قائم مقام دادستان انقلاب اسلامی در وزارت اطلاعات بود. وی پس از برکناری حجت السلام سید حمید زیارتی (معروف به روحانی) و تغییر هیات امنای مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ریاست این مرکز رسید. وی در این دوره با دستیابی به اسناد و مدارک طبقه بندی شده دوران قبل از انقلاب پیرامون اشخاص به چاپ چندین جلد کتاب پرداخت.

در جریان محاکمه عبدالله نوری (وزیر کشور دولت اول خاتمی و مدیر مسئول روزنامه خرداد) در دادگاه ویژه روحانیت وی از اعضای هیات منصفه دادگاه بود که به توصیه اکید مقامات از حضور در جلسه دادگاه منع شد. او همچنین عضو هیات منصفه دادگاه غلامحسین کرباسچی نیز بود. حسینیان در ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ مشاور سیاسی و امنیتی احمدی نژاد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: در حالی که اخباری مبنی بر توزیع مجلاتی حاوی تصاویر شرکت کنندگان در راهپیمایی عاشورای خونین در تهران منتشر شده است یک مقام انتظامی خبر داد که بیش از 40 نفر از تجمع‌ کنندگان روز عاشورا با همکاری مردم شناسایی و دستگیر شدند. اما برخی منایع مستقل در تهران این اخبار را تایید نکرده و انرا جنگ روانی حکومت پیش از 22 بهمن ماه امسال ارزیابی می کنند.

سایت جرس روز سه شنبه 29 دی ماه خبر داد که در برخی از ایستگاههای متروی تهران تصاویر شرکت کنندگان در راهپیمایی عاشورای تهران توزیع شده است.بر اساس این گزارش توزیع کنندگان از مردم خواسته اند تا چهره معترضین را شناسایی کنند و با شماره تلفن هایی که در این مجلات تصویری قید شده به مقام های امنیتی و نظامی معرفی کنند .

یک شهروند تهرانی که یکی از این مجلات را دریافت کرده به خبرنگار جرس گفت: "من یکی از شرکت کنندگان در مراسم عاشورا و از جمله معترضین به حکومت هستم. من با این شماره ها تماس گرفتم و در پیام گیر آن گفتم که من سردسته آشوبهای اخیر تهران و ایران را می شناسم. این شخص رهبر ایران است و آدرس بیت رهبری را برای آنها گذاشتم." وی افزود: "این تهدید ها بی فایده است. مردم از این کارها نخواهند ترسید بلکه وحشت حکومت را بیش از پیش نشان می دهد. با این کارها اتفاقا در اطلاع رسانی وقایع عاشورای تهران کمک زیادی به جنبش سبز می شود. من به سهم خودم از نیروهای امنیتی و انتظامی در انجام این اقدام تشکر می کنم."
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


استاد ارجمند جناب آقای یوسفی اشکوری در یادداشتی بر آنچه که من در گزارش "شیخ علی تهرانی و رافت رهبری" نقل کرده ام خرده گرفته اند و با طرح دو پرسش اینگونه اشاره می نمایند که: "من نمی دانم که آقای خامنه ای واقعا در حق تهرانی ارفاق رواداشته و به دلیل فامیل بودن رأفت نشان داده یانه، اما اگر چنین هم باشد، کاری خوبی کرده و حداقل از قتل انسانی (هر چند خطاکار و مجرم سیاسی) چشم پوشیده است؛ در این صورت، چه جای سرزنش و ملامت؟! اشکال این نوع برخورد و استدلال این است که نه تنها نفعی به سود کسی ندارد و رأفتی در حق کسی اعمال نمی شود، که چه بسا بر سختگیری ها بیفزاید و بویژه یا بار دیگر آن پیر مرد فرسوده و در انزوا خزیده را به زندان باز گردانند و یا یک عنصر «خودسر»! او را ترور کرده تا از این ملامت برای همیشه رها شوند!"
 
ایشان در ادامه می افزایند: "البته روشن است که این دوست عزیز قصد آزار ایشان و یا دیگری را نداشته اما در عمل جز این نتیجه ای ندارد و نخواهد داشت. با توجه به این نکات امیدوارم دیگر کسی این حدیث قدیمی و این استدلال شگفت و نخ نما را زنده نکند و بر رنج احتمالی کسی نیفزاید."
 
در اینجا به نظرم رسید باید نکاتی را ذکر کنم که هم پاسخ به سوالات جناب اشکوری باشد و هم به دیگر کسان که در پی آن گزارش به اشکال مختلف انتقاد و اعتراض خود را بیان داشتند.
اول به ماهیت گزارش نویسی و روزنامه نگاری اشاره می کنم که هر مطلب که نگارش می شود در درون خود جهت گیری هایی را دارد اما در ذات تلاش می شود بی طرفانه و خالی از غرض ورزی -نه لزوما اغراض سیاسی- نگاشته شود. در این گزارش نیز ضمن اشاره به یک واقعه تاریخی و بررسی عملکرد حکومت -و سید علی خامنه ای به عنوان نماد قدرت مطلقه- در قبال وقایع و شرایط مشابه سعی شده است نهایت صدق در روایت لحاظ گردد.
 
در ثانی حجم عمده این گزارش روایت تاریخی اتفاقاتی است که از پیش از انقلاب تاکنون بر شیخ علی تهرانی گذشته است و نگارنده بدون قضاوت در مورد آنها تنها به نقل مطلب بسنده می کند. قعطن تصمیم در مورد اینکه یک عمر مبارزه "علی آقای تهرانی" به چه صورت گذشته و ارزش گذاری بر رفتار وی با خوانندگان است.
از سوی دیگر آنچه که آقای اشکوری به عنوان ذکر خاطراتی از دوران زندان آقای تهرانی بیان داشته را می توان تایید کننده رفتار توام با مدارا با این روحانی مخالف و به تعبیری آقایان "معاند" دانست. رفتاری که نه در حق حضرت آیت الله العظمی منتظری (ره) از حکومت دیده شد و نه در مورد دیگر روحانیون منتقد و معترض. آنچه بر شخص آقای اشکوری، محسن کدیور، برادران قابل، عبدالله نوری و ده ها روحانی دیگر گذشته گواه این مدعاست.
 
اما جان کلام  در این گزارش نه نقد رافت رهبری و نه شماتت شیخ علی تهرانی که رفتار دوگانه حکومت در قبال مخالفان خود است. مطمئنن اصلاح این رفتار نه در جهت حصر و زندان شیخ علی تهرانی بلکه برخورد همراه با مدارا با منتقدان و مخالفان و حتی کسانی که در پی حکومتی دیگر هستند را دنبال می کند.
اما این استدلال جناب اشکوری که ذکر این داستان نکنیم که نکند حکومت بر سختگیری ها بر آقای تهرانی بیفزاید و یا در جان ایشان طمع کند از جنس استدلال هایی است که دو دهه است ورد زبان حضرت رهبر است!
-در قیاسی البته مع الفارق- وی نیز منتقدان و مخالفان را به سکوت می خواند و از هزینه هایی سخن می گوید که به کشور -بخوانید حکومت ولایی- وارد می گردد و طمعی که ممکن است "دشمن" بنماید و قس علی هذا . . .
 
باور دارم دانستن "به واقع" حق مردم است و اگر از این دانستن عبرتی حاصل شود و رفتار نا صواب حاکمی عیان گردد و خلق را به فکر وادارد که بپرسند "این بود عدالتی که وعده اش می دادید؟" که مقصود به کف آمده. و اتفاقن پس از این پرسشگری دیگر حکومت به سختی می تواند طمع جان و حال "شیخ" بنماید که خود داستانی دیگر را آغاز می کند و رسوایی بیشتری را در پی خواهد داشت.
جناب استاد! نوک پیکان این گزارش نه شیخ علی تهرانی است و نه شیخ علی تهرانی ها. این گزارش حتی به رهبری و سینه چاکانش نیز بی اعتناست. پرسش واقعی از کسانی است که فکر می کنند در راه تحقق عدالت گام بر می دارند و لشکر حق را جستجو می کنند. کسانی که در اردوگاه یزید در پی حسین بن علی  و عدالت علویند . وقت است که پرده ها  فرو افتد و عدالت اموی با پرچم سیاه خود پدیدار گردد تا شاید حرّی به سوی مردم باز گردد و مقصود را دریابد.
 
کم نبودند در این 7 ماه کسانی که اینگونه جایگاه خود یافتند و به جبهه مردم پیوستند. محمد نوری زاد ، او که هم اکنون در زندان بلا گرفتار است نمونه ای روشن از این افراد است. هم او بود که باید یک پرسش ساده راه را آغاز کرد و بدان جا رسید کار که جز در بریدن صدایش راهی برای حکومت نبود. باشد که روزی همه از خواب بیدار شویم و در راهی گام برداریم که به درستی و صلاحمان نزدیکتر باشد.
منبع: جرس
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


جرس - مهدی محسنی: در ایام انتخابات، میر حسین موسوی حلقه ای از مشاوران مختلف را گرد خود جمع کرده بود که از نظر سابقه سیاسی ، اقتصادی و انقلابی مجموعه ای منحصر به فرد محسوب می شدند. موسوی پیش ازین از مشاورانش به عنوان نقطه قوت عملکردش و به عنوان سالم ترین و بی حاشیه ترین افراد نام برده بود.
در پی تحولات پس از انتخابات و شروع موج گسترده سرکوب، خشونت و بازداشت، اسم تعداد زیادی از مشاورین موسوی نیز در بین اسامی افراد دربند به چشم می خورد.

دستگیری مشاوران ؛ تحدید میر حسین موسوی
از مشاوران و نزدیکان میر حسین موسوی می توان به قربان بهزادیان نژاد، محمد باقریان، سیدعلیرضا حسینی بهشتی، سید محمد رضا حسینی بهشتی، محمد رضا تاجیک ، علیرضا بهشتی شیرازی، حسن عابدی جعفری، محمدرضا واعظ مهدوی‌، اردشیر امیر ارجمند، علی عرب مازار یزدی، فرشاد مومنی و حمزه غالبی اشاره نمود.
نگاهی به سوابق و عملکرد مشاوران و سابقه خانوادگی آنان می تواند معیار سنجش برخی اتهاماتی باشد که توسط جریانات اقتدارگرای حاکم به موسوی و همراهانش وارد می گردد. همچنین باید به این نکته اشاره نمود که اکثریت این افراد یا در بازداشت به سر می برند و یا چندین بار احضار ، دستگیر و تهدید شده اند تا فعالیت خود را ادامه ندهند.

به نظر می رسد عمده این اقدامات برای آن صورت می گیرد تا در فعالیت های میر حسین موسوی اخلال صورت گیرد.
همچنین با آرام کردن فضا به شکل ظاهری زمینه دستگیری و یا حصر بیش از پیش آقای موسوی فراهم گردد. با این وجود بازداشت افرادی همچون سید علیرضا حسینی بهشتی ، محمد باقریان ، قربان بهزادیان نژاد، علیرضا بهشتی شیرازی و محمدرضا تاجیک که افرادی با سوابق روشن انقلابی محسوب می گردند حتی با نارضایتی بسیاری از جریانات حامی حکومت روبرو شده است.
بسیاری از خانواده های شهدا ، مراجع عظام تقلید و حتی بیت و یاران نزدیک آیت الله خمینی ضمن انتقاد از این شرایط از این افراد و خانواده هایشان حمایت خود را اعلام کردند. به عنوان نمونه پس از آزادی فرزند آیت الله بهشتی ، سید علیرضا حسینی بهشتی در شهریور ماه گذشته، همسر حاج احمد آقای خمینی و سید حسن آقای خمینی نوه امام ، به دیدار آقای بهشتی رفتند و از وی دلجویی نمودند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: شیخ علی تهرانی ، شوهر خواهر (آیت الله) سید علی خامنه ای ، رهبر فعلی جمهوری اسلامی است. وی به همراه همسر و فرزندانش در زمان جنگ تحمیلی به عراق پناهنده شد و به سازمان مجاهدین پیوست و در همکاری با رژیم بعثی به فعالیت علیه ایران می پرداخت. وی سال 1374 با حمایت و رضایت رهبر جمهوری اسلامی به ایران بازگشت. وی مدتی را در زندان اما در شرایط ویژه ای نسبت به دیگر زندانیان زندگی می کرد.

از شیخ علی تهرانی تا ندا و سهراب 
در شرایط فعلی که نیروهای تحت فرمان (آیت الله) سیدعلی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی با شدید ترین برخوردها با مردم معترض روبرو می گردند و امامان جمعه هوادار وی، مخالفان را محارب و شایسته مرگ می دانند، سرنوشت علی تهرانی بار دیگر اهمیت یافته است. 
شیخ علی تهرانی که همزمان با جنگ تحمیلی ایران و عراق در رادیو بغداد آیت الله خمینی را "دزد دریایی" ، "دجال" و "آغازگر جنگ" می خواند هم اکنون به شکل آزادانه در ایران فعالیت و زندگی می کند. 
تحلیلگران بر این باورند که اگر همان رافتی که شامل شوهر خواهر رهبری شد، نسبت به معترضین سبز نیز می شد، شاید امروزشرایط کشور تا این حد حاد و بحرانی نبود و مشکل تا حد زیادی مرتفع شده بود. 
تردیدی نیست که کسی خواستار تشدید مجازات شیخ علی تهرانی نیست، بلکه خواستار تعدیل و رفع خشونت حکومت نسبت به اعتراضهای قانونی و برخورد مشابه با سایر معترضین به سیاستهای رایج هستند.

چندی پیش یک وبلاگ نویس نوشت: "شخصی با مقام علمی شیخ علی تهرانی به عراق پناهنده می شود و در سلامت کامل عقل و جان آخرین ناسزاها را نثار رهبر دینی مردم می کند و بعد از اخراج از عراق به ایران کوچکترین مزاحمتی برای ایشان ایجاد نمی شود."
 
نویسنده وبلاگ "ساغر مینایی" می افزاید: "در همان زمان با اسرایی که به خاطر فشار های شکنجه در عراق به امام اهانت کرده بودند و حتی امام خمینی به خاطر علم به شرایط محیطی بازداشتگاهها آنان را مورد عفو قرار داده بود بعد از بازگشت به ایران با آنها شدیدا برخورد شد. در همین حال با جوانانی که به خاطر مشکلات اقتصادی و اجتماعی به خیابان ها کشیده می شوند و صدای اعتراض خود را در سکوت فریاد می زنند به عنوان مرتد و کسانی که به آرمانهای امام خمینی اهانت کردنده اند مورد ضرب و شتم و گلوله قرار می گیرند. حال سوال من اینجاست عدالت علوی چه تمایزی بین شیخ علی تهرانی و ندا آقا سلطان و هزاران جوان ایرانی قرار داده که یکی در پر قو و آرامش و دیگری تحت هزاران آزار و اذیت و تهمت قرار می گیرد."
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


جرس - مهدی محسنی: بیاینه شماره 17 میر حسین موسوی به نوعی آغاز گر مباحث جدیدی بود که پیرامون در خواستها و خواص جنبش آزادی خواهی مردم ایران مباحث مختلفی صورت بگیرد. پس از وی جمعی از روشنفکران دینی و مهدی کروبی نیز بیانیه هایی با خواسته هایی مشخص منتشر کردند. در بیان خواسته ها و نظرها اشتراکات و اختلافاتی نیز وجود داشت که موجب شد در این موضوع مجادلات جدیدی شکل بگیرد و صف بندی های تازه ای رخ بنماید.

پیشنهادات موسوی- کروبی ؛ واکنش گروه های سیاسی و روشنفکران
خواسته های پنجگانه موسوی بسیار واضح و مشخص بود. در عین حال به باور همگان این خواسته ها کاملا حداقلی بود و موسوی نیز به آن اشاره می کند "که می توان به این پیشنهادات موارد دیگری را نیز اضافه کرد" ، اما دلیل این حداقلی بودن نیز در بخش پایانی بیاینه آمده است. آنجا که موسوی اشاره می کند که "همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود".
موسوی پیشنهاداتی را ارائه می کند که به راحتی قابل اجراست و هیچ کدام از موارد طرح شده شخصی نیست. موسوی حتی درخواست برکناری دولت را ندارد تا حاکمیت مطلقه نتواند وی را به سهم خواهی از قدرت متهم کنند.

این خواسته ها همچنین مورد حمایت گروه ها و جریانات سیاسی درون کشور همچون جبهه مشارکت ایران ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز و شخصیت های برجسته ای همچون سید محمد خاتمی قرار گرفت. در جبهه اصولگرایان نیز کسانی به حمایت از این پیشنهادات پرداختند. محسن رضایی یکی از این افراد بود.

 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: در حالی که جلسه معارفه سعید مرتضوی به عنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز برگزار شد و وی از یک حامی دولت در قوه قضائیه به عنوان عضوی از دولت و قوه مجریه فعالیت خود را آغاز نمود، کمیته ویژه مجلس از وی به عنوان عامل اصلی "جنایات" رخ داده در زندان کهریزک نام برده است.
در گزارش كميته ويژه مجلس شورای اسلامی در خصوص حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم که پس از چند ماه عدم انتشار آن به دلایل نه چندان مشخص در صحن علنی مجلس قرائت شد ، سعید مرتضوی دادستان پیشین دادگاه عمومی و انقلاب تهران به عنوان یکی از اصلی ترین و مهمترین متهمان معرفی شده است.

سعید مرتضوی که از وی به عنوان یکی از قدرتمند ترین مقامات قضایی و هوادار سرسخت رهبری جمهوری اسلامی نام برده می شود در طول بیش از یک دهه اخیر بارها و بارها در مظان اتهامات مختلف قرار گرفته اما هر بار با حمایت های مقامات ارشد نظام از هرگونه پاسخگویی به اتهامات مطروحه طفره رفته است.
پیش از این در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، اصلاح طلبان از مصونیت های آهنین سعید مرتضوی و رفتارهای فرا قانونی وی انتقاد می نمودند. همچنین کارشناسان سیاسی نزدیک به آیت الله هاشمی شاهرودی نیز از ناتوانی ریاست پیشین قوه قضائیه در تغییر و یا کنترل سعید مرتضوی و برخی دیگر از مقامات قضایی نزدیک به وی خبر می دادند.
به نظر می رسد آنچه مرتضوی و همکارانش را به جناحی قدرتمند و حتی با اختیاراتی فراتر از روسای قوه قضائیه تبدیل نموده بود، حمایت های رهبر ایران و نزدیکی وی به دیدگاه ها و عمل به دستورات آقای علی خامنه ای بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : زهرا رهنورد ، همسر میر حسین موسوی دو روز پیاپی مورد حمله نیروهای شبه نظامی هوادار دولت قرار گرفت. پیش از این در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ، محمود احمدی نژاد با سخنان و رفتارهای غیر اخلاقی همسر میر حسین موسوی را مورد حمله قرار داده بود که بواسطه آن خشم عمومی جامعه علیه آقای احمدی نژاد افزایش یافت. این در حالیست که تعدادی لباس شخصی نیز در روز 17 آذر برای میرحسین موسوی ایجاد مزاحمت کردند.

محمود احمدی نژاد در جریان مناظره انتخاباتی با میر حسین موسوی در حالی که نتوانسته بود کوچکترین انتقادی به میر حسین موسوی وارد نماید با نشان دادن پوشه ای که در آن برگ های چاپ شده ای قرار داده شده بود از موسوی پرسید زنی را که عکس او در گوشه یکی از اوراق دیده می شد، می شناسد؟ سپس بدون نام بردن از زهرا رهنورد نحوه ثبت نام او را در دوره دکترا و صلاحیت او را برای ریاست دانشگاه مورد سئوال قرار داد.
آقای موسوی در واکنش به اقدام احمدی ‌نژاد مبنی بر نشان دادن مدرک تحصیلی دکتر زهرا رهنورد گفت: "ایشان عکس خانم بنده را می‌گیرد که این کار را کرده است، ایشان مهم‌ترین روشنفکر زن این کشور است و 10سال برای دکترای علوم سیاسی زحمت کشیده که مدارک و اسناد آن موجود است اما سایت‌های مرتبط با شما علیه وی جوسازی کردند. افتخارش این است که هم فوق ‌لیسانس رشته هنر و هم ‌فوق‌لیسانس و دکترای علوم سیاسی دارد."
 
موسوی تصریح کرد: "یکی از مشکلات کنونی کشور این است که معاون اجرایی رئیس ‌جمهور به جای اینکه مشغول حل مشکلات مردم باشد، مشغول رفتن و سر کشیدن به این پرونده و آن پرونده و از این مکان تا آن مکان است تا پرونده‌ای ساخته و به درد امشب بخورد و ما را اذیت کند." وی با بیان اینکه آمده ‌ام تا این روحیه را عوض کنم، گفت: "این حالت پرونده‌ سازی و سیاه کردن پرونده‌ ها را محکوم می‌کنم."
اتفاقات آن مناظره با موج انزجار عمومی علیه احمدی نژاد روبرو شد به نحوی که حتی برخی از جریانات اصولگرا نیز نسبت به آن اظهارات اظهار تاسف شدید کردند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


رادیو دویچه وله: برخوردهای سرکوبگرانه با فعالان دانشجویی از روز ۱۶ آذر همچنان ادامه دارد. دانشگاه‌هایی که تا به حال دراعتراضات شرکت نداشتند هم به حرکات اعتراضی پیوسته‌اند.
آنچه که ۱۶ آذر امسال را از سال‌های پیشین متمایز می‌کرد، تنها در سرکوب شدید دانشجویان نبود. بسیاری از تحلیلگران و ناظران سیاسی بر این عقیده‌اند که بخش غیرسیاسی دانشجویان نیز امسال به این حرکت پیوسته‌اند.
مهدی محسنی، روزنامه‌ نگار و فعال سابق دانشجویی می‌گوید، خواست‌ها‌ی جنبش اعتراضی کنونی، خواست‌هایی فراگیر است به همین علت طیف وسیعی از مردم و دانشجویان را به خود جذب کرده است.
او می‌گوید، هرچند ممکن است خواست‌های این گروه از مردم و دانشجویان با مطالبات فعالان سیاسی متفاوت باشد، اما به عقیده‌ی وی، همین گوناگونی تضمینی برای بقای این جنبش است. 
فایل صوتی این مصاحبه  را در اینجا می توانید گوش کنید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


میرحسین موسوی شانزدهمین بیاینه خود را به مناسبت 16آذر صادر نمود.  به جرات می توان گفت بیانیه های اخیر آقای موسوی همچون پازلهایی هستند که در کنار هم قرار می گیرند و مانیفست جنبش را کامل می کنند.
جملات این بیانیه ها چنان با دقت انتخاب شده است و از چنان لطافت و در عین حال کوبندگی برخوردار است که به وضوح ماهیت جنبش سبز مردم ایران را نشان می دهد. در این نوشتار تنها به نقط چند جمله شانزدهمین بیانیه ایشان بسنده می کنم و در باب این جملات نکاتی را یاداور می شوم.

آقای موسوی می گوید: "آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد ... اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟"
این سوال شاید اصلی ترین پرسشی است که این روزها بسیاری از مسوولان درجه دوم وابسته به جریان اقتدار گرا و حتی نیروهای نظامی از خود می پرسند. چرا داستان تمام نشد؟
آنها که فکر می کردند با سخنان آقای خامنه ای در اولین نماز جمعه پس از انتخابات داستان تمام می شود همچنان متعجبند که نه تنها ان سخنان به ظاهر فصل الخطاب که ، حتی کشتار و سرکوب وحشیانه چند ماه بعد نیز بی اثر بود.
کسانی که فکر می کردند گذر زمان و فشارهای مختلف مردم را خسته می کند ، متوجه شدند که رویاهایشان به کابوس تبدیل شده است. این داستان به این سادگی ها تمام شدنی نیست.

آقای موسوی زیباترین پدیده در روزهای پیش از انتخابات ۲۲ خرداد را "جمع شدن مردم از سلیقه های گوناگون گرداگرد هم" ذکر می کند. مردمی که "برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود."
و این شاید چنان اهمیتی دارد که سنگ بنای نظام سیاسی جدید ایران خواهد بود. حفظ همه سلیقه ها در عین اشتراک در قدرت و اهدافی که برای همگان اهمیت دارد. حضور همه جناح ها و جریانات و نحله های فکری در عین اعتقاد به آزادی ، دموکراسی و مهمتر از آن منافع ملی.
در این شرایط هر کسی که دغدغه منافع مردم و کشور را دارد و برای حضور در قدرت تلاش می کند به رسمیت شناخته می شود و نزدیکی و تقرب به درگاه و بارگاه کسی معیار تعیین دوست و دشمن نیست.

آقای موسوی تاکید می کند که مسئله مردم دیگر انتخابات نیست: "از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود."
این شاید مهمترین بخش بیانیه اخیر مهندس موسوی باشد. دیگر شعار "رای من کجاست؟" مطرح نیست. در این شرایط تنها بازگشت قدرت به مردم مد نظر است.
و این موضوع محقق نخواهد شد مگر تمکین همه نهادها و مقامهای صاحب قدرت در برابر اراده مردم. برای نیل به این هدف بزرگ نیز تغییرات زیادی لازم است. مناسبات سیاسی در ایران باید متحول شود تا هیچ جریان  و گروهی نتواند بزرگی و نظر مردم را نادیده بگیرد.

چندین برابر بیانیه آقای موسوی می توان مطلب و مقاله نوشت. این بیانیه انچنان همه جانبه و حاوی نکات کلیدی است که جای پرداخت بسیار دارد. به واقع باید به همه دوستان توصیه کرد این بیانیه را منتشر کنند و در اختیار همه شهروندان قرار دهند. زبان ساده و صداقت و یکرنگی مهندس موسوی که در نوشتارش متجلی می گردد، این بیانیه را برای همگان قابل فهم می کند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


جرس - مهدی محسنی: در حالی که 16 آذر 1332 موجب شد دانشگاه در مقابل حکومت کودتایی شاه قرار بگیرد، حوادث مختلف سالهای اخیر و خصوصن هجمه های اخیر بر دانشجویان و جامعه دانشگاهی شکاف میان حکومت و دانشگاه را دوباره افزایش داده، بطوریکه در شرایط موجود، دانشگاه را می توان صف اول مبارزه با دولت احمدی نژاد و حامیان وی دانست. ناظران و تحلیلگران سیاسی بر این باورند که 16 آذر امسال می تواند نقطه عطف دیگری در تاریخ مبارزات ضد استبدادی جامعه دانشگاهی ایران قلمداد گردد، از این رو نگرانی حاکمیت از فریاد اعتراضی دانشجویان پنهان نمانده است.

16 آذر 1332؛ حمله دولت کودتا به دانشگاه
در تاریخ 24 آبان 1332 اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور در آذر ماه به ایران مى‏آید. همچنین دو روز قبل از حمله نیروهای نظامی شاه به دانشگاه (14 آذر) زاهدى تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام كرد. از همان روز 14 آذر تظاهراتى در گوشه و كنار به وقوع پیوست كه در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏اى دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت.
 
رژیم شاه براى مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت سفر نیكسون نیروهاى نظامى خود را در دانشگاه مستقر كرد. صبح شانزده آذر، نیروهای نظامی بسیاری در اطراف  دانشگاه مستقر شده بودند. پس از چند ساعت از شروع کلاسهای سربازان به راهنمایى عده‏اى كارآگاه به داخل دانشكده‏ها هجوم ‏آوردند؛ از دانشکده های پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. بین دست گیر شدندگان چند استاد نیز دیده مى‏شد كه به جاى دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كامیون های نظامی كشیده شدند. 
رئیس وقت دانشگاه تهران براى جلوگیری از درگیری ، كل دانشگاه تهران را تعطیل كرد. با این وجود  حضور نظامیان در صحن دانشكده فنى باعث شد كه بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عده‏اى از سربازان، دانشكده فنى را به كلى محاصره كرده بودند. در همین حال دسته ‏اى از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشكده وارد شدند.
 
اكثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهاى جنوبى و غربى دانشكده خارج شوند. در این میان یکی از دانشجویان فریاد زد: "دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!" . هنوز صداى وی خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مى‏خزید و ناله مى‏كرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى با رگبار مسلسل به شدت زخمی شد و پس از 24 ساعت در بیمارستان شهید شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: سرکوب یک گروه شبه نظامی شیعه در یمن موجب شده است که اختلافات میان ایران و عربستان وارد مرحله تازه ای گردد. به نحوی که برخی از آن به عنوان جنگ نیابتی ایران و عربستان در یمن یاد می کنند. در حالی است که بعضی هواداران دولت احمدی نژاد معتقدند مخالفان دولت یمن شیعه نبوده و این درگیری ها توطئه صهیونیسم و یهودیان جهت انحراف افکار عمومی از جنایات اسرائیل است برخی از فعالان یمنی نیز این جنگ را زمینه ظهور امام دوازدهم شیعیان می دانند.
 
سابقه درگیری دولت یمن و شیعیان
در سال 2005، نزدیك به پانصد تن از شیعیان یمن به دست ارتش این كشور کشته شدند. این درگیری‌ها كه از سپتامبر 2004 در یمن آغاز شده بود، که به موجب آن بیش از هزار نفر از شیعیان این كشور کشته شدند. در گیری‌های سال 2004 که  از شدیدترین نوع درگیری‌های نظامی در این كشور بود بین نیروهای حامی "عبدالمالك الحوثی" با دولت یمن و  نیروهای "جیش عدن ابین" كه به كمك نیروهای دولتی آمده‌اند، رخ داد. 

در آن زمان گروه‌هایی در جنوب عربستان كه با شمال یمن و محل استقرار نیروهای الحوثی و استان "صعده" مجاورت داشته‌اند، از استان "ابین" وارد استان "صعده" شده‌اند تا با نیروهای الحوثی نبرد كنند. 
در آن زمان رئیس‌ جمهور یمن پس از پایان ضرب ‌الاجل دو روزه برای تسلیم شیعیان و خودداری آنان از این اقدام، دستور حمله گسترده به مناطق شیعه‌ نشین شمال این كشور را صادر كرد. ژنرال صالح گفت: "این آخرین مهلت بود كه به عبدالملك حوثی و رزمندگان پیرو او برای تسلیم خود و تمام سلاح ‌های سنگین و سبك ‌شان، اعطا شده بود". وی خطاب به شیعیان ناراضی گفت: "اگر تسلیم بشوید به شما اجازه می‌دهم در چارچوب قانون، یك حزب سیاسی ملی تشكیل دهید".

رئیس‌جمهور یمن در اشاره ضمنی به اتهام حمایت برخی كشورهای منطقه از شیعیان شمال یمن، اضافه كرد: "اگر شیعیان مایل به تشكیل حزب باشند باید فارغ از هر گونه گرایش منطقه‌ای، ‌محلی و مذهبی این كار را بكنند".
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: علی لاریجانی ، رییس مجلس شورای اسلامی ایران ، با انتقاد نسبت به گسترش تخریب شخصیت‌های برجسته نظام و انقلاب ، فضای سیاسی کشور را نیازمند نوعی روشن ‌بینی و حقیقت‌یابی دانست. پیش از این نیز رئیس مجلس ایران در مورد وضعیت پیش آمده در پی اعلام نتیجه انتخابات، از جانبداری برخی از اعضای شورای نگهبان از یک نامزد خاص و عدم صدور مجوز برای تجمع قانونی معترضان انتقاد کرده بود.

علی لاریجانی که در مراسم اختتامیه دومین دوره جوایز ادبی جلال آل‌احمد سخن می گفت با انتقاد نسبت به مباحث مطرح شده از سوی برخی از افراد، گفت: "متاسفانه درشت‌گویی در فضای سیاسی کشور ایجاد شده و نسبت‌های ناروا و تحقیرها نسبت به افراد راحت زده می‌شود. این همه تهمت و تحقیر نسبت به آقای هاشمی رفسنجانی با چه انگیزه‌ای زده شد و چه فایده‌ای داشت".
این سخنان در حالی از سوی رئیس مجلس ایران بیان می گردد که وی نیز چندی است از سوی حامیان دولت احمدی نژاد مورد انتقادات شدید قرار گرفته است. حتی حامیان دولت در مجلس تلاش نمودند حداد عادل را به جای علی لاریجانی به ریاست مجلس برسانند که در این راه موفق نبودند.

جایگاه متزلزل لاریجانی در مجلس
هفته گذشته آقای زاکانی یکی از نمایندگان هوادار دولت در جلسه ای دانشجویی مدعی شده بود: از ابتدا نامزد مورد نظر ما برای ریاست مجلس حدادعادل بود ولی اتفاقاتی رخ داد که در نخستین دوره اقلیت مجلس، اصولگرایان سنتی و حتی حامیان دولت به لاریجانی رای دادند و علتش این بود که دوستان حامی دولت احساس کردند که حداد می‌تواند به رقیب آنها در انتخابات تبدیل شود و به همین دلیل حداد در صحن علنی برای ریاست مجلس کاندیدا نشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


امروز لینکی را یکی از دوستان برای فرستاد از سایت به اصلاح خبرنامه دانشجویان ایران که سعی می کند زبان و ادبیان کیهانی را بازتولید و تقلید نماید.
که البته این اقدام بیشتر مطالب این سایت را به طنز و هجو نزدیک کرده است. سایت مذکور بنا به اطلاع در اصل برای فشار و تولید خبر علیه دانشگاه آزاد راه اندازی شده است . هزینه آن نیز توسط چند نفری در دولت احمدی نژاد تامین می گردد.
این سایت در مورد اعتراض آرام دانشجویان در 13 آبان در دانشگاه آزاد اهواز با عنوان "ابهاماتی در مورد آشوبهای 13 آبان" تصاویری را منتشر کرده و به روش سایت گرداب برخی دانشجویان را با دایره قرمز نشان داده است.

اما مضحک ترین بخش خبر، تلاش برای ارتباط دادن اعتراضات به من به عنوان "یکی از سردسته های سبزها در دانشگاه آزاد اهواز" است:
"در پایان شاید اظهارات مهدی محسنی ــ یکی از سردسته های سبزها در دانشگاه آزاد اهواز و از عناصر فعال ستاد دانشجویی میرحسین موسوی در این شهر و نیز دبیر تشکل کانون باصطلاح اسلامی! که 5 سال پیش به دلیل مفاسد اخلاقی نظیر شرب خمر منحل گردید و چندی پیش تحت عنوان خبرنگار فراری از کشور خارج و به آمریکا پناهنده شد- در مصاحبه با راديو فردا وابسته به سازمان سيا که در  آن به عناصر آشوب طلب دلداری و روحيه داده و گفته بود: " ما وقتی با بچه ها در ايران صحبت مي كنيم، وحشتی ندارند و بيشتر مصرند كه در تظاهرات و همبستگی ها شركت كنند.آنها قرار است روز 13 آبان با تصاوير زندانيان شركت كنند!" ، پازل ابهامات موجود درمورد حوادث اخیر را تکمیل نماید."

بخش دوم این گزارش که دقیقن کپی خبر ویژه روزنامه کیهان است. در بخش اول هم که  دروغ های شاخدار زیادی می شود دید. مثلن اینکه من به آمریکا پناهنده شدم و سردسته سبزهای دانشگاه و تعطیلی کانون به علت شمر خمر.
داستان دانشگاه آزاد اهواز ، داستان مفصلی است که باید زمانی شاید بازگو شود اما امروز بیش از هر زمان مسوولان این دانشگاه هستند که دارند هزینه برخوردهای غیر قانونی با دانشجویان سیاسی اصلاح طلب را می دهند و چند دانشجوی تندرو هوادار دولت بلای جان دانشگاه و دانشجویان شده اند و مسوولان را هم تهدید می کنند.

اما این اخبار بیش از آنکه آلوده به دروغ بودنشان ناراحت کننده باشد ، خوشحال کننده است. وقتی که می بینیم پس سرکوب جنبش دانشجویی در سال 82 بار دیگر دانشجویانی پا به عرصه گذاشته اند که فعالیت سیاسی را نیاز و حق خود می دانند.
این دانشجویان همان کاری کردند که ما 6 سال پیش از ان در جریان صدور حکم اعدام برای هاشم آغاجری. در یک همبستگی ستودنی میان دانشجویان و اساتید دانشگاه تعطیل شد تا صدای اعتراض و اتحاد همزمان شنیده شود و این موضوع خشم هوادار دولت کودتا را در پی داشته و به دنبال آسمان و ریسمان به هم بافتن هستند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


جرس - مهدی محسنی : سرلشگر بسیجی حسن فیروزآبادی در سخنانی از روسیه انتقاد کرد که چرا "اهمیت ژئوپولتیک ایران را در امنیت روسیه" در نظر نمی گیرد و "موشکی های دفاعی اس 300 که با تفاهم دو دولت برای اقدامات دفاع از ایران مورد توافق قرار گرفته است، مجوز ارسال دریافت نمی کند." این سخنان در حالی ابراز شد که شش ماه ازآخرین موعد ارسال موشکهای S-300 گذشته و پیش از این خبرگزاری ریا نووستی، به نقل از وزارت خارجه روسیه خبر داده بود با آنکه روسیه با ایران قرارداد فروش سلاحهای دفاعی دارد، اما در حال حاضر در نظر ندارد که موشکهای اس 300 به ایران تحویل دهد.

روسیه : موشک نفروشیم ضرر می کنیم؛ اما فعلا نه 
موضوع فروش موشک های اس 300 از دی ماه 1387 مطرح شد. در ابتدا روسها گفتند اخبار فروش این موشك‌ها به ایران بی‌اساس است. در آن زمان آمریکا نیز مخالف خود را با فروش این تسلیحات نظامی اعلام نمود . از آن زمان تا کنون بارها خبر انتقال این موشک ها به ایران اعلام شده اما هر بار با تکذیب طرف روسی مواجه شده است.

خبرگزاری اینترفاکس روسیه در اسفند ماه 1387 به نقل از یک منبع آگاه در روسیه خبر داد که ارسال نهایی موشک های ضد هوایی اس 300 روسی به ایران ممکن است به تعویق بیفتد. اما مقامات روسیه هیچ اظهار نطر رسمی درباره فروش و ارسال این سیستم ضد موشکی به ایران نکردند و در این زمینه صرفا در محافل خصوصی سخنانی گفته اند.
آمریکا و اسراییل به شدت مخالف فروش این سامانه ضد هوایی به ایران اند. این در حالی است که قرار داد خرید این سامانه ضد هوایی به ارزش 800 میلیون دلار در سال 2005 با روسیه منعقد شده است و گفته می شود ایران مبلغ این قرار داد را در اختیار روسیه قرار داده است.

در آن زمان برخی منابع آگاه دیپلماتیک در روسیه اعلام کردند که ارسال نهایی این سامانه نظامی به ایران تا حدود زیادی به نشست ماه آوریل اوباما و مدودف روسای جمهور آمریکا و روسیه بستگی خواهد داشت. از سوی دیگر در همان زمان برخی منابع دیگر نیز از توافق کلینتون و لاوروف وزرای امور خارجه آمریکا و روسیه در  زمینه تعویق ارسال اس 300 به ایران خبر دادند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


جرس - مهدی محسنی: سعید مرتضوی که در سمت های قضاوت و دادستانی تهران بارها در مورد تعطیلی بسیاری از مطبوعات مستقل ، دستگیری فعالان سیاسی و اجتماعی و در چند پرونده قضایی مهم نامش شنیده شد؛ گرچه پس از برکناری از دادستانی تهران به عنوان معاون دادستان کل کشور منصوب شد، اما از همان زمان شایعات از برخی تلاش ها برای حضور وی در دولت شنیده می شد. در این شرایط خبر می رسد سعید مرتضوی با رایزنی های صورت گرفته به عنوان گزینه قطعی ریاست سازمان تعزیرات حکومتی در نظر گرفته شده است.

سعید مرتضوی کیست؟
تارنمای موج آزادی در گزارشی در مورد سعید مرتضوی می نوسد: "وی در سال ۱۳۴۶ در شهرستان میبد یزد به دنیا آمد و در سنین نوجوانی که همزمان با سال‌های آغازین جنگ بود به نیروی بسیج مستضعفین  پیوست و همکاری خود را با بسیج استان یزد آغاز کرد. در همان سال‌ها بود که مرتضوی از سهمیه بسیج استفاده کرد و در سال ۱۳۶۵  وارد دانشگاه آزاد تفت شد."
 
او همزمان با تحصیل در دانشگاه به همکاری خود با بسیج ادامه داد و در همین حال در قوه قضائیه نیز ابتدا به عنوان سرباز و سپس به عنوان ضابط قضایی  در دادگستری استان یزد مشغول به کار شد. مزتضوی تنها نوزده سال داشت که به عنوان دادیار یکی از شعب دادگاه انقلاب شهر بابک انتخاب شد. 
بعد از گذشت نزدیک به یک سال یعنی در آغاز بیست سالگی بود که او از دادیاری به ریاست دادگاه ارتقا یافت. هیچ گاه معلوم نشد سعید مرتضوی ۱۷ ساله که با سهمیه بسیج وارد دانشگاه شده بود چگونه به تحصیلات خود پایان داد و اینچنین سریع در سیستم قضایی کشور ارتقا پیدا کرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: در حالی که امروز جمعیتی در حدود ده هزار نفر از هواداران دولت، که در میان آنها انبوهی از نوجوانان 13 تا 16 ساله با لباش نظامی دیده می شدند، تحت محافظت ده ها هزار نیروی انتظامی و شبه نظامی در مقابل سفارت سابق آمریکا اجتماع نموده بودند کمی آنسوتر تظاهر کنندگان حامی جنبش سبز علیه "استبداد مطلقه" در ایران شعار می دادند.
 
برای اولین بار طی ماه های پس از انتخابات ، بیشترین حجم شعارهای معترضان متوجه رهبری جمهوری اسلامی ، آیت الله علی خامنه ای بود. این اتفاق در حالی بروز یافت که در راهپیمایی های گذشته محمود احمدی نژاد  و "دولت کودتا" از سوی مردم مورد اعتراض واقع می شدند.

13 آبان و شعارهای تند علیه رهبری
در حالی که پیش از این تظاهر کنندگان با شعارهای تندی را علیه رهبری سر می دادند و در چند مورد عکس های وی را در سطح شهرها با رنگ سبز مخدوش و در یک مورد آتش زدند اما در تظاهرات دیروز تهران هزاران معترض عکس بزرگی از آیت الله خامنه ای  را به زیر کشیدند و لگد کوب کردند.

این اقدام مشابه اتفاقاتی بود که در سی سال گذشته در مورد پرچم برخی کشورهای غربی خصوصا ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در چندین تظاهرات  مختلف رخ می داد. تظاهر کنندگان همزمان با لگدمال کردن تصاویر رهبر ایران علیه وی شعارهای تندی را سر می دادند.

معترضان دیروز در شهرهای مختلف ایران از جمله شیراز ، اصفهان ، رشت ، زاهدان ، کرمانشاه و تبریز ضمن اعلام حمایت از رهبران جنبش سبز ، حکومت ایران را به خاطر مشی سرکوب گرانه اش مورد انتقاد قرار دادند. بیشترین حجم این انتقادات نیز متوجه محمود احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای بود که بر خلاف دفعات گذشته رهبر ایران بیش از پیش مورد سرزنش راهپیمایان قرار گرفت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


عزیزی می گفت "عزت و ذلت با خداست". اما همیشه فکر می کردم این ما انسان ها هستیم که شرایطی را رقم می زنیم که در جایگاه های مناسب و نا مناسب قرار بگیریم.
دو دهه پیش چه کسی فکر می کرد روی در خیابان های تهران روزگاری برسد که فریاد مرگ به جز برای دول بیگانه و منافقان اینبار برای رهبر جمهوری اسلامی ایران طنین انداز گردد.

گرچه شاید پیش از این در حادثه 18 تیر و چند حادثه مشابه چنین تصاویری دیده شد اما این بار چنان این شعار عمومیت یافته است که دیگر کمتر کسی از شنیدن آن تعجب می کنم.
دانشگاه تهران دیروز شاهد فریاد صدها دانشجو بود که معتقد بودند ، جنایات کودتا گران تحت حمایت های رهبری ایران انجام گرفته است. شیراز، اصفهان، تبریز، و رشت تیز همین شعارها شنیده شد.


دیروز اتفاق دیگری افتاد. عکس بزرگ رهبر ایران را به پایین کشیدند و روی آن رژه رفتند. سبز پوشان اینبار به جای پرچم کشورها تصویر کسی را لگدمال کردند یک دهه قبل تصور انتقاد به وی از ذهن کمتر کسی می گذشت.

گرچه اعتقاد دارم مشکل ایران "آیت الله خامنه ای" ، "ولایت فقیه" و "جمهوری اسلامی" نیست. مشکل امروز ایران، درد صدها ساله ی ماست که درمان نشده است.
درد عدالت ، آزادی و برابری. و تا زمانی که جامعه با تمام وجود خود این سه را بخواهد و در راه دستیابی به آن حاضر به پرداخت هزینه باشد، هزینه ای که بسیار متفاوت با هزینه یک انقلاب و تغییر بنیادین نظام حاکم است، ثبات و توسعه حاصل نمی گردد.

به هر حال اتفاقات پس از انتخابات رخدادهای مبارکی بودند که امید می رود به نتیجه آن نیز بهبود شرایط موجود باشد. گرچه در این میان باید برای برخی همچون رهبر ایران متاثر بود که به واسطه اعمالشان اینچنین مورد کینه و نفرت عمومی قرار گرفته اند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  7 نظر |


جرس - مهدی محسنی: در حالی احمدی نژاد دور سوم سفرهای استانی خود را با سفر به استان خراسان رضوی آغاز نمود که همچنان در مورد کیفیت ، فواید و مضرات و انگیزه های دولت از انجام آن میان مخالفان و موافقان کش و قوسهای بسیاری وجود دارد. به نحوی که مخالفت ها موجب شد مسیر اولین سفر احمدی نژاد از استان اصفهان به خراسان رضوی تغییر کند.

مخالفت دیوان محاسبات کل کشور
دیوان محاسبات كشور به دولت اعلام كرد استفاده از بودجه‌های مصوب سالیانه كه در مجلس تصویب می‌شود، برای بودجه سفرهای استانی خلاف قانون است و دیوان محاسبات بر حسب وظیفه مانع تداوم چنین امری خواهد شد. محمود احمدی‌نژاد در طول چهار سال ریاست جمهوری خود در دولت نهم به هر استان دو دور سفر انجام داده و در جریان این سفرها 6100 مصوبه داشته كه منابع آن از محل بودجه‌های استانی تامین شده است. 

در حالی که نمایندگان مجلس به استفاده دولت از اعتبارات بودجه‌های مصوب سالیانه اعتراض كرده‌ و خواستار رعایت دقیق قانون از سوی دولت شدند این اعتراض‌ها نتیجه ای در بر نداشت. اما با آغاز دور سوم سفرهای استانی  محمود احمدی نژاد، وی با قید و شرط‌های قانونی دیوان محاسبات روبرو شده است. 

دیوان محاسبات كل كشور به نماینده‌های مجلس گزارش داد كه اجازه نخواهد داد از بودجه‌های سالیانه مصوب مجلس رقمی به اجرای مصوبات استانی اختصاص یابد. به گفته اعضای كمیسیون برنامه و بودجه مجلس، دولت تنها می‌تواند از بودجه در اختیار رئیس‌جمهور برای تامین اعتبارات سفرهاس استانی استفاده كند.

در بودجه 88 تنها مبلغی معادل 60 میلیارد تومان در اختیار رئیس دولت دهم قرار دارد كه حتی جوابگوی هزینه سفرهای استانی به نحوی که در چهار سال اول انجام شد را  نمی‌دهد.  به گفته یکی از  نمایندگان مجلس هشتم "دلیل اتخاذ این تصمیم این بوده كه بودجه‌های مصوب مجلس كه هر ساله به تصویب می‌رسد برای طرح‌ها و پروژه‌های از قبل تعیین شده است و نباید خرج طرح‌هایی شود كه در بودجه سالانه اعتبار مصوبی نداشته اند".
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


دستگاه قضایی و دادگستری در هر کشور همانند سیستم ایمنی عمل می کند. اگر کارکرد درستی داشته باشد هم می تواند در پیشگیری از تخلفات جرائم موثر باشد و همچنین حس اجرای عدالت و قانونمداری را در جامعه جاری کند.
در ایران رئیس قوه قضائیه توسط رهبری تعیین می گردد. سایر مقامات عالی قضایی همچون دادستان کل کشور و دادستان تهران نیز با نظر رهبر مشخص می شوند.
حال این سوال قابل طرح است در 20 سال رهبری آیت الله خامنه ای ، عملکرد دستگاه قضایی چگونه بوده است؟ده سال ریاست محمد یزدی آنچنان دستگاه قضایی را دچار هرج مرج و فساد نمود که به گفته جانشین وی ، هاشمی شاهرودی ویرانه از ان بر جا مانده بود.
رهبری ایران ، محمد یزدی را به مجمع تشخیص و شورای نگهبان قانون اساسی فرستاد. باید این سوال را مطرح کرد که به چه دلیل کسی که اینچنین به دستگاه قضا ضربه زده بود در دو جایگاه مهم قرار گرفت؟

اما دوران هاشمی شاهرودی نیز تفاوت چندانی نداشت. اگر به عملکرد سیاسی قوه قضائیه نیز بی توجه باشیم که خود حدیث درآور و مفصلی است، آنچه که در سایر ابعاد نیز رخ داد نتوانست شرایط را رو به بهبود تغییر دهد.
زندانها هر روز بیشتر و بیشتر از زندان پر شده است و تعداد اعدام ها روند صعودی دارد و درصد جرایم نیز به همین شکل. فساد و رشوه نیز که در دستگاه قضایی ریشه دوانده.
امروز که رهبری مدعی برخورد با مفاسد اقتصادی و دانه درشت هاست باید پرسید سستی و پلشی و شاید شراکت چه کسانی در این مفاسد باعث شد، برخی اینچنین بی هیج زحمتی از همه مواهب و نعمت ها بهره مند گردند؟
در این بیست سال دستگاه قضائیه به چه کاری مشغول بود؟ رهبر به عنوان منصوب کننده رئیس قوه قضائیه و کسی که بر این قوه تسلط کامل دارد چرا وظایفش را به خوبی انجام نداده است؟

آنچه که امروز در دستگاه قضائی در جریان است و تمامی کمی ها و کاستی و مفاسد بیست سال اخیر مستقیمن به عهده رهبری است. وی باید در تمام این موارد پاسخگو باشد.
این قوه شاید همچون چند نهاد دیگر از مراکز قدرتی است که رهبر نمی تواند برای رفتار و عملکردش بهانه جویی نماید. بهانه جویی هایی که در مورد دولت و مجلس بیان می گردد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


موضوع انتقادات یک دانشجو در جلسه نخبگان با آیت الله خامنه ای به بحث داغ رسانه ای تبدیل شده است. در این مورد گمانه زنی های متفاوتی نیز بیان شده است.
برخی این حرکت را اقدامی شجاعانه در نشان دادن نظرات بخشی از جامعه ارزیابی می نمایند و بخشی دیگر آنرا حرکتی از پیش طراحی شده برای کاهش فشار ها و خشم عمومی نسبت به رفتار آیت الله خامنه ای در انتخابات می دانند.

اما جدای از اینکه کدام حدس به حقیقت نزدیک تر است این واقعیت را نباید نادیده گرفت که عدم انتقاد به رهبری و یا به عبارت صحیح تر عدم انتشار انتقادات به عملکرد رهبری در رسانه های عمومی و برخوردهای حذفی با منتقدان شرایطی را به وجود اورده است که آیت الله خامنه ای و هوادارانش وی را در جایگاهی بری از اشتباه و خطا ارزیابی نمایند.
گرچه بسیار بعید است که رهبر ایران و بخش از هوادارانش نسبت به رفتارها و سیاست هایی که بر اساس منافع سیاسی و نه ملی و بر خلاف قوانین اساسی و موضوعه اتخاذ شده، نا آگاه باشند.
زمان تقدس سازی برای رهبران سیاسی سپری شده است و باید در راه نقادی و فاش گویی گام برداشت تا رویه های غلط گذشته تکرار نشود. این امر در مورد همه رهبران سیاسی ، حتی مخالفان حکومت کنونی ، نیز صادق است.

در اولین قدم از دوستان وبلاگ نویس در بیرون از ایران و دوستانی که در درون کشور با نام مستعار می نویسند دعوت می کند در جنبش نقد رهبری ایران شرکت کنند.
البته اصول نقد و اخلاق نیز باید رعایت گردد و در بیان مسائل و موارد مستندات محکم ارائه گردد تا انتقادات مفید فایده باشد. انتقادات می تواند مفهومی یا مصداقی باشد. در این مورد بهتر است یک موضوع خاص انتخاب و در مورد آن هر چند کوتاه و در چند خط نوشته شود. در این حالت مشخص خواهد شد که دقیقن چه نقد هایی به رهبری ایران وارد است.
لطفن لینک مطالب خود را جهت درج در وبلاگ و جمع آوری انتقادات در یک صفحه ویژه برای من ارسال کنید. اولین مطلب را نیز در باره بزودی منتشر خواهم کرد.
پی نوشت:
» کمی دیر فراخوان مسیح را دیدم و البته نامه او به رهبری. البته منظور من از نقد اشاره به موارد مشخص است و ملموس که هواداران رهبر نیز بتوانند در مورد آنها پاسخ بدهند و دیالوگی برقرار شود.
اما به هر حال انتخاب نحوه و زبان نقد بر عهده خود دوستان.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


روزنامه کیهان در شماره سه شنبه 5 آبان ماه خود در خبری ویژه با عنوان "دستورالعمل های CIA برای ضد انقلابيگری كاملاً خودجوش!" مدعی شده است: "رسانه ها و مهره های شناخته شده سازمان جاسوسی سيا از تدارک خودجوش! برای تحت الشعاع قرار دادن روز تسخير لانه جاسوسی شيطان بزرگ و روز ملی مبارزه با استكبار جهانی خبر می دهند."
این روزنامه حامی احمدی نژاد در ادامه می نویسد: "همزمان راديو فردا وابسته به سازمان سيا به گفت وگو با فاطمه حقيقت جو (عضو فراری فراكسيون مشاركت در مجلس ششم) و مهدی محسنی (از روزنامه نگاران زنجيره ای فراری) پرداخت."

گرچه عنوان "روزنامه نگاران زنجیره ای" موجب افتخار برای اینجانب است و اثبات می گردد که در راه درستی گام بر می دارم اما برادر حسین شریعتمداری در دروغی آشکار و برای اثبات اتهاماتش از عنوان "فراری" استفاده نموده است.
این در حالی است که من با پاسپورت ایرانی از فرودگاه امام خمینی از کشور خارج شده ام و اقامت کوتاه مدت چند ماهه دارم. در این مدت نیز بر حسب وظیفه کاری و وجدان انسانی نسبت به حوادث و وقایع ایران و آنچه بر دوستان زندانیم می گذرد موضع گیری نموده ام.

گرچه این واهمه وجود دارد که هر سخنی و هر مطلبی که می نویسم بهانه ای می شود برای برخورد شدیدتر اما انچه در ایران در حال وقوع است و رنجی که بر فعالین سیاسی و روزنامه نگاران وارد می شود اجازه چنین دور اندیشی هایی را می گیرد.
کیهان که به صرف روزنامه بودنش از ، رسانه کودتا نامیدن آن چندان خشونود نیستم در ادامه می افزاید: "مهدی محسنی هم كه به تازگی از كشور گريخته، از طريق ارگان سيا به عناصر آشوب طلب دلداری و روحيه داد و گفت: ما وقتی با بچه ها در ايران صحبت می كنيم، وحشتی ندارند و بيشتر مصرند كه در تظاهرات و همبستگی ها شركت كنند. آنها قرار است روز 13 آبان با تصاوير زندانيان شركت كنند."

گرچه ایمان دارم "امید" تنها سلاح ما و رمز موفقیت است اما این روحیه و امید را در داخل مرزها باید جستجو کرد. و این همان نکته ای است که امثال شریعتمداری و اربابان قدرتش از آن نا آگاهند.
آنها که در ایران به هر شکل ممکن برای روزگاری بهتر و آزادتر تلاش می کنند نه منتظر سخنان امثال من هستند نه با سخن نگفتن ما از حرکت می ایستند. اتفاقا این ما هستیم که با هر حرکتی و صدایی که از داخل ایران می شنویم جان دوباره می گیریم و آرزو می کنیم بزودی دوشادوش دوستانمان فریاد آزادی سر بدهیم.

حس آزادی خواهی و آزادگی در این کشور آنچنان جاری شده است - و این یکی از دستاوردهای خشونت های کور احمدی نژاد حامیان اوست- که حتی دیگر مجالس نمایشی آیت الله خامنه ای را نیز در بر گرفته است.
و اینها نشانه هایی است برای آنان که می اندیشند و چشمانشان را بر حقایق و وقایع نبسته اند. گرچه که به نظر می رسد به اصلاح رفتار اربابان قدرت در ایران امیدی نیست.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


جرس - مهدی محسنی : خانواده های زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در بیانیه ای اعلام نمودند که روز ششم آبان ماه در اعتراض به شرایط بستگان زندانیشان تجمع اعتراضی برگزار خواهند نمود. خانواده های زندانیان از عملکردهای غیرقانونی و فشارهای شدید مراجع قضایی و امنیتی بر خود و بازداشت شدگان شکایت دارند و اعلام کرده اند در اعتراض به این شرایط تجمع اعتراضی را روز 6 آبان برگزار خواهند نمود.

دستگیری های گسترده و فشار بر زندانیان
در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری که منجر به اعتراض صدها هزار نفر در سراسر کشور و خصوصا تهران شد، بیش از چهار هزار نفر دستگیر شدند که دادگاه حدود ۱۰۰ تن از آنها به صورت جمعی برگزار شده است. برخی اعضای حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، حزب کارگزاران ایران ، جریانات ملی و مذهبی، ادوار تحکیم و مجمع روحانیون مبارز از مهمترین چهره‌های دادگاهی شده حوادث اخیر هستند.

در همین حال برخی از زندانیان سیاسی بر اثر فشارهای درون زندان، بیماریهای قبلی و نا مناسب بودن شرایط راهی بیمارستان شدند. در همین حال همچنان بسیاری از این بازداشت شدگان در شرایط بسیار سخت و دسترسی محدود به اطلاعات و اخبار قرار دارند.
عبدالله مومنی از جمله زندانیانی است که روزهای متوالی را در سلول انفرادی کوچکی موسوم به قبر سپری کرد و خبرهایی از تلاش نافرجام برای خودکشی وی نیز منتشر شد.
همچنین جبهه مشارکت ایران تنها جریان سیاسی است که بیش از۲۰ عضو آن طی چهار ماه گذشته بازداشت شده‌اند. محسن میردامادی، دبیر کل، عبد‌الله رمضان‌زاده، قائم مقام و محسن صفایی فراهانی، سعید شریعتی، شهاب طباطبایی و آذر منصوری از جمله اعضای زندانی جبهه مشارکت هستند. از اعضای بلند‌پایه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی افرادی همچون بهزاد نبوی، تاجزاده و عرب سرخی و ازحزب کارگزاران نیز تعدادی چون عطریانفر، آقایی و خانجانی دستگیر و زندانی شده‌اند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : نمایشگاه مطبوعات امسال در غیاب بسیاری از رسانه های مستقل و منتقد دولت در حالی برگزارشد که تحت تاثیر اتفاقات پس از انتخابات قرار داشت. معترضان چند روز پیش از افتتاحیه این نمایشگاه اعلام نمودند که در این مراسم و همچنین روزهای پس از آن حضوری فعال خواهند داشت. بازدید شخصیت های سیاسی اصلاح طلب نیز حاشیه هایی را به همراه داشت.

افتتاحیه پشت درهای بسته
دو روز پیش از مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات در تهران سایت های خبری نزدیک به معترضان به نتیجه دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران خبر دادند که "سبزها قصد دارند با شعار "رسانه ماییم، توقیف نمی شویم" ، در حمایت از روزنامه نگاران بازداشتی و پاسداشت آزادی مطبوعات با نمادهای سبز، تجمع اعتراضی خود را در زمان سخنرانی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت دهم در مراسم افتتاحیه برگزار كنند."
یک روز پس از اعلام این خبر رسانه ها به نقل از منابع دولتی اعلام نمودند : " زمان بازديد عموم از نخستين روز شانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات و خبرگزاری ها به ساعت 16 روز سه‌شنبه 28 مهرماه پس از اتمام مراسم افتتاحيه رسمي موكول شده است." به این ترتیب دولت از حضور مردم در هنگام مراسم افتتاحیه خودداری نمود.
پس از مراسم افتتاحیه و در روزهای نخست نمایشگاه گزارشها و تصاویر منتشر شده، نشان دهنده اقدامات اعتراضی بازدیدکنندگان نسبت به رسانه های حامی دولت دهم بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : پدر حسین درخشان پس از یکسال سکوت خبری در مورد وضعیت فرزندش در نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضائیه ایران درخواست نمود که فرزندش بتواند از حقوق اشاره شده یک زندانی در قانون برخوردار گردد. نویسنده وبلاگ" سردبیر:خودم "نزدیک به یک سال پیش، پس از بازگشت به تهران بازداشت شد و از سرنوشت او طی این مدت، خبر دقیقی در دست نیست.

درخشان و تحول از نوع احمدی نژادی
حسین درخشان پیش از بازگشت به ایران در سالهای 2006 و 2007 با تبلیغات فراوان دوبار به اسرائیل سفر نمود و مدعی شد که می‌خواهد "اسرائیل را برای ایرانی ‌ها، انسانی کند و به آنها بگوید که آن گونه نیست که تبلیغات جمهوری اسلامی می‌گوید؛ مبنی بر اینکه اسرائیل تشنه خون مسلمانان است". اما زمان زیادی نگذشت که او با تی شرتI love Gaza - من غزه را دوست دارم- اسرائیل را شایسه نابودی دانست.

وی تا سال 1384 خود را نزدیک به اصلاح طلبان ایران می دید . او که طی سالها، بارها بنیانگذار و رهبر فعلی جمهوری اسلامی را با الفاظ رکیک مورد خطاب قرار می داد، در چرخشی ناگهانی عنوان نمود یکی از مهمترین افتخارات عمرش اینست که مراسم عقد وی و همسر (سابق)ش توسط آیت االله علی خامنه ای خوانده شده است.
در اولین سال دولت احمدی نژاد، درخشان در وبلاگش مدعی شد پس از بررسی های بسیار و مشورت با روانشناسان مختلف بر وی مسجل شده است که محمود احمدی نژاد در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته و رفتار و عملکرد حاضر وی نیز به همین دلیل می باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: محمد حسین صفار هرندی که محمود احمدی نژاد تنها چند روز مانده به پایان دولت نهم او را برکنار نمود، در نشستی با عنوان "سوء تفاهم بزرگ" در دانشگاه تهران مدعی شد "در حوادث پس از انتخابابت بسیجی‌ها مقتول صحنه بودند و باید به دنبال قاتل باشیم. "
صفار هرندی که از سال 1372 به عنوان مامور به خدمت از سپاه پاسداران به موسسه کیهان رفت و سالها سردبیر روزنامه کیهان بود، در دولت نهم بر صندلی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زد. وی در این مسئولیت آنچنان ضعیف ظاهر شد، که انتقاد بسیاری از همراهان دولت را نیز در پی داشت، به شکلی که احمدی نژاد پس از انتخابات دوره دهم، این وزارتخانه را یکی از ضعیف ترین بخش های دولت خود خواند.

صفار هرندی ، وزیری برای رسمیت کابینه
در روزهای پایانی دولت نهم و همزمان با صدور حکم معاون اولی ریاست جمهوری برای اسفندیار رحیم مشایی و انتقادات شدید جناح اصولگرای وابسته به کیهان به نظر می رسید نامه آیت الله خامنه ای به محمود احمدی نزاد مبنی بر برکناری رحیم مشایی پایان بخش کشمکش ها باشد.

اما واکنش تند احمدی نژاد به این نامه موجب شد در جلسه هیات دولت محسنی اژه ای ، وزیر اطلاعات و صفار هرندی ، وزیر ارشاد انتقادات بی سابقه ای را علیه احمدی نژاد بیان نمایند. این واکنش ها به بیرون از دولت هم کشیده شد. صفار هرندی در مراسم اختتامیه کنگره طنین ایثار با اشاره ضمنی به رفتار محمود احمدی نژاد گفت: " چه طور برخی از جان خود برای ولایت و حقیقت قربانی ‌شده و می‌شوند، ‌ولی ما نمی‌توانیم از برداشت و خواسته كوچك خودمان بگذریم."
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: پس از دیدار 19 مهر ماه میر حسین موسوی و مهدی کروبی که در حضور خبرنگاران رسانه ها انجام شد، اینبار میر حسین موسوی و سید محمد خاتمی به دیدار یکدیگر شتافتند تا دیدارهای سه رهبر محبوب سیاسی ایران که به عنوان رهبران جنبش سبز شناخته می شوند ، نشانه ای از استقامت و عزمی جدی در راه احقاق حقوق معترضان تعبیر شود.

دیدار کروبی - موسوی ؛ نمایش قدرت سبزها
پس از ماه ها فشار و تهدید کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات ، دیدار مهدی کروبی و میر حسین موسوی به نوعی پاسخ به ماه ها دروغ پردازی و تبلیغات هواداران حکومتی دولت در صدا و سیما ، سایت ها و مطبوعات دولتی و تریبون نماز جمعه قلمداد شد. در این دیدار مهدی کروبی با اشاره به تقلب گسترده در انتخابات و برخی اظهار نظرهای مسوولان قضایی برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه افزود : "صدا وسیما به یک رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می کند، آنها بهتر است راه درست را در پیش بگیرند و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورند."
میر حسین موسوی نیز به دادگاه هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح طلبان برگزار شده بود، اشاره کرد و گفت: "چه نتیجه ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟"

موسوی تصریح کرد: "الان وضع به گونه ای شده است که هیچ کس نمی تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ، ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می کنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند."
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : نام مهدی کلهر برای دومین بار در ماه های اخیر در رسانه های مختلف درج شد. کلهر که اظهاراتش در مورد تعداد کشته شدگان حوادث اخیر و مقایسه آن با تعداد مرگ و میر ها در حوادث جاده ای حاشیه ساز شده بود، این بار به خاطر پناهندگی دخترش به کشور آلمان مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.

کمتر از یک ماه پیش بود که مهدی کلهر در یک برنامه زنده تلویزیونی حاضر شد. مشاور احمدی نژاد در برنامه میزگرد خبری شبکه دوم صدا و سیمای دولتی ایران گفت: "مسائل را بزرگ نكنیم. تعداد كشته شدگان انتخابات در مقایسه با تلفات مرگ ومیر جاده ای ناچیز است. چون سالانه 50 هزار نفر در جاده ها می میرند كه خیلی هایشان هم دكتر و مهندس هستند. مسائل را بی خود بزرگ نكنیم".

چند هفته نگذشت که خبری توجه رسانه ها را به خود جلب نمود. گرچه سعی نمودند این مسئله را "بی خود بزرگ نکنند". نرگس کلهر ، دختر مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد با فیلمی درباره "شکنجه" در جشنواره فیلم حقوق بشر نورنبرگ آلمان شرکت کرد. گرچه واکنش ها به این خبر در ابتدا محتاطانه بود، اما حضور نرگس کلهر با "شال سبز" در مقابل دوربین حنا مخملباف و انتقاد از شرایط امروز ایران، ماجرا را وارد مرحله تازه ای نمود.
این فیلم ساز جوان در این مصاحبه در مورد اختلاف دیدگاه با پدرش گفت : "نباید نسبت به شرایط موجود سکوت می کردم. باید بیان می کردم که من هم عضوی از جمعی هستم که امروز همصدا هستند، حتی اگر اطرافیان من این را نخواهند".

همچنین نرگس کلهر در مصاحبه با بی بی سی فارسی اعلام نمود که از کشور آلمان درخواست پناهندگی کرده است: " به دلیل نگرانی از احتمال برخورد دولت، تصمیم گرفتم درخواست پناهندگی کنم". اما مهدی کلهر مدعی است دختر توسط دشمن اغفال شده و به ابزار تبلیغاتی آنها تبدیل شده است. وی به دخترش توصیه کرد: " ابزار دشمن علیه کشورش نشود و راهی را نرود که بازگشتی در آن وجود ندارد."

نرگس کلهر در واکنش به اظهارات پدرش یادآوری نمود "اگر توسط دشمنان اغفال شده بود، حتما جای بهتری برای ماندن به او داده می شد و دیگر لازم نبود که به کمپ پناهندگان برود".
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


محمود احمدی نژاد و بطور کلی حاکمیت مستقر و صاحب قدرت در ایران گرچه به خاطرمیزان خشونت و ، قانون گریزی و جنایاتی که در پی اعتراضات مسالمت آمیز مردمی مرتکب شده ، شایسته سرزنش و ملامت و تنبیه است اما این حوادث تلخ جنبه های مثبتی نیز داشته است.
آنچه امروز مشاهده می کنیم ، نه تنها عمق یافتن مطالبات مدنی شهروندان که گسترش آن در سطح جامعه نیز هست. گسترشی که روز به روز طبقات بیشتری از جامعه ایران را در بر می گیرد و با جنبش همراه می کند.
گرچه نمی توان انتظار داشت کیفیت این خواست ها در طبقات مختلف مشابه باشد اما مشارکت برخی اقشار و گروه های اجتماعی که تاکنون در طرح مطالبات مدنی ، حضوری نداشته اند بر توان "جنبش نوین آزادی و دموکراسی خواهی" مردم ایران خواهد افزود.
برای اولین بار دانشگاه های مختلف سراسر کشور و حتی برخی دبیرستان ها امروز عرصه اعتراض و کشمکش میان حاکمیت و مردم شده است. حامیان دولت کودتا در مراسم های عمومی مورد شماتت اکثریت مردم قرار می گیرند و بیش از پیش رسوا می شوند. اتفاقاتی منحصر به فرد و موثر که تداوم آنها "دولت و حاکمیت کودتایی" را فرسوده خواهد نمود.
اگر جنبش سبز آنگونه که تاکنون رفتار نموده ، مولفه های مثبت را حفظ نماید و در پی آن نقاط ضعف خویش را مرتفع سازد و با آغوش باز پذیرای نیروهای تازه نفسی باشد که هر روز به این جنبش می پیوندند، پیروزی دور از دسترس نخواهد بود.
همچنان مهمترین سلاح این جنبش "امید" ،"استقامت" و "نفی خشونت" در مبارزه است. باید بدانیم راهی نه چندان کوتاه در پیش رو داریم باید برای طی نمودن آن باید توان خود را بخوبی تقسیم کنیم، و باور داشته باشیم قدرت ما در وحدت ماست.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


جرس - مهدی محسنی: انگلستان به شرکت‌های مالی خود دستور داد تا تجارت با بانک ملت و خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی را متوقف کنند. این اقدام انگلستان پس از تحریمهای مشابهی که ایالات متحده، سال گذشته آنها را وضع نمود، صورت می گیرد. در همین حال هیلاری کلینتون، وزیر خارجه ایالات متحده پس از دیدار با دیوید میلیبند، همتای بریتانیای خود گفت: جامعه جهانی تا ابد منتظر جمهوری اسلامی نمی‌ ماند، تا این حکومت به تعهداتش در مورد برنامه هسته ‌ای عمل کند".

وزارت خزانه‌داری انگلیس در بیانیه ای که در خصوص تحریم های جدید صادر کرده، گفته‌است، علت این محدودسازی برای بانک ملت "ارائه خدمات از سوی این بانک به سازمانی مرتبط با فعالیت‌ های هسته‌ای" است. وی همچنین از "ارسال حواله‌جات مالی از سوی این بانک برای تأمین مالی برنامه هسته‌ای و موشک‌های بالیستیک ایران" سخن گفته‌ است.

همچنین در این بیانیه آمده ‌است: "مؤسسات مالی و اعتباری از این پس نمی‌توانند بدون اجازه وزارت خزانه داری بریتانیا با این دو نهاد وارد داد و ستد جدید بشوند یا به معاملات جاری خود ادامه بدهند".
سال گذشته ایالات متحده نیز تحریم‌هایی بر سه بانک ایرانی ملت، ملی و صادرات اعمال کرد. بانک ملت که پیش از این به ‌طور کامل یک بانک دولتی بود اوایل سال جاری میلادی یک روند خصوصی ‌سازی با هدف فروش ۸۰ درصد سهام خود در مدت زمان دو سال را آغاز کرد.

در مورد خصوصی سازی این بانک و برخی بنگاه های مالی دیگر در ایران نیز حرف و حدیث های زیادی مطرح است. بخش عمده ای از سهام بنگاه های اقتصادی و خدمات در ایران به بخش های اقتصادی نهادهای نظامی و یا شبه نظامی واگذار شده است. برخی کارشناسان اقتصادی این روند را شبه خصوصی سازی و برای بهبود وضعیت اقتصاد ایران بی فایده می دانند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : سردار رجب زاده رئیس پلیس تهران با اشاره به حوادث پس از انتخابات مدعی شد "با درایت از نظام دفاع کردیم، بدون این‌ که یک نفر از آشوبگران را بکشیم". این در حالی است که بر اساس آمار رسمی که توسط رسانه های دولتی منتشر شده است، حداقل 30 نفر از معترضان در اعتراضات پس از انتخابات کشته شده اند.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ که تحت فشار شدید افکار عمومی بخاطر برخورد خشونت بار با معترضان و کشته شدن تنی چند از شهروندان در راهپیمایی ها و همچنین در بازداشتگاه های تحت نظر این نیروها قرار دارد، گفت: "در فتنه های اخیر پس از انتخابات در تهران، همرزمان ما با حجم و گستردگی که توسط فتنه گران برپاشده بود، با درایت و مدیریت، برخورد کردند و جایی که لازم بود با خویشتنداری عمل کردند و جایی که لازم بود با برخورد و قدرت، نقشه آشوبگران را ناکام گذاشتند".

پیش از این نیز رجب زاده مدعی شده بود "هیچ فرد بازداشت شده‌ای در کهریزک بدون حکم قضایی وارد و خارج نشده است و تمامی این افراد حکم قضایی داشته اند. همچنین نیروی انتظامی در جریان کوی دانشگاه نقش منفی نداشته است".
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : آیت الله علی خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنانی در سفر به استان مازندان گفت: " با معیار عكس العمل خشمگینانه یا شادمانه بیگانگان در مقابل حوادث و رویدادها در بسیاری از موارد، می ‌توان اشتباهات را دریافت و جبران كرد". پیش از این نیز رهبر حکومت اسلامی واکنش ها و موضع گیری های "دولت های بیگانه" را ملاک سنجش و عملکرد گروه ها و مسئولین سیاسی دانسته بود.
رهبر ایران این پند قدیمی که "هر چه دشمنت می گوید بر خلاف آن عمل کن" را به یکی از مهمترین معیارهای رفتاری خود تبدیل کرده است. گرچه در برخی موارد نیز به صلاحدید از این سیاست عدول کرده اند. عدولی که در اکثر مواقع شامل حال حامیان ایشان شده است.

هدیه ای برای اسراییل
چند ماه پیش از انتخابات، گزارشی از کنفرانس ایپاک ، لابی قدرتمند یهودیان در آمریکا، با عنوان "سخنرانان آیپاک، احمدی نژاد را هدیه ای برای اسراییل می دانند" توسط فیلیپ وایس، روزنامه نگار "آنتی صهیونیست" آمریکایی منتشر شد. در این گزارش به نقل از ایلان برمن ، معاون شورای سیاست گذاری آمریکا تأکید شده بود "که احمدی نژاد هدیه و لطفی است که بر ما ارزانی شده است. اگر مردم ایران، احمدی نژاد را در انتخابات ماه آینده به ریاست جمهوری ایران برنگزینند، موقعیت آیپاک در زمینه تبلیغ علیه سلاح های اتمی ایران آسیب خواهد دید".
وی در ادامه سخنان یادآور شده است: "علی خامنه ای، مسئول سیاست دفاعی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است و احمدی نژاد، بسیار زیاد در خط او قرار دارد. چهار تا پنج سال است که سخن از توانایی ها و عدم توانایی های احمدی نژاد می رود. او هدیه ای است که ما به حفظ و نگاهداری آن نیازمند هستیم".
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای فراكسیون روحانیون اصولگرای مجلس از فعالیت برخی محافل و رسانه‌ها برای ایجاد و تعمیق تفرقه در جامعه و القای اختلاف میان مسوولان نظام ابراز تاسف كرد و گفت: "برای تحقق وحدت و همبستگی ملی در جامعه، باید ریشه‌ها و عوامل ایجاد و القای اختلاف به طور واقعی شناخته شده و با آن مقابله شود."
در همین حال خبرگزاری فارس به نقل از یکی از اعضای شورای مركزی تشکل اصولگرای جامعه اسلامی مهندسين نوشت: "ولايت فقيه خواسته عموم ملت ايران است و هرگونه وحدتی، بايد با محوريت رهبری باشد تا به بن بست نرسد".
در حالی که آیت الله علی خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی در نماز عید فطر تاکید کرد که "فضای جامعه‌باید به فضایی برگردد که برادری، وحدت و یکپارچگی در آن باشد و فضای امروز که فضای تهمت، سوء ظن و بدگمانی است، رخت بربندد." رئیس مجلس خبرگان رهبری در اولین نشست این مجلس پس از انتخابات از طرحی خبر داد که در جهت "ایجاد وحدت و همدلی و رفع اختلافات" در دست تهیه است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: با شروع سال تحصیلی دانشگاه های ایران ، موج تازه ای از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه های بزرگ و مهم ایران آغاز شده است. در اتفاقی نادر، دامنه این اعتراضات به دانشگاه های غیر دولتی و برخی مراکز آموزشی که پیش از این سابقه اینگونه اعتراضات را نداشتند، کشیده شده و به موازات این رخدادها، مسوولان نظامی و امنیتی نسبت به تداوم اعتراضات به دانشجویان هشدار داده اند. به نظر می رسد در این شرایط اقدامات حکومت از هشدار فراتر رفته و برخورد گسترده و سازماندهی شده با دانشجویان دردستور کار حاکمیت قرار گرفته است.
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه ها گفت که در مقابله با نا آرامی های احتمالی در دانشگاه ها واکنش نشان دهند و منتظر فرمان مافوق نباشند. در همین از دانشگاه های مختلف خبر می رسد که روند برخورد و احضار دانشجویان افزایش یافته است.
در تازه ترین اتفاق چند تن از فعالان دانشجوئی دانشگاه های اصفهان، بابل، تربیت معلم تهران، چهارمحال بختیاری، شهید بهشتی، شیراز، امیر کبیر، رازی کرمانشاه، قزوین، علم و صنعت، مازندران و دانشگاه تهران به کمیته های انضباطی و یا نهادهای امنیتی احضار شده اند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: خبرگزاری های دولتی ایران در مورد برنامه سفر البرادعی، مدیر کل آژانس انرژی اتمی به تهران نوشتند : "وی درباره همكاري‌هاي بيشتر، نحوه همكاري‌ها و همچنين شيوه بازديد از تاسيسات غنی سازی "فردو" بحث و تبادل نظر خواهد کرد." اما همزمان با ورود البرادعی به تهران ، روزنامه نیویورک تایمز گزارش محرمانۀ این آژانس را در مورد دانش کافی ایران برای تهیۀ بمب اتم منتشر کرد.
نیویورک تایمز این گزارش را چند ساعت پس از ورود البرادعی به تهران، به روی سایت اینترنتی خود قرار داده و در آن مدعی شده است که مدیر کل آژانس انرژی اتمی در گزارش خود تاکید کرده است که دانش و اطلاعاتی که ایران در اختیار دارد، این کشور را قادر به ساخت بمب اتمی می کند.
بر اساس این گزارش، برنامۀ نظامی ایران جهت ساخت بمب اتم از سال ٢٠٠٢ آغاز شده و تاکید می کند که ایران قطعاً از"اطلاعات و دانش خارجی" تغذیه شده است. به نوشتۀ این گزارش، برنامۀ دستیابی به بمب اتم تحت نظر وزارت دفاع ایران دنبال می شود و بر توسعۀ موشک های نوع شهاب برای توانایی حمل کلاهک هسته ای تاکید دارد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: از زمان حضور محمود احمدی نژاد در شهرداری تهران، در مورد رفتار و گفتار وی، نظرات و قضاوت های مختلفی وجود داشته است. بسیاری نیز سعی نموده اند از جنبه های متفاوت شخصیت وی را تحلیل کنند. اما آثار مخرب شخصیت احمدی نژاد تا جایی پیش رفته است که علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس معتقد است رفتارهای احمدی نژاد و "فرقه" حامی او در دولت می توان عواقب سوء بسیاری داشته باشد.
علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس هشتم طی گفتگوی مفصلی با روزنامه "تهران امروز" به نکات مهمی پیرامون دولت و خصوصیات فردی احمدی نژاد اشاره کرده است. در این مصاحبه وی مدعی شد: "من می‌خواهم بگویم [در انتخابات ریاست جمهوری دهم] بین جریان اصولگرای منتقد دولت و اصولگرایان حامی دولت هم این شکاف‌رو‌به‌گسترش بود. اگرچه اکثر اصولگراها در نهایت به ‌آقای احمدی‌نژاد رای دادند، ولی این یک نوع رای دادن اضطراری بود و بسیاری از آنها با چشم گریان به‌ایشان رای دادند و در دل خودشان راضی نبودند. در واقع شخصیت خاص آقای احمدی‌نژاد که در مناظره‌ها بیشتر بروز کرد، به‌ گونه‌ای بود که اختلافات را تشدید می‌کرد."
مطهری، احمدی نژاد و اطرافیانش را "فرقه ای" خواند با عقاید خاص خودشان و افزود:"ببینید، من قبل از انتخابات هم این مطلب را گفتم که آقای احمدی‌نژاد یک کاندیدای مستقل است و نماینده جریان اصولگرایی نیست. همان‌طور که در سال 84 هم ایشان در واقع نماینده جریان اصولگرایی نبودند. در آن دوره نیز وی برخلاف نظر اکثریت اصولگراها و به‌ویژه سران جریان اصولگرایی وارد صحنه شد. با تمهیداتی هم که از قبل چیده بود و ارتباطی که با مساجد و توده مردم برقرار کرده بود، بالاخره رای آورد."
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس- مهدی محسنی: "در حالی که رسانه های دولتی در ایران با عناوین کلی چون " گفتگوهاي ژنو موفقيت‌آميز بود" و "ايران هرگز از حقوق مسلم خود دست بر نمي‌دارد" ، رسانه های غربی با احتیاط از برخی توافقات با ایران خبر می دهند. در همین حال مذاکرات دو جانبه ایران وآمریکا نیز خبر ساز شده است."

تعهدات ایران و تردید غربی ها
خاویر سولانا ، مسئول امور سياست خارجى اتحاديه اروپا گفت: "طرف‌های مذاکره توافق اصولی کرده‌اند، اورانیومی که در ایران با ضریب پایین غنی‌سازی شده است، برای غنی‌سازی بیشتر به کشورهای دیگر حمل شود". این پیشنهاد از سوی ایران طرح و با استقبال کشورهای غربی روبرو شده است.
این سخنان در حالی از سوی سولانا ابراز می گردد که پیش از این ایران هرگونه گفتگو در مورد غنی سازی اورانیوم در کشوری ثالث را رد کرده و احمدی نژاد به صراحت از بسته شدن پرونده مذاکرات هسته ای سخن گفته بود.
سولانا همچنین مدعی شد که ایران به کشورهای غربی تعهد داده است که در زمینه بازرسی از تاسیسات هسته ای قم همکاری کاملی نماید. وی اضافه نمود: "قدرت هاى جهانى انتظار دارند كه ايران تا دو هفته آينده به بازرسان آژانس بين المللى انرژى اتمى اجازه دهد تا از تاسيسات غنى سازى اورانيوم در قم بازديد كنند".
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی: خبرگزاری فارس در تهران به نقل از روزنامه واشنگتن پست نوشت "مقامات آمریكایی برای برگزاری نشستی دو جانبه با نمایندگان تهران در حاشیه مذاکرات هسته ای تلاش می نمایند" ، همین روزنامه آمریکایی از مجموعه اقدامات تنبیهی و تحریم هایی که دولت آمریکا در صورت شکست مذاکرات با ایران، آنها را به اجرا خواهد گذاشت ، خبر داد.
خبرگزاری فارس در گزارشی به نقل از واشنگتن پست مدعی شد: "یكی از مقامات آمریكایی كه به دلیل حساسیت موضوع مذاكرات پنجشنبه خواست نامش فاش نشود، گفت كه دیدار پنجشنبه فرصتی برای ابراز نگرانی‌های ما خواهد بود. گفت‌وگوهای روز پنجشنبه می‌تواند مذاكراتی عمیق و اساسی بین دو كشور ایران و ایالات متحده آمریكا باشد كه 30 سال است با یكدیگر روابط رسمی ندارند."
از سوی دیگر رادیو فردا به نقل از واشنگتن پست می نویسد "به خاطر الزامات عملی، تحریم های جدید در چهارچوب مجازات هایی که در دوران ریاست جمهوری جورج بوش به تصویب رسید، تنظیم خواهند شد که هدف اصلی آن بانک ها و خطوط کشتیرانی ایران است".
به گفته مقامات آمریکایی آنها به جای وضع تحریم های جدید در نظر دارند در چهارچوب همان تحریم های مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد، از جمله قطعنامه ۱۷۳۷ اقدامات شدیدتری را به اجرا گذاشته و از کشورهای دیگر بخواهند که با سختگیری بیشتری آنها را اعمال کنند. به نظر می رسد گرچه ایالات متحده امریکا سعی می نماید باب مذاکره را با مقامات ایرانی باز نماید، اما در عین حال از تقویت اهرم های فشار بر ایران نیز غافل نیست.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


جرس - مهدی محسنی : "در شرایطی که محمود احمدی نژاد پیشنهاد کرده است که مذاکرات کشورش با پنج عضو دائمی شورای امنیت و آلمان، تا سطح سران ادامه یابد، محمد البرادعی ، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام نمود ایران مقررات آژانس را نقض کرده است."
سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ایران پيش از عزيمت به ژنو براي گفت و گو با گروه 1+5 با بيان اينكه با يك نگاه مثبت و با حسن نيت وارد گفت‌و‌گوها خواهيم شد، گفت: "نگاه ما به اين گفت و گوها راهبردي، درازمدت و مبتني بر همكاري است".
وی اضافه کرد : "اين گفت و گوها يك فرصت و آزمون است و ما با حسن نيت، نگاه مثبت، راهبردي و درازمدت وارد گفت و گوها مي‌شويم و اين به نوع تعاملي كه با نگاه ما صورت گيرد، بستگي دارد. "
در همین حال احمدی نژاد با طرح این موضوع که اين مذاكرات موقعيتي استثنايي براي چند كشور اروپايي و دولت آمريكا است كه شرايط خود را تغيير داده و نحوه تعامل خود با ملت‌ها را اصلاح كنند، گفت: "ما يك ساختار اجرايي مذاكرات پيشنهاد كرده‌ايم كه بر اساس آن سه كميته تخصصي تشكيل خواهد شد. اين كميته‌ها تصميمات خود را پس از تصويب به شوراي نمايندگان كشورهاي مذاكره‌كننده ارجاع داده و سپس مصوبات آنها به مجمع سران كشورها منتقل خواهد شد".
گرچه به گفته احمدي‌نژاد مصوبات مجمع سران كشورها به عنوان يك تعهد جمعي تلقي خواهد شد، اما اجرایی شدن این پیشنهاد به توافق شش کشور دیگر منوط خواهد بود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


در شرایطی قرار گرفته ایم که حتی دانشگاه هایی که پیش از این صدای کوچکترین اعتراضی در آنها شنیده نمی شد به تحرک در آمده اند فریاد «دولت کودتا استعفا ، استعفا» و همچنین «مرگ بر دیکتاتور» شنیده می شود.
این معجزه ی انتخاباتی است که احمدی نژاد در ان مدعی کسب 63 درصد آرا شده است. گرچه حاکمیت فکر می کرد که هرچه دروغ بزرگتر باشد قابل باورتر است، اما بزرگی این دروغ آنچنان بود که حتی هوادارن اندک حاکمیت نیز باورش نکردند.
احمدی نژاد و مدافعانش در درون حکومت امروز حتی از حمایت نزدیک به 30 درصد رای دهنده خود نیز برخوردار نیستند. تنفر عمومی این افراد را نیز در بر گرفته است.
گرچه احمدی نژاد سعی نمود با اعلام خبر آزمایشگاه فعالیت هسته ای مخفی افکار عمومی جهانی را از مسئله انتخابات و عدم مشروعیت دولت خود منحرف نماید اما معترضان به حاکمیت با تحرکات هوشمندانه خود این ابتکار عمل را نیز خنثی نمودند و اعتراضات دانشجویی بار دیگر در صدر اخبار قرار گرفت.
حامیان دولت کودتا اما برای خروج از این بحران در پی بحران آفرینی های دیگری هستند. از سویی فارس به نقل از نماینده مشهد در مجلس موسوی را تهدید می کند که اگر اعتراضات دانشجویی ادامه یابد ، عواقب ان متوجه وی خواهد بود.
از سوی دیگر خبر می رسد که احمدی نژاد به مشایی ماموریت داده است تا بحث تعطیلی دانشگاه ها در تهران و حتی سراسر ایران را پیگیری و به اجرا بگذارد.
هر دو این حرکات و اقدامات می تواند آتش خشم معترضان را شعله ور و سرعت سقوط دولت غیر قانونی و حاکمیت مدافع آنرا افزایش دهد.
جالب آنکه کودتا گران حتی به راه حل های غیر قابل قبول و بسیار محافظه کارانه برخی اعضای مجمع تشخیص که حتی محافظه کاران معترض به نتیجه انتخابات و رفتار سرکوبگرانه حاکمیت پس از آنرا نیز راضی نمی کند، نمی پذرند و طراحان اصولگرای آنرا مورد انتقاد قرار می دهند.
اینها همه نشانه هایی از سقوط و سیر قهقرایی دولت کودتا و حامیانشان هستند. درست شبیه لامپی که چند لحظه به سوختنش نمانده و نوری خیره کننده ای را تولید می کند و پس از آن برای همیشه خاموش می گردد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


آنچه دیروز در دانشگاه تهران اتفاق افتاد همچون سایر تحولات پس از انتخابات در نوع خود منحصر به فرد بود. با وجود حجم گسترده ای از تهدید ها علییه دانشجویان، تعلیق و احضار فعالین دانشجویی و محرومیت از تحصیل برخی قبول شدگان ، بار دیگر فریاد اعتراض در دانشگاه های ایران طنین انداز شد.


گرچه طنین صدای «مرگ بر دیکتاتور» در دانشگاه تهران تازگی ندارد اما پس از کودتای انتخاباتی حاکمیت علیه مردم این شعار معنای منحصر به فردی یافته است. این فریاد ها پایه های لرزان دولت کودتا را نشانه می روند و از حوادثی خبر می دهند که جامعه این روزها آبستن آن است.
می توان پیش بینی نمود نه تنها این فریاد ها از دانشگاه تهران که بزودی از دیگر دانشگاه های سراسر کشور شنیده شود. فریاد هایی که با همراهی و هم صدایی جامعه نیز تقویت خواهد شد.
گرچه کودتاگران می اندیشند که با تجهیز بسیج و تشکل های همسو به ادوات سرکوب می توانند جنبش دانشجویی را سرکوب نمایند اما پویایی این جنبش از یکسو و درجه بالای نامشروعی حاکمیت از سوی دیگر مانع سکوت دانشجویان شده است.
دیروز در دانشگاه تهران اولین کلاس کار آموزی دانشجویان جدید الورود برگزار شد. آنان یاد گرفتند که باید به انچه قبول ندارند اعتراض کنند. آنان همراهی و هم صدایی را آموزش دیدند و برای مبارزه ای طولانی آماده می شوند.
این تجربه بارها و بارها تکرار خواهد شد و جنبش از درون خود نسل جدیدی را متولد خواهد کرد. نسلی که تغییرات بنیادینی را رقم خواهد زد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


خبرگزاری ها، روزنامه ها و به طور کلی رسانه های هوادار محمود احمدی نژاد روزانه به شکل مستمر حجم گسترده ای از دروغ های مختلف را تولید و منتشر می نمایند.
دروغ هایی که منحصر به رقبای سیاسی و مخالفان داخلی آنها نمی گردد. این دروغ ها گاهی ابعاد بین المللی دارد و سیاست خارجی را نیز در بر می گیرد.
گرچه اینگونه دروغ پردازی ها برای نظام های خودکامه و غیر دموکراتیک چندان عجیب نیست اما در دنیای امروز و با وجود امکان دسترسی آسان به اطلاعات صحیح ، این روشها کارایی خود را از دست داده است.
موضوع آن زمان جالب توجه و با اهمیت تر می شود که این دروغ ها تحت عنوان «نظام اسلامی» ، «ارزشهای اسلامی» و «حکومت علوی» صورت می پذیرد.
بیش از هر زمان دیگر درستی این جمله علامه طباطبایی ثابت می شود که: «انقلاب یک شهید داشت، آنهم اسلام بود!».
حاکمیت ایران در این روزها بیش از هر زمان دیگری دچار نوعی افسردگی و ترس است. حجم بالای تولید دروغ نیز به همین دلایل عارض شده است.
بیماری که عقل و منطق را تعطیل می کند و سخنانی را بر زبان متصدیان حکومت جاری می سازد که بجای تسکین آلامشان ، سوهان روح و روانشان می گردد.
پرخاشگری ها اخیر مسوولان حکومت اسلامی نیز حکایت از عدم تعادل روانی آنها دارد. در این شرایط است که باید مراقب بود که این عدم تعادل آثار و تبعات مخربی برای کلیت کشور و منافع ملی ما نداشته باشد.
اگر این رفتارها با ماجراجویی های سیاسی -به عنوان مثال آنچه این روزها در جریان پرونده هسته ای ایران در حال وقوع است- همراه گردد ، زیان ان همه شهروندان ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
در این شرایط خطیر به واقع به آنان که در حکومت ایران موثرند امیدی نیست. یا کهولت سن و زائل شدن عقل و یا قدرت طلبی و نابینایی سیاسی از آنها افرادی فاقد اثر و یا خطرناک ساخته است.
برای تغییر این شرایط و رفع خطر و کاهش هزینه هایی که بر جامعه تحمیل می گردد باید منتقدان ، مخالفان و اپوزیسیون پیش قدم گردد.
گرچه در این راه هزینه هایی به فعالین مخالف تحمیل خواهد شد و شاید حفظ چهارچوب های موجود به شکل فعلی -که اتفاقن بیماری و نارسایی آن نیز به اثبات رسیده است- ممکن نباشد. اما مطمئنن از هزینه های مخربی که گذر زمان می تواند در پی داشته باشد جلوگیری و یا آنها را کاهش خواهد داد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


این مطلب فرشته قاضی شاید سخن بسیاری از ما باشد که حنیف را می شناسیم. تو که چون ده ها جوان مقاوم دیگر مایه افتخار  و آبروی مایی. همانند محمدرضا جلایی پور ، حمزه غالبی و شهاب الدین طباطبایی:

یادم هست حنیف را نتوانسته بودند پیدا کنند و پدرش، علی مزروعی که نماینده مجلس بود پسرش را تحویل داد تا هم به قانون احترام گذاشته باشد و هم بگوید که پسرش آقازاده ای نیست که متفاوت از دیگر فرزندان وطنش باشد. آقا زاده ای متفاوت از سایر آقازاده ها که همچون سایر فرزندان آزادیخواه کشورش، زندان رفت، شکنجه شد و اکنون آواره غریبی است در سرزمین خود، اما از پای ننشسته و می نویسد و اطلاع رسانی می کند و افشا می کند کودتا چیان را برای ثبت در تاریخ سرزمین اش.
 

اما او اکنون بی تاب شنیدن صدای تپش قلب جنینی است که در بطن همسرش زندگی را آغاز کرده، او تشنه شنیدن صدای همسر نازنینی است که زندگی اش با حنیف با زندان او آغاز شده و با در به دری و آوارگی اش همراه و من خوب می فهمم فرنوش اکنون چقدر نیازمند حضور حنیف است و همراهی او .

حق داری حنیف جان، هیچ معلوم نیست این روزهای در به دری کی به اتمام می رسد اما در مصاحبه ای گفته بودی که بین عشق و آزادی، تو عشق را ترجیح میدهی. یادت هست حنیف؟ آن موقع همه می گفتند حنیف در تدارک ازدواج است و تازه عاشق شده وگرنه آزادی را بر عشق ترجیح میداد و این روزها اما تو افسوس میخوری که کاش خود را معرفی کرده بودی و در بند بودی اما اینگونه دربه در و دور از عشق و کودک در راهت نبودی.
تو عشق را انتخاب کردی و همین عشق، تو را این روزها در به در کرده است. عشق به سرزمین ات، عشق به هم وطنانت و عشق به آزادی.

خود را ملامت می کنی که اگر خود را معرفی میکردی شاید این روزها آزاد می شدی و در کنار عزیرانت. اما فراموش می کنی نقش بزرگی را که این روزها بر عهده گرفتی و آبرویی را که یک تنه از کودتا چیان بردی.
میدانم که 80 روز است صدای فرنوش را نشنیده ای. میدانم که 90 روز است پدر، مادر و سایر عزیزانت را ندیده ای و میدانم که دلت گرفته است از این غربت در کشورت، اما این را نیز میدانم نقشی که تو این روزها رقم زدی با تمام این سختی ها و تلخی ها، نقشی جاودانه ای است در تاریخ ایران زمین.

میدانی حنیف، وقتی شادی صدر فهمید که دخترکی در راه دارد گریه کرد و همه مبهوت این گریه که از شادی است یا غم. اما او از غم به دنیا آوردن دخترکی بی گناه در سرزمینی که سهم زن از زندگی هیچ بود، گریه میکرد. اما همین کودک نیامده او را مصمم ساخت تا برای بهبود وضعیت زنان و دخترکان کشورش مصمم شود و اکنون یکی از با افتخارترین فعالان حقوق زنان کشورش است. او زندگی خود را گذاشت تا زندگی دخترکش و دخترکان من و ما را بهبود بخشد و تو حنیف جان، دخترکت در راه است و تو تمام تلاش خود را می کنی تا زندگی کودکت و کودکان من و ما رنگی دیگر به خود گیرد؛ تا فرشته در راهت در سرزمینی چشم بگشاید و بزرگ شود که نخبگانش را به بند نکشند و سهم او از آزادی همانی باشد که لایقش است نه همانی که حکومت جبر برایش جیره می بندد.

به کودکت فکر کن و به کودک من و کودکان ما که تو هزینه آینده ای آزاد توام با عشق برای آنان را می پردازی و بدان که این فرشته نیامده، عاشق پدری خواهد بود که در به در و آواره، تاریخ سرزمینش را برای او رقم میزد.
سرت را بالا بگیر برادر نازنینم که اگر عشق را ترجیح نمیدادی ممکن بود چون سایر آقازاده ها، اکنون بر مقام و منصبی نشسته باشی. تو متفاوت بودی و به خاطر همین تفاوت، در کشور خود آواره ای و چه حرمتی دارد این آوارگی تو و بی تابی های عاشقانه ات.

می گذرد این ایام و کودکان ما در سرزمینی با عشق، توام با آزادی که ارمغان رنج های این روزهای تو و سایر برادران و خواهران هم وطنم است، نفس خواهند کشید.

 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


حسین خبر می دهد که حمزه را پس از بیش از شصت و چند روز انفرادی آورده اند قرنطینه. چند ساعتی نمی گذرد که خبر می دهند به انفرادی بازگردانده شده.
سعید از شهاب می گوید که بی تاب فرزند کوچک اش است و هر روز که نمی بیندش انگار سالی بر او می گذرد. دلم می گیرد. به عکس شهاب توی بیدادگاه و خیمه شب بازی عوامل کودتا خیره می شوم.
دوستان می پرسند دیار فرنگ خوش می گذرد، با خودم فکر می کنم چه باید جواب داد. اینجا انگار برلین نیست. اکثر این 70 روز را خانه نشین بوده ام.
حس می کنم پشت دیوار اوین هستم. کنار خانواده هایی که فریاد الله اکبرشان داد تظلم خواهی است که شاید تنها گوش پروردگار شنونده آن باشد.
به دوستان در بندم فکر می کنم. شهاب و حمزه که متهمند که عاشق کشورشانند و برای آزادی و سربلندی آن تلاش می کردند. برای رهایی ایران از نالایقی و تحجر.
به هم حزبی هایم اسیرم فکر می کنم و اگر برخی این روزها به شدت به این عبارت «هم حزبی» آلرژی دارند بگذار من بر آن بیشتر تاکید کنم.
در تهران ، کیهان و نوچه های حسین شریعتمداری برچسب بارانمان می کنند و اینجا هم فسیل های و ماموت های پر مدعا و کم سواد به اصطلاح مبارز. یاد سخن شهید همت می افتم که می گفت «هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتيم ، برچسب بارانمان کردند. حالا روزی ده برچسب دشت می کنيم».
دلم تنگ است برای همه انهایی که امروز در بندند. برای عبدالله رمضان زاده ، سعید شریعتی ،محمدرضا جلایی پور ، صفایی فراهانی ، عرب سرخی ، تاج زاده ، ابطحی ، عطریانفر ، مبردامادی ، حجاریان ، بهزاد نبوی و همه اسرای سبز جنبش آزادی.
زمان سحر نزدیک شده است و با خودم زمزمه می کنم : اللهم فک کل اسیر.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


حداد عادل در سخنانی مدعی شده است : «افرادی اين روزها هستند كه مكرراً دم از حضرت امام خميني (ره) می زنند و به او متمسک می شوند ولی اين یک پوششی برای تمرد از دستور امام حاضر با تمسک به امام راحل است.»
در سخنان حداد عادل دو نکته و شاید ابهام مهم وجود دارد. اول انکه انان که مکررن از امام دم می زنند آیا پیش از این اینگونه نبوده اند و در شرایط فعلی به ایشان و منش شان متوسل شده اند؟
سابقه و سیاق موسوی و کروبی که بر این امر دلالت دارد که همیشه نه تنها خود را مفتخر به همراهی و ارادمندی نسبت به امام می دانسته اند که این رابطه تا زمان حیات امام دو سویه بوده است.
از سوی دیگر نوع رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی با آیت الله خمینی و درجه نزدیکی و هم نظری ایندو قابل توصیف نیست. در حالی که آیت الله خامنه ای از این نظر در شمار نزدیکان درجه اول امام همچون حاج احمد آقا ، آیت الله هاشمی قرار نمی گیرد.
از سوی دیگر باید بررسی نمود که اتفاقاتی در جریان است که اینگونه نزدیکان آیت الله خمینی را به واکنش علیه رهبر فعلی ایران مجبور نموده است.
چرایی این ماجرا علت تمسک به راحل برای نفی رهبر حاضر است. شروع این ماجرا نیز به پس از انتخابات مربوط نمی شود. این ماجرا ادامه همان روندی است که آیت الله توسلی را انچنان متاثر نمود که جان به جان آفرین تسلیم شد.
و حتی شاید سالها پیش که آیت الله طاهری امام جمعه آن زمان شهر اصفهان در نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای از مظالمی گله کرد که بر اثر عملکرد ایشان ظهور و بروز و شاید شدت یافته بودند.
اما اوج این ماجرا از ان هنگام آغاز شد که رهبر ایران بی پروا همه خطوط قانونی را در نوردید و در جهت تحقق رویای در اختیار داشتن تمام ارکان نظام گام برداشت. رویایی که با کابوس اعتراضات عمومی همراه شد.
انچنان این اعتراضات نیز دامنه دار شده است که برای اولین بار ، جمعی از روحانیون ، آیات عظام تقلید ، نمایندگان پیشین مجلس و فرهیختگان و دانشگاهیان نامه می نویسند و عزل رهبری را از خبرگان می خواهند.
در همین حال حاکمیت کودتایی امروز آنچنان خود را در خطر می بیند که فرمان عبور از امام و سپردن ایشان به موزه تاریخ را صادر نموده است.
آری! خطر جدی است. آنچنان جدی که می توان وحشت را در چهره و صدای کودتاگران دید و شنید. خطری که منطق و عقل کودتاگران را نیز زایل کرده است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


محمود احمدی نژاد در شرایطی که حتی پس از تنفیذ و تحلیف نتوانسته است صدا مخالفان خود را خاموش نماید و همچنان با عنوان دولت کودتایی شناخته می شود شش وزیر را برای کابینه خود معرفی کرد.
از این شش وزیر دو نفر زن هستند. همچنین دو نفر از وزرا دارای پرونده قضایی می باشند. محرابیان به جرم جعل محکوم شده و فاطمه آجرلو به جرم نشر اکاذیب به دادگاه فراخوانده شده است.
جالب آنکه در جعل و تقلب در ثبت یک اختراع و انتشار کتابی با آن عنوان نه تنها علی اکبر محرابیان، وزیر صنایع و خواهر زاده محمود احمدی نژاد، که شخص رئیس دولت نهم نیز مشارکت داشته است.
اما از سوی دیگر آیا انتخاب این دو وزیر زن به معنای حرکت جامعه به سوی به رسمیت شناختن حقوق زنان و رفع تبعیض های جنسیتی است؟
در حالی که همچنان فعالان حقوق زنان تحت آزاد و اذیت و در خطر زندان قرار می گیرند، قانون سهمیه بندی جنسیتی در دولت احمدی نژاد تصویب شده و نگاه احمدی نژاد و هوادارانش به زن تحقیر آمیز است، انتخاب زنانی که از زن بودن خود آزرده اند و آنرا همچون عذابی می پندارند، چه حاصلی در پی خواهد داشت.
سوابق و دیدگاه های زنان کابینه احمدی نژاد بر این نکته تاکید دارد که در مرام آنها نه به واسطه زن بودن که بخاطر تشابهه رفتاری به مردان صلاحیت لازم را برای تصدی مسوولیت پیدا کرده اند.
در باور این زنان ، همچنان آنها نیازمند قیمند و سایه مردی دیگر ، حالا این مرد در کابینه محمود احمدی نزاد است ، می توانند اظهار وجود نمایند.
هیچکدام از این زن سابقه فعالیت برای حقوق زنان را ندارند و بر عکس در جهت تحدید زنان گام برداشته اند و این موضوع است که در نگاه ضد زن هواداران دولت احمدی نژاد نقطه مثبت محسوب می گردد.
پوپولیسم احمدی نژادی نیز در انتخاب این زنان نقش مهم و برجسته ای داشته است. وی سعی کرده است جای خالی زن قدرتمند در کنار خود، انچنان که میر حسین موسوی زهرا رهنورد را در کنار خود دارد، با انتخاب چند وزیر زن پر نماید.
در حالی که بنظر نمی رسد در مقایسه با نرم انتخاب وزرا هیچکدام این زنان به واقع شایستگی انتخاب شدن برای وزارتخانه های مورد نظر را داشته باشند.
گرچه نگاهی به ترکیب کابینه ی قبلی احمدی نژاد موید این واقعیت است که بدون توجه به مرد و یا زن بودن وزرا، ظرفیت دولت وی تنها گنجاییش مدیران بی تدبیر و کم بینه را دارد که قدرت عرض اندام در برابر احمدی نژاد را نداشته باشند.
نگاهی به شش وزیر معرفی شده عیان کننده واقعیتی دیگر نیز هست. دولت کودتایی دهم ، دولتی یک نفره خواهد بود. دولتی با بیست چند وزیر تشریفاتی. احمدی نژاد رویای ریاست جمهوری مطلقه دارد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


هر چه به انتخابات در افغانستان نزدیک می شویم بازار گمانه زنی ها و احتمالات نیز داغ تر می شود. در رسانه های غربی انچه بیشتر به چشم می خورد احتمال دو مرحله ای شدن انتخابات است.
در همین حال در مورد احتمال وقوع تقلب و حوادث خونبار محتمل پس از آن نیز گاه و بیگاه از سوی همین رسانه های طرح می گردد.
در این میان تلویزیون بی بی سی فارسی که همچنان خبرهای مربوط به انتخابات ایران را با جدیت دنبال می کند در حال پخش برنامه های متنوعی در مورد انتخابات کشور افغانستان است.
اگر برنامه های خبری این شبکه فارسی زبان را دنبال کنیم متوجه حمایت زیرکانه ی این شبکه تلویزیونی از دکتر عبدالله عبدالله به عنوان رقیب اصلی حامد کرزای و طرح انتقادات بیشمار از دولت فعلی خواهیم شد.
در همین حال عبدالله که از پدری پشتون و مادر تاجیک است سعی می کند از محبوبیت شیر پنجشیر ، احمد شاه مسعود برای جلب آرای رای دهندگان کمک بگیرد.
عبدالله شعار تغییر اوباما را برگزیده و از برخی نمادهای سبز که مشخصه هواداران میر حسین موسوی در ایران است استفاده می نماید.
انچه مشخص است اینکه حکومت ایران ترجیح می دهد و احتمالن تلاش خواهد کرد تا در صورت امکان عبدالله عبدالله به جای حامد کرزای بر مسند ریاست جمهوری افغانستان تکیه بزند ، اما حمایت های برخی رسانه های غربی خصوصن بی بی سی از عبدالله قابل درک نیست.
به هر حال با وجود همه انتقادات موجود در افغانستان حامد کرزای نشان است بیش از دیگر رقبای خود -در یک مقایسه نسبی- به دموکراسی و خرد جمعی پایبند است.
او که سابقه مبارزات مسلحانه با دیگر گروه های مجاهد و کشتار هیچ یک از اقوام افغانستان را ندارد بیش از سایرین می تواند نماد رئیس جمهور این کشور باشد.
در صورتی که دستان عبدالله عبدالله و بسیاری دیگر از کاندیداهای حاضر در این عرصه به خون اعضای دیگر گروه های مجاهد و اقوام افغانستان آلوده است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


«عده‌ای از افراد بازداشت‌ شده مطرح نموده‌اند كه برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند كه منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است.
از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز كرده‌اند به طوری‌كه برخی دچار افسردگی و مشكلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در كنج خانه‌های خود خزیده‌اند.»
سطور بالا بخشی از نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبران رهبری است. این دردنامه روایت وقایعی است که شاید بارها تاکنون در میان سیاسیونی که گرفتار زندان شده اند ، شنیده شده است. تجاوز به قصد تحقیر و شکستن زندانیان.
پس از قتل زندانیان انتشار این اخبار آنچنان منزجر کننده و تنفر برانگیز است که موجی از تاسف و تاثر و خشم را در جامعه در پی داشته است. مطمئنن جنایاتی اینچنین بدون پاسخ و مجازات نخواهد ماند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


درباره جنبش سبز و باید و نباید های این حرکت تاکنون چند مطلب نوشته ام. به دعوت وبلاگ گراند کافه سعی می کنم به خلاصه ای از ان مطالب اشاره کنم:
- مبارزات جنبش سبز بر اساس نفی هرگونه خشونت است.
- اتحاد ، امید به پیروزی و استمرار در اعتراض رمز موفقیت جنبش خواهد بود.
- در اطلاع رسانی در مورد اتفاقات و رخدادهای مربوط به حرکات اعتراضی باید از بزرگ نمایی و هرگونه دروغ به شدت پرهیز کرد.
- برنامه های موفق را تکرار و به شناخت نقاط ضعف و اصلاح آنها اقدام کنیم.
- باید هزینه مبارزه را کاهش بدهیم تا مردم بیشتر به مشارکت در آن تشویق شوند.
- از همه پتانسیل ها و راهکارهای موجود برای اعتراض استفاده نماییم.
- به رهبران جنبش این اطمینان را بدهیم که آنها را تنها نخواهیم گذاشت و در عین حال بخواهیم که از مواضع به حقشان کوتاه نیایند و حقوق تضییع شده مردم را پیگیری کنند.
- توجه داشته باشیم این مبارزه ، یک نبرد کوتاه مدت نیست به همین دلیل باید برای مبارزه ای طولانی آمادگی روحی انرژی کافی داشته باشیم.
- دشمن خود را بخوبی بشناسیم و آنها را دست کم نگیریم و بدانیم آنها برای ایجاد تفرقه و نا امیدی از انجام هیچ کاری ابا ندارند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


روزآنلاین - فرشته قاضی : عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید fا خود بردند، اکنون با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است.
همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگران کننده با روز سخن گفته است. همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن.
فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچه های من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم.
وی می افزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمی گرفتیم می افتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم.
همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که می دیدیم را باور نمی کردیم" توضیح میدهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشم ها گود رفته و کبود بود.
خانم ادینه وند می افزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچه ها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه می کردند و مدام می پرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟
به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی می کرد و مدام می گفت "جای من خوب است". خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" می افزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم.
وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده می گوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است.
خانم آدینه وند تاکید می کند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت.هیچ چیزی از عبدالله نمانده است.
به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است.
همسر مومنی با بیان اینکه "بچه ها شوکه شده و ترسیده اند" می گوید: از وقتی برگشته ایم بچه ها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمی توانیم آنها را آرام کنیم.
وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچه ها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم آیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید داده ایم و عزیزانمان رفته اند تا ما در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کرده اید؟ چه بلایی سر او آورده اید؟
بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز برده اند.
خانم آدینه وند می گوید: یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت میزنند و اینگونه رفتار می کنند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


دولت ایالات متحده آمریکا اعلام نموده است که با دولت احمدی نژاد را مذاکره خواهد کرد و بدون قضاوت در مورد مشروعیت دولت دهم به عنوان یک مسئله داخلی ، برای او پیام تبریک نخواهد فرستاد.
پیش از این نیز دولت های آلمان ، فرانسه و انگلیس نیز اعلام کرده بودند برای محمود احمدی نژاد پیام تبریک نخواهند فرستاد.
دولت آمریکا امیدوار است بعد از سه دهه تیرگی روابط شرایطی ایجاد گردد تا اختلافات میان ایران و آمریکا کاهش یابد. اما حوادث پس از انتخابات شرایط ویژه ای را رقم زده است.
آمریکا می تواند همچون سه دهه پیش در انتظار تغییرات بنیادین در ایران باشد و یا با در دست گرفتن ابتکار عمل دولت ایران را مجبور به تغییر رفتار نماید.
به نظر می رسد اوباما راه دوم را برگزیده است. او تغییرات را در ایران دنبال می کند اما در نقش یک ناظر بی طرف رفتاری را در پیش می گیرد که اتفاقن اصلاح طلبان نیز از آن استقبال می کنند.
ورود دولت آمریکا یا دیگر دولت های غربی به مناقشات پس از انتخابات به سود هواداران تغییر و جنبش سبز تنها موجب افزایش فشار حکومت به مخالفان و معرضان خواهد شد.
از سوی دیگر آغاز دیالوگ میان آمریکا و ایران می تواند ، تندروهای ایران را در موضع ضعف قرار دهد. آنها مجبور خواهند بود نسبت به بسیاری از شعارها و رفتارهای خود تجدید نظر نمایند.
به نظر می رسد موضع اتخاذ شده توسط دولت آمریکا هوشمندانه و عملگرا تر از نفی وجود دولت قانونی در ایران باشد. در عین حال که از نظر اکثریت مردم ایران دولت احمدی نژاد فاقد مشروعیت مردمی بوده و غیر قانونی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


جنبش سبز ایران و معترضین به کودتا همچنان جریان اعتراضی خود را ادامه می دهند. این جریان اشکال تازه تری به خود گرفته است و به نظر می رسد روز به روز دامنه آن افزوده تر می شود.
جدا از نکات قوت این جنبش ، تهدیداتی نیز وجود دارد که آنرا باید جدی گرفت. تهدیداتی که از سر نادانی برخی فعالین و یا با برنامه ریزی جریانات نفوذی کودتاگران ایجاد شده است.
باید باور داشته باشیم که حرکت اعتراضی ما تا رسیدن به نتیجه راهی طولانی در پیش دارد. وعده های دست نیافتی و اغراق های بی فایده تنها اعتبار جنبش را خدشه دار می نماید.
همچنین انتشار اخبار غبر موثق و در برخی موارد غیر واقعی نیز نه تنها سودمند نیست بلکه صحت خبرهای واقعی نیز تحت الشعاع قرار می دهد.
اطلاع رسانی واقعی با همه ی ابزار های موجود می تواند جنبش را پیش از پیش قدرتمند سازد. پرهیز از پراکندگی در برنامه ریزی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
باید باور داشت که امید به پیروزی ، اتحاد و پایداری و مبارزه بدون خشونت از مهمترین عواملی هستند که جنبش را در دستیابی به اهدافش کمک می نماید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


به عکس زیر دقت کنید. ایمان مراتی ، مجری تلویزیونی که دوبنده به تن دارد همان کسی است که دیروز با ابطحی و عطریانفر مصاحبه ای نمایشی را ترتیب داده بود.

مصاحبه به شدت مردمی

مصاحبه نمایشی دیروز در جهت تهدید خانواده زندانیان صورت گرفت. روز آنلاین در گزارشی در این مورد می نویسد: «با خانواده چند تن از این فعالان سیاسی که در بازداشت به سر می برند تماس گرفته شده و از آنان خواسته اند که سکوت کنند. در این تماس ها تهدید کرده اند که اگر مصاحبه کنید بعد از هر مصاحبه شما، همسرانتان را به تلویزیون خواهیم برد تا اظهارات شما را تکذیب کنند.»
اما نکته دیگر در مورد خبرنگارانی چون ایمان مراتی و یا کامران نجف زاده است. اینها تفاوتی با شکنجه گران و قاتلان مردم معترض ندارند. اتفاقن بیش از آنان باید مورد سرزنش واقع شوند.
آنها فضای رسانه را آلوده کرده اند و خدمتگزاری استبداد و فاشیسم را می کنند. باید به شدت نسبت به طرد این افراد اقدام کرد. در هر کجا که با آنها روبرو شد روی برگرداند و وجودشان را نادیده گرفت.
نکته ای جالب در مصاحبه دیروز آن بخش فیلم بود که ابطحی به اشتباه در مورد سخنانش در دادگاه که از روی کاغد بیان می شد توضیح می داد و مرآتی گفت نه در مورد قرص های بگویید و به موضوع کاغذ هم می رسیم.
کارگرادانان و صحنه گردانان کودتا هر چند که در کار خود بیش از گذشته وارد شده اند اما همچنان بی لیاقتی ، نا توانی و دستپاچگی خود را به همگان نشان می دهند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


برنامه کودتا از ماه ها پیش طرح ریزی شده بود. دستگیری هاله اسفندیاری ، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو قدم های اولیه کودتا گران محسوب می گردد.
تیم عملیاتی کودتا نیز در چند زمینه آماده و تجهیز شدند. جاسوس مورد اشاره در دادگاه !! طبق یک طرح و برنامه از پیش طراحی شد به ایران بازگشت و نقش کلیدی را در این ماجرا بر عهده گرفت.
تقسیم نیروهای بسیج به مناطق استانی و غیر متمرکز شدن فرماندهی ، از آمادگی کودتا گران برای تقابلی بلند مدت با مردم حکایت می کند.
خبرسازی و پرونده سازی علیه سید محمد خاتمی ، شیرین عبادی ، احزاب اصلاح طلب و برخی وبلاگ نویسان توسط روزنامه کیهان ، خبرگزاری شبه نظامی فارس ، خبرگزاری دولتی ایرنا و چند سایت و رسانه دیگر نیز در همین راستا انجام گرفت. در این میان می توان به تشکیل شاخه سایبری سپاه پاسداران نیز اشاره کرد.
ورود میر حسین موسوی به کارزار انتخاباتاما شرایط را کمی تغییر داد. موسوی پس از بیست سال غیرقابل پیش بینی بود و همچنین همچون خاتمی در مظان اتهامات سنگین از سوی گودتا گران نبود.
آخرین زمینه چینی ها با آغاز حذف رسمی هاشمی رفسنجانی انجام شد. آن زمان که محمود احمدی نژاد در مناظره با میر حسین موسوی سنگین ترین اتهامات را به آیت الله هاشمی و خانواده او وارد نمود.
در این زمان بود که کودتا از شکل زیر زمینی حالت عملیاتی به خود گرفت. قطع پیام کوتاه، فیلتر و هک گسترده سایت های وابسته به اصلاح طلبان ، حمله به دفاتر ستادهای انتخاباتی وابسته به موسوی و کروبی ، اعلام فوری و دستکاری شده نتیجه انتخابات ، تبریک خارج از قاعده و قانون رهبری و در نهایت آغاز دستگیری های گسترده و کشتار معترضان از مراحل مختلف عملیاتی از پیش طراحی شده بود.
تنها شاید مقاومت مردمی و اعتراض و همبستگی جناح های مختلف و شخصیت های با نفوذ قابل پیش بینی نبود. به همین دلیل سخنان احمد جنتی به شکل دیگری در کیهان امروز منعکس شده است.
تیتر اول و سرمقاله امروز کیهان از مراحل پایاینی کودتا خبر می دهد: محمد خاتمی و میر حسین موسوی باید به جرم خیانت محاکمه و مجازات شوند و به دنبال ان آیت الله هاشمی رفسنجانی سرنوشتی مشابه آیت الله منتظری پیدا نماید.
از همین جلملات نقشه راه معترضان عیان می گردد. هر گونه عقب نشینی در مواضع و سازش سر انجام شومی را برای آقایان هاشمی ، خاتی و میر حسین موسوی در پی خواهد داشت.
موفقیت کودتا با ایجاد یاس و ترس در میان رهبران و نخبگان جامعه تضمین خواهد شد. ترسی که به سرعت به بدنه جامعه سرایت خواهد کرد. در این زمان تنها به دست گرفتن ابکار می تواند موثر باد. میر حسین موسوی در این بین نقش کلیدی بر عهده خواهد داشت.
محدود نیروهای سیاسی باقیمانده در بیرون زندان باید در کنار او بیاستند و جبهه بر علیه کودتاگران تشکیل دهند. سرعت عمل و دقت در انتخاب تاکتیک های مبارزه نیز اهمیت ویژه ای دارد.
این مبارزه نه تنها برای آزادی و دموکراسی و قانونمداری که مبارزه و جنگی برای بقاست. مبارزه ای که می تواند نوید بخش آینده ای روشن در تاریخ ایران باشد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


تنها ساعاتی از پایان جلسه اول دادگاه نزدیک به یکصد نفر از اصلاح طلبان و معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری می گذرد که رسانه های بین المللی و داخلی با بهت و حیرت به روند برگزاری آن می نگرند.
برگزاری این دادگاه آنچنان روند غیر حقوقی و غیر طبیعی را دنبال می کند که کوچکترین شکی بر نمایشی بودن آن باقی نخواهد ماند.
در اولین واکنش به این دادگاه بسیاری از کاربران اینترنتی با خشم و نفرت از این نمایش سخن می گویند و برخی دیگر این دادگاه را دمیدن روحی تازه در جان جنبش اعتراضی قلمداد می کنند.
کارگردان این نمایش تلاش دارد در آستانه مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد در روزهای دوشنبه -روز نکبت- و چهارشنبه -چهارشنبه سیاه- از شدت اعتراضات بکاهد و در مقابل دیدگان مردم فعالان جنبش را تحقیر کند. در عین حال افکار عمومی را از اعتراضات خیابانی به سمت این نمایش مضحک منحرف نماید.
اما به واقع این جنبش در این 40 روز بدون حضور این فعالین آغاز و ادامه پیدا کرده است. به همین علت می توان انتظار داشت این دادگاه تحقیر آمیز زمینه ی تند تر شدن اعتراضات و خواست های مردم را فراهم اورد.
خواستی که در این 40 روز از «رای من کجاست» به شعار و خواست «استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی» تغییر کرده است.
آنها که داستان انقلاب مخملی را در هر کوی برزن فریاد می کردند ، امروز باید در انتظار تغییراتی باشند که شاید چندان دیگر مخملی و رنگی نخواهد بود.
به نظر می رسد کارگردان این نمایش و سناریو نویسهای انتخابات با هر قدم اشتباه بزرگتری را مرتکب می شوند. اشتباهاتی که پی در پی هم اتفاق می افتند و بر دامنه ی اعتراضات جنبش سبز می افزایند.
در همین زمینه:
» متوجه نیستند که عطریان و ابطحی مسخره‌شان کرده‌اند [+]
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


دوشنبه 12 مرداد رو تنفیذ حکم محمود احمدی نژاد توسط رهبر جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای است. در حالی که 45 روز اخیر اعتراضات مردم به اشکال مختلف ادامه داشته است.
بنا به پیشنهاداتی که به سایت موج آزادی رسیده است ، هفته جاری عزای عمومی برای مردم ایران و روز دوشنبه به نام «روز نکبت» نام گذاری شده است.
همچنین روز چهارشنبه همین هفته ، همزمان با مراسم تحلیف ریاست احمدی نژاد بر دولت دهم که با ریخه شدن خون ده ها مرد و زن ایرانی و زندانی و شکنجه نمودن صدها نفر همراه شده است «چهارشنبه سیاه» نام خواهد گرفت.
سایت موج سبز آزادی در این باره می نویسد: «نخبگان سیاسی که از آنها برای شرکت در مراسم تنفیذ در دفتر رهبری دعوت شده یا می‌شود، باید هر روز سه وعده، صبح و ظهر و شب، این کلام درخشان پیامبر را با خود تکرار کنند که: «من رأی سلطانا جائرا ...» و بدانند که: هر کس سلطان جائری را دید که از پیمان خدا تخلف می‌کند و با بندگان خدا عداوت می‌ورزد، اگر در برابر او بر نخیزد و اعتراض نکند، خدا او را به مجازات همان سلطان می‌رساند.
نمایندگان مجلس نیز باید بدانند که طبق آموزه‌های دینی، حضور در جمع خطاکاران و سکوت در برابر خطای آنها، به معنای همراهی با آنها و مشارکت در گناه ایشان است. کافی نیست که با عدم شرکت در جلسه یا رفتارهای کم‌اهمیت بی‌اثر، خود و کودتاچیان را راضی کنند.
نمایندگان آزاده‌ی مجلس باید بمانند و در زمان سوگند دروغین احمدی‌نژاد برای پرهیز از خودکامگی دفاع از حقوق ملت به او اعتراض کنند و نسبت به این تقلب و کلاهبرداری ملی، اخطار قانون اساسی دهند؛ و همه‌ی ما وظیفه داریم نمایندگان ملت را نسبت به لزوم انجام چنین کاری، مجاب کنیم.»
در همین حال مدرسین و محققین حوزه ی علمیه قم در بیانیه مهمی مردم را به ادامه اعتراضات و تجمعات خیابانی دعوت کرده اند. به این ترتیب مبارزه مردمی وارد مرحله ی جدید شده است.
پس از سوگواری پنجشنبه که تهران و شهرهای عمده ایران را نیز در بر گرفت به نظر می رسد ایران برای هفته ای سرنوشت ساز خود را آماده می نماید. گرچه مبارزه برای دستیابی به حقوق پایمال شده با تکیه بر اتحاد ، امید به تغییر و استمرار بر مبارزه بدون خشونت محقق خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


این نوشته حجت الاسلام محمد مطهری فرزند کوچک شهید استاد مطهری را که خواندم ، دلم نیامد ایمیل نزنم و از ایشان بخاطر این همه شجاعت در بیان حقایق و حق طلبی تشکر نکنم.
این نوشته را بخوانید و به کسانی که در این شرایط کنج عزلت اختیا کرده اند و ردای بی طرفی و بی تفاوتی بر تن نشان دهید. خصوصن آنان که خود را نشانه های خدا بر زمین می دانند و جز چون سایه ای از باد اثری ندارند.

به جرأت می‌توان گفت که قاطبه افراد غیرمغرضی که در سی سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دلیل یک واژه سه حرفی بوده است: «ظلم». این افراد، یا ظلمی بر خودشان رفته و فریادرسی ندیده‌اند، و یا ظلمی آشکار در حق یک فرد ـ مانند آنچه در جریان بازجویی وحشتناک بر همسر سعید امامی رفت ـ شاهد بوده‌اند، ولی هر چه به انتظار نشسته‌اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در این زمینه بسیار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده می‌کنم.

1. دفاع از یک نظام اسلامی با توسل به شیوه‌های غیراسلامی و بلکه غیرانسانی، همان قدر موفقیت آمیز است که کسی بخواهد با شرابخواری از سنت نبوی پاسداری کند. برخی رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقایع اخیر و خانواده هایشان گواهی می‌دهد که گروهی پرنفوذ ـ که حفظ آبرویشان تضمین شده است ـ برای اینکه به خیال خودشان چشم فتنه را در بیاورند مجاز به هر نوع ظلمی هستند حتی اگر چیزی از آبروی انقلاب و امام باقی نگذارند.

2. به نظر می‌رسد که در کشور ما همه مسائل، جز یک مسأله، قابل چشم پوشی و یا اهمال است حتی آنجا که پای یک حکم اسلامی و یا روحانیت در میان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنیتی» به خود بگیرد، به طوری که تقاضای اجرای عدالت در مورد یک مساله امنیتی از سوی هر کس، مساوی است با همسو خوانده شدن با اسرائیل.

به همین دلیل است که برای آزرده نشدن برادران اروپایی حکم قطع دست سارق (در شرایط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمی‌شود و حتی در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نوامیس مردم به خاطر اعتراض کشورهای غربی کوتاهی صورت می‌گیرد (چون این مسائل «امنیتی» نیست و بنابراین می‌توان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بنی یعقوب در زندان اگر تمام آبروی اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسأله‌ای نیست چون پای دردانه‌های امنیتی در میان است. باز از همین روست که فیلم «مارمولک» با اینکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانیت را داشت از سوی کارشناسان امنیتی بی اشکال اعلام شد اما فیلم «به رنگ ارغوان» که در مورد یک مأمور امنیتی است به خاطر ممانعت آنان جواز نمایش نمی‌گیرد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


عکست را که اینجا می گذارم خاطرات زنده می شود. اینجا هتل درسای تهران است سید. یادت می آید. هنوز احمد بورقانی در میان ما بود و آن آخر سالن با محمدرضا خاتمی نشسته بود.
عکست راکه می بینم تو نیستی. شهاب طباطبایی را می بینیم، حمزه غالبی، سمیه توحیدلو، سعید نورمحمدی و بهزاد باشو را می بینم. انگار عبدالله رمضان زاده را می بینم. کسی که اسمش را هم که می برم اشک توی چشمم حلقه می زند.

abtahi_negative.jpg تو یک تن نیستی در این چهارچوب. تو انگار نماد تمام کسانی هستی که در بندند و زیر شکنجه. تو مرا یاد سعید حجاریان می اندازی. چه دردناک است که می خواهند کار نا تمام خود را به پایان برسانند.
اسم ها و تصاویر در مقابل چشمانم رژه می روند، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، بهمن احمدی امویی، مهسا امرآبادی، محسن امین‌زاده، مسعود باستانی، ژیلا بنی‌یعقوب، علی تاجرنیا، عبدالرضا تاجیک، محمد توسلی، محمدرضا جلایی‌پور، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، مجید سعیدی، عبدالفتاح سلطانی، داوود سلیمانی، هنگامه شهیدی، سعید شیرکوند، محسن صفایی فراهانی، کیوان صمیمی، علیرضا عاشوری، فیض‌الله عرب‌سرخی، محمد عطریانفر، محمدعلی دادخواه، محمد قوچانی، یحیی کیان تاج‌بخش، سعید لیلاز، امیرحسین مهدوی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی.
محمد جان ابطحی می خواستم شکارت کنم برای وبلاگم حالا می بینم این من بودم که شکار شدم. نه تنها گرفتار تو که گرفتار همه آنهایی که امروز به ظاهر اسیر کودتاچیانند.
نه تو شکار نشدی. تو نه در بند من که در بند هیچکس نیستی. نه تو که همه آنهایی که دلتنگ آنهاییم. شما درس آزادگی می دهید. سبز باشید که چشم براه شماییم.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


رسانه ها ی خبری ایران اعلام نمودند به‌ دنبال شکایت فرزاد سلیمی از موسی مظلوم و علی اکبر محرابیان(وزیر صنایع) مبنی بر ثبت اختراع او توسط این دو نامبرده به نام خودشان، دادگاه براساس شواهد تایید کرد که اختراع «اتاق امن زلزله» پیش از آنکه به نام محرابیان به ثبت برسد، توسط شاکی، اختراع و طراحی شده بود.
فرزاد سليمي سال 1382 اين طرح را به شهرداری تهران -احمدی نژاد شهردار وقتان بود- و مركز مديريت بحران شهر تهران ارائه داد اما مقامات وقت شهرداری ظاهرا از آن استقبال نكردند.
مدتی بعد علی اكبر محرابيان پس از انجام آزمايش‌هایی روی طرح اتاق امن زلزله، آن را در اداره ثبت شركت‌ها و مالكيت صنعتی به نام خود و موسی مظلوم ثبت كرد و سپس كتابی تحت همان عنوان به چاپ رساند.
جالب است بدانیم که محرابیان وزیر صنایع ، خواهر زاده محمود احمدی نژاد است. سیر پیشرفت محرابیان نیز همزمان با استانداری احمدی نژاد در استان اردبیل آغاز می شود. در زمان استانداری احمدی نژاد ، وی سمتهایی همچون رئیس موسسه عمران ، مدیر عامل شرکت فروشگاههای زنجیره‌ای رفاه ، عضو هیئت مدیره شرکت توسعه و سرمایه گذاری استان اردبیل را به عهده داشته است.
محرابیان همچنین در دانشگاه علمو صنعت ایران نیز مسوولیت هایی همچون مشاور دفتر نمایندگی مقام رهبری ، عضو شورای فرماندهی بسیج دانشجویی ، عضو شورای مرکزی ستاد امر به معروف و نهی از منکر وعضو شورای مرکزی دفتر فرهنگی دانشکده عمران را عهده دار بوده است.
علم و صنعت دانشگاهی است که محمود احمدی نژاد ، هاشمی ثمره ، علی احمدی وزیر آموزش و پرورش و سید مسعود میرکاظمی وزیر تعاون در آن تحصیل کرده و در ابتدای انقلاب عضو انجمن اسلامی دانشجویان آن بودند. این دانشگاه پایگاه دانشگاهی یاران نزدیک احمدی نژاد محسوب می گردد. حمید بهبهانی ، وزیر راه دولت نهم نیز به مدت بیست سال، از سال 1357 تا 1377 به عنوان رئیس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت و استاد محمود احمدی نژاد فعالیت می کرد.
پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به شهرداری تهران نیز محرابیان به عنوان مشاور شهردار تهران وعضو هیئت مدیره شرکت شهروند وابسته به شهرداری تهران منصوب شد. در همان زمان بود که محرابیان با دسترسی به اطلاعات مربوط به طرح اتاق امن زلزله ، اقدام به ثبت آن به نام خود و انتشار کتابی در این زمینه کرد.
از ابتدای دولت نهم نیز مسوولیت هایی همچون مشاور رئیس جمهور و رئیس ستاد طرحهای ویژه دولت ، رئیس و نماینده ویژه رئیس جمهور در ستاد تبصره ۱۳ ، نماینده ویژه رئیس جمهور در تبصره ۶ (‌کارگروه مسکن کشور) وعضو شورای عالی فنی کشور را به عهده داشت.
در حالی که در ایران اعتراضات گسترده نسبت به تقلب و دستکاری نتایج انتخابات همچنان ادامه دارد، انتشار این خبر ضربه مهلک دیگری را به اعتبار دولت احمدی نژاد وارد نموده است. باید منتظر ماند و دید آیا احمدی نژاد برای خواهر زاده خود که به خاطر تقلب و سو استفاده در دادگاه محکوم شده ، مسوولیتی را در نظر خواهد داشت.
ضمن آنکه به استناد حکم صادره صلاحیت محرابیان برای ادامه وزارت و مشاغل مهم دولتی مورد شک و تردید جدی است و شاید نزدیکی پایان عمر دولت نهم ، جنجال بر سر معاون اولی مشایی و ادامه اعتراضات داخلی به نتایج انتخابات از دلایلی است که ادامه فعالیت وزیر صنایع را همچنان ممکن ساخته است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


پنجم مرداد امسال بود که در مطلبی با عنوان گزارش مرگ از ایران اشاره کردم : « خبر مردن ادمها در ایران عادی شده است. 10 نفر بر اثر استفاده از مشروب دست ساز جان باخته اند. 30 نفر در اولین روز نوروز در سوانح رانندگی کشته شده اند. 346 نفر در سال گذشته در ایران اعدام شده اند.
رسانه ها هر روز از ایران گزارش مرگ می دهند. مرگ هایی که می توان از بسیاری از آنها جلوگیری نمود تا در رده بندی جهانی خطرناکترین جاده های جهان و مقام دوم بیشترین اعدام ها قرار نگرفت.
در طول ده روز اخیر نیز در دو سانحه هوایی نزدیک به 380 نفر جان خود را از دست داده اند. امروز نیز در برخورد دو قطار دو نفر کشته و ده ها نفر زخمی شده اند.
به واقع سیستم حمل و نقل عمومی به یکی ازاصلی ترین خوامل مرگ و میر و نقص عضو در ایران تبدیل شده است. دیگر نه تنها جاده های ایران که خطوط هوایی و ریلی نیز مرگ آورند.
بنا به شواهد باید مدعی بود در ایران این روزها، هیچ جای امنی وجود ندارد. در حالی که زندان محلی برای دور نگاه داشتن متخلفان و جنایتکاران برای حفظ سلامت جامعه است ، زندان ها به عامل قتل شهروندان معترض تبدیل شده است.
در جریان اعتراضات اخیر و همزمان با موج گسترده دستگیری ها ، خبرها و شواهد نگران کننده ای از قتل بازدداشت شدگان زیر شکنجه و در جریان بازجویی ها منتشر شده است.
به نظر می رسد به همان میزان که حکومت در حفظ جان شهروندان در جامعه ناتوان و بی توجه است ؛ سلامت و حیات زندانیان و منتقدان سیاسی نیز فاقد کمترین ارزشی قلمداد می گردد.
شاید به همین دلیل است که خاتمی ، موسوی و کروبی و ده ها اصلاح طلب در بیانیه ای از اشاعه‌ی بیدادگری در جمهوری اسلامی انتقاد می نماید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


هاشمی رفسنجانی در اولین نمازجمعه ای که پس از انتخاب احمدی نژاد درآن حاضر شد ، در اقدامی دور از انتظار با انتقاد از سرکوب اعتراضات مردمی خواستار آزادی زندانیان سیاسی و دلجویی از خانواده های آسیب دیدگان حوادث اخیر شد.
سخنانی که با استقبال گسترده عمومی در سطح جامعه و در میان نیروهای معترض روبرو گشت. در همین حال پس از این سخنان بود که هجمه عظیم تبلیغاتی علیه هاشمی آغاز شد.
به نظر می رسد پروژه حصر و تحدید هاشمی کلید خورده است. فضا سازی های رسانه ای جریان کودتا نیز از این موضوع حکایت دارد.
روزنامه کیهان تحت کنترل حسین شریعتمداری و خبرگزاری شبه نظامی فارس و خبرگزاری دولتی ایرنا و سایت رجانیوز که توسط فاطمه رجبی اداره می گردد، سردمدار جریان سازی و فحاشی به رئیس مجلس خبرگان رهبری هستند.
این رسانه ها به همراهی جمعی از حامیان دولت در شواری نگهبان و نمایندگان مجلس در پی ایجاد فضای سنگین تبلیغاتی علیه آیت الله هاشمی رفسنجانی هستند تا از ادامه اعتراضات ایشان جلوگیری نمایند.
گرچه هاشمی در جایگاه ریاست خبرگان رهبری ، وظیفه نظارت بر عملکرد آیت الله خامنه ای را بر عهده خواهد داشت ام شاید این وظیفه تا مدت چندان طولانی ادامه نیابد و فشار کودتاچیان برای تغییر هاشمی موثر واقع شود.
در این شرایط لزوم حمایت از هاشمی بیش از پیش لازم می نماید. هاشمی از معدود -وشاید تنها کسی- کسانی است که می تواند برای قدرت مطلقه جریان تمامیت خواه حاکم، مشکلات و محدودیت های جدی ایجاد نماید.
نمی توان از این موضع به سادگی عبور کرد که هاشمی همچنان برای حفظ کلیت نظام از مقابله به مثل با تمام توان پرهیز کرده است. امری که اگر واقع گردد تغییرات بنیادینی را در صحنه سیاست ایران ایجاد خواهد نمود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


احمدی نژاد اسفندیار مشایی را به عنوان معاون اول خود برگزیده است. در پی این اقدام بخشی از هوادار احمدی نژاد نسبت به این اقدام به شدت اعتراض نموده اند.
بخشی از تحلیلگران معتقدند که این اقدام احمدی نژاد به نوعی دهن کجی به مراجع تقلیدی است که در طول سالهای اخیر رابطه چندان خوبی با وی نداشته اند.
اما این موضوع که چرا در اوج بحران مشروعیت دولت احمدی نژاد و فشار روز افزون جنبش سبزها بر دولت و حامیان آنها این اختلافات علنی شده، تردیدهای جدیدی را ایجاد نموده است.
اگر احمدی نژاد بخواهد بر انتخاب خود پافشاری نماید ، بحران جدیدی در اردوگاه نه چندان نیرومند هوادارانش ایجاد خواهد شد. از سوی دیگر نیز اگر تسلیم خواست اصولگرایان گردد در آن صورت اولین عقب نشینی دولتش را حتی پیش از تشکیل آن انجام داده است.
حسین شریعتمداری، یکی از حامیان سر سخت احمدی نژاد در سرمقاله امروز روزنامه کیهان از انتخاب به شدت انتقاد کرد و دلایل انرا نسبت خانوادگی احمدی نزاد و مشایی دانست. پیش از این نیز احمد خاتمی یکی از خطبای نماز جمعه تهران این انتخاب را اشتباه و نامناسب خوانده بود.
اما این احتمال دور از ذهن نیست که اینبار نیز آیت الله خامنه ای به یاری دولت احمدی نژاد بیاید و به حامیان سیاسی احمدی نژاد فرمان سکوت بدهد. اما در آن شرایط نیز مراجع معترض همچنان با دولت در تقابل خواهند بود.
از سوی دیگر مخالفان دولت احمدی نژاد اهمیتی به این انتخاب نمی دهند. آنها معتقدند وقتی رئیس دولت مشروعیت و مقبولیت قانونی برای اداره کشور را ندارد طرح موضوع برکناری رحیم مشایی ، موضوعی انحرافی است.
به نظر می رسد این انتخاب و نتایج آن نمی تواند به سود احمدی نژاد و هوادارانش رقم بخورد و مقدمات ضعف و تشکیک در میان اقتدارگرایان فراهم خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی و حضور گسترده سبزها در نمازجمعه دیروزخشم و یاس حامیان احمدی نژاد را در نهادهای مختلف اقتدارگرا را در پی داشت.
محمد یزدی از فقهای شورای نگهبان و حامی احمدی نژاد در سخنان تند و غیر متعارف، سخنان هاشمی را حمایت از معترضان و میر حسین موسوی دانست.
یزدی که در رقابت با آیت الله هاشمی نتوانست ریاست مجلس خبرگان رهبری را بدست آورد بدون اشاره به اتهامات احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری در مناظرات انتخاباتی، نامه هاشمی و اعلام خطراز حوادثی که در جریان است را منشا تشنج های بعد از انتخابات دانست.
یزدی که هشت سال ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشت کار را به جایی رساند که جنشین وی ، آیت الله شاهرودی اعلام کرد ویرانه ای را تحویل گرفته است.
از سوی دیگر حسین شریعتمداری در سرمقاله خود در کیهان یاس و نا امیدی خود را از سخنان هاشمی به وضوح نشان داده است. سخنانی که می تواند بازتاب نظر رهبری در مورد نماز جمعه دیروز باشد.
اما بنظر می رسد بخشی ازخبرگان رهبری، اعضای مجمع تشخیص مصلحت و مراجع عظام تقلید در قم با بخش های عمده ای از سخنان هاشمی همدل هستند.
همچنین قابل پیش بینی است جنبش سبزی که خواسته هایش تا کنون در حد ابطال انتخابات بوده ممکن است به این خواسته ها قناعت نکند. در آن شرایط بازنده بزرگ حاکمیت ایران خواهند بود.
گرچه بیش ترین ضرر متوجه هواداران دولت احمدی نژاد و کسانی است که در شرایط فعلی در سرکوب و کشتار مردم آمر و یا عامل جنایات هستند.
به هر حال بنظر می رسد سخنان هاشمی و حضور صدها هزار معترض در نماز جمعه دیروز تهران از مرحله جدید در مبارزات خبر می دهد.
آرایش جدید و صف بندی های تازه که در یک سوی ان رهبری نظام و هوادارانش و در طرف دیگر انقلابیون قدیمی ، آیت الله هاشمی، اصلاح طلبان و هواداران جنبش سبز و بخش هایی از اپوزیسیون ایران قرار دارند.
می توان معترف بود برای اولین بار ایت الله هاشمی رفسنجانی ، مرد بحران های سخت، از قرار رفتن در کنار اکثریت مردم و حتی مخالفان حکومت ایران ابایی ندارد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


نماز جمعه امروز تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حضور میر حسین موسوی و مهدی کروبی براستی نقطه ی عطفی در مبارزات مردم برای باز پس گیری حقوق پایمال شده آنان بود.
حضور ده ها و به روایت برخی رسانه ها صدها هزار نفری معترضان به نتیجه انتخابات نمایش پایداری و مقاومت در برابر دولتی است که فکر می کرد با کشتار 30 خرداد ماه گذشته و دستگیری هر روزه ی فعالان سیاسی ، اجتماعی و روزنامه نگاران بذر وحشت را در جامعه پراکنده است.
امروز مشخص شد که آتش زیر خاکستر نارضایتی عمومی و بغض های فروخورده مترصد فرصتی هستند تا بار دیگر خیابان های ایران را سبز پوش نمایند.
هاشمی در سخنان خود هیچ اشاره ای به دولت احمدی نژاد ننمود و علنن دولت را به رسمیت نشناخت. هاشمی فراتر از انتظارها ظاهر شد و به انتقاد از برخورد با مخالفان در یکی از مهمترین تریبون های حاکمیت پرداخت.
به همین دلیل خبرگزاری فارس بر خلاف دیگر خبرگزاری حکومتی مهر که این نماز جمعه را از نظر حضور مردم بی سابقه می خواند عنوان نماز جمعه معمولی را انتخاب کرده است.
خشم هواداران احمدی نژاد را می توان از فحاشی ها و دروغ پردازی های رجانیوز و فارس نسبت به هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی سنجید و درک نمود.
برای اولین بار در تاریخ نماز جمعه در ایران، شعار مرگ بر آمریکا جای خود را به مرگ بر روسیه و مرگ بر چین داد. این اتفاقات فتح سنگری دیگر به دست مردم است.
مخالفان مردم در حال خلع سلاح شدن هستند. دیگر حمل نشانه های سبز، الله اکبرگفتن و نماز جمعه رفتن هم در ردیف اقدام علیه امنیت کودتاچیان محسوب می گردد.
بیراه نیست که میر حسین موسوی از راهی بی بازگشت سخن می گوید که مردم ایران در آن قدم نهاده اند. براستی امروز روز بزرگ دیگری برای ایران بود. نشانه های سبز پیروزی بیش از هر زمان دیگری رخ می نماید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


ساعات اولیه بیست و ششم تیرماه 1388 است و تا چند ساعت دیگر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران سخن خواهد گفت. می خواهم خوشبین باشم و امیدوار.
گرچه پیش از این نوشتم «رفتار شناسی هاشمی این موضوع را عیان می کند که او بیش ازآنکه مرد هیاهو در سخنرانی های خود باشد مرد عمل در پشت پرده و سیاست ورزی است.»
اما امیدوارم اینبار آیت الله بدور از مصالح و منافع ، باید ها و نباید های سیاسی جبران کنند همه ناراحتی هایی که به غلط و یا درست از ایشان ایجاد شده است.
آیت الله بیا و با مردم آشتی کن. بیا و نگذار خون ندا آقا سلطان پایمال شود، نگذار آنان که ده ها نفر همچون مادر سهراب اعرابی را داغدار کردند پیروزیشان را با خون جوانان وطن جشن بگیرند.
آقای هاشمی نگاه کن به صدها هزار نفری که در خیابان ها فریاد سبز سر دادند و به خون سرخشان غلتیدند، گوش بده فریادهای «الله اکبر» و «مرگ بر دیکتاتوری» که شب ها بر پشت بام ها سر داده می شود.
آیت الله عزیز! بیا اینبار تاریخ را جور دیگری بنویس. درست بر خلاف همه انتظارها. بیا برای مظلومان و زجر کشیدگان و آنان که دربندند، حنجره ای باش.
بگذار از گلوی تو بشنویم که این دولت کودتا غیر قانونی است. بیا به امامت، سید روح الله اقتدا کند ، وضوی شهادت بگیر و بگذار ایستاده بمیریم.
فردا عزیز مردم ایران میهمان توست. برای میر حسین موسوی رئیس جمهورمنتخب ملت ایران میزبان خوبی باش.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز روزنامه کیهان به وضوح از تدارک برای تخریب هاشمی رفسنجانی و ایجاد درگیری با حامیان میر حسین موسوی خبر می دهد.
سرمقاله نویس کیهان مدعی است: «یک خبر كاملا موثق حاكی از آن است كه فردا عده ای قصد تحریک و نهايتا ايجاد درگيری در نماز جمعه- ولو درگيری لفظی- دارند. و حتی شنيده شده كه قرار است افرادی با ظاهر حزب اللهی زمينه اين تحریک و درگيری را فراهم آورند.»
این یک پیش بینی و یا نقل خبر موثق نیست. کیهان دارد این آمادگی را می دهد که اگر هواداران احمدی نژاد به نمازگزاران و حتی خطیب جمعه حمله نمودند، آدرس غلط بدهد و موسوی را متهم کند.
اما این بازی قدیمی و رو شده برادر حسین و همراهانش پیام مهم دیگری را نیز در خود دارد. این اخطار به هاشمی رفسنجانی است که مراقب باشد که چه به زبان خواهد آورد.
اما این اضافه گویی های برادر حسین به همینجا ختم نمی شود. ظاهرن ترس از اتفاقات نماز جمعه فردا آنچنان این سرمقاله نویس را آشفته کرده است که از محاسبات ساده ریاضی نیز ناتوان شده است.
شریعتمداری می نویسد: «بديهی است اين جماعت بدنام كه آشكارا از حمايت بيگانگان نيز برخوردار بودند به هيچوجه در جمع 13ميليونی كسانی كه به احمدی نژاد رای نداده اند قابل شمارش نيستند. آن 13 ميليون در مجموعه 40 ميليونی مردم شريف ايران قرار دارند، هر چند كه با 25 ميليون ديگر اختلاف سليقه داشته باشند.»
اگر 13 میلیون فقط به احمدی نژاد رای نداده باشند آرای وی باید بیش از 27 میلیون نفر باشد. اگر به گفته شریعتمداری ، احمدی نژاد 25 میلیون رای آورده پس 15 میلیون نفر به وی رای نداده اند.
مشخص نیست این دو میلیون رای به چه دلیل در محاسبه نیامده است. البته به هر حال وقتی بتوان رای بیست و چند میلیون را ندیده گرفت ، دو میلیون رای به چشم برادر حسین و شرکایش هم نمی آید.
این جمله تاریخی میر حسین موسوی فراموش نخواهد: «این دولت کاغذ سفید نشان می دهد و می گوید سیاه است. اینها مدعی هستند دو در دو می شود ده تا.»
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


نماز جمعه 26 تیر ماه به چند دلیل اهمیت ویژه ای یافته است. اول اینکه هاشمی رفسنجانی پس از هفته های غیبت بار دیگر به عنوان امام جمعه تهران حضور خواهد یافت. حضور میر حسین موسوی و سید محمد خاتمی و شرکت احتمالی هواداران این دو نیز ویژگی دیگری از این نماز جمعه خواهد بود.
نزدیک به یک دهه پیش در جریان برخورد با غلامحسین کرباسچی و شهرداران تهران ، هاشمی در حمایت ازآنان زبان به انتقاد گشود اما با شعارهای اعتراضی نمازگزاران تهرانی روبرو شد.
فریاد های هماهنگ «غارتگر بیت المال اعدام باید گردد» کار را به انجا رساند که خطیب نماز جمعه سخنانش را قطع کرد و وارد خطبه دوم شد اما از دستپاچگی سوره حمد را نادرست خواند. اتفاقی که سوژه ی فردای روزنامه کیهان شد.
اما این نماز جمعه شاید با یک دهه پیش تفاوت بسیاری داشته باشد. هاشمی از دو سو تحت فشار است: حامیان احمدی نژاد و رهبری ایران که انتظار دارند ایشان از بیان سخنان انتقادی نسبت به وقایع اخیر خودداری نمایند و از سوی دیگر هوادارن میر حسین موسوی و کروبی و حتی محسن رضایی که از هاشمی می خواهند موضع جدی در قبال دولت نا مشروع احمدی نژاد اتخاد کند.
اما رفتار شناسی هاشمی این موضوع را عیان می کند که او بیش از انکه مرد هیاهو در سخنرانی های خود باشد مرد عمل در پشت پرده و سیاست ورزی است.
شاید مهمتر از سخنان هاشمی باید واکنش شرکت کنندگان در قبال هم است. واکنشی که با حضور پرتعداد هواداران موسوی و کروبی می تواند تبدیل به نقطه شروع تقابلی تازه شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


این روزها مثل قبل نمی توانم بنویسم. نه اینکه می گویند ننویس اثر کرده باشد، نه. اما انگار احساس خجالت دارم. بخاطر همه کسانی که می شناسم و در زندانند و همه کسانی که حتی نمی شناسم.
این روزها شاید باید بیش از هر زمان دیگری نوشت اما انگار این خواست میر حسین موسوی از همگان اجابت شده است: «رسانه شمایید». آری همه رسانه اند و همه می نویسند از اتفاقاتی که در جریانست و حادثه هایی که در شرف وقوعند.
می خواهم بنویسم. می خواهم بنویسم اما فکر می کنم نوشتن از محمود احمدی نژاد هم دیگر ارزش ندارد. اما آنچه که به نوشتن دعوتت می کند این امیدی است که باید حفظش کنی. امیدی که همچنان تنها سلاح پیروزی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


دیدن فیلمی را که در این متن می بینید به کسانی که مشکل و یا بیماری قلبی و یا عصبی دارند به هیچ موجه توصیه نمی کنم.
اما فکر می کنم بد نیست مسولان خبرگزاری فارس که این روزها به شغل شریف دروغ پردازی و همراهی با چماقداران و قاتلان حامی احمدی نژاد مشغولند این تصاویر را مشاهده کنند.


در همین حال خبرگزاری فارس در اقدامی که بیشتر به رفتار رسانه های امنیتی شبیه است اقدام به انتشار تصاویری از شهروندان معترض تهرانی نموده و زیر عکسهای انها از عبارت «اغتشاشگران در درگيريهاي اخير تهران»استفاده کرده است.
بنا به دلایلی بخشی از این متن حذف شد تا در مطلبی مسقتل نقل شود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


حبیب الله عسکر اولادی در مصاحبه با خبرگزاری فارس مدعی شد : «رئيس جمهور با رای 5/24 ميليون نفری از مشروعيت بالای مردمی برخوردار است. مشروعيت الهی دولت بستگی به تنفيذ رای ملت توسط ولی فقيه و نائب ولی عصر دارد.» [+]
آنچه عسکراولادی از آن به مشروعیت مردمی تعبیر می کند به دروغ و تقلب و خون بیگناهان بسیاری آلوده است. حکومت و احمدی نژاد برای این مشروعیت هزینه ی گزافی داده اند.
کدام مشروعیت از این بی اعتبار تر که به روی مردم بی دفاع و اعتراض آرام آنها آتش گشوده شود و ده ها نفر در خون خود بغلتند.
کدام مشروعیت از این رسواتر که تقلب و دروغ و حماقت معجونی بسازد که کوس رسوایی متقلبان بر هر کوی و برزنی نواخته شود.
برای کدام مشروعیت مردمی نیروهای انتظامی همچون ارازل و اوباش به جان مردم می افتند و در تخریب اموال عمومی صحنه هایی را پدید می آورند که از ارتش متجاوز بعثی در جنگ ایران و عراق و حمله به خرمشهر و آبادان دیده شد.
چه مشروعیت آلوده ای! انقدر آلوده و خونبار که هیچ مشروعیت الهی و فرا زمینی هم نمی تواند انرا تطهیر کند. که بر اساس آموزه های دینی هم آموخته ایم: «عین نجاست» قابل تطهیر نیست.
امثال عسکر اولادی و دیگر مدافعان دستان خون آلود احمدی نژاد ، در برابر ملت بزرگ ایران که این روزها با سری افراشته می توانند به حماسه سبزی که آفریدند افتخار کنند، حقیر تر و ذلیل تر از آن هستند که عنوان مشروعیت مردمی را جعل نمایند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


سید علیرضا حسینی بهشتی: شنیدن خبر طرح شکایت بخشی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آقای مهندس موسوی بعنوان عامل اصلی آنچه آشوب های خیابانی نامیده شده، در عین حال که در کسانی که از طرز فکر و فرایند انتخاب پرسش برانگیز رهبران این گروه اطلاع دارند شگفتی بر نمی انگیزد، اما با توجه به جایگاهی که نهاد قانون گذاری در تاریخ ایران و بویژه تجربة سی ساله انقلاب اسلامی داشته، تاسف انگیز است.
علت این تأسف هم این است که مردم از نمایندگانشان انتظار دارند به توکیل نظرات شهروندان بپردازند تا اینکه استقلال و آزادگی مقام نمایندگی را فدای جاه طلبی های غیرقانونی گروهی کنند که مردم را خس و خاشاکی بیش نمی انگارند.
به بیان دیگر، مجلس خانه ملت است و مردم از وکلای خود توقع نمایندگی موکلانشان را دارند و نه دفاع از مراجع قدرت با هر ابزار ممکن. اگر نمایندگان مجلس دست اندرکار اجرایی حوادث اخیر بودند، این ادعا را می شد به سادگی همسان داستان آن دزدی دانست که پس از ارتکاب دزدی «فریاد آی دزد آی دزد» سر داد.
اما از آنجا که نادیده انگاشتن اصل عقلایی طلایی تفکیک قوا خوشبختانه هنوز دامن مجلس را نگرفته است، مدعای مطرح شده از بخشی از نمایندگان را باید بیشتر به تحت تأثیر (یا احیانا تحت فشار؟) قرار گرفتن آنان از سوی مجریان انتخابات نسبت داد. کیست که نداند که مسببان برخوردهای غیرانسانی با معترضان به نتایج انتخابات و ضرب و شتم مردم چه کسانی هستند؟
و کیست که نداند که اعتراض مسالمت آمیزی که در تمامی سخنان و بیانیه های آقای موسوی و دیگر شخصیت های معترض بر آن تأکید شده، حق مسلم شهروندان است که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده؟
مگر آنکه پاسخ طراحان شکایت این باشد که چون دستشان به مسببان اصلی نمی رسد، چاره ای جز مسبب تراشی نمی بینند.
ایکاش این نمایندگان بجای وارونه ساختن صورت مسأله، با تأسی به شهید آیت الله مدرس در پاسداشت حق و پایمردی در برابر ناحق، به خواست اکثریت موکلانشان احترام می گذاشتند و با طرح عدم کفایت ریاست جمهور، خاطره شجاعت و درایت اخلافشان در مجلس اول را زنده می کردند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  1 نظر |


مبارزه برای تغییر شرایط موجود مبارزه ای طولانی مدت خواهد بود. برای این مبارزه نباید خسته یا مایوس شد. از هر ابزاری نیز باید سود جست.
در اصول این مبارزه نفی خشونت ، پایندی به قانون و اخلاق باید اصل قرار گیرد.باید فراموش نکنید که در این وانفسای سانسور و تحدید مطبوعات مستقل و آزاد و لجن پراکنی های خبری حامیان دولت باید هر کدام ما یک رسانه باشم.
بحران مشروعیت دولت غیر قانونی احمدی نژاد را تهدید می کند و می تواند منجر به سرنگونی آن شود. دولتی که از تمامی ابزارهای غیر قانونی برای ادامه کار خود سود جست.
در همین حال استفاده از خشونت کور و کشتار ده ها تن از شهروندان و به زندان افکندن بیش از چند هزار نفر از فعالین سیاسی، اجتماعی و شهروندان معترض دولت را ناتوان و بی اعتبار تر از هر زمان دیگری نموده است.
در این میان با وجود همه محدودیتها باید تاکید نمود نقش جریانات سیاسی و برخی از شخصیت ها غیر قابل انکار است. پافشاری این احزاب و گروه ها به غیر مشروع بودن دولت و برنامه ریزی برای انجام اعتراضات سازماندهی شده بسیار موثر خواهد بود.
میرحسین موسوی در این میان نقش برجسته ای دارد. او باید نقش رهبری این جریان را بر عهده بگیرد و نگذارد خونهای ریخته شده پایمال گردد و این فرصت طلایی برای پوست اندازی حکومت از دست برود.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  0 نظر |


نا امیدی، درست همان چیزی که حکومت در پی آن بود. اینکه بگوید شما هیچ چیزی نیستید جز خس و خاشاک. اما مهمترین سلاح ما امید است و نباید این سلاح را فراموش کنیم.
وقتی برای نا امیدی وجود ندارد. برای رای دزدیده شده مان هم بجای عزاداری باید مبارزه کرد.حتی برای خونهای ریخته شده. مبارزه ای بر اساس نفی خشونت و جنایت.
همین الله اکبر های شبانه و نشانه هایی را که به رنگ سبز با خود داریم مستبدین را سرخورده و خشمگین می نماید. پس این کوچکترین کار ممکنی را که می شود انجام داد فراموش نکنیم و از آن خسته نشویم.
بیایید از امید بنویسیم. امید به تغییراتی که به آن باور داریم. امیدی که دزدان رای ملت را نا امید و بی اعتبار خواهد کرد و خشونت طلبان را شرمگین.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


این روزها چنان وقایع و حوادث مسلسل وار و با شتاب رخ دادند که زمانی برای پرداختن به بسیاری از اتفاقات نبود.موج دستگیری ها انچنان گسترده بود که بسیاری از اسم ها گم شد.
سمیه توحید لو ، سعید نور محمدی ، شهاب طباطبایی و حمزه غالبی نیز روزهاست که دستگیر شده اند و ازآنها خبری نیست.
خبرهای بدی به من رسیده است. سمیه ظاهرن شدیدن تحت فشار است و با اتهامات غیر قابل باوری روبروست. دیگران هم شرایط بهتری ندارند. سعید و حمزه و شهاب هم با اتهاماتی مشابه روبرو هستند.
شاید قرار است سناریویی را که با امیر حسین مهدوی اجرا کردند با دیگران تکرار کنند. اعتراف گیری های بی ارزش که در بازسازی اعتبار نابود شده احمدی نژاد و حامیانش کمترین فایده ای ندارند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


متنی که در ادامه می آید را دوشنبه 12 اسفند 1387 با عنوان «25 میلیون رای برای احمدی نژاد؛ آرزو یا سناریو انتخاباتی»نوشته بودم که خواندن ان در این شرایط خالی از لطف نیست.

«تقوی ، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس‌گفت: عليرغم تخريب‌های صورت گرفته عليه دولت، احمدی‌نژاد به دليل تعهد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی 25 ميليون رای خواهد آورد.»[+]
در حالی این ادعا از سوی یکی از نمایندگان اقتدارگرای مجلس هفتم طرح می گردد که احمدی نژاد در انتخابات گذشته تنها توانست در دور اول 6 میلیون رای سازماندهی شده و در دور دوم با اما و اگر های بسیار در رقابت با هاشمی رفسنجانی نزدیک به 17 میلیون رای را کسب نماید.
بررسی آرا و ارقام انتخابات های گذشته و همچنین شرایط امروز جامعه و حضور سید محمد خاتمی در انتخابات ، یش بینی می شود در حدود 30 میلیون نفر در انتخابات آینده شرکت نمایند و اکثریت خاموش همچنان از حضور در انتخابات خودداری نمایند.
گرچه در شرایط خاص و حضور بیش از این تعداد بر اثر ایجاد موجی شبیه انتخابات دوم خرداد 76 تنها به آرای اصلاح طلبان افزوده خواهد شد. اتفاقی که اصولگرایان از آن واهمه دارند.
آنچه که از سوی هواداران احمدی نژاد حماسه سوم تیر خوانده می شود نه حضور پر شور مردم و آرای چشمگیر احمدی نژاد بلکه شکست هاشمی رفسنجانی به عنوان کارگزار و یکی از نمادهای حکومت جمهوری اسلامی بود.
همه پیش بینی ها تا کنون حکایت از پیشی گرفتن خاتمی از احمدی نژاد دارد. گرچه تبلیغات شبانه روزی صدا و سیما و دیگر رسانه های دولتی، وعده افزایش حقوق کارگران و کارمندان، وعده مسکن ارزان قیمت و توزیع پول نقد به عنوان کمک ریاست جمهوری و همچنین حضورهمزمان کروبی و خاتمی، می تواند شرایط را برای اصلاح طلبان نگران کننده نماید.
به نظر می رسد عدد 25 میلیون رای یا نشات گرفته از آرزوهای اصولگرایان است و یا برای آن برنامه ریزی مشخصی شده که اینچنین با اطمینان از آن سخن می گویند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


- ما، گروهی از وبلاگ‌ نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت ‌آمیز و سرکوب ‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
- ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.
- حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

Statement by a group of Iranian bloggers:
about the Presidential elections and the subsequent events
1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


بی بی سی گزارش می دهد پلیس اموال عمومی را تخریب می کنند و بر روی دیوارها شعارهایی با عنوان حمایت از موسوی می نویسند. واقعن این رفتار قابل دفاع نیست.


باید منتظر ماند دید سردار رادان در این مورد چه توضیحی خواهد داشت. آیا این سربازان هم تروریست هایی هساتد که لباس نیروی انتظامی را به تن دارند؟
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  4 نظر |


دیدن تصویر جان باختن دختر جوانی که در خون غلطید و می گویند نامش ندا بود، جهان را شوکه کرده است. چشمانی که برای لحظه ای به دوربین خیره می شود و ...
چه درد آور است که پدر جان کندن دخترش را ببیند و ... این جمله های لعنتی تمام هم نمی شوند. گریه امان نمی دهد.


آیت الله حسینعلی منتظری به نشانۀ سوگواری برای جان باختگان اعتراض های خیابانی ایران به نتیجۀ انتخابات دهم ریاست جمهوری این کشور از روز چهارشنبه به مدت سه روز عزای ملی اعلام کرد و از مردم ایران دعوت نمود که در این سه روز مراسم سوگواری را به جا آورند.
آیت الله منتظری با انتشار بیانیه ای در روز یکشنبه مطالبۀ مردم معترض مبنی بر ابطال نتایج رسمی دهمین انتخابات ریاست جمهوری را شرعاً مجاز دانسته و افزوده است که مقاومت در مقابل خواسته های مردم از نظر دینی ممنوع است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  8 نظر |


بی بی سی فارسی: هواداران میرحسین موسوی نامزدی که به نتایج انتخابات اعتراض دارد یک تجمع بزرگ دیگر این بار در شمال تهران در برابر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی برگزار کرده اند. این تجمع آرام توصیف می شود.
این تظاهرات ساعاتی پس از آن بود که آقای موسوی آنها را ترغیب کرد از راهپیمایی در مرکز شهر، جایی که هواداران محمودی احمدی نژاد، جمع شده بودند خودداری کنند.
در حالی که هواداران آقای احمدی نژاد در میدان ولی عصر تجمع کرده بودند، طرفداران دو نامزد دیگر یعنی میر حسین موسوی و مهدی کروبی در سکوت از خیابان شهید بهشتی، عباس آباد سابق تا سازمان صدا و سیما اجتماع کردند.
جان لاین، خبرنگار بی بی سی در تهران از قول یک شاهد عینی می گوید تظاهرات امروز مخالفان از تظاهرات روز دو شنبه آنها بزرگ تر بوده است، با این حال به علت محدود شدن خبرنگاران به دفاتر کارشان از سوی دولت تایید این گزارش ها دشوار است.
تا ساعت ده شب در تهران، گزارشی مبنی بر بروز خشونت در این مناطق دریافت نشد اما یک شاهد عینی از منطقه آزادی گزارش داده که نیروهای امنیتی مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و برای متفرق کردن مردم از گاز اشک آور و باتوم استفاده کردند.
بر اساس همین گزارش مردم وارد پایگاه بسیج مقداد شده و عده ای هم زباله دانی های شهرداری را در این منطقه به آتش کشیدند.حدود ساعت ده شب، صدای الله اکبر مردم جای این نا آرامی ها را گرفت.
همزمان در یک پیام "توییتری" - سیستمی اینترنتی که هوادارای آقای موسوی برای پخش خبرها از آن استفاده می کنند - درخواست شده است که معترضان بار دیگر در روز چهارشنبه تجمع کنند: "فردا ساعت چهار بعد از ظهر در میدان هفت تیر در حمایت از موسوی/آزادی - برای بسیجی ها گل بیاورند - از درگیری پرهیز کنید."
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  11 نظر |


میرحسین موسوی که برای اولین بار از روز انتخابات در میان جمع حاضر می شد، از روی سقف یک اتومبیل برای حاضران در تجمع سخنرانی کرد و برای شرکت در انتخابات مجدد ابراز آمادگی کرد.
محمدرضا خاتمی برادر رئیس جمهور پیشین ایران نیز در جمع معترضان به نقل از محمد خاتمی خواستار ابطال نتایج انتخابات و برگزاری انتخاباتی تازه شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  15 نظر |


این تجمع با حضور میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، محمدرضا خاتمی و غلامحسین کرباسچی برگزار شد که هدف حضور این افراد در تجمع، دعوت مردم به آرامش اعلام شده است.



با این حال میرحسین موسوی که برای اولین بار از روز انتخابات در میان جمع حاضر می شد، از روی سقف یک اتومبیل برای حاضران در تجمع سخنرانی کرد و برای شرکت در انتخابات مجدد ابراز آمادگی کرد.
محمدرضا خاتمی برادر رئیس جمهور پیشین ایران نیز در جمع معترضان به نقل از محمد خاتمی خواستار ابطال نتایج انتخابات و برگزاری انتخاباتی تازه شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  3 نظر |


دستور العمل پیروزی بر کودتا اینست : از خشونت پرهیز کنید. اجازه ندهید که به این بهانه سرکوب را گسترش دهند. سعی کنید از تمامی ظرفیت قانونی استفاده نمایید. خشونت پاشنه آشیل اعتراضات عمومی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  6 نظر |


اخبار مربوط به اتفاقات این روزها را می توانید به صورت کوتاه در این آدرس ببینید و برای دیگران هم بفرستید. یا از این آدرس ار اس اس در گوگل ریدر استفاده کنید. بزودی نیز یک سایت خبری ویژه نیز راه اندازی خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  11 نظر |


در حالی که همه در بهت و حیرت به سر می برند شرایط تهران ناآرام است. بعد نظامی تحریف نتایج انتخابات آعاز شده است. صدای پای فاشسیم رساتر از هر زمان دیگری در خیابان های تهران شنیده می شود.
کوتوله ی دروغگو با شعبده بازی وزارت کشور تحت فرمان صادق محصولی، رئیس دولت دهم شده است. اما هیچ نمایشی نمی تواند ابن نتیجه را به مردم ایران بقبولاند.
همه اعتبار و مشروعیتی که نظام ایران در یک هفته اخیر برای خود جمع آوری کرده بود بر باد رفت.حالا تنها دو گزینه در برابر رفرمیستها و هواداران تغییر وجود دارد:
پذیرش دروغ قرن وانتخاب سر افکندگی و آینده ای سراسر وحشت و یا مقاومت و ایستادگی و سرافرازی ابدی بدون در نظر گرفتن نتیجه ای که حاصل می شود.درمورد این فاجعه و تبعات آن بیشتر خواهم نوشت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  27 نظر |


شهروندان اهوازی در حضور محمود احمدی نژاد جشن پیروزی میر حسین موسوی را برگزار کردند. در حالی که قرار بود ساعت 19 روز سه شنبه 19 خرداد و همزمان با سخنرانی احمدی نژاد در مصلی مهدیه اهواز زنجیر انسانی حامیان میر حسین تشکیل گردد، هجوم مردم، این زنجیره را تبدیل به تظاهراتی خودجوش علیه دولت احمدی نژاد نمود.


جمعیت که کیلومترها امتداد داشت، شعارهای تندی در نقد دولت احمدی نژاد سر می دادند و رئیس دولت را به دروغگویی متهم می نمودند. تظاهر کنندگان همچنین نسبت به سلامت انتخابات به مسوولان هشدار جدی دادند.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  17 نظر |


دیروز شهروندان اهوازی در حضور محمود احمدی نژاد جشن پیروزی میر حسین موسوی را برگزار کردند. در حالی که قرار بود ساعت 19 و همزمان با سخنرانی احمدی نژاد در مصلی مهدیه اهواز زنجیر انسانی حامیان میر حسین تشکیل گردد، هجوم مردم، این زنجیره را تبدیل به تظاهراتی خودجوش علیه دولت احمدی نژاد نمود.
علت عمده حضور غیر قابل پیش بینی مردم علارغم عدم تبلیغات عمومی این برنامه، ناراحتی اهوازیها از نصب هزاران بنر و پارچه نوشته سخنرانی احمدی نژاد و حرکت صدها اتوبوس و مینی بوس و انتقال هزاران دختر و پسر دانش آموزان -در ایام تعطیلی مدارس- از نقاط مختلف اهواز به سمت محل سخنرانی احمدی نژاد قلمداد می گردد.
در این تظاهرات بیش از یکصد هزار نفر - منابع غیر رسمی تا دویست هزار نفر هم تخمین زده اند- از شهروندان اهوازی با در دست داشتن تصاویر موسوی و خاتمی و پرچم های سبز رنگ نزدیک به 7 ساعت خیابان های اهواز را در اختیار خود گرفتند.
حضور کم تعداد نیروی های انتظامی، عدم دخالت این نیروها، نهایت همکاری مردم و پلیس و قانونمداری تظاهر کنندگان همه را شگفت زده کرده بود به طوری که هیچ مورد تخلف و درگیری گزارش نشد.
جمعیت که کیلومترها امتداد داشت، شعارهای تندی در نقد دولت احمدی نژاد سر می دادند و رئیس دولت را به دروغگویی متهم می نمودند. تظاهر کنندگان همچنین نسبت به سلامت انتخابات به مسوولان هشدار جدی دادند.
این تظاهرات خیابانی در ساعات پایانی شب به کارناوال شادی تبدیل شد که بر اثر ان اکثر خیابان های پر تردد و اصلی اهواز کاملن قفل شده بود. این کارناوال در ساعات اولیه بامداد چهارشنبه به پایان رسید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  27 نظر |


یادداشت «وقتی همه رشته های رئیس جمهور پنبه شد» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز دوشنبه 18 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.

هنگامی که محمود احمدی نژاد سعی کرد در مناظره با میرحسین موسوی آرای بخشی از طبقه متوسط را برای خود کسب کند، برخی از مسوولان نظام را متهم به سوءاستفاده مالی کرد. وی همچنین مدعی شد رقیب او در این انتخابات موسوی نیست بلکه آیت الله هاشمی رفسنجانی است.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  5 نظر |


مناظره میرحسین موسوی و مهدی کروبی به جایگاهی تبدیل شد که موسوی واقعی را بشناسیم. وی در ابتدای این مناظره می گوید: «ما در این چهار سال با پدیده‌ای رو به ‌رو هستیم که مستقیم در چشم مردم نگاه می‌کند و با اعتماد به نفس سیاه را سفید نشان می‌دهد.»
موسیو اضافه می کند : «این آقا می‌تواند به دوربین نگاه کند و 2 در 2 را بگوید که 4 تا نیست، 10 تا است. این را با اطمینان و با اعتماد به نفس هم می‌گوید و مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد.» [ببینید]
اما سخنان موسوی به همین جا ختم نمی شود. میر حسین دارد در همان قالب نخست وزیر امام قرار می گیرد. شجاع و با جسارت . صریح و بدون تعارف.


اوج این مناظره صحنه ای بود که میر حسین با تذکر مجری روبرو می گردد که در مورد کاندیدای غایب - احمدی نژاد- سخنی نگوید. موسوی اما اینبار سکوت را می شکند: «من در حضور شما و آقای کروبی می‌گویم که ایشان سه برابر این زمان بیایند و صحبت کنند و هر دروغی که می‌خواهند بگویند!».
موسوی با این جملات سخنانش را پایان می دهد: «ای مردم! اینها نقشه مار می‌کشد وسعی می‌کند شما را به بیراهه ببرد. ایشان همه جا صحبت می‌کند و اتهام می‌زند و صداوسیما و سایت‌ها و پول‌ها را در اختیار دارد.»
ای پایان سخنان موسوی و آغاز موجی بود که شهر های مختلف را در بر گرفت. اس ام اس ها آغاز شد و همین پیامک ها تبدیل به شعار می شدند.
جوانان و هواداران سبز پوش موسوی به خیابان ها ریختند و فریاد می زدند: «دو دو تا ده تا». فریاد احمدی بای بای را می شد از اکثر ماشین هایی که عبور می کردند شنید.
شب گذشته ایران حال و هوای دیگری داشت. کوس رسوایی دولت نهم را میرحسین موسوی با همراهی مهدی کروبی در رسانه ی ملی به صدا در آورد و همه رشته های احمدی نژادیها پنبه نمود!
حالا باید منتظر ماند دولتی که برای ماندن در قدرت سفید را سیاه، زیاد را کم و درست را نادرست می نماید در برابر غرشهای «شیرحسین» به چه دست آویزی متوسل خواهد شد.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  10 نظر |


با شرکت در این نظرسنجی بگویید که «برنده مناظره محمود احمدی نژاد و مهدی کروبی کدامیک بودند؟ ». در این نظرسنجی چهار گزینه ی مهدی کروبی ، احمدی نژاد ، میر حسین موسوی و هیچکدام وجود دارد که حداکثر می توانید دو گزینه را انتخاب کنید.
شما همچنین می توانید برای شرکت در نظر سنجی های این وبلاگ در همین صفحه در قسمت بالای ستون سمت راست نظر خود را وارد کنید. با مراجعه به لینک سایر نظرسنجی ها، آخرین نظرسنجی فعال و نتایج دیگر نظرسنجی ها را مشاهده کنید.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  199 نظر |


یادداشت «ادب مرد به ز دولت اوست» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز شنبه 16 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.

فضای سیاسی این روزها بیش از هر زمان دیگر ملتهب است. گرچه به نظر می رسد آغاز این شرایط از مناظره آقایان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد آغاز شد اما به واقع شاید این مناظره نقطه اوج روندی بود که سال ها پیش آغاز شده بود.
شاید نقطه آغاز آن اتفاق را بتوان قتل های زنجیره یی روشنفکران در پاییز 77، کتک خوردن مهاجرانی و عبدالله نوری وزرای خاتمی در جریان یک راهپیمایی، فاجعه 18 تیر و حمله به کوی دانشگاه تهران یا حتی ترور سعید حجاریان دانست. حتی شاید بتوان به سال ها پیش از این اتفاقات بازگشت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  2 نظر |


اصلاح طلبان و منتقدان دولت در این چهار سال بارها و بارها دولت نهم و محمود احمدی نژاد را به ارائه اطلاعات غلط و یا دروغ متهم نموده اند. تازه ترین مورد از این اتنقادات به ماجرای دیدار سید محمد خاتمی و ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه و همچنین بیانیه سعد آباد باز می گردد.
برای بررسی میزان صحت و سقم اتهاماتی که اصلاح طلبان به دولت نهم وارد می کنند می تواند در یک بازه زمانی مشخص به گفته های محمود احمدی نژاد مراجعه نمود. احمدی نژاد در زمانی کمتر از 45 دقیقه در مناظره با میر حسین موسوی به نکاتی اشاره کرد که در روزها بعد محل مناقشه شد:

1- 320هزارتیتر توهین آمیز علیه دولت. ما نه یک روزنامه ای را بستیم. نه فشارآوردیم.*
یعنی تقریبن 300 تیتر در هر روز (دروغ شاخدار) . شرق ، شهروند، یاس نو ، هم میهن و ... در این 4 سال تعطیل شدند. بسیاری از رونامه های مجبور شدند تیتر های مورد نظر دولت را علیه خود منتشر کنند تا تعطیل نگردند. (3 دروغ)

2- ملوانان انگلیسی دستگیر شدند، ماجرا اوج گرفت اقای بلر کتبا نامه داد، عذر خواهی کرد و گفت ما سیاست های مان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد.
وزارت امور خارجه انگلستان اساسن این موضوع را تکذیب کرد. در همان زمان تونی بلر 48 ساعت به ایران برای آزادی ملوانها اولتیماتوم داده بود. (1 دروغ)

3- موضوع ستاره دار در زمان آقای معین درست شد درهمان سال اول این دولت منتفی شد ما نفی کردیم گفتیم این توهین به دانشجوست وزیر علوم ما این را برداشت.
در حالی که دکتر معین این سخنان را دروغ خواند، در این چهار سال بیش از 60 دانشجوی از تحصیل محروم شده اند. (2 دروغ)

4- من اینجا پرونده ای دارم برای یک خانم شما می شناسید در تبلیغات انتخاباتی کنار شما می نشیند، برخلاف همه قوانین کشور همزمان که کارمند بوده دو تا رشته فوق لیسانس خوانده در دانشگاه ازاد دکترا گرفته بدون کنکور .
موسوی این موضوع را تکذیب نمود. ضمن اینکه در همان زمان که احمدی نژاد استاندار اردبیل در دولت هاشمی بود با مسوولیت دولتی دوره دکترای خود را می گذراند. (1 دروغ)

5- بنده موضع گیری کردم علیه هولوکاست. رهبری هم تایید کرد. ملت هم تایید کردند.
بر اساس کدام ادله رهبری افسانه بودن هالوکاست را تایید کردند. بر اساس کدام نظرسنجی ااحمدی نژاد علام می کند که ملت هم تایید کردند. (2 دروغ)

6- درهمین تهران، مقاله نوشتند دوران امام ، شما سکوت کردید . دولت وقت از آن مقاله نویس حمایت کرد.
احمدی نژاد به ترجمه جعلی روزنامه کیهان ازمصاحبه اکبر گنجی با روزنامه ای اروپایی اشاره می کند که توسط گنجی تکذیب شد. مصاحبه در آلمان بود و هیچکس در دولت خاتمی نیز از آن حمایت نکرد. (3 دروغ)

7- ماجرای کردان [ . . . ] من در مجلس گفتم این جور مدارک را من ارزشی برایش قایل نیستم استاد دانشگاه دکترا باید کسی باشد شب نخوابی کشیده باشد.
در حالی که احمدی نژاد در همان زمان گفته بود این کاغذ پاره ها ارزشی ندارد و مهم اینست که وزیر آیا توانایی انجام مسولیت خود را دارد یا خیر. (1دروغ)

8- دیروز بنده در مشهد بودم این چند صد هزار آدم اینها مردم این مملکت نیستند .
حالا اگر نگوییم دورغ باید گفته شود در این مورد آقای احمدی نژاد آمار غلط می دهند. چند ده هزار نفر را چند صد هزار نفر می کنند. (1 دروغ)

9- در ماجرای تحصن نماینگان مجلس ششم ، برخی با کنگره امریکا تماس گرفتند و درخواست حمایت کردند.
این دروغ دیگر از هر دروغ دیگری شاخدارتر بود. چرا مسوولان امنیتی و قضایی در این مورد هیچ پیگیری نکردند؟ (1دروغ)

این بررسی می توانست به موارد دیگری نیز گسترش پیدا کند اما برای رد آنها ، دلیل و مدرک لازم بود و برای جلوگیری از گسترش بحث از این کار خوداری شد.
آقای احمدی نژاد در 45 دقیقه حداقل 15 دروغ گفته اند. یعنی متوسط هر سه دقیقه ارائه یک دروغ یا آطلاعات غیر واقعی. حالا اگر این موضوع را به دیگر سخنرانی های رئیس دولت نهم و همکارانشان گسترش بدهیم چه نتیجه ای می توان گرفت؟
*مبنع سخنان احمدی نژاد: خبرگزاری دولتی ایرنا
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  52 نظر |


میر حسین موسوی در مناظره امشب با محسن رضایی با توجه به اتفاقات شب پیش سخنان را اینگونه آغاز نمود: «ادب مرد به زه دولت اوست».
صدای سوت و کف و فریاد الله اکبر و شعار نصر من الله ... در هم عجین می شود و همه با هم این جمله را تکرار می کنند: «آری ! ادب مرد به ز دولت اوست».
آقای احمدی نژاد این تکلیف امشب و شاید هر شب شماست. روزی صد بار بنویس «ادب مرد ...»، بنویس دیگر تهمت نخواهم زد، برای کسی پرونده سازی نخواهم کرد، آبروی کسی را نخواهم برد و ناموس کسی را گرو نخواهم گرفت.
 | مهدی محسنی |  0 دنبالک  |  19 نظر |


مناظره میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد جنجالی تر آن بود که پیش بینی می شد. پس از مناظره نیز بحث اینکه چه کسی برنده بود آغاز شد و هر طرف به دلایلی خود را برنده این رقایت خواند.
باید اشاره کرد آن کسی که این مناظره ها را می برد لزومن برنده انتخابات نیز نخواهد بود.بسته به اینکه ما ملاک برد و باخت را چه مواردی در نظر بگیریم.
ممکن است کسی دروغ بگوید، بد اخلاقی کند، تهمت بزند و به باور ما مناظره را ببازد اما با همان دورغ پراکنی ها و بی اخلاقی ها آرای بیشتری جذب نماید. پی او می تواند برنده واقعی محسوب گردد.

میر حسین موسوی برنده مناظره بود:
سایت کلمه زیر عنوان «پیروزی نجابت بر هتاکی» مشروح این مناظره را منتشر کرد. آفتاب نیز نوشت: «موسوی از 12 دقیقه پایانی وقت خود به خوبی استفاده کرد و باید گفت که این 12 دقیقه، به عنوان 12 دقیقه طلایی در تاریخ و اذهان مردم ایران ثبت خواهد شد.»
هواداران موسوی به این موضوع اشاره می کنند که احمدی نژاد از دایره ادب، انصاف و عدالت خارج شد و موسوی با متانت و پرهیز از توهین متقابل درس اخلاق به او داد.
همچنین بسیاری معتقدند احمدی نژاد به دلیل اینکه هیچ نقطه ی تاریکی در پرونده میر حسین موسوی بدست یاورده بود سعی کرد با حمله با خاندان هاشمی و ناطق نوری ، موسوی را همدست انها جلوه دهد.
احمدی نژاد در مورد دانشجویان ستاره دار دروغ گفت، در مورد پرونده نفتی صادق محصولی در زمان استانداری احمدی نزاد در اردبیل سکوت کرد، بدرقه باشکوه جاسوسان انگلیسی را افتخار آمیز خواند، در مو